دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3556
تعداد نوشته ها : 23
تعداد نظرات : 1
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

امنیت ملی و فرهنگ ایثار و شهادت


تهران – حیات

برای بررسی تاثیر شهادت بر امنیت، ابتدا باید به تشریح مفهوم امنیت پرداخت.
امنیت از دیرباز یکی از نیازهای اولیه بشر بوده و بسیاری از جنگ ها و صلح ها جهت به دست آوردن و حفظ امنیت بوده است.
به طور کلی واژه امنیت عمدتا به نوعی احساس روانی اطلاق می گردد که در آن به خاطر مبرا بودن از ترس، وضعیت آرامش و اطمینان خاطر حاصل می گردد. پدیده هایی که ممکن است باعث ترس شده و آرامش و اطمینان خاطر افراد را مختل سازند، بسیار متعدد و درعین حال پیچیده اند.
با گذشت زمان و ایجاد تغییراتی در توقعات و نیازهای انسان ها، متغیرهای جدیدی برای تعریف امنیت وارد عرصه می شوند. برای مثال امروزه پدیده هایی چون تخریب محیط زیست از مهم ترین عوامل بر هم زننده امنیت بشر تلقی می شود درحالی که تا صد سال پیش چنین چیزی اصلا متصور نبود.
در مطالعه مفهوم امنیت با دو نگرش سنتی و نوین روبرو می شویم؛ در نگرش سنتی دولت ها منشا اصلی تهدید و مسوول اولیه برقراری امنیت می باشند. براین اساس، امنیت به صورت حفاظت فیزیکی از دولت در مقابل تهدیدهای خارجی تعریف می گردد. این نگرش جهان را عرصه کشمکش برسر قدرت و امنیت می بینند و برآن است که وضعیت جنگی، مشخصه محوری و پایدار نظام بین الملل است.
اگر از حیطه مفهوم سنتی امنیت ملی که ناظر بر فقدان خطر و آسودگی از حملات نظامی دشمن است، خارج شده و به مفهوم جدید امنیت ملی ملتزم شویم، آن گاه گستره پیوند عمیق امنیت در ابعاد اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، دفاعی و ... با جهان خارج به روشنی محقق می شود.
اگر در دوران جنگ سرد حوزه امنیت در بعد نظامی و تنها میان دو ابرقدرت تئوریزه می گردید، امروزه حوزه امنیت در ابعاد گوناگون اقتصادی، نظامی، فرهنگی، زیست محیطی، اجتماعی و ... و میان همه دولت ها و بازیگران نوین بین المللی از جمله رسانه ها، سازمان های فراملی، سازمان های جنایی، گروه های غیردولتی، شرکت های چندملیتی و ... تئوریزه می گردد.
پیچیده ترین و مهم ترین مولفه امنیت ملی در هر کشور، امنیت فرهنگی است. برای یک کشور که هویت فرهنگی آن، مولفه اصلی تلقی می شود، این امر اهمیت بیشتری خواهد داشت و هرچه این حکومت، مبانی فکری و اعتقادی و الگوهای رفتاری دیگران را به چالش بیشتری کشانده باشد، از تهدیدات بیشتری برخوردار خواهد بود.
بنابراین، تهدیدات فرهنگی که از آن به تهاجم فرهنگی و یا تهدید نرم یاد می شود، به دنبال ایجاد انواع بحران های فرهنگی – سیاسی در جامعه برای دستیابی به اهداف و اغراض سیاسی است. هدف اصلی از این نوع تهدید، حذف باورمندی جامعه و سلب اراده و روحیه مقاومت و در مجموع استحاله فرهنگی – سیاسی است.
در این نوع تهدید تلاش می شود، ملتی دارای آرمان به ملت بی آرمان تبدیل شود و آن هم به دست خود، الگوهای رفتاری خود را در حوزه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به چالش اندازد.
