جرقه اين طرح از كجا زده شد؟

بزرگي در لابلاي وعظ ش نكته جالبي مي گفت: «اگر همين الان امام زمان ظهور كنند و به تو بگويند موبايل ت را به من بده، مي دهي؟! از محتويات آن مطمئني و خيالت راحت است؟ عكسي، موسيقي اي، كليپي يا هر چيزي كه مورد رضايت ايشان نباشد و او را آزرده كند نداري؟!»



بايد دقيقا چه كنم؟

شركت كننده در اين طرح پس از ثبت نام، كافي است يك بار به صورت دقيق همه وسايل ديجيتالي خود را چك كند و موارد نامناسب را از حافظه هاي خود پاك كند و دور بريزد. اين وسايل مي تواند شامل اينها باشد:

 

لپ تاپ - موبايل - سي دي ها - دي وي دي ها - لوح هاي فشرده - حافظه هاي فلش - هاردهاي اكسترنال - صندوق ايميل - حافظه اس ام اس هاي موبايل - كامپيوتر خانگي و ...

همه محتواهاي نامناسب از قبيل عكس، فيلم، كليپ، موسيقي، پيامك، ايميل، برنامه هاي نصب شده و ... بايد از برده شود.

شركت در اين طرح

گفتگو با نراقي؛ نويسنده وبلاگ «من و چادرم»

 

“آليا نراقي” با راه انداختن وبلاگي جمع و جور، خاطرات افراد مختلف درباره چرايي چادري شدنشان را جمع و منتشر كرده است. اين خاطرات تبديل به نمايشگاه پوستر هم شده است و حتي به صورت كتاب هم به دست مخاطبان رسيده است.

خواندن جزئيات اين تجربه و جهاد فرهنگي در حال و هوايي كه بحث از حجاب و عفاف در ميان دعواهاي سياسي گم شده است، حسابي حال آدم را جا مي آورد.

گفت‌وگوي “رجانيوز” با مدير وبلاگ “من و چادرم؛ خاطره‌ها” را بخوانيد:

ايده اين كار چطور در ذهنتان شكل گرفت؟

وبلاگ از ۳۰ شهريور ۹۰ راه اندازي شد. من چند سال قبل خاطره چادري شدن خودم را در وبلاگم گذاشتم كه به شدت از آن استقبال شد و سايت هاي مختلف بازنشرش دادند. نظرات جالبي براي اين خاطره درج شد كه مي گفتند ما هم ترديدهايي از همين جنس داشتيم كه با خواندن اين خاطره ترديدهايمان برطرف شد. آن‌جا بود كه به ذهن من رسيد اي كاش مي شد كه هر كس خاطره چادري شدن خودش را بنويسد تا اگر كسي همان ترديدها و مباحث را دارد بتواند استفاده كند. اينطوري بود كه ايده وبلاگي براي جمع آوري خاطرات چادري‌ها در ذهنم شكل گرفت و كار را شروع كرديم.

چرا روي چادر تاكيد داشتيد؟ برخي افراد معتقدند كه تبليغ چادر باعث ميشود تا دايره حجاب تنگتر شود و افراد بيشتري از اين محدوده خارج شوند. اين افراد تاكيد دارند كه روي حجاب تبليغ شود و چادر به عنوان نماد حجاب مطرح نباشد. شما چرا اين كار را نكرديد؟

اول اين نكته را عرض كنم كه ما در اين طرح افراد غير چادري را از دايره حجاب خارج نكرديم و هميشه اين را مطرح كرده ايم كه حجاب در ديدن ما كاملا محدوده مشخصي دارد كه هر كس به هر طريقي آن را رعايت كند خدا مي پذيرد.

ولي در عين حال تاكيد ما بر حجاب برتر است چرا كه همانطور كه دشمنان ما اين نماد را هدف گرفته اند، اگر ما هم به تبليغ اين حجاب برتر بپردازيم اولاً اشتياق به اين حجاب برتر افزايش پيدا مي كند.

ثانيا اگر كسي ذهنيت بدي كه نسبت به چادر بر اثر تبليغات منفي پيدا كرده است را از دست بدهد حتي اگر خودش چادر را هم انتخاب نكند، باز هم حجاب خودش برايش ارزشمندتر مي شود و نبود آن ذهنيت منفي باعث ميشود تا بر اثر فضاهاي خاص يا القائات ديگران به راحتي از حجابش نگذرد و كوتاه نيايد و حتي بتواند از آن دفاع يا ان را تبليغ هم بكند.

ما حتي يك بحث “چي شد محجبه شدم” را هم در كنار اين طرح داريم. اما ما در تلاش هستيم كه حجاب خوبتر را در كنار حجاب خوب تبليغ كنيم.

در اين مدت تشويق خاصي هم از فعاليت شما صورت گرفته است؟ مسئولين حمايت كرده اند براي گسترش كار؟

اولين بار در جشنواره بين المللي توليدات رسانه اي عفاف و حجاب شركت كردم كه اين وبلاگ آن جا رتبه سوم را آورد. در جشنواره هاي مختلفي هم كه شركت كردم هميشه وبلاگ رتبه آورده است. مثل در جشنواره حضرت علي اكبر(ع). اما مشكل اين جاست كه در اين جشنواره ها تجليلي از يك كار نهايت چيزي است كه اتفاق مي افتد.

خواندن خاطره كساني كه خيلي به سختي و با اذيت‌هاي مختلف اين راه را انتخاب كردند خيلي تاثيرگزار است

در حالي كه مثلا خود من بيشتر از اينكه به فكر تقديرنامه و هديه باشم اميدوارم كه اين طرح ها به واسطه اين جشنواره ها شناخته و حمايت شوند. اما خب متاسفانه مسئولين به همان تقديرها بسنده مي كنند در حالي كه هر دفعه هم قول مي دهند كه ما قرار است از اين طرح ها استفاده كنيم ولي تا حالا اين اتفاق نيفتاده است.

بين اين ۱۶۷ خاطره، قشنگ‌ترينش كدام است؟

من تك تك اين خاطره ها را خيلي دوست دارم. با بعضي خاطره ها حتي نشستم و گريه كردم. خواندن خاطره كساني كه خيلي به سختي و با اذيت هاي مختلف اين راه را انتخاب كردند خيلي تاثيرگزار است.

مثلا خاطره اي بود از يك دختر خانمي كه براي حجابش حتي از سمت خانواده كتك هم مي خورد و آنها نمي توانستند باحجاب بودن ايشان را تحمل كنند. نكته اينجا بود كه اين فرد كسي بود كه در عين حال هم به شدت مقيد بود كه احترام پدر و مادرش را نگه دارد. خب خواندن اين خاطره ها حتما تاثيرگزار است.

كمي در مورد روند دريافت و انتشار خاطره ها توضيح دهيد.

در فراخوان ما، خاطره ها گزينش مي شوند. ما وقتي خاطره اي دستمان مي رسد خودمان را جاي دقيق ترين و شكاكترين مخاطبمان مي گذاريم و سعي ميكنيم تا سوال هايي كه ممكن است با خواندن اين خاطره در ذهن او ايجاد شود را حدس بزنيم.

حتي ممكن است خاطره ها از نظر نگارشي بازنويسي شوند. خاطره هايي كه حذف مي شوند غالبا به اين دليل است كه فرستنده ايميل يا نشاني از خود نگذاشته است تا ما با او ارتباط بگيريم و نقاط مبهم خاطره را مرتفع كنيم.

