به نام خدا

سلام

 

« اقتصاد ایران بیمار است » همه ما این تعبیر را بارها و بارها از زبان هاشمی ، خاتمی ، موسوی و ... شنیدایم و همه اینان به روایت تاریخ ، در دوره مشخصی بر بالین این بیمار حاضر و نسخه ای نیز بر آن پیچیده اند . موسوی با تمرکز اقتصاد ایران در دستان دولت ، نسخه ای از دکترین کارل مارکس را بر حلقوم اقتصاد ایران فرو ریخت و همه ما را سوسیالیزه کرد ، نوبت به هاشمی که رسید به سراغ حکیم دیگری رفت ، آدام اسمیت ، جان مینارد کینز ، هاشمی روح سرگردان آنان را بر بام اقتصاد ایران به جولان در آورد و با دستان نامریی اولی و با تئوری « دولت رفاه » دومی ، آمپول لیبرالیسم را در جان نحیف اقتصاد ایران تزریق کرد و ما همه شدیم لیبرال . و آن دیگری یعنی سید خندان « راه سوم » را برگزید و آنتونی گیدنز را بر بالین اقتصاد ایران حاضر ساخت و با تئوری های او آخرین میخ ها را بر تابوت اقتصاد ایران کوبید و ما سوسیال دمکرات های سرگردان ، روی پل سید خندان آواره شدیم .

و اما احمدی نژاد ... از کجا باید آغاز کنم . بگذارید اوَل از فریاد های ابوذر گونه اش سخن بگویم ، از فریاد هایش که به ما جان بخشید ، درست آنزمان که دست های « نامریی » آدام اسمیت تن مَان را رنجور و روح مان را آلوده ساخته بود و یا وقتی که گرد و غبار « دولت رفاه » جان مینارد ، بر روح نهج البلاغه سایه افکنده بود و یا آن روز که عاشورا در کوچه های تعدیل گم شده بود و یا وقتی آنتونی گیدیز از دیوار بی اعتمادی بالا رفته و جنگ ، « فقر و غنا » را نشانه رفته بود . او آمد و با آمدنش ، کام سرمایه های نظام ! را تلخ ساخت عجیب و با شجاعتی وصف ناپذیر ، نسخه های نخ نما شده تعدیل و جامعه مشام آزار مدنی سید خندان را به زباله دان تاریخ افکند .
او آمد و با آمدنش ، به جنگ رئیس جمهور اسبقی رفت که روزگاری بنا داشت : « با یاری عطاالله مهاجرانی ( بقول آقای شریعتمداری شما بخوانید بهاالله مهاجرانی ) و عبدالله نوری و حتی آیت الله ! طاهری می خواستند ، ریاست جمهوری هاشمی را تمدید نمایند و حتی عده ای پا را فراتر گذاشتند و طرح ریاست جمهوری مادام العمر را برای هاشمی در نظر داشتند »
( محتشمی پور ، ماهنامه پیام امروز ، ش 36 ، ص 8 ) اما او آمد و فرزندان روح الله ، او را از دیوارهای وزارت کشور سید خندان بالا کشیدند و « چار تکبیر زدند بر هر چه که بود » .
او آمد و با آمدنش ، استوانه های نظام در یافتند که دیگر نمی شود با دلار های نفت ، ادای پادشاهان انگلستان را در آورد و جامه لرد های انگلیس بر تن آقازادگان گشاد شد . جویبارهای آحزاب خشکید ، ماهواره های امید ، آسمان خدا را در نوردید ، غرش موشک هایش ، خواب را از چشمان اعراب بی درد ربود . او « بر شمشیرها صبر کرد و بر زنجیر ها هرگز » و آنگاه که با جرئت ، با شهامت به جنگ اژدهای هفت سر رفت ، شقایق ها در چهره ولی خدا شکوفا شد . او « هدفمند کردن اقتصاد » کشور را از هفت خان رستم عبور داد تا « حوض ماهیان سرزمین اش پر از آب شود »  و این یعنی ستاندن چاه های نفت از دستان ، زر و زور و تزویر .
او آمد و ...
بعضی از دوستان می گویند ، ما « او » را چون بت می پرستیم ، اما انصاف داشته باشید . این شمائید که او را بت می پندارید ، این شمائید که تصور می کنید او فرشته خداست و عاری از هر گونه خطا ، این شمائید که فکر می کنید او مسیح است و پسر خدا و تا می بینید مگسی در کنار گوشش « وز وز » می کند و یا بر چهره اش نشسته است ، آشفته می شوید و سنگی برداشته و دوستی خاله خرسه را در « بالاترین » به نمایش می گذارید .
ما او را دوست خواهیم داشت ، حتی اگر مگسی بنام مشایی نیز در کنار گوشش وز وز کرده باشد .

دسته ها :
سه شنبه بیست و نهم 10 1388

الهم عجل لولیک الفرج

حسینعلی منتظری شب گذشته در سن 87 سالگی در منزلش دار فانی را وداع گفت.


 

به گزارش  فارس از قم، حسینعلی منتظری شب گذشته در منزلش دار فانی را وداع گفت. یوسف صانعی و ابراهیم امینی در منزل منتظری حضور یافته و درگذشت او را تسلیت گفتند.
حسینعلى منتظرى در سال 1301 خورشیدى (1340 هجرى قمرى -‏ ‏1922 میلادى) در شهر نجف آباد در 24 کیلومترى غرب اصفهان به دنیا آمد و در سال 1320 برای ادامه تحصیل از اصفهان عازم قم شد. وی شب گذشته در سن 87 سالگی در قم از دنیا رفت.
حسینعلی منتظری که قبل از پیروزی انقلاب سوابقی انقلابی در مبارزات به رهبری امام خمینی(ره) داشت، پس از انقلاب به توصیه های حضرت امام که خواستار پاک کردن دفتر نامبرده از عناصر ناسالم بود، گوش نکرد و در نهایت بعد از ارتحال امام اجازه داد نیروهای مخالف امام راحل خاطراتی را برای او تنظیم کنند. در این خاطرات نسبت های ناروایی به امام وارد شد. دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران پاسخی برای آیت الله منتظری تهیه کرد، ولی دولت خاتمی اجازه انتشار این خاطرات را نداد ولی این پاسخ در نهایت با مجوز موسسه نشر آثار امام منتشر شد.
وی اوایل انقلاب به قائم مقامی رهبری امام انتخاب شد اما به دلیل اتخاذ مواضعی علیه نظام اسلامی در تاریخ 68/01/06 توسط حضرت امام خمینی(ره) از قائم مقامی رهبری عزل شد.

