دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1032
تعداد نوشته ها : 1
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
محمد محمدي
من که خیلی خوشم اومد شما چی؟خدایا با من قهری...!!!  خدا: بنده من نماز لب بخوان که یازده رکعت است.... . بنده: خدایا! خسته ام، نمی توانم نیمه شب یازده رکعت نماز بخوانم!خدا: بنده من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان... .بنده: خدایا! سه رکعت زیاد است!خدا: بنده من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و با من سخن بگو...!!!بنده: خدایا! من در رخت خوابم و اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد! خدا: بنده من! همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله... .بنده: خدایا! هوا سرد است و نمی توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!خدا: بنده من!در دلت بگو یا الله،ما نماز شب برایت حساب می کنیم....بنده من اعتنایی نمی کند و می خوابد.....خدا:ملائکه من !ببینید من اینقدر ساده گرفته ام، اما بنده من خوابیده است.چیزی به اذان صبح نمانده است، او را بیدار کنید،دلم برایش تنگ شده است ،امشب با من حرف نزده است...فرشته: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!                                   اذان صبح را می گویند،هنگام طلوع آفتاب است.....خدا:ای بنده! بیدار شو، نماز صبحت قضا می شود.....                       خورشید از مشرق سر بر می دارد.خداوند رویش را بر می گرداند.خدا:ملائکه من!آیا حق ندارم با این بنده قهرکنم؟   
دسته ها :
سه شنبه پانزدهم 11 1387
X