تا حالا دو محصول جانبي هم از كنار اين طرح بوجود آمده است. نمايشگاه پوستر و كتاب. كمي در مورد اين ها هم بگوييد.

يك مقدار كه از افتتاح وبلاگ گذشت يك نفر ايميل فرستاد و اجازه خواست كه از اين خاطره ها نمايشگاه پوستر برگزار كنند. من چون دغدغه اصلي‌ام رسيدن اين خاطره ها به دست مخاطبين بود خيلي استقبال كردم.

حتي خاطره ها را به يك كارشناس مذهبي هم نشان دادم تا اگر نقصي وجود داشته باشد يا نكته انحرافي ديده مي شود كه از چشم بنده دور مانده اصلاح شود. با آنكه خيلي طول كشيد تا آن كارشناس مذهبي جواب دهد ولي منتظر مانديم و كار را انجام نداديم.اين نمايشگاه در قم، بجنورد و تهران به نمايش درآمد ولي چون اطلاع رساني ما خيلي دقيق نيست اطلاعات بيشتري ندارم.

و كتاب چطور؟

وقتي كار را شروع كردم واقعا حتي به ذهنم هم خطور نمي كرد كه اين كار بتواند كتاب شود. ۲۹ تا خاطره كه در وبلاگ منتشر شد، ايميلي به من رسيد كه خانمي نوشته بودند من با خواندن همين چند خاطره ترديدهايم برطرف شد و حجاب برتر را انتخاب كردم.

اين در حالي بود كه هنگام شروع كار من حتي تصور اين تاثيرگذاري سريع را هم نداشتم و فكر مي‌كردم حالا ممكن است خواندن اينها در ذهن مخاطب بماند و يك جايي و در بزنگاه‌هايي به كمكش بيايد. از اين دست ايميل ها خيلي رسيد.

در همين مسير هم كساني ايميل مي زدند و پيشنهاد چاپ كتاب مي دادند و حتي مي گفتند اگر شما مشكل مالي داريد ما حاضريم كمك كنيم و خودمان پول جمع كنيم تا اينكار انجام شود. من خيلي تحت تاثير گرفتم و به من عذاب وجدان دست داد كه ظاهرا بقيه از من دغدغه مندترند و من دارم كوتاهي مي‌كنم.

بالاخره تصميم گرفتيم كه كتاب را منتشر كنيم. اما بي تجربگي ما باعث شد تا كار خيلي طول بكشد و حتي مجبور شديم ناشرمان را عوض كنيم. ما فكر مي‌كرديم فضاي مجازي با فضاي نشر مثل هم هستند اما واقعا تفاوتهاي زيادي وجود داشت. چند بار هم تا مرز دلسرد شدن و كنار گذاشتن كار هم پيش رفتيم اما به هر حال با همه مشكلات اين كتاب فروردين امسال بيرون آمد و به نمايشگاه كتاب هم رسيد.

چاپ بعدي كتاب كي بيرون مي آيد؟

اين كتاب با سرمايه گذاري افراد خيري به چاپ رسيد كه به صورت حرفه اي در كار نشر نيستند و فقط خواستند كه به نوعي كمك كنند تا اين كار انجام شود. به همين دليل ما امكان چاپ مجدد نداريم تا اينكه همه چاپ اول تمام شود و بعد ببينيم چه كار مي شود كرد.

ما براي اينكه كتاب بيشتر به دست مخاطب برسد قيمت آنرا خيلي پايين تر از عرف بازار قرار داديم كه همين هم باعث شد تا بگويند براي سيستم توزيع نمي صرفد كه آنرا توزيع كند و از اين مباحث. به همين دليل هم الان تنها راه توزيع كتاب همين وبلاگ و به قولي توزيع پارتيزاني است تا كساني كه تمايل دارند كتاب را با پست تحويل بگيرند.

حتي در نمايشگاه هم تعداد كمي آمد و زود تمام شد چون ناشر ما خيلي فكر نمي‌كرد كه اين كتاب با استقبال روبرو شود. البته فكر مي كنم سختي كار همين چاپ اول بود و انشاالله در چاپ هاي بعدي كتاب راه خودش را باز مي كند.

چه تجربه اي در طول اين كار پيدا كرديد و الان نگاهتان به بحث ترويج حجاب و عفاف چيست؟

يك مشكلي كه در بحث حجاب و عفاف وجود دارد اين است كه هر وقت اين موضوع مطرح مي‌شود، همه نگاهها مي رود به سمت افراد خيلي بدحجاب. در حالي كه ما در اين طرح به افراد مذهبي فكر كرديم. منظورم از مذهبي كساني است كه حتي كمي با ائمه اطهار(ع) احساس دلبستگي مي كنند و ارادتي به امام زمان(عج) دارد.

به نظر من ما بايد افراد مذهبي را تقويت كنيم تا وقتي وارد فضايي شدند تحت تاثير قرار نگيرند و حتي منشا اثر باشند. اما اكثر مسئولين ما بيشترين نگاه و تلاششون متوجه افراد خيلي بدحجاب است و كمتر هم نتيجه مي‌گيرند چون اين افراد واقعا به هيچ صراطي مستقيم نيستند.

در حالي كه وقتي يك وبلاگ ساده توانسته است اين طور جواب دهد حتما با امكانات و تلاش بيشتر و وسيعتر مي توان بيشتر نتيجه گرفت. ما بايد توجه كنيم كه حفظ فرزندان خود ما خيلي مهمتر است.

برنامه اي براي آينده وبلاگ داريد؟ تغييراتي در كار ايجاد خواهيد كرد؟

يكي از كارهايي كه ما در حال انجام آن هستيم دسته بندي خاطره هاست. اينكه مثلا كسي كه خانواده مذهبي نداشت چطور محجبه شد؛ يا اينكه كسي كه در سنين كودكي محجبه شده بود چطور در سنين بالا اين دلايل برايش تكميل شد و چادري ماند و از اين قبيل.

تلاش داريم كه دسته بندي داشته باشيم كه چه دلايلي بيشتر موجب چادري شدن افراد شده است. مثلا به هيچ وجه نمي توان “شهدا” را در اين دسته بندي ناديده گرفت. كساني كه با اين انگيزه چادري شده اند خيلي از مسايل برايشان به راحتي حل شده است.

بحث راهيان نور بيشترين دليل بوده است كه ما در بررسي هايمان به آن رسيده ايم. خيلي ها حتي اگر نه همان سال بلكه مثلا دو سال بعد هم چادري شده اند گفتند كه جرقه چادري شدن ما در همان راهيان نور دو سال پيش خورده شد. بحث مهدويت و اينكه ما يك امام زماني داريم كه همين الان ناظر به ما است يكي ديگر از دلايل بوده است. اينكه من با چادرم موجب رضايت و كمك ايشان هستم در خيلي از خاطره ها آمده است.

با توجه به اين بحث اهميت راهيان نور و فضاي مساعد آنجا كه گفتيد، تلاشي براي توزيع كتاب در راهيان نور شده است؟

اصلا من مد نظرم بود كه كتاب به راهيان نور پارسال برسد اما همان مشكلاتي كه گفتم مانع شد. حالا اگر در راهيان نور امسال استقبال شود و مسئولان راهيان نور از اين كتاب استقبال كنند حتما خوشحال مي شويم.

كمك دوستان فعال در فضاي مجازي چه‌قدر در گسترش كار تأثير داشت؟

به نظر من چيزي كه باعث شده است تا اين كار به اندازه خودش مطرح و شناخته شود، كمك همسنگران مجازي ما بوده است. كساني كه خودشان اقدام به بازنشر مطالب مي كردند و در سايتهاي مختلف اين كار را معرفي مي كردند.