 

 رهبر عزیز دعات داره میگیره

دسته ها :
يکشنبه بیست و نهم 9 1388

الهم عجل لولیک الفرج

یراهن خونین و مرثیه گرگ ها

 
 

محمد صرفی
چونخلیفه سوم به دست ناراضیان کشته شد، مسلمانان گرد علی(ع) جمع شدند و ایشانعلی رغم میلشان زمام حکومت را در دست گرفتند. جمعی از دوستان که انتظارمقام داشتند، چون خود را بی نصیب دیدند داعیه خونخواهی خلیفه مقتول راسردادند و جالب آنکه انگشت اتهام به سوی علی(ع) دراز کردند! حال آنکهامیرمؤمنان در زمان اختلافات و کشمکش های آن دوره همواره نقش میانجی رابرعهده داشت.
سپاه جمل را به راه انداختند و کار به گفت وگو راست نشد و تیغ تیز، شترسرخ موی را بر زمین نشاند و فتنه جمل فرو نشست. اما این پایان کار نبود.یکی از عمالی که به دست علی(ع) برکنار شده بود، حاکم پیشین شام بود امامعاویه سرسازش نداشت و برای یاغی گری بهانه می خواست. پیراهن خون آلودخلیفه سوم را در مسجد دمشق آویخت و هر روز برای آن نوحه سرایی می کرد وعلی(ع) را مسئول این جنایت معرفی کرده و مستحق شورش و انتقام می خواند.
جنگ صفین درگرفت. لشکر امیرالمؤمنین(ع) در آستانه پیروزی بود که مکرعمروعاص قرآن ها را بر سر نیزه کرد و ابر تردید و فتنه را بر آسمان لشکرپیروز افکند. به زور شمشیر، علی(ع) را از ادامه جنگ و یکسره کردن کارمنصرف و حکمیت را تحمیل کردند. او گفت نماینده ما «عبدالله بن عباس» باشد،نادانان نپذیرفتند. گفت پس مالک اشتر، گفتند مالک؟! او خود آتش بیار وفرمانده جنگ است، چگونه می خواهد آتش را فرونشاند! ابوموسی اشعری را تحمیلکردند. کسی که خود دل در گرو ولایت نداشت و از ابتدا راهش از علی(ع) جدابود.
نماینده معاویه، عمروعاص شد. اما جالب ترین جای ماجرا موضوع حکمیت بود.ابوموسی اشعری و عمروعاص قرار بود درباره چه موضوعی حکمیت کنند؟ هدف آنهابه اصطلاح فرونشاندن آتش و پایان جنگ و خونریزی میان دو گروه از مسلمانانبود و سرآغاز این خونریزی پیراهن عثمان بود. آنها باید حکم می کردند که اومظلوم به قتل رسیده است یا نه و آیا معاویه حق خونخواهی او را داشته استیا خیر؟ یکی نبود بپرسد، این قتل چه دخلی به علی دارد و این وسط معاویه چهکاره است؟
دو دور مذاکره کردند؛ در دومه الجندل و اذرح. نتیجه مباحث آن شد که خلیفهرا مظلوم کشته اند و برای آنکه قاتلان در پناه علی نباشند، باید او را ازحکومت عزل کرد. وقتی قرار شد نتیجه مذاکرات عمومی شود عمروعاص موضوع خلافتمعاویه را هم اعلام کرد، حال آنکه هیچ توافقی در این باره نشده بود و بهقول امروزی ها این موضوع اصلاً در دستور کار مذاکرات نبود.
معاویه ای که حاکمی معزول و یاغی بود، به ناحق به طلب خونی برخاسته و فتنهانگیخته بود که اصلاً حقی در آن نداشت، و در میدان نبرد هم شکست خورده بودو تا دیروز فقط داعیه خونخواهی داشت، حالا مدعی خلافت هم شده بود! حکمیت،جنگ و خونریزی میان مسلمانان را تمام نکرد. جنگ باز هم ادامه یافت، دیروزبر سر پیرهنی خون آلود و امروز بر سر خلافت. و البته آنهایی که اهل بصیرتبودند می دانستند که از ابتدا هم هدف معاویه چه بود و پیراهن عثمان، بهانهای بیش نبود.
¤ ¤ ¤
جامعه ما هم چندی پیش دچار فتنه شد. فتنه ای که پیامدهایش کاملاً از میاننرفته است. این روزها از این طرف و آن طرف حرف هایی به گوش می رسد و طرحهایی مشابه با اسامی رنگارنگ ارائه می شود. از آشتی ملی گرفته تا حکمیت ومیانجیگری و... اما ماهیت و نتیجه همه این طرح ها یکی است.
اولین سؤال این است؛ موضوع حکمیت و آشتی و توافق باید چه باشد؟ شکاف هایبوجود آمده؟ تقسیم قدرت؟ آینده جریان موسوم به اصلاحات؟ خون های به زمینریخته؟ زندانیان؟ کدامیک؟!
اما اینها که همه عوارض و تبعات علتی دیگر هستند. اصلاً همه این بلواها برسر چه بود که این همه تاوان داشت و حالا باید بزرگان بنشینند و حلش کنند؟آری! ادعای تقلب که به اندازه بزرگی اش دروغین بود و به قول وزیر تبلیغاتهیتلر (گوبلز): دروغ هر چه بزرگ تر باشد، راحت تر باور می شود!
اگر قرار باشد حکمیتی باشد باید سراغ ریشه رفت و ریشه در ادعای تقلب است. مضحک است، باید بنشینیم و ببینیم تقلب شده بوده است یا نه!
امروز ما به ساده لوحی ابوموسی اشعری از سر درد می خندیم و از خدعهعمروعاص و معاویه درشگفتیم که چگونه با ادعایی دروغ، جنگی را به راهانداختند و چگونه با خدعه ای دیگر، جای بازنده و برنده جنگ را عوض کردند.حالا هم عده ای مکار نقش عمروعاص و عده ای جاهل نقش ابوموسی اشعری را بازیمی کنند. می خواهند به خیال خودشان آتش را فرو بنشانند. سرنوشت این حکمیتاز همین حالا مشخص است. جای شاکی و متهم عوض می شود. ما می دانیم و برایآنها هم اظهر من الشمس است که تقلبی نشده، پس چه جای حکمیت است؟ می خواهندبنشینند بر سر چه معامله کنند؟ بر سر خون کسانی که به بهانه ادعایی دروغینجانشان را از دست دادند؟ یا اینکه سهم مدعیان تقلب از قدرت را تعیین کنندو آینده سیاسی شان را تضمین؟
پیراهن ها در تاریخ گاهی نقشی ویژه یافته اند. پیراهن خونین یوسف رابرادران برای یعقوب آوردند و مدعی شدند گرگ او را دریده است. پیراهن خونینعثمان هم فتنه ای عظیم شد و چه خون ها که برای آن ریخته نشد.
دوباره فتنه باز آمده است و این بار پیراهن سبز به تن دارد. می گوید سبزیام نشان اصالت و اعتقاد است! اما نمی گوید اعتقاد به چه؟! ذکرالله اکبر برلب دارد و ناله هایش آدمی را به یاد گریه های سوزناک برادران یوسف(ع) میاندازد، برای فریب حضرت یعقوب(ع).
در منطق عمروعاص همانطور که برای نجات و رهایی از تیغ علی، می توان هم کشفعورت کرد و هم قرآن بر سر نیزه برد، می توان با شعار الله اکبر به جنگالله رفت، تبر برداشت و بر پیکر ایران، این تنه تناور و سبز تشیع زد وپرچم سبز علوی نیز در دست داشت. مگر روز عاشورا عمر سعد با فریاد یا خیلالله ارکبی - ای سپاهیان خدا رکاب بزنید- به سپاهیان خداجوی امام حسین(ع)حمله نکرد؟!
عمروعاص ها همیشه بوده اند. هر زمان به رنگی و با پیرهنی اما آنچه خوابشومشان را تعبیر می کند، امتزاجشان با ابوموسی هاست. اگر جماعتی قشری وابوموسی ها نباشند، مکر و خدعه عمروعاص ها با بی آبرویی فقط می تواند جانکثیفشان را از تیغ عدالت برهاند، نه بیشتر. مردم اگر اهل بصیرت باشند،ابوموسی ها به علی تحمیل نمی شوند و پیوند نامیمون خدعه و جهل رخ نمی دهدتا معاویه از پیراهنی خونین برای خود ردای امیرالمؤمنینی بدوزد

