دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 147965
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي

عطار شعر پارسی


یکى از سرآمدان شعر و ادب فارسی، عطار نیشابورى است. مورخان و محققان، نام او را «محمد» و لقبش را «فرید الدین» و کنیه اش را «ابوحامد» نوشته اند. در اشعارش بیشتر به «عطار» تخلص نموده و گاهى هم «فرید» را که بى گمان مخفف لقب اوست - براى تخلص شعرى خود برگزیده است. نام پدر عطار هم ابراهیم و کنیه او ابوبکر است و بعضى به اشتباه، جز این نوشته اند. مادر او هم زنى اهل معنى و خلوت گزیده بوده است. عطار در وصف مادر خود سروده است؛
اگر چه رابعه، صد تهمتن بود
ولیکن ثانیه این نیک زن بود
نبود او زن که مرد معنوى بود
سحرگاهان، دعاى او قوى بود
سال تولد شیخ را که اکثر مورخان 512 یا 513 در «کدکن نیشابور» نگاشته اند، که به دلایلى نادرست است زیرا اگر قتل او را در سال 618 و در قتل عام نیشابور به دست مغول درست بدانیم به ناچار باید مدت عمر او را یکصد و شش سال پنداشت که این نظر، با اشعار شیخ که عمر خود را از سى سالگى تا هفتاد و اند سالگى ذکر کرده، سازگار نیست. آخرین سالى را که عطار براى عمر خود ذکر کرده است، «هفتاد و اند» است:
مرگ در آورد پیش، وادى صد ساله راه
عمر تو افکند شست بر سر هفتاد واند
پس بنابراین شیخ بیش از هفتاد سال و کمتر از هشتاد سال عمر داشته است و اگر بپذیریم عطار در سال 618 به دست مغولان کشته شده، در آن تاریخ نزدیک به هشتاد سال سن داشته، پس فرض ولادت او در حدود سال 540 به واقع نزدیکتر است.
شیخ عطار داروخانه اى داشته که در آن به کار طبابت مى پرداخته است؛
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم مى نمودند
و در همان ایام، شعر هم مى سرود و دو کتاب معروف «مصیبت نامه» و «الهى نامه» را در داروخانه آغاز کرد؛
مصیبت نامه کاندوه جهان است
الهى نامه کاسرار عیان است
به داروخانه کردم هر دو آغاز
چه گویم زود رستم زان و این، باز
ظاهرا اشتغال به کار طبابت و اداره کردن داروخانه‌اى پر رونق که هر روز پانصد شخص در آنجا نبض مى نمودند، عطار را از هر کس بى نیاز مى کرد؛
بحمد الله که در دین بالغم من
به دنیا از همه کس فارغم من
هر آن چیزى که باید بیش از آن هست
چرا یازم به سوى این و آن دست؟
و به همین سبب است که شیخ زبان به مدح شاهان نیالود و قدر و منزلت سخن را نکاست و لطافت شعر خود را به دون همتى تیره نساخت؛
لاجرم اکنون سخن با قیمت است
مدح منسوخ است و دقت حکمت است
دل زمنسوخ وز ممدوحم گرفت
ظلمت ممدوح در روحم گرفت
تا ابد ممدوح من حکمت بس است
در سر جان من این همت بس است

مذهب عطار
چنانکه از ظاهر آثار عطار بر مى آید، او بر مذهب اهل سنت بوده است. اظهار ارادت فراوانى که عطار نسبت به خلفاى سه گانه و شافعى و ابو حنیفه در مثنوى خسرونامه و کتاب تذکره الاولیاء دارد، به نحوى است که تردید در مذهب او را از بین مى‌برد و جایى براى تاویل باقى نمى گذارد. با این حال نسبت به خاندان اهل بیت(ع) خصوصا مولى الموحدین على بن ابى طالب(ع) اخلاص و ارادتى توام با صدق نیت و حسن اعتقاد دارد. عطار را بر هر مذهبى که بدانیم باید او را مردى مخلص و مومن، خداشناس و خداترس، زاهد و عاشق و سالک دانست.

آثار عطار
فهرست دقیقى از آثار عطار در دست نیست. تعداد کتاب هایى را که به او نسبت داده اند، از صد جلد متجاوز است. در بسیارگویى عطار حرفى نیست. خود او هم به این نکته اشاره داد؛
ز هر در گفتم و بسیار گفتم
چو زیر چنگ شعرى راز گفتم
کسى کو چون منى را عیب جوى است
همین گوید که او بسیار گوى است
اما انتساب مجموعه اى صد جلدى به او هم چندان درست نمى نماید. خود او در خسرو نامه از مصیبت نامه، الهى نامه، اسرار نامه، مختار نامه، مقامات طیور یا منطق الطیر و خسرو نامه و جواهر‌نامه و شرح القلب یاد کرده است و ضمنا به قصاید و غزلیات و قطعات سروده شده خود هم اشاره دارد. بنا بر این آثار مسلم عطار را مى توان از این قرار دانست1 ؛- مصیبت نامه، -2 الهى نامه، -3 اسرار‌نامه، -4 مختار نامه، -5 مقامات طیور، -6 خسرو نامه، -7 جواهر نامه، -8 شرح القلب، -9 دیوان قصاید و غزلیات.
و چون کتاب منثور تذکره الاولیاء را هم بر این مجموعه بیفزاییم تعداد آثار مسلم او به ده کتاب بالغ مى گردد. با این حال نمى توان همه آثار او را یکدست دانست. از این رو منطق الطیر، الهى نامه، مصیبت نامه و اسرار نامه در یک سطح مى باشند و گوینده او بى شک عطار است. اما آثارى مانند خسرو نامه، جواهر الذات و همچنین اشتر نامه، هم از جهت مضمون و هم از لحاظ شیوه بیان، به سخن گوینده الهى نامه و منطق الطیر نمى رسد و در صحت انتساب آنها به عطار جاى تامل است چنانکه مظهر العجایب، لسان الغیب، کنز الاسرار، مفتاح الفتوح و وصیت نامه، بى شک مدت ها بعد از روزگار عطار به وصف آمده اند و آثارى مانند هیلاج نامه، منصور نامه، خیاط نامه، وصلت نامه و بیسر نامه بى گمان مجعول است و نمى توان آنها را در شمار سخن عطار آورد.


يکشنبه 25 12 1387
X