مثلا سايت “عمارنامه” خيلي كمك كرد. گاهي وقت ها بعضي ها چنان مخلصانه كار را كمك مي كنند كه من فكر مي‌كنم آنها بيش تر از ما در اين كار سهم دارند.

البته برخي سايت ها و خبرگزاري هاي مهم هستند كه در بخش وبلاگستانشان هم اصلا توجهي به اين كار ندارند. حتما پشتيباني بچه هاي مذهبي از هم مي تواند خيلي به گسترش كارهاي جهادي اين چنيني كمك كند.


گفت‌وگو با «رضا ساكي»,وبلاگ نويس:



گرافيك و زيبايي بصري امروزه حرف اول را در همه زمينه‌ها مي‌زند. از يك شركت جهاني گرفته تا همين بنگاه معاملات املاك سركوچه، سعي مي‌كنند دكوري داشته باشند كه مشتري هنگام ورود احساس شان و احترام كند. كار فرهنگي و به ويژه در اين مصاحبه وبلاگ‌نويسي طنز و ارائه محتوا گرچه سواي كار تجاري است اما در اصل شما مطلبي را ارائه مي‌دهيد و در اين ارائه مخاطبان يا همان مشتري‌هاي شما بايد احساس كنند مورد احترام واقع شدند. با ورود به وبلاگ شما علاوه بر لذت بردن از مطلب همه جور امكانات استفاده مجدد از نوشته و آرامش بصري نيز وجود دارد.

در همين زمينه دفتر طنز گفت‌وگويي با “رضا ساكي” انجام داده است. وي از سال ۸۳ وبلاگ مي‌نويسد، كارشناسي ارشد زبان و ادبيات پارسي دارد، طنزنويسي و نقادي مي‌كند و ديده شده كه مرتكب سردبيري و نويسندگي در راديو جوان و برنامه “جواني به وقت فردا” هم شده است.

ارزيابي شما از قالب و در كل ظاهر وبلاگ‌هاي طنز چيست و به نظرتان طنزنويسان ما چقدر براي اين مقوله اهميت قائل هستند؟

وبلاگستان طنز درحال حاضر متاسفانه يكي از آشفته‌ترين وبلاگستان‌هاست. كمتر وبلاگ‌نويسي را مي‌بينيد كه خود را قائل به طراحي متناسب طنز و فضاي مجازي كرده باشد؛ به گونه‌اي كه وقتي مخاطب وارد آن مي‌شود هم لذت بصري ببرد و اين حس را داشته باشد كه صاحب وبلاگ به او احترام گذاشته است.

دوستان طنزنويس گمان مي‌كنند همين كه مطلب طنزي را نوشتند و انتقادي را مطرح كردند براي خوانده شدن كافي است. درحالي كه در حقيقت وقتي مخاطب با ناهماهنگي و شلخگي مواجه مي‌شود دلش نمي‌آيد مطلب را بخواند و به احتمال زياد آخرين باري خواهد بود كه به آن وبلاگ سر مي‌زند. درست مانند روزنامه‌اي كه در صورت داشتن صفحه‌بندي درستي مخاطب بيشتري را جذب مي‌كند.

نداشتن آرشيو مناسب و آرشيو شدن به صورت هفتگي كه ليست آرشيو را بلند مي‌كند، نداشتن گزينه جستجوي مناسب بر حسب نوع محتواي مثلا شعر و نثر و نظم و…، عدم رعايت يك فاصله خط يكسان در تمام پست‌ها، استفاده از فونت‌هاي نامناسب (استفاده از فونت تاهوماي ۱۶ بولد!)، استفاده زياد و نابه‌جا از علامت سوال و تعجب، عدم طراحي قالب مناسب محتوا، آدرس‌هاي سخت و مشكل و… همگي از جمله مواردي هستند كه وبلاگ را فاقد زيبايي بصري و آشفته مي‌كنند.

نكته ديگر اين است كه يكي از وظايف ما آشنا كردن ديگران با وبلاگ‌هاي طنز ديگر بوده و از همين رو بايد ليست پيوندهاي مرتب و پويايي داشته باشيم. درحالي كه اغلب وبلاگ‌ها يا به وبلاگ‌هاي آشنايان خود لينك دادند و يا اغلب لينك‌ها به روز نيستند و باري به هر جهت بلاگ‌هايي را اضافه كردند.

موارد ياد شده اصول بديهي طنزنويسي است؛ اما انگار به زعم برخي‌ها وبلاگ‌نويسي طنز فقط ثبت يك آدرس در سرويس‌هاي آماده و شروع به نوشتن است؛ حتي بدون زحمت براي تغيير قالب. اين موارد باعث مي‌شود مخاطب علي‌رغم گشتن در وبلاگستان طنز به دليل تكرار و يكنواخت بودن حس كند تنها دو سته تا وبلاگ را ديده است. اين موارد حتما به محتوا نيز ضربه مي‌زند.

برخي كارها هم ذوقي است و وبلاگ نويس بايد دقت بيشتري داشته باشد. مثلا الان هيچ كسي وارد وبلاگي كه موسيقي دارد، نمي‌شود. يا معني ندارد تمام ابيات يك مثنوي هركدام به يك رنگ باشد. و مثلا وقتي زمينه وبلاگ تم آبي دارد نبايد تيتر نيز آبي باشد.

به نظر مي‌رسد در محتوا و به روزرساني وبلاگ هم اين آشفتگي‌ها كم نيست

گاهي شما مشتري دائم يك وبلاگ مي‌شويد اما اصلا معلوم نيست وبلاگ هرچند وقت يك بار به روز مي‌شود. گاهي يك هفته و گاه يك ماه يكبار و… بهتر است وبلاگ نويس تاريخ‌هاي مشخصي را براي به روز رساني داشته باشد. نكته ديگر استفاده از نيم‌فاصله است كه گاهي اصلا توجهي به آن نمي‌شود، به‌ويژه در مطالب بلند. درحالي كه هم به ظاهر نوشته مك مي‌كند و هم سرچ و جستجوي لغت را آسان‌تر.

دوستان بايد توجه كنند منوي جستجو داشتن و اينكه كسي بتواند به صورت ايميلي مشتري وبلاگ شما شود و حتي داشتن آرشيو موضوعي براي ارتباط بيشتر با مخاطب و فراگيري مطلب اهميت دارد. الان هر وبلاگ كوچكي «فيد» دارد و اين قضيه خيلي مهم است و دوستان نبايد فكر كنند فقط به خاطر شاهكارشان مطلب وبلاگ خوانده مي‌شوند.

از نظر قالب و نوشتاري چه آسيب‌هايي ممكن است متوجه وبلاگستان طنز باشد؟

چيزي كه از وبلاگستان طنز شروع نشده اما تركش‌هاي آن به وبلاگستان رسيده كوتاه‌نويسي است. كوتاه‌نويسي از شبكه‌هاي اجتماعي شروع شد و نمونه‌هاي موفقي هم دارد اما در مقابل نمونه‌هاي ناموفق زيادي هم هست كه نشان از تاثير منفي از از اين فضاست.