 

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 9 1388

الهم عجل لولیک الفرج

قای هاشمی تو بارها در فتنه اخیر به رهبری خیانت کردی

 
 

روح‌اللهحسینیان نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با حضور در تجمع امروزدانشجویان در حرم مطهر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی طی سخنانی با اشارهبه اینکه ما در اینجا جمع شده‌ایم تا با امام خمینی (ره) بعیت کنیم و باطرح این پرسش که چرا به امام خمینی (ره) توهین شد؟ گفت:‌ باید به این پرسشپرداخت که چه کسانی دشمن امام بودند و به خود اجازه دادند که چنین جسارتیرا بروز دهند؟
حسینیان با بیان اینکه امام خمینی (ره) کشور ما را در این دنیای استکبارینجات داد، تصریح کرد:‌امام (ره) در زمانی که مناسبات بین‌المللی برپایهجنگ سرد حاکم بود و دو ابرقدرت، دنیا را بین خود تقسیم کرده بودند، توازنقوا در جهان را به نفع مستضعفان جهان برهم زد.
این نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه بنیانگذار کبیر انقلاباسلامی بیداری اسلامی را در سطح جهان را به وجود آورد تأکید کرد: امامراحل بارها پوزه آمریکا را به خاک مالید، به همین دلیل زمانی که امام رحلتکرد حتی دشمنان ایشان در وصف امام گفتند که ایشان بارها دماغ آمریکا را بهخاک مالید.
وی با تأکید براینکه امام خمینی (ره) هیمنه و قدرت پوشالین غربی‌ها راشکست، تصریح کرد:‌ به همین دلیل دشمنان اسلام احساس حقارت کردند و همینعامل باعث شد دشمنی آنها با امام ریشه‌دار شود.
حسینیان افزود: امام خمینی (ره) در کشوری که 2500 سال استبداد در آنحاکمیت داشت توانست کاخ‌های رژیم شاهنشاهی را فرو ریزد و در جهانی کهعده‌ای می‌گفتند "دین افیون توده‌ها است " مجدداً دین را احیا کند.
این نماینده خانه ملت با بیان اینکه در موقعیتی که ما در آن قرار گرفتیم،دعوای ما با یک فرد به نام موسوی نیست، تصریح کرد: موسوی کوچکتر از آن استکه امت حزب‌‌الله و نظام بخواهد با آن مقابله کند.
وی اضافه کرد:‌ خاتمی هم ضعیف‌تر، پست‌تر، کوچک‌تر و حقیرتر از آن است کهاین امت حزب‌الله و دانشجویان بیدار بخواهند با یک چنین شخص حقیری که چشمشبه دست غرب است، مقابله کنند. حتی هاشمی هم کوچکتر از آن است که مابخواهیم با وی مبارزه کنیم.
حسینیان با بیان اینکه ما امروز در مقابل یک جریان باخته که ریشه‌های آندر اروپا است قرار گرفته‌ایم، اظهار داشت: ریشه‌های این جریان در بی‌دینیو اصلاحاتی که در کشور شعارش را می‌دادند، وجود دارد و باید با این جریانباطل و ضدخدایی مقابله کنیم.
وی با تأکید براینکه بایستی با بصیرت عمل کنیم گفت: ما در مقابل یک جریانباطل که منشأ آن آمریکا و تفاله‌های داخلی وابسته به آمریکا هستند، مواجههستیم که قصد دارند با آرمان امام مبارزه کنند به همین دلیل عکس ایشان راپاره کرده و بر روی آن اسکناس انداختند، یعنی آنها می‌خواهند بگویند کهامام (ره) مرده است اما آنها باید بدانند که آنها مرده‌اند و امام برایهمیشه تاریخ زنده است.
این نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه قلب این امت و دانشجویان بایاد امام خمینی (ره) می‌تپد و به زندگی ادامه می‌دهد، اظهار داشت:‌خاک برسر شما که حتی از صدام هم کمتر هستید زیرا وی در زمان اعدام خود گفت تنهامردی که در عالم پیدا می‌شود آیت‌الله خمینی است اما شما حتی از صدام نیزپست‌ترید که به خود اجازه می‌دهید به قلب تپنده ملت ایران توهین کنید.
حسینیان در ادامه تصریح کرد: این حرکت به سرمداری فتنه سیاه یا جریان سبز اموی شکل گرفته است.
وی در ادامه سخنان خود خطاب به هاشمی رفسنجانی نیز اظهار داشت: آقای هاشمیتو بارها در فتنه اخیر به مقام معظم رهبری خیانت کردی و رهبری از تو حمایتکرد اما تو کینه خود را در مشهد نشان دادی و گفتی که اگر مردم رهبری رانخواهند باید برود اما در واقع مردم تو را نمی‌خواهند و این را بارها باشعارهای خود نشان داده‌اند.
نماینده مردم تهران در مجلس افزود: تو دیگر در قلب مردم جایگاهی نداری و ما به تبعیت از رهبری تو را به اسلام دعوت می‌کنیم.
حسینیان با بیان اینکه ما دوست داریم که هاشمی پیرو ولایت باشد و دوبارههمان هاشمی زمان انقلاب را ببینیم تصریح کرد: نباید هاشمی به خاطرفرزندانش چنین ظلمی را به این ملت روا دارد.
وی همچنین خطاب به سیدحسن خمینی نیز گفت: جنابعالی متولی حرم مطهر امامبزرگوار هستید و این افرادی که به حرم آمده‌اند مهمان‌های این حرم هستند؛به همین دلیل جا داشت که شما در این جلسه شرکت کرده و به مهمانان امام(ره) خوش‌آمد می‌گفتید و باز هم به دامن انقلاب می‌آمدید.
این نماینده مردم تهران در مجلس با پرسش این سؤال از سیدحسن خمینی که چراامام خمینی (ره) را با این عظمت فدای انسان‌های سیه‌رو می‌کنید، گفت:خاتمی و موسوی کجا امام را قبول دارند و این جریان سبز اموی کجای خطش باامام یکسان است؟
وی افزود: آنها شعار "جمهوری ایرانی " را سر می‌دهند اما امام گفت که "جمهوری اسلامی " نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر.
حسینیان تصریح کرد:این افراد در مقابل رسانه‌های خارجی عکس امام را پاره می‌کنند.
نماینده مردم تهران در مجلس خطاب به امام خمینی (ره) نیز گفت: اماما! بهروح اطهرت قسم می‌خوریم و و با تو بیعت می‌کنیم و تا خون در رگهای ما استلحظه‌ای از آرمان‌های تو کوتاه نمی‌آییم.
حسینیان افزود: ای امام! به روح تو سوگند که با جانشین به حق تو، حضرتآیت‌ الله العظمی امام خامنه‌ای، بیعت می‌کنیم و لحظه‌ای از حمایت ازایشان و سربازی در رکابش کوتاه نمی‌آییم و حتی اگر با همه دنیا همدرآمیزیم، در مقابل روح بلند تو آنها را به زانو درخواهیم آورد.

