دسته
میانبر
...باهم باشیم
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 183292
تعداد نوشته ها : 358
تعداد نظرات : 94
PageRank
Rss
طراح قالب
محمدرضا عابدي
اینطور نماز بخوانید ، اینطور روزه بگیرید ، اینطور زکات بدهید ، اینطور حج بروید ، اینطور معاملات انجام بدهید و او هم آنها را به مردم ابلاغ می کرد . مردم هم در قبال او از این نظر وظیفه دارند آنچه را که او ابلاغ می کند بگیرند . مقام مقدس دیگری هست که پیغمبر علاوه بر پیامبری و رسالت ، دارای آن مقام هم هست . اینکه عرض می کنم [ مقام پیامبری ] مقدس است ، معنایش اینست که این مقام باید از ناحیه خدا به او رسیده باشد که بتواند در میان مردم پیامبر باشد . آن مقام ، مقام قضاوت و داوری میان مردم است . قضاوت هم مقامی است که باید از ناحیه خدا به کسی داده شود که بتواند در میان مردم داوری بکند . داوری یعنی مردم از لحاظ حقوق اجتماعی اختلاف پیدا می کنند ، مقامی باید در اجتماع باشد که احقاق حق بکند ، یعنی به آن موضوع رسیدگی بکند و طبق قانون خاصی رأی و حکم بدهد . پیغمبر از ناحیه خدا ، تنها پیغمبر نبود ، بلکه قاضی هم بود . هم پیغمبر بود و هم قاضی . اینها فی حد ذاته قابل تفکیک است . قضاوت هم خود یک مقام مقدس دیگری است . قاضی را هم باید خدا تعیین کرده باشد . این آیه ای که در قرآن است : فلا و ربک لا یؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما.مربوط به مقام قضاوت رسول اکرم است نه مقام پیامبری او . معنای آیه اینست که مردم باید در مقابل قضاوت تو تسلیم بشوند یعنی اینجور نباشند که وقتی نزد تو می آیند توقع داشته باشند که تو جانب آنان را بگیری . مثلا دو نفر هر دو مسلمان ، اما یک نفر مسلمان باسابقه ، مسلمان مهاجر ، مسلمانی که مال و زن و بچه خودش را گذاشته و آمده ، و یک نفر که تازه اسلام آورده ، در یک موضوع اختلاف دارند ، می آیند نزد تو . احتمالا آن مسلمانی که سابقه زیادی دارد توقع دارد که پیغمبر جانب او را بگیرد . یا یک نفر مسلمان و یک نفر غیرمسلمان که در پناه مسلمین است و با مسلمین پیمان دارد ، در یک موضوع مالی اختلاف پیدا می کنند، خدمت پیغمبر می آیند . یکوقت ممکن است این مسلمان توقع داشته باشد که پیغمبر جانب او را بگیرد . نه ، این ایمان نیست . ایمان آنوقتی ایمان است که وقتی پیغمبر را حکم قرار دادند ، داور و قاضی قرار دادند ، در مقابل حکم او تسلیم بشوند . این آیه مربوط به قضاوت پیغمبر است . مقام مقدس سومی پیغمبر دارد که آن را هم خدا برای او معین کرده است و خدا هم باید معین بکند و آن ، مقام حکومت است . پیغمبر حاکم مردم بود ، سائس مردم بود ، یعنی مدیر اجتماع بود ، ولی امر اجتماع بود . پیغمبر حکومت تشکیل داد ، خودش در رأس بود ، فرمان می داد ، مثلا در فلان قضیه ای که پیش آمده بود بسیج عمومی اعلام می کرد یا مثلا [ دستور می داد ] امسال چه کشت بکنید . بدون شک پیغمبر اکرم در ده سالی که در مدینه بود حکومت تشکیل داد و درمیان مردم مثل یک حاکم حکومت می کرد . باز مقام حاکمیت و مقام مدیریت اجتماع غیر از مقام پیامبری است ، غیر از مقام قضاوت است . از آن جهت که پیغمبر بود ، فقط مبین احکام بود یعنی می گفت خدا اینجور امر کرده است ، من هم به شما ابلاغ می کنم . از آن جهت که قاضی بود ، به مشاجرات مردم می رسید ، و از آن جهت که حاکم و سائس بود ، اداره سیاسی مردم را به عهده گرفته بود . آیه شریفه می فرماید : یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم .