دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 9585
تعداد نوشته ها : 26
تعداد نظرات : 12
Rss
طراح قالب
روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت، شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.
دسته ها :
جمعه سیم 4 1385
X