 

 

 

 
روح الله حسینیان در گفت‌و گو با فارس

 

نامه هاشمی نشانگر توطئه‌ای پشت پرده و طراحی اغتشاشات از قبل بود

حجت‌الاسلام و المسلمین روح‌الله حسینیان نمایندهمردم تهران و رئیس کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس شورای اسلامیدر گفت‌وگو با  فارس، به تشریح پشت پرده اغتشاشات که اخیرا به بهانه حمایتاز موسوی کاندیدای ناکام جریان دوم خرداد در انتخابات ریاست جمهوری دهم درتهران صورت گرفته است، پرداخت.
وی با اشاره به پشت پرده اغتشاشات اخیر افزود:برای اغتشاشگران و حامیانافراطی و ساختارشکن موسوی بحث پیروزی یا شکست در انتخابات معنی ندارد؛بلکه آنان از مدت‌ها قبل پروژه غائله در اغتشاش را طراحی کرده بودند.
حسینیان با استناد به مصاحبه 20 روز قبل موسوی با نشریه تایمز که در پاسخبه سوال خبرنگار این روزنامه انگلیسی مبنی بر اینکه سیاست خارجی جمهوریاسلامی را رهبری ایران تعیین می‌کند؛ شما چه نقشی می‌توانید درباره رابطهبا آمریکا ایفا کنید؛ گفته بود " زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای هم تظاهراتخیابانی را ببیند، قطعا عقب‌نشینی خواهد کرد " اظهار داشت: با این وضعمعلوم می‌شود که آنها پروژه اغتشاش را از قبل آماده کرده بودند و درانتخابات پیروز و یا شکست می‌خوردند این پروژه را عملیاتی می‌کردند.
وی خطاب به موسوی و جریان مدعی اصلاحات تاکید کرد: این چه‌ نوع پایبندی بهدموکراسی است که شما از آن دم می‌زنید؛ اما وقتی که در عرصه رقابت‌هایسیاسی شکست می‌خورید، غائله و آشوب بپا می‌کنید.
رئیس کمیسیون سیاست داخلی و امور شوراهای مجلس با اشاره به شکایت موسوی بهشورای نگهبان در خصوص برگزاری انتخابات گفت که اگر موسوی سند معتبری ازتخلفات انتخاباتی داشت کلی گویی نمی‌کرد و به ارائه سند و مدرک مستدلمی‌پرداخت.
وی در ادامه با یادآوری فرمایشی از حضرت امام خمینی(ره) که نسبت بهبی‌قانونی گروهی واکنش نشان داده بودند، خاطرنشان کرد: در مقطعی گروهی درمقابل شورای نگهبان ایستادگی کردند که امام خطاب به بی‌قانونی آنانفرمودند که کار آنان دیکتاتوری است و به استبداد هیتلر ختم می‌شود چرا کهشورای نگهبان وظیفه قانونی خود را انجام می‌دهد و همگان باید به قانوناحترام بگذارند.
حسینیان به هدایت اغتشاشگران از سوی آمریکا و کشورهای غربی اشاره و تاکیدکرد: حمایت و هماهنگی بین آمریکا و کشورهای غربی میان اغتشاشگران کاملانشان می‌دهد که آنان به دنبال راه‌اندازی انقلاب مخملی هستند اما از ایننکته غافلند که اینگونه به اصطلاح‌ انقلاب‌ها در ایران اسلامی هیچ جایگاهینداشته و با وجود ولایت فقیه هرگز به مقصد خود نمیرسند.
وی افزود: در این اغتشاشات بسیاری نفاق خود را آشکار کرده و دم زدن ازولایت‌پذیریشان مشخص شد؛ گروه‌ها و افراد اغتشاشگر بدانند که نظام اسلامیدر مقابل حفظ خود با هیچ‌کسی معامله نکرده و آشوب‌طلبان را جای خودمی‌نشاند.
نماینده مردم تهران در خانه ملت در بخش دیگری از سخنان خود به نامه هاشمیرفسنجانی به رهبر معظم انقلاب اسلامی اشاره و گفت: قطعا نامه هاشمیرفسنجانی نشانگر این توطئه پشت پرده بود و نشان می‌داد که این اغتشاشات ازقبل طراحی شده و وی برای اینکه قدرت‌نمایی کند و بگوید دارای نفوذ است ایننامه را به رهبری نوشت.
وی در پایان تاکید کرد: نامه هاشمی رفسنجانی قطعا فرصت‌طلبی بود که می‌خواست با مستمسک قراردادن نامه قدرت‌نمایی کند.

