دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 187699
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

رهبری

در رأس قیام عاشورا، امام‏حسین(ع) و در فراز انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) قرار داشت. یزید بن معاویه و محمدرضا پهلوی در سوی دیگر این دو نهضت بودند.

 

1- حسین بن علی(ع)

امام خود را این گونه معرفی می‏کند:

«ما دودمان پیامبریم و به عهده‏داری این امر (حکومت) و ولایت بر شما، از دیگرانی که به ناحق مدعی آنند و میان شما به ستم و تجاوز حکومت می‏کنند، سزاوار تریم».

حسین(ع) خطاب به ولید، هنگامی که از او خواست با یزید بیعت کند، فرمود:

«ما خاندان نبوت و معدن رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و نزول رحمت‏ایم. خداوند به ما آغاز کرده و به ما ختم نموده است.»

امام در اعتراض به سخنان معاویه در مدینه که فضایل یزید را برمی‏شمارد، فرمود: «کسی را وانهاده‏ای که از نظر پدر و مادر و صفات شخصی از یزید بهتر است!» معاویه گفت: گویا خودت را می‏گویی؟! حضرت فرمود: آری.»

در جای دیگر فرمود:

به خدا قسم! من به خلافت شایسته‏ترم، پدرم بهتر از پدر یزید است، جدم برتر از جد اوست، مادرم بهتر از مادر اوست و خودم بهتر از اویم.»

 

2- یزید بن معاویه

امام‏حسین(ع) در نامه‏ای به معاویه نوشت:

«جوانی را به ولایت امر مردم تعیین کرده‏ای که شراب می‏خورد و با سگ، بازی می‏کند! به امانت خود خیانت کرده و مردم را تباه ساخته‏ای. چگونه یک شرابخوار را به تولیت امور امت محمد(ص) می‏گماری؟! شرابخوار که امین بر یک درهم نیست، چگونه نسبت به امت امین باشد؟!» «یزید، خودش گواه رأی اوست. او برای همان کارهایی که مشغول است مثل بازی با سگ‏ها، کبوتربازی، نوازندگی و عیاشی، بهتر است. بیش از این بار ستم بر دوش مکش.»

یزید در سه سال پادشاهی، سه جنایت فجیع مرتکب شد:

اوّل، در 61هجری، امام‏حسین(ع) و خاندان عصمت و طهارت و یاران او را به شهادت رساند.

دوم، در 63 هجری، به مدینه حمله کرد و به مدت سه روز، یاران وی مردم شهر را کشتند؛ اموال آنان را به غارت بردند و زنان‏شان را غاصبانه به مِلک خود درآوردند.

سوم، در 64 هجری، به بهانه سرکوبی عبدالله بن زبیر که در خانه خدا پناه گرفته بود، به مکه حمله برد و خانه خدا را با منجنیق به سنگ و آتش بست.

 

3- امام خمینی(ره)

مقام معظم رهبری در معرفی حضرت امام(ع) فرمود:

«امام‏خمینی(ره) آن چنان بزرگ بود که در میان بزرگان و رهبران جهان و تاریخ، به جز انبیا و اولیای معصومین(ع) به دشواری می‏توان کسی را با این ابعاد و با این خصوصیات تصور کرد...آن بزرگوار، قدرت ایمان را با عمل صالح، اراده پولادین را با همت بلند، شجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت، صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت، صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست، تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت، ابهت و صلابت رهبری را با رقّت و عطوفت و خلاصه بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه آن در قرن‏ها و قرن‏ها به ندرت ممکن است در انسان بزرگی جمع شود، همه و همه را با هم داشت. الحق شخصیت آن عزیز یگانه، شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور و اساطیر گونه بود.»

ایشان در جای دیگر فرمود:

«او عبد صالح و بنده خاضع خدا و نیایشگر نیمه شب‏ها و روح بزرگ زمان ما بود. او الگوی کامل یک مسلمان و نمونه بارز یک رهبر اسلامی بود. او به اسلام عزت بخشید و پرچم قرآن را در جهان به اهتزاز در آورد و ملت ایران را از اسارت بیگانگان نجات داد و به آنان غرور و شخصیت و خودباوری بخشید و او صلای استقلال و آزادگی را در سراسر جهان سرداد و امید را در دل‏های ملل تحت ستم جهان زنده کرد.

... امام خمینی(قدس سره) پدر مهربان، معلم دلسوز، مرشد حکیم، دیده‏بان همیشه بیدار، طبیب درد و درمان شناس، سروش رحمت خدا بر امت، یادگار انبیا و اولیا در زمین بود...امام خمینی(قدس سره) یک حقیقت همیشه زنده است. راه او، راه ما؛ هدف او، هدف ما و رهنمود او، مشعل فروزنده ما است.»

 

4- محمد رضا پهلوی

یکی از نویسندگان می‏نویسد: «شاه فردی بود که آن قدر از اموال این ملت بیچاره را به حساب‏های شخصی خود در بانک‏های خارج واریز کرد که طبق آمار منتشره در سال‏های پس از پیروزی انقلاب‏اسلامی، سود خالص سرمایه گذاری‏های شاه در دنیا در هر دقیقه بیش از شصت هزار دلار و سود سالانه او بالغ بر سه میلیارد دلار بوده است.»

از خیانت‏های بزرگ شاه به ملت ایران، جشن تاج‏گذاری بود که از بیستم مهر تا بیستم آبان 1346 برگزار شد. بخشی از هزینه‏های این جشن عبارت بود از: تاج شاه با 3380 قطعه الماس، 50 قطعه زمرد و 368 حبه مروارید به وزن دوکیلو و هشتاد گرم و از نظر قیمت، غیر قابل تخمین.