اينكه هرچه كوتاه‌تر بنويسيم و به جوك و مطايبه نزديك‌تر شويم و سعي كنيم همه حرف‌ها را در ساختارهاي يكسان با زدن شماره بيان كنيم فقط از عهده كساني برمي‌آيد كه حرفه‌اي هستند و مي‌دانند چطور در يك ساخت مشخص بنويسند و مي‌دانند قرار است به چه برسند و چه مي‌خواهند. گاه اين ساخت‌ها به دست ديگران كمي عوض و بعد از مدتي خنك و بي‌مزه مي‌شود. نكته ديگر هم اين است كه هميشه كوتاه‌نويسي پز روشنفكري نيست و به اين برمي‌گردد كه شخص نمي‌تواد بلند بنويسد. خيلي وقت‌ها از طنزنويس انتظار داريم مسئله را باز كند.

زمان هايي در زندگي هر وبلاگ نويسي وجود دارد كه فكر نوشتن يك پست ديگر را در سردارد …
خوب….شروع مي كنيم .. اَه بنويس ديگه چت شده…

شما ميدونيد كه بايد بنويسيد ،شما ميدونيد كه خوانندگان شما از وبلاگ شما انتظار دارند.اما روي صندلي لم داديد ايده هايي كه به ذهنتون ميادو توي سطل آشغال ميريزيد و منتظر اومدن يك ايده ناب هستيد .
انگار چاه ايده هاي شما خشك شده اما با اين حال شما حس ميكنيد چيزي براي گفتن داريد…

اما سؤال اينجاست…چگونه؟؟؟
زماني كه شروع به وبلاگ نويسي كرديد ،براي روزنامه يا مجله كار نمي كرديد كه به شما بگند بهتره درباره فلان چيز بنويسي يا از اين ديد به فلان قضيه نگاه كني يا روي شما براي آماده كردن يك مطلب در زمان معين فشار بيارند .الان تنها كسي كه روي شما فشار مياره خود شما هستيد .خيلي براتون سادست كه بعد از اينكه از خواب بيدار شديد تلويزيون نگاه كنيد يا وب گردي كنيد يا هر وقت دوست داريد بخوابيد.
براي ما ،الهام بخشي اختياري نيست ؛ نيرويه كه ما رو به سمت كامپيوتر مي كشونه و بهمون ميگه كه” وقت اين رسيده چيزي بگي كه دنيا رو عوض كنه ”
هرجوري هست شما بايد پيداش كنيد ،و بايد اين روند رو تا زماني كه وبلاگ داريد ادامه بديد.

خوب آسون نيست ، اما شدنيه .

در زير ۱۰ تا از فوت و فن اينكارو براي شما بيان مي كنم:

۱ .نگاه كردن به جلد مجله ها
نويسندگاني كه براي سرخط و سر مقاله هاي روزنامه ها يا مجلات فكر مي كنند از خلاق ترين افراد در جهان به حساب ميان.پس چرا روي شونه هاي اونا سوار نشيم ؟
زماني كه من گير مي كنم،به كتاب فروشي ميرم و تمام جلد هاي كتابها رو مي خونم تا يه ايده خوب به من بده .
به هرحال من با اين كارها ۵ تا ۱۰ ايده براي پست جديد خودم پيدا مي كنم .
(نكته:اين مورد زماني بهترين كاربرد را دارد كه مجله اي كه برداشتيد با موضوع شما هيچ ارتباطي ندارد. )

۲ .مرور جملات شروع كننده
بعضي وقت ها نوشتن يك پست كامل به سادگي پيدا كردن يك جمله آغازين بسيار عالي است.
اگرچه شما يك ايده كلي براي يك مطلب داريد اما نميتونيد راه هيجان انگيزي براي باز كردن اون موضوع پيدا كنيد ! بريد سراغ قفسه كتابهاتون و صفحه اول يك كتاب داستان يا رومان رو باز كنيد و جمله اولشو بخونيد (كتاب هاي هيجان انگيز بهترين هستند ).اگه هنوز اون چيزي رو كه مي خواستيد پيدا نكرديد سري به وبلاگستان بزنيد و جمله آغازين هر پستي رو بخونيد.
اينگونه ايده گرفتن اغلب اوقات اون نيروي اوليه رو براي نوشتن يك پست به شما ميدن.

۳ .خواندن مطالب نويسندگان محبوب خود
يك مثل قديمي هست كه ميگه to write a lot, you need to read a lot
و اين درسته.نه تنها مطالعه به شما مي آموزد حتي شما رو در حالت يا mood نوشتن قرار ميده .
هر وقت احساس بي حالي و بي حوصلگي كرديد از مطالب نويسندگاني بخونيد كه به شما انرژي ميدند و اونارو دوسشون داريد و حتي ميتونيد از اونا الهام بگيريد.

۴ .نوشتن عبارات منتخب از نويسندگان محبوب خود
شايد اين حركت بي معني بنظر بياد اما اينگونه نيست .بعضي مواقع دوباره نوشتن كلماتي درباره نويسنده اي ديگر به شما مي آموزد كه چگونه او اين مطلب را نوشته است .

۵ .مرور نقل قول ها
كساني كه نقل قولي رو رايج مي كنند يا شوخ طبع اند،يا عمقي نگر و يا فراموش نشدني هستند .يك نويسنده خوب بايد تمام اين موارد را داشته باشد .
پس چرا اجازه نمي دهيد به شما الهام بدهند؟
اجازه بدهيد يكي از اينها جرقه يك پست هيجان انگيز رو در شما بزند .

۶ .گوش كردن به موسيقي
در مورد اين يكي همه ميدونند اما اجازه بدهيد مقداري پيچ و تابش بدهيم .
بعضي افراد در حين نوشتن موسيقي گوش ميدن و بهشون كمك ميكنه ، و اگه اين به شما هم كمك مي كنه انجامش بديد .
من شخصا ترجيح ميدم قبل از نوشتن چشمامو ببندم و به موسيقي گوش كنم،در اين مدت سعي مي كنم فكرمو خالي نگه دارم و تمركز كنم، در عرض ۳۰ دقيقه معمولا يك ايده به ذهنم مياد و بعدش موسيقي رو قطع مي كنم و مشغول نوشتن ميشم .
امتحان اين روش زياد سخت نيست ، اگه باهاش راحت بوديد و به نتيجه رسيديد ميتونيد جايگزين روش اول بكنيد .

۷ .گوش كردن به ديالوگ هاي هوشمند
آيا شما تا الان توجه كرديد كه يك پست وبلاگ خوب بصورت يه تك خواني تند خونده ميشه؟شما تقريبا ميتونيد صداي اين وبلاگ نويس رو بشنويد.

در اين حالت ،يكي از بهترين راه ها براي شما اينه كه بريد و يه برنامه تلوزيوني ،فيلم يا سخن راني راديويي با مكالمات جالب و زيبا پيدا كنيد و براي چند دقيقه بهش گوش بديد .اين گفتگوهاي پشت سر هم باعث ميشه مغز شما محاوره اي فكر كنه و گاهي اوقات به شما يك ايده فوق العاده براي يك پست جديد ميده.
شايد شما بخواهيد دنبال نمايشنامه نويس يا فيلم نامه نويس هايي باشيد كه فكر مي كنيد ديالوگ هاي منحصر به فردي دارند و گوش دادن به كاراشون براي اينكه چگونه از ديالوگ ها استفاده مي كنند.

۸ .صجبت كردن با خوانندگان خود
از نظرات خوانندگانتون استفاده كنيد ، با اونا مشورت و بحث كنيد .

براي ايده هاي جديد از اونا سؤال كنيد و نظرشونو بخواين.شايد اينكار شكسته نفسي و پايين اوردن جايگاه خودتون باشه اما بعضي مواقع بايد درك كنيد كه شما تنها منبع براي ايده هاي بمب نيستيد.خوانندگان شما هم پر از ايده هاي خارق العاده هستند و مشتاق اين هستن كه اين ايده ها رو به شما بدن( اونارو دست كم نگيريد ).

