دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 433
تعداد نوشته ها : 5
تعداد نظرات : 5
Rss
طراح قالب
دختر و پسري عاشق هم بودند اما مشكل اين بود كه دختر كور بود و حاضر نبود با آن پسر در حالي كه نابيناست ازدواج كند!! تا اينكه كسي پيدا شد كه چشمانش را به دختر بدهد. دختر چشمان هديه اي را گرفت و پزشكان آن چشمها را به دختر پيوند زدند و دختر بينا شد. دختر پيش پسر عاشق رفت ولي به محض اينكه او را نگريست ديد كه پسر نيز كور است.دختر كه ديگر بينا شده بود به پسر گفت من ديگر با تو كه كوري كاري ندارم و رفت!!! وقتي دختر ميرفت پسر عاشق به او گفت : مواضب چشمان من باش!!!!!!
دسته ها :
شنبه سی یکم 4 1385
X