اینجا است انضباطی که محکوم باید در مقابل حاکم داشته باشد ، مردم باید در مقابل قوه حاکمه داشته باشند . می گوید خدا را اطاعت کنید ، پیغمبر و اولی الامر را اطاعت کنید . ولهذا می بینید ما شیعیان به این آیه که می رسیم " امر " اولی الامر را مربوط به خلافت می دانیم ، می گوئیم این آیه مقام خلافت را معین می کند . این دیگر یک مقام دیگری است . این مقام هم مقام مقدسی است و مثل آن دو مقام ، آن را خدا باید معین کرده باشد . ولی دو مطلب در اینجا هست . یک مطلب اینست که آیا خدا به پیغمبر دستور داده است که بعد از خودش این مراتب را به دیگران تفویض بکند یا نه ؟ آری ، ولی به این معنی : پیغامبری او دیگر نایب بردار نیست ، یعنی اصلا بعد از پیغمبر خاتم پیغمبر دیگری نیست . اما پیغمبر ، مبین احکام است ، باید بعد از خودش معین بکند که بعد از من احکام را چه کسی بیان می کند ، با این تفاوت که پیغمبر خودش هر چه احکام می گرفت از وحی الهی می گرفت ولی شخص بعد از او باید احکام را از پیغمبر گرفته باشدو به مردم ابلاغ کند . این همان امامت است . امامت مقام علمی و مرجعیت علمی است . مقام قضاوت هم همینطور است . پیغمبر که می میرد مقام قضاوت که نمی میرد چون مردم به قضاوت احتیاج دارند ، بعد از پیغمبر هم بین مردم مشاجرات صورت می گیرد و باید مقامی باشد که بین آنها فصل خصومت بکند ، قضاوت بکند بنابراین پیغمبر باید تکلیف قضاوت را برای بعد از خودش مشخص بکند که بعد از من چه کسی باید قاضی باشد . در اینجا هم اختلاف است . اهل تسنن می گویند همان کسی که خلیفه است قاضی هم او است ، یا باید قاضی را معین بکند . ما شیعیان می گوئیم این مقام ، مقام امامت است ، مقام حکومت است ، با مردن پیغمبر که حکومت ساقط نمی شود ، چون بعد از پیغمبر مردم به آن احتیاج دارند و باید کسی این مقام را داشته باشد . پس یک نکته که می خواستم عرض بکنم اینست که این سه مقام هر کدام به نحوی بعد از پیغمبر به شخص دیگری منتقل می شود با این تفاوت که انتقال اولیش که پیغامبری است به این شکل است که آن شخص ، دیگر از طریق وحی احکام را نمی داند بلکه از طریق تعلم پیغمبر احکام را می داند و پیغمبر احکام را به او یاد داده است و او باید مرجع باشد . مطلب دوم اینست که از این سه مقام ، مقام پیغمبری یک مقام شخصی است ، یعنی نمی تواند کلی باشد ، ولی مقام قضاوت و حکومت می تواند کلی باشد . یعنی پیامبر نمی تواند مقام پیغمبری و همچنین مقام امامت را به طریق کلی بیان بکند مثلا بگوید هر کس که دارای فلان صفات بود پیغمبر یا امام است که در آن واحد شاید صد نفر شایستگی آن را داشته باشند . ولی مقام قضاوت و مقام حکومت را به طور کلی می شود تعیین کرد یعنی پیغمبر اینطور می گوید که بعد از من هر کس دارای فلان صفات باشد می تواند قاضی باشد ، مثلا هر کس که قرآن را بشناسد و نسبت به آن معرفت داشته باشد ، نسبت به پیغمبر معرفت داشته باشد ، عادل باشد ، تارک دنیا باشد ، فقد جعلته علیکم حاکما حق دارد که در میان مردم قضاوت بکند . آنوقت اگر کسی دارای این مقام بود می تواند بگوید مرا خدا معین کرده است ، چون پیغمبر ، اصلی ذکر کرده است که مطابق آن اصل من می توانم قاضی باشم . ما که شیعه هستیم اینجور می گوئیم که شرط اول قاضی اینست که مجتهد باشد یعنی تخصص فنی داشته باشد . شرط دیگر اینست که طهارت مولد داشته باشد ، نطفه اش پاک باشد . دیگر اینکه عادل باشد یعنی در هیچکدام از اعمالش فاسق نباشد ، منحرف نباشد . نه تنها در قضاوت خلافکار نباشد ، رشوه گیر نباشد ، بلکه در همه امور ، خلافکار نباشد ، چون الان اینجور می گویند که قاضی باید فقط در کار قضاوت خودش امین باشد یعنی رشوه خوار نباشد و تحت تأثیر دیگران هم قرار نگیرد اما می تواند مشروب بخورد این کار به قضاوت مربوط نیست . نه ، اسلام می گوید اساسا این مقام آنقدر مقدس است که ناپاک ولو در غیر امر قضاوت ناپاک است ، حق نشستن در این مسند مقدس را ندارد . ولی اگر شخصی همه این شرایط را که اسلام معین کرده است دارا بود ، باید گفت این آدم را خدا معین کرده است .

ادامه دارد...


دسته ها : مذهبی
يکشنبه 13 11 1387
X