 

 

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 9 1388

الهم عجل لویک الفرج

چرالاریجانی کاندیدای براندازی دولت احمدی نژاد شده است؟

 
 

سخنی با علی لاریجانی

آقای لاریجانی فقط چند جمله :
چرا مهره های جریان هاشمیسم که مردودی بزرگ فتنه عمیق انتخابات بودندامروز به شما دل بسته اند؟ به راستی در مشی سیاسی شما این روزها چه دیدهاند؟ جمله جدید یکی از همین آقازاده ها را که اخیرا شنیده اید؟
چرا عده ای برای براندازی دولتی که با تمام ضعف ها و کاستی ها آن،برآمدهاز آرمانهای اصیل ملت انقلابی ایران است به نقش محوری شما چشم دوخته اند ؟چون شما جزء مهره های نسوخته پیش ملت هستید؟
چرا شما در نظر آنها امروز کاندیدای جریان برانداز دولت مکتبی احمدی نژاد شده اید؟در شما چه دیده اند؟
آقای لاریجانی به عقب بازگردیم،پای امثال کردانها را که اتفاقا مازندرانی نیز هستند جه کسی به عرصه مدیریت بازکرد؟
برادر عزیز: آیا آخرین جملاتتان را در بعدازظهر چهارشنبه 25 خرداد 84 کهدر زادگاهتان آمل، در آخرین لحظات تبلیغات دور اول انتخابات نهم ریاستجمهوری بیان کردید یادتان هست ؟ یادآوری می کنم کلیدواژه دولت اسلامی را واینکه شما در دقیقه 90 و بالاخره در وقت اضافه خود را از طناب آنها جداکردید! آن جریان شورای هماهنگی و آن بازی سیاسی عناصر محافظه کار و..و...و.... که همه اش برای نیامدن امثال احمدی نژاد بود را می گوییم!
آقای لاریجانی! این روزها وصایای امام و وصیت نامه امام راحل (ره) را کهرهبری معظم آن را فصل الخطاب پایان تفرقه و شقاق برای خواص امت قلمدادکردند را مرور می کنید.رفتار سیاسی شما در ماههای اخیر آیا برگرفته از مشیسیاسی خمینی کبیر است؟
جریان آن جلسه کذایی مجلس که متهم پرونده براندازی نظام اسلامی و چهرهبرجسته کنفرانسی ننگین را در صف اول مدعوین خانه ملت نشاندید از کجا آب میخورد؟ که موجب واکنش رهبر انقلاب و تذکر عتاب آلود ایشان شد،پیام آقایهاشمی شاهرودی را از طرف ایشان و حال و روز خودتان پس از پیام آقا و جریانوجه شرعی هزینه مالی آن همایش را که فراموش نکرده اید؟
این لابی های اخیر شما در جریان انتخابات فراکسیون اصولگرایان،فشار برمجامع استانی و به زمین و زمان زدن برای رای آوردن آقای باهنر در چهفرآیندی تحلیل می شود؟
(در پرده می گویییم): افق نگاه راهبردی شما که شعار دولت امید و هوای پاک بود چقدر مورد تایید ملت ایران قرار گرفت؟ چرا؟
جلسه امسال دیدار نمایندگان مجلس با رهبر معظم انقلاب یادتان هست؟ فضایحاکم بر جلسه در لحن و متن فرمایشات ایشان را درک کرده اید؟ شما در آنجلسه رییس قوه بودید؟
آقای دکتر یادتان نرود بدون رضایت قبلی "رهبری" هیچ چیز برای همه و از جمله شما در روز واپسین نخواهد ماند.
اطاله سخن نکنیم و بگذریم از آن تبریک روز 22 خردا شما به "مخمل سبز" کهنشان بصیرت در آن نبود و در عرف دینی نیروهای انقلاب حقیقتا عملی فرصتطلبانه محسوب می شود و پازل بی بصیرتی شما را در جریان انتخابات دهم که درواقع امتحانات خواص و نخبگان سیاسی کشور بود کامل کرد.البته قرینه آناظهارات شما در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو ، در حمایت تلویحی از آشوب طلبانسبز بود و...
با کمال احترام از شما یک درخواست دارم برای این که در این امتحانبزرگ،امتحان نرم و امتحان پیچیده الهی خدای ناکرده مانند خیلی از چهره هایمشهور- به تعبیر رهبری عزیز- مردود نشوید، مواضع خود در ایام انتخابات راتا همین روزهای اخیر با فرمایشات متعدد رهبر معظم انقلاب در دیدارها وخطبه های نماز درباره فتنه نفاق و جریان برانداز نرم یک بار دیگر فقطمقایسه کنید
مطالب زیادی به ذهن خطور می کند که باشد ان شاء ا... برای فرصت بعد(اگر خدا بخواهد)
همانند جریان یک میلیارد گم شده دیوان محاسبات و نامه نگاری مشکوک شما باآقای رحمانی فضلی،سایت خبر و تیترهای مداوم آن درتقابل با دولت مورد حمایتویژه رهبری ،جلسات محفلی و درد دل یاران انقلاب در مجلس از شما و نقشمحوری شما در فراکسیون اصولگرایان برای عدم اعلام اجماع نمایندگان ملت رویکاندیدای واحد و مقبول اصولگرایان در خرداد 88 و خط نرم افتراق دراصولگرایان در تضعیف دولت مردمی از مدتها قبل! و البته این آخرین دسته گلشما و آن ماله کشی بر جرم متهمین اغتشاشات براندازانه کودتای سبز و دفاعاز زندانیان سیاسی تحت عنوان آشتی و وحدت و سپس آزادی زندانیان ، از همهمهمتر جریان مذاکرات هسته ای و شورای عالی امنیت ملی وپشت پرده جریاناستعفای شما؟!!!!
والعاقبه للمتقین