۹ .در رو ببنديد
اين جمله به اين معني نيست كه شما در اتاق رو ببنديد (اگرچه ايده خوبيه) منظور اين شخص اينه كه شما در هنگام نوشتن ايده اوليه بايد نظرات ديگر اشخاص رو فراموش كنيد.
بهترين راه براي نا اميد كردن خودتون اينه كه فكر كنيد بقيه درباره كار شما وقتي كه تموم شد چي ميخوان بگن.ايده اوليه خودتون رو تموم كنيد ،فقط به افكار درون خودتون گوش كنيد.

نوشتن ميتونه شما رو كلافه كنه.شما ميتونيد روي خودتون فشار بياريد تا درباره موضوعاتي كه متنفر هستيد بنويسيد، با نوشتن مطلب زماني كه خسته ايد خودتون رو از پا دربياريد يا حتي خودتون رو مجازات كنيد.
اما اين اشتباهه! بيشتر نويسندگان حرفه اي مردمي معمولي هستند كه از نوشتن لذت ميبرن و تا جايي كه بتونن و امكانش باشه مينويسند
لذت اين خوشي خيلي آسان فراموش ميشه ، ما بايد خودمون را براي نوشتن تشويق كنيم .همچنين سعي كنيم با گول زدن خودمون سراغ نوشتن مطالبي كه از آنها متنفريم بريم. Stephen King در كتابش به نويسندگان توصيه مي كنه كه پيش نويس رو با در بسته بنويسند و اصلاح و بازنويسي اون با در باز انجام بشه .

۱۰ .لذت خود را پيدا كنيد

دنبال موضوعاتي بگرديد كه نوشتن درباره آنها شما را خوشحال مي كنه يا حتي موضوعاتي كه ميتونيد درباره آنها بسيار پر حرفي كنيد.دنبال موضوعاتي بگرديد كه هنگام نوشتن درباره آنها مي توانيد خيلي عميق حسشان كنيد.


Annabel Candy يك طراح وب و وبلاگ نويس است كه داستان‌هاي سفرهاي خودش و همچنين نكات وبلاگ نويسي را مي‌نويسد .اون در يك ملاقات با دالايي لاما درس‌هاي عالي براي وبلاگ‌نويسان ذكر كرده كه در ادامه با اين نكات ارزشمند آشنا مي‌شويم :

اخيرا دالايي لاما در ساحل سانشاين ِ استراليا به ديدنم آمد. خب، اختصاصا براي ديدن من نيامده بود بلكه هزاران نفر با ماشين، مايل ها رانندگي كردند، يا در اتوبوس ها مچاله شدند تا در زير نور شديد آفتاب به حرف هايش گوش دهند.

آن جوري كه انتظار داشتم نبود.  من به Toastmasters پيوسته بودم تا بتوانم يك سخنران در جمع شوم ولي نمي دانستم كه به چند واحد دالايي لاما داني هم نياز داشتم. حرف زدنش زياد تميز و مرتب نبود ولي پيامي كه در حرف هايش نهفته بود مثل كريستال شفاف بود و بسيار روشن و واضح بود  كه چرا اين چنين هوادارني را براي خودش داشت حتي بدون داشتن حمايت رسانه هاي گروهي.

اينجا انساني است كه نيازي به بلاگ نويسي براي سازمان دادن تجارتش يا سود بيشتر يا محكم كردن جايگاهش به عنوان يك حرفه اي در زمينه ي كاري اش، ندارد.  او هم اكنون رهبر معنوي مردم جهان است.

او همچنين بلاگ نويسي هم نمي كند ولي دالايي لاما براي بلاگ نويسان درس هاي بسياري دارد.

۱ . كمي روحيه شوخ طبعي داشته باشيد.

پرچم هاي دعا بر روي سِن كمي پايين تر از حد معمول بسته شده بودند و دالايي لاما از پشت آنها زير چشمي مردم را مي ديد، اين كار او باعث خنديدن جمعيت شد.

خشك بودن ديگر كافي است، انواع سبك هاي آموزشي در دور و اطراف بسيار فراوان است. با شوخ طبعي برخورد كردن باعث درك بهتر ديگران مي‌شود و همچنين باعث مي‌شود مردم براي بررسي مجدد چنين وبلاگ‌هايي تمايل بيشتري داشته باشند، وبلاگ نويسان بايد تمام سعي و تلاش شان در ساخت چنين بلاگ‌هايي باشد.


۲ . فروتن باشيد.

يك مبل راحتي بر روي سِن بود كه دالايي لاما وقتي با جمعيت حرف مي‌زند بر روي آن لم دهد. دالايي لاما مرد پيري است و گفت به دليل اينكه حضار نمي‌توانند به درستي او را ببينند ترجيح مي‌دهد ايستاده در زير نور شديد خوشيد جايي كه بينندگان و حضار بهتر او را مي‌بينند سخنانش را بگويد.

بلاگ نويسي همه اش در مورد ارتباطات و در تعامل، با خوانندگان است و حاضر و آماده بودن در وبلاگ و رسانه جمعي مورد علاقه كاربران است.


۳ . داراي خصوصيات انساني باشيد.

دالايي لاما در مورد تشريفات مطمئن نبود. او حتي نمي دانست اول بايست خودش صحبت مي كرد يا كسي او را نخست معرفي مي‌كرد سپس حرف‌هايش را بزند. او تنها يك انسان معمولي بود كه تلاش مي‌كرد بهترين عملكرد را داشته باشد.

همه‌ي ما اشتباه مي‌كنيم، اشتباهات املائي و لينك‌هاي فراموش شده در بلاگ نويسي. تنها اشتباهاتتان را بشناسيد و بهترين تلاشتان را بكنيد كه آنها را اصلاح كنيد.


۴ . لبخند بزنيد.

شاد باشيد و شاد بودنتان را نشان بدهيد. خيلي‌ها دوست دارند با شما باشند. اين اصل براي دالايي لاما صدق مي كند كسي كه شادي و شاد بودن را با خود به هر جا كه مي‌رود مي‌برد.

آيا دوست داريد با افرادي كه شاد هستند كار كنيد و باشيد؟ پس اطمينان حاصل كنيد كه وبلاگتان و تصوير گراواتارتان دوستانه و گشاده رو است.

از تصاويري استفاده نكنيد كه شما خونسرد و باحال به تصوير مي كشند… در اين صورت ممكن است عبوس، ناراحت يا بي حوصله نمايان‌گر شويد البته اگر خونسرد و باحال هستيد قضيه فرق مي كند.


۵ . خودتان باشيد.

مي توانيد سرتان را بتراشيد مثل دالايي لاما، عينك قطور به چشم بزنيد  و چين و چروك هاي عميق بر روي صورت و بازو داشته باشيد. واقعا اين جور جزئيات مهم نيستند. تا زماني كه شما “شما” باشيد، مردم فقط خصوصيات خوب شما را به ياد مي‌سپارند مثل: لبخندتان، برق چشم هايتان و فروتنيتان.

خيلي چيزها مي‌توان درباره اعتبار “خودتان بودن” در بلاگ نويسي و رسانه‌هاي گروهي گفت كه مي‌تواند به بهتر كردن نوع بلاگ نويسي شما بيافزايد.


۶ . از اعماق قلب‌تان حرف بزنيد.

