معرفی وبلاگ
امام علی (ع): هر چيز داراي سيماست ، سيمای دين شما نماز است.( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )
دسته
گنجینه ی دوستان
همسنگران
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 696837
تعداد نوشته ها : 1424
تعداد نظرات : 173
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏ آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏ های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏ مان راست‏ شد،برلب‏های پژمرده‏ مان شکوفه ‏های تبسم نشست، در قلب‏ های سوخته‏ مان‏ گلبوته ‏های عشق و امید روئید و برگونه‏ های زردمان گل خنده‏ های سرخ‏ نمودار  شد.
خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏
میهن اسلامی ‏مان پیچید. قفس ‏ها شکسته شد و نفس‏ ها از زندان سینه ‏ها رهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهر و دیارمان‏گریخت، برف های بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.
خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی
‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی ‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت ‏بپا کرد، غباری عظیم ‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است.
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت
‏سپرد، کنگره‏ های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح ‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان ‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏ های نبرد، «والفجر» می ‏نویسند، و مادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می ‏کنند.
فجرآزادی! ماهنوز طعم تلخ شلاق استبداد را از یاد نبرده
‏ایم;هنوز نشانه‏ های تحقیر را در سیمای پرچین پدرانمان می ‏بینیم; هنوزعربده ‏های مستانه ‏ی شاهان، پرده گوشمان را می ‏آزارد; هنوز جای ‏زنجیرها بردست و پایمان پیداست. فجرآزادی! سینه‏ های شکسته‏ مان‏ هنوز سنگینی صخره‏ های دوهزار و پانصدساله را از یادنبرده است.
ای فجر! شب زدگان گیتی تو را می‏
خواهند; ای آزادی! بندیان ستم‏ تو را می‏ جویند و ای خمینی! مستضعفان جهان نام تو را زمزمه ‏می‏ کنند.
فجرآزادی! به شهر
ما خوش آمدی; اندکی بیابالا، بیا که در دوسوی ‏زمین انتظار تو را دارند. بیا که در صور، در صیدا، در قدس، دربیروت، در مراکش، در بغداد، در هرات، در مصر و در صحرا به ‏انتظار تو نشسته‏ اند.
فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.
فجرآزادی! خبرداری که فجرهای کاذب چون دم گرگ در افق پیشاپیش
‏تو به ارعاب خلق پرداخته ‏اند؟ تو زودتر بیا که با آمدنت، گرگ هامی ‏گریزند. فجرآزادی! مقدمت را گرامی می داریم، پیامت را پاسداری‏ می ‏کنیم و در پیشگاه آفریننده ‏ات «فالق الاصباح‏» و «رب الفلق‏»
سربه سجده می
‏نهیم. ای فجر زندگی! انفجار نور! گامت‏ بخیر، نامت ‏بلند، فروغت فزونتر، حال که آمده‏ای پس بمان و بمان، جاودانه‏ باش.

نویسنده: سید امیرحسین کامرانی راد
منبع: سایت راسخون

 


X