 

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 9 1388

الهم عجل لولیک الفرج

این لینکو حتما دانلود کنید فرمتش پی دی افه اگر هم قادرید کپی و در اختیار دیگران بذارید

مراقب ترور احمدی نژاد باشید!

http://www.esteghamat.ir/LinksList/index.asp?id=342

دسته ها :
جمعه بیست و هفتم 9 1388
محققان اقتصاد سیاسی در شناسایی ماهیت طبقه سرمایه داری یا بورژوازی، دو قشر مختلف را در این طبقه از یکدیگر تفکیک می نمایند. این دو قشر مختلف بورژوازی عبارتند از بورژوازی ملی و بورژوازی کمپرادور(1).

بورژوازی ملی، آن بخش از طبقه سرمایه داری در جوامع است که منافع خود را با تکیه بر تولید داخلی تأمین کرده و اغلب در موقعیت تضاد منافع با انحصارات بین المللی و فرامرزی قرار می گیرد. تجربه تاریخی اغلب کشورهای جهان و به‌ویژه ملل محروم نشانگر آن است که اکثر اعضای طبقه بورژوازی ملی در مبارزات آزادی‌بخش علیه سلطه امپریالیسم نقش مؤثری ایفا کرده و در جهت تحدید منافع کارتل‌ها و تراست‌های بین‌المللی تلاش مستمری را به انجام می‌رسانند.

بورژوازی ملی در فرآیند توسعه نقشی مترقی را بر عهده داشته و با تمام قوای خود، سعی در بومی سازی روندهای توسعه کرده و شیوه‌های جدید تولید راه ساز با فرهنگ ملی اتخاذ می‌کند.

بورژوازی کمپرادور بر خلاف بورژوازی ملی، روابط مستحکم اقتصادی خود را با انحصارات خارجی برپا کرده و سرمایه خود را با سرمایه چند ملیتی‌ها پیوند زده و به تبع آن منافع خود را در ایجاد و تحکیم سیادت سرمایه‌های خارجی تعریف و دنبال می‌کند.

بورژوا کمپرادورها در دو لایه متفاوت منافع سرمایه داری جهانی را تثبیت می‌کنند.

لایه اول کمپرادوریسم که به "کمپرادوریسم بوروکرات" موسوم است، شامل آن دسته از مدیران دولتی و وابستگان حاکمیت سیاسی است که در عرصه های مختلف صنعتی، بازرگانی، بانکداری، ساختمانی و کشاورزی فعالیت کرده تا آنجا که بخش عظیمی از سرمایه گذاری خصوصی را به خود اختصاص می دهند. این گروه، سرمایه خود را به تبع مقام و نفوذ خود در هیئت حاکمه گسترش داده و به‌ویژه در دوره‌هایی که اجرای پروژه‌های عظیم صنعتی و عمرانی با سرمایه گذاری و همکاری کمپانی های خارجی در اولویت قرار می گیرند، پیوندهای کمپرادوریسم بوروکرات با انحصارات خارجی تحکیم شده و در جهت تحکیم سیادت سرمایه های بیگانه، تمامی ابزارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را به‌کار می بندد.

لایه دوم کمپرادوریسم شامل صاحبان بنگاه های بزرگ واردات کالا، مدیران مراکز مونتاژ مصنوعات خارجی و بانکداران خصوصی با سرمایه مختلط و مشترک خارجی می باشد. اعضای این لایه عمدتاً ارتباطی نسبی یا سببی با اعضای لایه اول داشته و در عرف جامعه ما با اصطلاح «آقازاده‌ها» مشهور شده اند.

2- فرآیندی که تحت عنوان "توسعه" طی 16 سال حاکمیت دولت‌های سازندگی و اصلاحات در جامعه ایران بروز یافت، بستر ظهور بورژوازی کمپرادور را به شدت هموار ساخت، به‌طوری که در پی ظهور و صعود این قشر، شاهد افول و سقوط بورژوازی ملی بودیم.

در دوره موسوم به سازندگی و اصلاحات ، کمتر مؤسسه بزرگ تولیدی، بازرگانی، ساختمانی، صنعتی، حمل‌ونقل و کشاورزی را می توان سراغ گرفت که نماینده ای از وابستگان دولت در اداره آن مجموعه دخیل نبوده باشند.

این طبقه جدید که از رانت های اطلاعاتی، اجرایی، قضایی و تقنینی نیز بهره مند بود، سررشته نظام اقتصادی کشور را در اختیار داشت و منتقدان و مخالفان خود را نیز با شدت عمل از میدان به در می‌کرد.

نفوذ چشمگیر اعضای این طبقه در حوزه رسانه ها، باعث شده بود که دروازه بانی اخبار، منطبق با منافع آنان تنظیم شده و امکان بایکوت گزارش های غیرمطلوب نیز فراهم شود.

متأسفانه پس از دوم خرداد 76، آقای خاتمی –به‌عنوان فردی که آراء خود را بر مبنای اتکاء به "اقتصاد ملی و توسعه درون‌زا" از مردم اخذ کرد -نه تنها روند تحکیم "کمپرادوریسم دوران سازندگی" را متوقف نساخت بلکه شتاب فزاینده‌ای را در جهت ارتباط و پیوند با کانون های سرمایه داری جهانی بر ساختار اقتصادی ایران تحمیل کرد.

این فرایند با حرکت هماهنگ دو لایه کمپرادوریسم شکل پیچیده ای به خود گرفت و به تدریج تا پایان دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی بر دامنه و عمق آن افزوده شد.

دولت اصلاحات از یک سو با اتخاذ این جهت گیری برون‌زا از طریق رشد "کمپرادوریسم"، مهم ترین تهدیدات را فراروی مردم سالاری، حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی قرار داد و از سوی دیگر با توجه به این که "کمپرادورها" هویت طبقاتی و فرهنگی خود را بدون توجه به ریشه های ملی، در اتمسفر جهانی جست‌وجو می نمایند، تثبیت حاکمیت این طبقه از سوی دولت اصلاحات، چالش های فراوانی را در برابر نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرد.