دالايي لاما نيازي ندارد كه حرف‌هايش را از درون نوشته‌هايي كه همراه دارد بخواند. حرفي كه مي‌خواهد بگويد در قلبش و روحش نهفته است. ما مي دانيم كه به آنها ايمان و اعتقاد قلبي دارد.

وبلاگ نويسان نياز دارند كه به پيامي كه مي خواهند برسانند ايمان داشته باشند و با آن برخورد احساساتي داشته باشند. در واقع شما بايد در مورد چيزي كه به آن عشق مي ورزيد بلاگ نويسي كنيد زيرا باعث بلاگ نويسي تان در بلندمدت مي شود. آن زمان است كه احساس، از وبلاگ تان، از نوشتارتان از پادكست هايتان مانند نور مي ترواد.


۷ . زمان بگذاريد.

در گفتار دالايي‌ لاما شما هيچ گونه حس عجله اي نمي‌بينيد. زماني او بايد در مورد حرفي كه مي زند كمي تامل و فكر كند پس مكث مي‌كند.

از حس عجله در بلاگ نويسي استفاده نكنيد، نيازي نيست همپاي ديگر وبلاگ نويسان مدام بنويسيد. من در هفته يك پست مي نويسم (البته در وبلاگ شخص‌ام هفته‌اي دو بار) چون من بايد درباره‌ي چيزهاي ديگر هم بنويسم و دوست دارم زماني كه صرف پست هايم مي كنند باعث شود اين پست ها در بهترين نوع نوشتار و پيام خود باشند.

وبلاگ نويسي يك سرمايه گذاري بلند مدت است كه شما نياز داريد صبور باشيد تا نتيجه اش را ببينيد.


۸ . از كمك ديگران استفاده كنيد.

دالايي لاما دوستي داشت در كنار دستش كه وقتي كلمه‌اي به درستي در ذهنش نمي آمد درگوشش به او مي گفت.

وبلاگ‌نويسان بايد از خرده چيزهايي كه به سختي پيدا مي كنند كمك بگيرند. براي بعضي ها ممكن است طراحي وبلاگ‌شان باشد، براي يكي ممكن است كمك در خلق محتوا باشد و ديگري كمك در زمينه شبكه‌هاي اجتماعي باشد.

بپذيريد كه شما همه كارها را قادر نيستيد انجام بدهيد، آن خرده كارهايي كه مي توانيد انجام دهيد را بكنيد آن كاري كه از انجامش لذت مي‌بريد و در همين زمينه به ديگران ياري و كمك برسانيد.


۹ . پيامي منسجم و جهان شمول داشته باشيد.

هزاران تن منتظر سخنان دالايي لاما بودند زيرا پيام صلح و محبتش مانند كريستالي شفاف بود.

وبلاگ‌نويس بايستي اول از همه بر روي پيامش كار كند قبل از آن كه بخواهد آن را براي خيل انبوهي از خوانندگان به اشتراك بگذارد.


۱۰ . از داستان ها و حكايات استفاده كنيد تا بتوانيد به دل مردم پل بزنيد.

دالايي لاما داستاني درباره مردم سرزميني گفت كه در زمان سيلي كه در شهرشان به وقوع پيوسته بود چگونه با هم در دوستي و همكاري، كمك به يكديگر و اعتماد متقابل به هم بودند.

بلاگ نويس بايستي قوه تخيل خوانندگانش را تحت اختيار بگيرد و به آنان تشبيهات واضحي ارائه دهد تا خوانندگان بتوانند منظور را درك كنند. داستان گويي بهترين روش است كه خوانندگان را مجاب كند متن را كامل تا انتها مطالعه كنند.


آيا مشهور بودن دالايي لاما در شما به عنوان يك بلاگ نويس طنين انداز شد؟ ديگر چه چيزهايي مي توانيد از دالايي لاما يا ديگر رهبران الهام آميز دنيا آموخت؟ شما به ما بگوييد.

داشتن يك وبلاگ موفق نيازمند كار سخت است . اما ٬ آيا سخت كار كردن تنها كافي است ؟
يكي از بهترين‌ عواملي كه به موفق شدن وبلاگ شما كمك مي‌كند ٬ توانايي وفق دادن خود با ابزارها ٬ ايده‌ها  و رفتارهاي جديد مي‌باشد .
وبلاگ نويسي هميشه درحال تغيير بوده است …
مثلا وبلاگ‌نويسي در ۵ سال پيش كاملا با الان تفاوت داشته و حتي در طي يك سال هم تفاوت‌هايي كرده است . بخصوص در كشور ما كه وبلاگ نويسان مشكلات زيادي را پيش رو دارند .
چيزي كه قبلا براي موفقيت يك وبلاگ‌نويس نتيجه مي‌داده هم‌اكنون كافي نيست .براي اينكه بدانيم درحال حاظر يك وبلاگ‌نويس براي موفقيت به چه چيزي نياز دارد از تعدادي وبلاگ‌نويسان حرفه‌اي وبلاگستان فارسي اين سؤال را كرده‌ام :

اولين چيزي كه درحال حاضر يك وبلاگ نويس براي موفقيت نياز دارد ٬ درصورتي كه در گذشته نياز به اين مورد نبوده چيست ؟


آرش كمانگير :

وبلاگستان ِ همين امروز با وبلاگستان مثلا پنج سال پيش تفاوت‌هاي زيادي دارد. يكي از اين تفاوت‌ها، كه به‌نظرم به سوال شما مربوط‌تر است، اين است كه حالا اين فضا به نقطه‌ي اشباع نزديك‌تر شده‌است. اين يعني حالا موانع ابزاري از راه برداشته‌شده‌اند و راه‌انداختن ِ يك وبلاگ خيلي بيشتر از پنج دقيقه وقت نمي‌برد و به همين دليل حالا وبلاگ زياد داريم. به اين ترتيب، به‌نظر من وبلاگستان به آن‌چيزي كه قرار بود مهيا كند، يعني محيطي براي انتشار سريع و بي‌واسطه‌ي محتوي، بسيار نزديك شده است. در چنين فضايي، اگر «وبلاگ موفق» را تعريف كنيم «كسي كه وبلاگ‌اش خوانده مي‌شود»، حالا وبلاگ‌نويس براي موفق شدن مشكلي با ابزار ندارد و بايد محتوي را توليد كند. محتوي، برخلاف ابزار كه جزيي از ماشين است، از جنس آدميزاد است. اگر پديده‌ي وبلاگ را تلفيقي از آدم و ماشين بگيريم، حالا پوسته‌ي ماشيني كامل شده است و آدم ِ درون ِ قضيه بايد خودش را نشان بدهد.



نيما اكبرپور: 


تصور مي‌كنم ٬ مطالعه وبلاگ‌هاي مشابه خودش به خصوص در زبان‌هاي ديگه. اين مي‌تونه ايده‌هاي خوبي به بلاگر بده. نكته مهم‌تر اينه كه نگاه خاص خودش رو به مسائل داشته باشه. بيشتر از اين كه درگير ترجمه بشه، خودش بره با موضوع درگير شه و اكتشافات خودش رو بنويسه. طولاني ننويسه. ساده بنويسه و خودماني.