هدف از هرنوع تهدید تاثیرگذاری بر اندیشه، عواطف و اراده و سرانجام به تسلیم کشاندن حریف است. بنابراین نقطه مشترک همه تهدیدات، تحمیل اراده به نیروی مقابل است. تفاوت های تهدیدات، در به کارگیری روش ها، ابزارها و ... است.
تهدید می تواند با تاکید بر توان فیزیکی (لشکرکشی، اشغال خاکریز و سرزمین، نابودی و کشتن انسان ها و ویران نمودن مراکز اقتصادی) اجرا شود و یا می تواند با تکیه بر روش های سیاسی، روانی و شیوه های غیرخشونت آمیز و با به کارگیری قدرت نرم برای تاثیرگذاری بر اراده حریف و نیروی مقابل انجام گیرد.
بی تردید اگر فکر، اراده و قدرت روحی حریف تسخیر شود، کاربرد قدرت سخت و لشکرکشی ضرورتی نخواهد داشت. از همین رو، قدرت های استکباری با کاربرد عملیات روانی، مقاومت ملت ها و نظام های سیاسی را پیش از عملیات نظامی فرو می ریزند یا برای سرعت بخشیدن در اهداف عملیات نظامی، اقتصادی و سیاسی از سلاح عملیات روانی به منظور سلب اراده و انگیزه نبرد در نخبگان یک کشور، مردم و نیروهای مسلح بهره می گیرند و عملا خاکریزهای دفاعی کشور بدون خونریزی سقوط می کند.
بنابراین امروزه تهدید نرم موثرترین، کارآمدترین و کم هزینه ترین و درعین حال خطرناک ترین و پیچیده ترین نوع تهدید علیه امنیت ملی یک کشور است، زیرا می توان با کمترین هزینه با حذف لشکرکشی و ازبین بردن مقاومت های فیزیکی به هدف رسید؛ زیرا با عواطف، احساسات، فکر و اندیشه و باور و ارزش ها و آرمان های یک ملت و نظام سیاسی ارتباط دارد.
ابعاد این جنگ و تهدید گسترده تر و مخرب تر است زیرا دین، فکر و آرمان ملت ها را آماج تهاجم خود قرار می دهد. تهدید نرم به "روحیه" به عنوان یکی از عوامل قدرت ملی خدشه وارد می کند، عزم و اراده ملت را از بین می برد و مقاومت و دفاع از آرمان  و سیاست های نظام را تضعیف می کند. فروپاشی روانی یک ملت می تواند مقدمه ای برای فروپاشی سیاسی- امنیتی و ساختارهای آن باشد.
"جوزف نای" قدرت نرم را شیوه غیر مستقیم رسیدن به نتایج مطلوب بدون تهدید یا پاداش ملموس می داند. این شیوه غیر مستقیم رسیدن به نتایج مطلوب چهره دوم قدرت است. بر این پایه یک کشور می تواند به مقاصد مورد نظر خود در سیاست جهانی نایل آید، چون کشورهای دیگر، ارزش های آن را می پذیرند، از آن تبعیت می کنند، تحت تاثیر پیشرفت و آزاداندیشی آن قرار می گیرند و در نتیجه خواهان پیروی از آن می شوند.
در این مفهوم آنچه مهم تلقی می شود، تنظیم دستور العملی است که دیگران را جذب کند. بنابراین قدرت نرم ، توانایی کسب آنچه که می خواهید از طریق جذب کردن و نه از طریق اجبار و یا پاداش می باشد.
تهدیدات نرم پیچیده و محصول پردازش ذهنی نخبگان می باشد و اندازه گیری آن مشکل است. در حالی که تهدیدات سخت، عینی، واقعی و محسوس است و می توان آن را با ارایه برخی از معیارها، اندازه گیری کرد. روش اعمال تهدیدات سخت استفاده از زور و اجبار است در حالی که در تهدید نرم، از روش القا و اقناع سازی بهره گیری می شود.