اما در کمال ناباوری کمپرادورها، پیروزی شگفت انگیز "محمود احمدی‌نژاد" و تشکیل "دولت ملی" پس از 16 سال، باعث شد که "کمپرادوریسم" نخی باشد که همه وابستگان "اشراف بروکرات" را از سال 1384 تا کنون در جبهه "نه احمدی‌نژاد" گرد هم آورد. در واقع دیگر برای مخالفت با احمدی‌نژاد ، اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودن مهم نیست، آنچه اهمیت دارد، این است که این عناوین پوششی است برای همراهی "کمپرادورها" در زمین زدن دولت احمدی‌نژاد.

از آنجا که حاکمیت راستین مردم سراسر ایران بر سرنوشت خود و اصیل شدن عدالت اجتماعی، رگ حیاتی کمپرادوریسم را قطع می‌کند، کمپرادوریست‌ها، تحدید مردم‌سالاری به حوزه های مرفه شهری و کمرنگ سازی عدالت اجتماعی را در دستور کار خود قرار داده و با ترویج فساد اقتصادی، سیاسی و اخلاقی، بستر بحران های آینده را هموار می‌کنند.

ترویج دین گریزی و ایجاد تردید در معارف ناب علوی از یک سو و ترویج اباحه‌گرایی و مشرب اموی از سوی دیگر، راهبرد فرهنگی بورژوازی کمپرادور بوده که زمینه پذیرش عملکرد سیاسی و اقتصادی این طبقه را فراهم می‌کند.

تضاد اصلی امروز عرصه سیاسی ایران، اردوکشی "کمپرادوریسم" در برابر "دولت ملی" و به عبارت دقیق‌تر تضاد هواداران "توسعه برون‌زا" و معتقدان به "توسعه درون‌زا" است.

ملت ایران در این آوردگاه تاریخی، "احمدی نژاد" را تنها نخواهند گذاشت.
______________________________________________

(1) واژه کمپرادور، واژه ای اسپانیولی و به معنای "خریدار" است.

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 9 1388
انتشار عکس‌های دانشجوی مبارز فراری! پلی‌تکنیکی با لباس زنانه

مجید توکلی دانشجوی افراطی دانشگاه امیرکبیر،که روز 16 آذر در دانشگاه امیر کبیر با شجاعت خاصی در میان دوستان خود مشغول هتک حرمت و توهین به مقدس ترین ارکان نظام بود، در یک اقدام عجیب، با آرایش و لباس زنانه آماده فرار از دانشگاه شد.

او که همانند زنان محجبه، مانتو به تن کرده و مقنعه و چادر به سر داشت و حتی یک کیف زنانه را نیز برای محکم کاری به دوش انداخته بود، در رسیدن به هدف خود ناکام ماند و توسط مامورین امنیتی دستگیر شد.

در حالی کهعکس های توکلی در بسیاری از تجمعات دانشجویان افراطی به عنوان نماد "مقاومت جنبش دانشجویی" در میان تجمع کنندگان توزیع می‌شد، مشخص نیست از این پس آیا عکس او در لباس زنان هم در تجمعات کاربرد خواهد داشت؟

"فرار با لباس زنانه" البته پیش از این هم، اتفاق افتاده است. بنی صدر نیز در اوایل انقلاب و پس از آنکه خیانت هایش به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی مشخص شد، با لباس زنانه از کشور گریخت و به فرانسه پناهنده شد.

مجید توکلی پیش از این نیز سابقه توهین به مسئولان نظام و حتی زندان را در کارنامه خود دارد. وی که متولد سال 1365 در شیراز است، در سال 83 و در رشته کشتیرانی وارد دانشگاه امیرکبیر شد اما به دلیل آنکه در چهار ترم پیاپی معدل درسی او زیر 10 بود، از این دانشگاه اخراج شد.

او پس از اخراج از دانشگاه و در جریان حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر هم، از دانشجویانی بود که نقش مهمی در پروژه اهانت به رئیس جمهور ایفا کرد.

وی همچنین به همراه دو دانشجوی دیگر به خاطر انتشار نشریات موهن علیه ائمه اطهار(ع) در دانشگاه امیر کبیر، مدت 15 ماه را در حبس بود. اما گویا 15 ماه زندان برای توکلی کافی نبود، چراکه وی در روز 17 بهمن ماه سال گذشته نیز در جریان ممانعت نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم سالگرد بازرگان، همراه با سه دانشجوی دیگر دستگیر شد و 115 روز دیگر را در زندان گذراند.

گفتنی است توکلی از جمله سردسته های اهانت کنندگان به مقدسات در نشریات دانشجویی بود. بانیان این نشریات حتی دیگر دانشجویان را دعوت به همراهی و ایجاد آشوب کرده بودند: "دموکراسی و آزادی بدون هزینه به دست نمی‌‌آید و البته در هر فرصتی هم محقق نمی‌شود(!) زمان آن اکنون است و فردا بسیار دیر است باید برخاست و قداست‌های تصنعی(!) و مقدسات مردم‌فریب را ساقط کرد."

این جملات در قالب مقاله ای با عنوان "هیچ کس مقدس نیست!" برای فراهم کردن یک فضای اعتراض عمومی منتشر شده بودند.

حمله به اهل بیت نیز دستمایه ای بود برای حمله به رهبریت نظام. در لا به لای مقالات جملاتی دیده می شد که هر انسان آزاده ای از بیان آن شرم می کرد. علی(ع) و محمد(ص) هم گناه کبیره می کردند: "علی نه نور بود و نه آسمانی و نه معصوم... علی یک انسان خطاپذیر و غیر معصوم بود. فراتر از آن محمد نیز چنین بود، حال تکلیف ولی فقیه بسیار روشن است." رئیس جمهور منتخب مردم فاشیست لقب گرفته بود و رهبر انقلاب دیکتاتور!


دسته ها :
سه شنبه هفدهم 9 1388
عکس:سبزهای ناکام 16 آذر

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 9 1388
سه‌شنبه هفته گذشته دادستان تهران در حاشیه مراسم معارفه سرپرست جدید دادسرای جرایم تصریح کرد: مطبوعات نسبت به همه آحاد کشور، حق ندارند توهین و اهانت کرده و یا افترا بزنند.