جادي:

راستش من ترجيح مي دم به سوال معكوس جواب مفصل‌تري بدم بدم؛ يعني «چيزي كه قبلا بهش نياز بوده ولي الان نيست، چيه؟» جواب اين يكي خيلي آسونتر و سر راست‌تر و روحيه بخش تر از سوال خودته. قديم‌ها اگر مي‌خواستي در دنياي اينترنت فارسي مطرح بشي بايد مشهور مي‌شدي يا مشهور مي‌بودي. مثلا بايد جزو اولين دخترهايي مي‌شدي كه به وبلاگستان اومدن. يا جزو اولين كساني كه از زندگي خصوصي نوشتن يا مثلا اولين كساني كه شروع كردن با ايميل نقل روزانه فرستادن يا اولين كساني كه شروع كردن وبلاگ‌هاي خارجي رو خوندن و بهترين‌هاش رو به فارسي نوشتن و اونقدر اين كارها رو ادامه مي‌دادي تا كم كم مشهور بشي و بشي جزو كساني كه بعضي ها دوست دارن بهش بگن مافياي وب فارسي يا حلقه مركزي وبلاگستان و اين‌ حرف‌ها.
اما اين روزها به خاطر بودن گوگل ريدر، لايك،  و غيره و غيره، شهرت و شناخت قبلي نقش كمتر و كمتري توي خونده شدن بازي مي‌كنه. حالا يك نفر فقط با يك مطلب خوب مي‌تونه – براي همون مطلبش – خوانندگان ده هزار نفري پيدا كنه و اين به نظرم مهمترين چيزي است كه اين روزها مي‌تونه به نويسنده‌هاي تازه كار يا تازه وارد يا كساني كه براي مشهور شدن مي‌يان به دنياي وب روحيه بده.
قبلا واقعا بايد مدت‌هاي طولاني مي‌نوشتي و خوب يا حداقل متفاوت مي‌نوشتي تا شناخته بشي در حالي كه الان «اشتراك گذاري» آسون شده و شهرت يك شبه به دست مي‌ياد و البته اگر خوب ادامه ندي، يك شبه هم از دست مي ره و اين به نظرم نكته خوبيه.


صادق جم:

به عقيده‌ي من مهمترين بخشي كه امروزه برخلاف سال‌هاي وب۱ وبلاگ‌نويسان بايد مدنظر قرار دهند، اتصال وبلاگشان به شبكه‌هاي اجتماعي و موازي كردن بلاگ‌نويسي‌شان با فعاليت‌هاشان در سرويس‌هاي اجتماعي است.
در سال‌هاي پيش، وبلاگ يك موجوديت تنها به حساب مي‌آمد كه خوانندگان با مراجعه‌ي مستقيم به آدرس آن مطالبش را دنبال مي‌كردند و احتمالاً نظراتشان را با نويسنده در ميان مي‌گذاشتند. اما امروزه در پي بالا رفتن حجم اطلاعات تحت وب و در پاسخ به اجتماعي بودن بشر، شبكه‌هاي اجتماعي تحت وب و سرويس‌هاي وب۲، موجوديت‌هاي تنهاي وب را به يكديگر اتصال داده‌اند تا علاوه بر راحتي پيگيري مطالب، ارتباطات را تنگاتنگ‌تر كنند. به همين دليل موجوديت‌هاي وب مجبورند براي بقا هم كه شده از انزوا خارج گردند و به اجتماعات متصل باشند.

  بديهي‌ست كه امروزه بلاگرها بايد براي موفقيت به شبكه‌هاي اجتماعي نگاه ويژه‌اي داشته باشند.


علي‌اصغر هنرمند :

نظر شخصي من در پاسخ به اين سوال «اجتماعي تر شدن» هست. اين روزها توجه به وب ۲ و شبكه هاي اجتماعي يك عامل مهم براي موفقيت هر وبلاگ محسوب ميشه.


عليرضا شيرازي:
عليرضا شيرازي

فكر نميكنم وبلاگ نويسان به چيزي نياز داشته باشند كه قبلا به آن نياز نبودي است. دو عنصر مهم يعني محتواي خوب و حضور در حلقه هاي وبلاگي عوامل موفقيت يك وبلاگ نويس  از همان ابتدا بوده اند و اكنون نيز با توجه به تعداد زياد وبلاگها نقش آنها پررنگ تر شده است. تاكنون وبلاگي را نديدم كه  صرف  استفاده از ابزار يا نرم افزار جديدي عامل موفقيت او بوده باشد.


آرش زاد :



راستش با توجه به شرايط فعلي وبلاگ‌نويسي در وبلاگستان فارسي و با توجه به مطلب هدف شما، همه وبلاگ‌نويسان رو نميشه در يك دسته‌بندي قرار داد.
و به همين دليل هم موارد مورد نياز براي هر كدوم از اون‌ها ممكن هست متفاوت باشه.
در حال حاضر اولين مطلبي كه بايد در مورد وبلاگ‌نويسي به هر وبلاگ‌نويس گفت اينه كه شيوه‌هاي سنتي گذشته رو كنار بذارن. شيوه‌هايي كه در قبل استفاده ميشد الآن ديگه نمي‌تونه باعث پيشرفت بشه. از طرفي داشتن ايده و تفاوت هم رمز ديگه‌اي براي موفقيته. در گذشته حتما نياز نبود خيلي فرق داشته باشين چرا كه تعداد وبلاگ‌نويس‌ها خيلي كم بود. اما حالا همه چيز فرق كرده. اگر مي‌خواين وبلاگ آي‌تي بزنين بايد حتما دنبال تفاوت‌ها و استعدادهاي مختلفي كه مي‌تونين براي اين كار داشته باشيد برين؛ در غير اين‌صورت من كاربر هيچ‌وقت نميام وبلاگ شما رو بخونم چرا كه همون مطالب رو مي‌تونم در وبلاگ‌هاي مطرح‌تر . محبوب‌تري ببينم و دنبالشون كنم.
در ثاني براي دسته وبلاگ‌هاي فناوري در حال حاضر يكي از مهم‌ترين موارد داشتن پول هست. يعني براي موفقيت در اين بخش به نوعي يا بايد گنگ خودتون رو داشته باشين يا اينكه از طريق بخش مادي، نيازهاي خودتون رو برطرف كنين.
يك نكته كلي هميشه در وب ما وجود داره. اونم اينه كه شما مي‌خواين طبق معيار ايراني جلو برين يا طبق معيار جهاني؟
اين ۲ مورد باهم خيلي فرق مي‌كنه. معيارهاي وب جهاني رو خيلي‌ها كار نمي‌كنن براي همين ممكنه وب ما تو خيلي از زمينه‌ها درجا بزنه.
در حال حاضر وبلاگ‌نويس نياز به اجتماعي بودن داره. نياز به فعاليت بيش از پيش داره تا شناخته بشه. يك سري از موارد هم كه هميشه بوده و هست و تغييري نمي‌كنه.

شايان شليله :
 

 

مورد ي كه كم اهميت نيست كسب درآمد از وبلاگ است. يعني يك وبلاگ نويس، اگر وبلاگ نويسي را به عنوان شغل اصلي و يا شغل دوم خود انتخاب مي كند بايد بتواند از وبلاگ خود كسب درآمد كند. كه متاسفانه اين مورد هم در ايران زياد جا نيفتاده و حرفه اي نشده است.

امير مهراني:


جواب به اين سوال به نظر من كاملا وابسته به اين موضوع هست كه درباره بلاگ نويسي رو در چه زمينه‌اي صحبت مي‌كنيم. به نظرم شرايط بلاگ نويسي شخصي نسبت به قبل خيلي تغيير نكرده اگرچه بيشتر بلاگرها به سمت مينيمال نويسي و كوتاه كردن نوشته‌هاشون مي‌رن كه به نظرم نكته مهمي است.