هدف در تهدیدات سخت، تخریب و حذف فیزیکی حریف و تصرف و اشغال سرزمین است. در حالی که در تهدید نرم هدف تاثیرگذاری بر انتخاب ها، فرایند تصمیم گیری و الگوهای رفتاری حریف و در نهایت سلب هویت های فرهنگی است.
مفهوم امنیت در رهیافت های نرم افزارانه شامل امنیت ارزش ها و هویت های اجتماعی است، در حالی که این مفهوم در رهیافت های سخت افزارانه به معنای نبود تهدید خارجی تلقی می شود. تهدیدات سخت، محسوس و همراه با عکس العمل و برانگیختن است. در حالی که تهدیدات نرم به دلیل ماهیت غیر عینی و محسوس آن، عمدتا فاقد عکس العمل است.
مرجع امنیت در حوزه تهدیدات سخت عمدتا دولت ها هستند در حالی که مرجع امنیت در تهدیدات نرم محیط فروملی و فراملی (هویت فروملی و جهانی) است. کاربرد قدرت سخت در رویکرد امنیتی جدید عمدتا مترادف با فروپاشی نظام های سیاسی- امنیتی مخالف یا معارض است، در حالی که کاربرد قدرت نرم در رویکردهای امنیتی جدید علیه نظام های سیاسی مخالف یا معارض، متراف با فرهنگ سازی و نهادسازی در چهارچوب اندیشه و الگوهای رفتاری نظام های لیبرال و دمکراسی تلقی می شود.
با توجه به تعریفی که از مفهوم امنیت شد، می توان به تاثیر فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت بر امنیت ملی نیز پی برد. شهادت از دو طریق می تواند بر امنیت تاثیر گذار باشد. اولین تاثیر ایثار و شهادت و فرهنگ شهادت طلبی بر مقوله امنیت به مفهوم سنتی آن است.
روحیه شهادت طلبی هم نقش بازدارندگی دارد و دشمن را از تهاجم باز می دارد و هم باعث می شود در هنگامه هجوم، جوانان و مردان این دیار به میدان جنگ شتافته و از حریم اسلام حراست و پاسداری نمایند.
تجربه اکثر کشورها نیز نشان می دهد که هرگاه روحیه ایثار و فداکاری در میان مردم ضعیف بوده، دشمن نه تنها در تهاجم خود موفق بوده بلکه توانسته است بخش هایی از خاک کشور مورد هجوم را از آنان جدا نماید. از این رو روحیه فداکاری و شهادت طلبی سد محکمی در برابر تهاجم دشمن به شمار می آید.
اما مهمترین تاثیری که فرهنگ ایثار و شهادت بر امنیت کشور دارد، تاثیر فرهنگی و نرم است. فرهنگ شهادت و شرح حال زندگی و رشادت های شهدا در صورتیکه بتواند به زیبایی به نسل جوان منتقل شود، می تواند نسلی مومن تربیت نموده که در هنگامه خطر به مانند پیشینیان خود به میدان جهاد و شهادت بشتابد.
فرهنگ شهادت هم به جهت بازدارندگی، امنیت کشور را از تهاجم نظامی تامین می کند و هم با عطرآگین کردن فضای کشور و مقابله با تهدیدات نرم دشمن، باعث تربیت نسلی مومن و شهادت طلب گشته که در هنگامه خطر به دفاع از اسلام می پردازند.
نشر فرهنگ ایثار و شهادت همچنین می تواند نسلی شجاع و ایثارگر تربیت نموده تا مانند شهدا در میدان جهاد علمی نیز نقش آفرینی کنند.از این رو دستگاه های فرهنگی کشور باید کوشش نمایند با معرفی هر چه بیشتر شهدا به نسل جوان، آنان را با فداکاری های این شهدا آشنا نمایند و این کار را مقدمه تربیت جوانان و سازندگی کشور قرار دهند.

منبع : www.hayat.com


دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 10 1387
X