وی با تاکید مجدد بر اینکه "گسترش اخلاق و فضایل اخلاقی" از رسالت های مطبوعات است، گفت: در مورد برخی از مقامات، قانونگذار، صریحاً اسم آورده است همانند ماده 609 قانون مجازات اسلامی که بیان کرده، اهانت به مقامات رسمی مثل رییس‌جمهوری جرم است. بنابراین اهانت به این مقامات به سبب انجام وظیفه یا ناشی از وظیفه، جرم است.

دادستان تهران اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری فرمودند در قوانین پیش بینی شده که اهانت به مقامات رسمی به خصوص روسای سه قوه مستوجب پیگیری قانونی خواهد بود.

در ادامه خبرنگاری از دادستان پرسید: با توجه به سیاستی که اعلام فرمودید، طرفداران آقای احمدی‌نژاد می‌گویند در سال‌های اخیر، برخی رسانه ها وی را در مقام رییس‌جمهوری تخریب کرده و به وی تهمت هایی زده اند. آیا در این زمینه پرونده ای تشکیل شده و دادستانی چه اقدامی در صورت ادامه این روند انجام خواهد داد؟

دادستان تهران پاسخ داد: در مورد برخی از این تخلفات، مسئولان مربوطه شکایت کرده اند که طبعاً این موارد در دادسرای کارکنان دولت مطرح است اما اگر تخریب‌هایی به شخص رییس‌جمهور ناشی از انجام وظیفه بوده باشد، مطمئنا چه در سایت ها باشد و چه در مطبوعات، دادستانی نه تنها در مورد وی بلکه در مورد روسای سایر قوا و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، اقدام می کند.

جعفری دولت آبادی اضافه کرد: اگر قانونگذاری در قوانین، دستگاه‌های خاصی را نیز نام برده باشد، مطمئنا ورود خواهیم کرد و در این باب هم اگر مطبوعات موارد خاصی را اعلام کنند، پیگیری خواهیم کرد.

اما دادستان تهران در حالی موضوع تخریب و اهانت نسبت به رئیس‌جمهور در برخی رسانه‌ها را با قید "اما" و "اگر" پاسخ داد که این مسئله طی 4 سال گذشته آن‌قدر آشکار بوده که برخلاف نظر خبرنگار پرسش‌کننده از دادستان، این فقط طرفداران رئیس‌جمهور نیستند که از فضای بی‌انصافی علیه وی و عدم برخورد گلایه می‌کنند بلکه ناظران سیاسی و منتقدان منصف نیز بارها نسبت به این مسئله اعتراض کرده‌اند. در این زمینه حتی رهبر انقلاب نیز به دفعات از این فضای تخریب و اهانت با تعابیری مانند لجن‌پراکنی علیه دولت، بی‌بند و باری علیه دولت و... یاد کرده‌اند. ایشان همچنین در نمازجمعه تاریخی خود در 29 خرداد سال جاری تأکید کردند:

«صریح‌ترین اهانتها به رئیس جمهورِ قانونى کشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم این سخنرانى‏ها را براى من مى‏آوردند و من می‌دیدم یا گاهى مى‏شنیدم؛ تهمتهایى زدند، حرفهایى گفتند؛ به کى؟ به کسى که رئیس‌جمهور قانونى کشور است، متکى به آراء مردم است. نسبت‌هاى خلاف دادند، رئیس‌جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‏گویى متهم کردند! اینها خوب است؟ کارنامه‏هاى جعلى براى دولت درست کردند، اینجا آنجا پخش کردند، که ما که در جریان امور هستیم، مى‏بینیم می‌دانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‏هاى خجالت‏آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.»

با این حال، فضای مورد اشاره رهبری نه تنها پس از انتخابات پایان نیافته بلکه تشدید نیز شده است و گویا عادی شدن این اهانت‌ها در اثر تکرار پرشمار آن‌ها آستانه حساسیت مسئولین قضایی در برخورد را نیز بالا برده است.

دادستان تهران در اظهارات خود خاطرنشان کرده است که چنانچه در زمینه تخریب مقامات، مطبوعات موردی را اعلام کنند، پیگیری خواهیم کرد. این در حالی است که نمونه‌های تخریب و اهانت به رئیس‌جمهور در سایت‌ها و روزنامه‌های جریان مخالف دولت آن‌قدر زیاد است که درخواست از مطبوعات برای نشان دادن آن‌ها، آن‌هم در شرایطی که به‌عنوان نمونه احضار مدیرعامل و خبرنگار خبرگزاری رسمی کشور ایرنا به‌دلیل کشف یک مقاله که در آن شائبه اهانت به رئیس قوه مقننه وجود داشته و ظرف کمتر از یک‌ساعت توسط مدیران همان خبرگزاری از روی خروجی حذف شده بوده، قدری عجیب به‌نظر می‌رسد.

با این حال، به‌منظور پاسخ به فراخوان دادستان تهران پیشنهاد می‌شود به‌طور اتفاقی صفحات سایت‌هایی مانند آینده و خبرآنلاین و روزنامه‌های همشهری و تهران امروز (ونه حتی رسانه‌های اپوزیسیون) مورد بررسی قرار گیرد. سایت آینده که انتساب خود را به مهدی هاشمی تکذیب می‌کند، انواع اهانت‌ها از دروغ‌گویی تا ضد ولایت فقیه بودن را به رئیس‌جمهور به‌صورت روزانه نسبت می‌دهد و آنچه را که از توهین‌ها در متن خبر نمی‌آورد، در کامنت‌های خود ادامه می‌دهد. البته در بخش کامنت‌های این سایت، اهانت و توهین منحصر به رئیس‌جمهور نیست و تاکنون بارها به رهبر انقلاب نیز تعرض شده است که ادامه این روند، نشانه عدم هرگونه تذکر یا برخورد با گردانندگان این سایت زیرزمینی است. نمونه‌های این رفتار سیاه‌نمایانه به اشکال دیگر در رسانه‌های نامبرده نیز قابل رصد است.

باید منتظر ماند و دید آیا وعده دادستان تهران در برخورد با عوامل اهانت و افراطیونی که گویا نان‌شان در توهین به مقامات ارشد کشور به‌ویژه عالی‌ترین مقام پس از رهبری است، محقق می‌شود یا دیوار احمدی‌نژاد مثل گذشته کوتاه‌تر از همه است؟

دسته ها :
شنبه جهاردهم 9 1388
X