معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 823842
تعداد نوشته ها : 1440
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

هر وقت یاد آن شب دیجور مى‏کنیم
روى سپاس بر حرم نور مى‏کنیم
امروز فکر آن شب ننگین کشنده است
حتى خیال آن تب سنگین کشنده است
شب بود و قصه، قصه مرگ ستاره بود
حرف از گل و بهار به رمز و اشاره بود
هر شب نسیم سرد و غم‏انگیز مى‏وزید
زُهم هزار ساله پاییز مى‏وزید
دیگر بهار و غنچه و باغى نمانده بود
سوسوى گرم و نرم چراغى نمانده بود
دیگر کسى سرود تَذَرْوى نمى‏شنید
حتى شبانه قصه سروى نمى‏شنید
هر کس که مذهب دل و آیین عشق داشت
هر کس که روى شانه تبرزین عشق داشت
سهمش سکوت کنج شبى بى‏ترانه بود
سهمش غریبى و قفس و تازیانه بود
فصل سماع بى‏نى و تنبور مى‏گذشت
شبهاى عشق بى‏مى و سنتور مى‏گذشت
هر لحظه سنگ باد سر بید مى‏شکست
شب با غرور کاسه خورشید مى‏شکست
بر استخوان آینه ساتور خورده بود
خنجر به چشم حنجره نور خورده بود
پرهاى نور در قفس شب شکسته شد
چشمان تیز و روشن آیینه بسته شد
تا ننگرند آیه اعجاز روشنى
تا نشوند لهجه آواز روشنى
بستند باز هم ید بیضاى آفتاب
بستند باز چشمه آوازه‏خوان آب
آیات نور شبزده تفسیر مى‏شدند
اصحاب آب تبزده زنجیر مى‏شدند
بند ریا به خرقه پشمینه مى‏زدند
قفل سکوت بر لب آئینه مى‏زدند
از بسکه صبح، صبح سیاه دروغ بود
بسکه ترانه‏ها همگى بى‏فروغ بود
دیگر به هیچ حنجره ایمان نداشتیم
حتى به اصل پنجره ایمان نداشتیم

شاعر: خلیل ذکاوت ( ساحل )

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون

 


X