اما در حوزه بلاگ نويسي تخصصي كه عمرش كمتر از بلاگ نويسي در ايران هست به نظرم توجه به مخاطب و استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي براي گسترش مخاطب‌ها مي‌تونه خيلي مهم باشه و البته يك بلاگر در زمينه تخصصي مي‌تونه هدفي بيشتر از نوشتن براي نوشتن داشته باشه.

 


پرهام باغستاني: 


اولين و مهمترين چيزي كه با زياد شدن تعداد وبلاگ ها يك وبلاگ نويس نياز دارد به روز بودن اطلاعات و در جريان بودن اخبار جديد است ، زيرا امروزه و علي الخصوص در فضاي اطلاع رساني فارسي وبلاگ ها مهمترين منابع خبري هستند.

آشنايي با علم روز نيز از ابزارهاي موفقيت وبلاگ نويسان است ، مطالبي كه منتشر ميشوند مي بايست همگام با رخدادهاي كنوني فضاي اينترنت و وب باشد.


امين ثابتي: 


جواب دادن به اين سوال يكمي سخت هست چون الان براي اينكه وبلاگ‌نويس مطرحي بشي بايد چند كار انجام بدي كه قبلا شايد بهش نياز نبوده مثل اينكه تخصصي بنويسي و به نوعي دوران اينكه در مورد همه چيز بنويسي تمام شد!
اما در جواب سوالات از بين تمامي معيارها مي‌تونم به اين اشاره كنم كه فعاليت در شبكه‌هاي اجتماعي داراي اهميت است. الان به نظر من وبلاگ‌نويسي بدون شبكه هاي اجتماعي  اونقدرها تاثيرگذار نيست و مجموعه‌اي از اينها هست كه باعث مي‌شه تو يك محصول خوب مثل يك مطلب را به دست مخاطب برسوني.


وبلاگ‌نويسان حرفه‌اي وبلاگستان نظر خودشان را با سلايق متفاوت راجبه اين موضوع گفتند ٬ شما به عنوان يك خواننده و يا وبلاگ‌نويس نظري شبيه به كداميك از بلاگرهاي بالا داريد ؟ و ايا گر نظر يا عقيده‌ي متفاوت به اين پرسش داريد هم مي‌توانيد در بخش نظرات بيان كنيد :)

سئو (SEO) يعني توليد كردن صفحات وبي كه براي موتورهاي جستجو جالب و فريبنده هستند. بهينه سازي صفحات وب اين است كه شما در نتايج يك موتور جستجوي بزرگ بيشترين امتياز را داشته باشيد. اهميت اين موضوع از انجا ناشي مي شود كه اكثر مردم از موتورهاي جستجو براي رسيدن به مطلب يا محصول مورد نظر خود استفاده ميكنند.

 

* توجه كنيد كه بايد توضيحات فارسي را جايگزين كنيد.

چاق‌ترين زن ايران
جام جم آنلاين: چاق‌ترين زن ايران با 350 كيلو وزن در منزلش تحت درمان است.

به گزارش جام جم روزنامه وطن امروز نوشت: چاق‌ترين زن ايران با 350 كيلوگرم وزن در خانه‌شان تحت درمان است و پزشكان حال عمومي وي را مساعد توصيف كرده‌اند. اين زن كه از چاقي مفرط رنج مي‌برد و اين موضوع موجب بروز بيمارهاي مرتبط ديگري در وي شده است، در خانه و با برخي پزشكان متخصص به رايگان تحت درمان است و اين در حالي است كه خواهر وي به همين دليل در تابستان سال پيش جان باخت.

سرپرست تيم پزشكي بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز كه معالجه يكي از زنان چاق‌ ايران در اهواز را به عهده دارد پس از معاينه اين بيمار در خانه، حال وي را مساعد توصيف كرد.

دكتر عبدالله صرامي، پزشك معالج و سرپرست تيم پزشكي بهداشت و درمان اهواز حال عمومي خانم مجدم كه از چاقي مفرط رنج مي‌برد را تقريبا مساعد عنوان كرد و افزود: در حال حاضر از نظر عفونت‌هاي پوستي مشكل حادي وجود ندارد و عفونت‌هاي قبلي نيز بهتر شده است.

وي ادامه داد: متاسفانه در ارتباط با دردهاي عضلاني اسكلتي كه به هر دو پاي بيمار انتشار يافته، محدوديت تشخيصي داريم به خاطر آنكه وزن زياد بيمار اجازه انجام ‌MRI را نمي‌دهد و تنها كاري كه ما مي‌توانيم انجام بدهيم درمان علامتي است.

وي در ادامه با بيان اينكه وزن بسيار بالاي بيمار موجب شده درمان با احتياط انجام شود، افزود: ما حتي قادر نيستيم وزن بيمار را اندازه بگيريم چراكه وي به دليل چاقي مفرط عملا بي‌حركت است.

خانم مجدم 50 ساله نيز درباره شرايط جسماني‌اش گفت: حدود يك و نيم ماه است كه از كمردرد شديد رنج مي‌برم و چون عملا هيچگونه حركتي ندارم اين درد روزبه‌روز تشديد مي‌شود.

وي افزود: من از بدو تولد چاق بودم اما از 3 سال پيش وزنم يكباره افزايش پيدا كرد به طوري كه امكان هرگونه تحركي از من سلب شد و به كلي زمينگير شدم.

تابستان گذشته نيز خواهر 65 ساله وي بر اثر چاقي مفرط و ابتلا به ديابت با 350 كيلو وزن پس از معالجات بسيار درگذشت.

تيم پزشكي بهداشت و درمان اهواز كه معالجه وي را نيز به عهده داشت پس از انجام معاينات و بررسي آزمايشات متعدد اعلام كرد راه قطعي براي درمان اين نوع چاقي وجود ندارد و هرگونه عمل جراحي به منظور كاهش وزن، ممكن است موجب مرگ شود. تيم پزشكي متشكل از پزشكان متخصص بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز از مدت‌ها پيش معالجه اين 2 خواهر را به صورت رايگان به عهده گرفته‌اند.

دسته ها :
چاق‌ترين زن جهان رژيم مي‌گيرد
جام جم آنلاين: پاولين ‌پاتر 47 ساله چاق‌ترين زن جهان كه در كاليفرنيا ساكن است تصميم دارد تا وزنش را كاهش دهد.

پاتر كه دليل اضافه وزنش را تربيت خانوادگي و ژنتيك دانست، گفت: مادرش 200 كيلوگرم و پدرش نيز حدود 250 كيلوگرم بوده است.

به گزارش ايسنا به نقل از ديلي ميرر تمام خواهر و برادرهاي پاتر نيز چاق هستند. او بارها تصميم به كاهش وزن گرفته بود، اما اين بار تصميم دارد كه آن را عملي سازد.

دسته ها :
ازدواج در بام استان اردبيل
جام جم آنلاين: يك زوج كوهنورد جشن ازدواج خود را در قله 4811 متري سبلان در شهرستان مشكين‌شهر برگزار كردند.

به گزارش ايرنا، مسلم نجفي و مريم فكري از اهالي شهرهاي اردبيل و مشهد و هر دو از كوهنوردان و سنگ‌نوردان حرفه‌اي هستند.

اين زوج جوان كه در حين صعود به قله سبلان با هم آشنا شده‌اند، هنگام ازدواج تصميم مي‌گيرند جشن ازدواج خود را در كنار درياچه سبلان در نوك قله برگزار كنند.

اين زوج شنبه با پهن كردن سفره عقد در كنار درياچه قله سبلان و دعوت از ديگر كوهنوردان زندگي مشتركشان را جشن گرفتند.

دسته ها :
X