تاج همسر شاه با 1646 قطعه الماس و تعداد مشابهی از جواهرات دیگر و طلا به قیمت تخمینی چهارده میلیون دلار.

پیراهن همسر شاه مزیّن به چهل هزار الماس. وان حمام بلورین 75هزار دلار و هزینه درشکه مخصوص 150 هزار دلار.

امام خمینی(ره) بیش از هر کس، به امام‏حسین(ع) شبیه بود و محمدرضا پهلوی به یزید بن معاویه. و این مقایسه که از سوی روحانیت و مردم صورت می‏گرفت، از عوامل بروز و پیروزی انقلاب اسلامی به شمار می‏رود. برای تأیید این سخن، می‏توان به بخشی از یک سند از مجموعه اسناد منتشره شده سفارت آمریکا استناد کرد:

روحانیون مسلمان کشور از جمله جسورترین منتقدین شاه به حساب می‏آیند. در یکی از بحث‏های مرسوم احساسی، شاه را با یزید که مسؤول قتل امام‏حسین[ع [در قرن هفتم بود مقایسه می‏نمایند. این رویداد تاریخی شیعه، هسته اصلی اسلام مرسوم در ایران بود و هر ساله در صدها نقطه از کشور با برپایی نمایش‏های دراماتیک نحوه قتل امام‏حسین(ع) و خانواده‏اش را در اذهان زنده می‏کنند.

چرا چنین مقایسه‏ای به پیروزی انقلاب‏اسلامی مدد رساند؟ به آن دلیل که، حاصل این مقایسه آن بود که در یک سو امامِ نور و در سوی دیگر امام شرّ را می‏دیدند. به بیان دیگر، در امام عادل زمان، صفاتی را می‏یافتند که به اسلام واقعی نزدیک‏تر بود و از این‏رو، وی را حسین زمان و شایسته دفاع می‏دیدند. بخشی از این صفات را مرور می‏کنیم:

 

1- تکلیف گرایی

وقتی دو نفر از سوی والی مکه برای امام‏حسین(ع) امان نامه آوردند تا از ادامه سفر بازش دارند، فرمود:

«درخواب، پیامبر خدا را دیدم. به چیزی فرمان یافتم که در پی آن خواهم رفت، به زیانم باشد یا به سودم.»

زمانی‏که فرزدق از اوضاع نامطمئن کوفه گزارش داد، امام فرمود:

«اگر قضای الهی بر همان چه که دوست می‏داریم، نازل شود، خدا را بر نعمت‏هایش سپاس می‏گوییم...و اگر تقدیر الهی میان ما و آن چه امیدداریم، مانع شد، پس کسی که نیتش حق و درونش تقوا باشد، از حق تجاوز نکرده است.»

امام‏خمینی(ره) هم در این باره فرمود:

«حضرت سیدالشهدا تکلیف برای خودش دانستند که بروند و کشته بشوند و محو کنند آثارمعاویه و پسرش را.»

امام‏خمینی(ره) با درک پیام عاشورا، در سراسر زندگی سیاسی اجتماعی خویش بر معیار تکلیف عمل کرد و حرکت نمود و عقیده داشت:

«همه ما مأمور به ادای تکلیف و وظیفه‏ایم، نه مأمور [به] نتیجه.»

به هنگام پذیرش قطع‏نامه 598 فرمود:

«شما را می‏شناسم، شما هم مرا می‏شناسید. در شرایط کنونی آن چه موجب امر [قبولی قطع نامه] شد تکلیف الهی‏ام بود.»

 

2- قاطعیت و شجاعت

ایمان راسخ به ادای‏تکلیف، شجاعت و قاطعیت می‏آفریند. به این دلیل، امام‏حسین(ع) پس از برخورد با سپاه حر فرمود:

«شأن و موقعیت من، موقعیت کسی نیست که از مرگ بهراسد.»

در جایی دیگر فرمود:

«نه دست ذلت به اینان می‏دهم و نه‏چون بردگان فرار یا اقرار می‏کنم.»

تعبیر امام‏خمینی(ره) از شجاعت و قاطعیت امام‏حسین(ع) این بود که «ماه محرم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد، ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد.»

امام با درس گرفتن از عاشورا فرمود:

«من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می‏کنم که اگر جهان خواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست.»

بنابراین جای شگفتی نیست که بفرماید:

«والله من به عمرم نترسیدم.»

 

3- اتکال به خدا

امام‏حسین(ع) در پاسخ به سخنان ضحّاک بن عبدالله مشرقی،مبنی بر آمادگی کوفیان برای جنگ با سیدالشهدا فرمود:

«حسبی الله و نعم الوکیل؛ خدا برای من بس است و او خوب پشتیبان و تکیه گاهی است.»

حسین بن علی(ع) در صبح عاشورا با آغاز حمله دشمن، در نیایش به درگاه خدا، اتکال و اعتماد به پروردگار در گرفتاری و پیشامدهای سخت را ضروری دانست و خدا را به عنوان عامل پشتگرمی و اطمینان نفس و نیروی حمایتگر و پشتیبان خویش خواند. امام‏خمینی(ره) نیز به پیروی از جدش با اتکای بر قدرت لایزال الهی به تنهایی و با دست خالی قیام کرد و به نتیجه رسید و در طول دوران انقلاب هیچ‏گاه مأیوس نگشت.

این صفات و صفات متعدد دیگر نشان می‏دهد یک عامل جاودانگی قیام عاشورا و به تأثیر از آن، عامل پیروزی انقلاب‏اسلامی در بُعد رهبری الهی آن دو بود.

ادامه دارد...


دسته ها : انقلاب اسلامی
يکشنبه 22 10 1387
X