دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2463
تعداد نوشته ها : 11
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب

                              « نظريه پايان تاريخ و نسبت آن با آخرالزمان » 


 اين جامعه آرماني، سه خصوصيت و ويژگي دارد كه همه اديان ابراهيمي همينطور فرق و مذاهب اسلامي در آن اتفاق نظر دارند:
1. در دوره آخرالزمان بشر متنعم از مواهب طبيعي دنيا مي‏شود.
2. در آن دوره، برخوردري انسانها از مواهب، عادلانه خواهد بود.
3. بشر به مرحله‏اي از رشد و تكامل خواهد رسيد كه به معرفت خداوند راه پيدا خواهد كرد و اين زمان، دوره ظهور ولايت الهي و امر الهي در زمين و دوره وجود بلوغ معنوي بشريت است.
آخرالزمان، از دو منظر سيرطبيعي مرحله‏اي از مراحل زندگي بشر، و همينطور از ديد فلسفه تاريخ مورد تحليل قرار گرفته است. زيرا فلسفه تاريخ، تاريخ را به عنوان يك واقعيت به هم پيوسته مي‏بيند و آنرا تحليل مي‏كند. تحليل و تعليل تاريخ و بررسي آن و تبيين آينده بشر به طور عام، مورد توجه فلاسفه و متفكرين و اديان مختلف قرار گرفته است. فلاسفه و متفكرين غربي به دنبال ره يافت‏هايي خود از آينده، مطالعات اساسي را در اين خصوص به انجام رسانده‏اند. ويژگي شناخت آنها از آينده اولاً معطوف به عمل و عموماً موضع‏گيري عملي غرب را تبيين كرده است. و ثانياً اين نظريات، ناشي از نظريه‏هاي علمي‏اند كه ناشي از فلسفه غرب بوده و مكانيزم‏ها را نيز مورد توجه قرار داده است.
ثالثا اين كه نظريات پايان تاريخ انديشه‏هايي هستند كه ناظر به حركت و جريان كل تاريخ بوده و آن را از نقطه آغاز تا فرجام مورد مطالعه قرار مي‏دهد. و در اين ميان به مراحل سير آن توجه دارد. بنابراين، پايان تاريخ از ديدگاه اين دسته از متفكرين غرب عبارت است از آن مرحله كامل حركت اجتماعي بشر در هنگامي كه به جامعه آرماني و ايده‏آل خودش دست پيدا مي‏كند. كه از رايج‏ترين اين نظريات، همان نظريه‏اي است كه ليبرال دمكراسي غرب را، فرجام تاريخ و مرحله پاياني آن مي‏داند.
حال بايد ديد تفاوت بين چنين فلسفه‏اي (ايده پايان تاريخ)، با انديشه آخرالزمان در چه بوده و يا چه رابطه‏اي بين انديشه آخرالزمان و اين ايده مي‏تواند وجود داشته باشد؟
فلسفه تاريخ از ديدگاه اديان ابراهيمي داراي چند ويژگي است: 1. از نظر اين اديان، كل عالم مخلوق خداوند است 2. خداوند ربّ عالم است؛ يعني تكامل عالم به ربوبيت الهي بسته است.
3. در حركت خودش اراده و اختيار دارد؛ در نتيجه مي‏تواند خود را عبد و بنده خداوند قلمداد كند و يا در مقابل خداوند كبر بورزد و بر اين اساس است كه كفر و ايمان و يا طاعت و عصيان شكل مي‏گيرد. 4. جريان ايمان و كفر، دو جريان در حال تكامل و رشدند؛ يعني عبوديت و بندگي خداوند به دنبال توسعه خودش است؛ چنانكه كفر هم به دنبال توسعه و رشد نهايي خويش است و بر اساس هر دو جريان، ايمان و كفر خودشان را نظاممند مي‏دانند. در نظام مؤمنين محور انبياء و استمرار خط امامت است، در حالي كه در نظام كفر طواغيت و شيطان، محور قرار گرفته‏اند. اين دو رويكرد، دو جريان تاريخي است كه در همه زمانها در تعارض بوده‏اند. در آخرالزمان درگيري بين كفر و عبوديت و بندگي خدا بدين گونه است كه كفر به آخرين تلوّن خودش رسيده است و در حقيقت، شيطان ديگر و تلوّني نخواهد داشت و اين، دوره پاياني دنياي كفر است.
بنابراين مي‏توان گفت: در آخرالزمان، 1. كفر به اوج اقتدار و نهايت تكامل خودش مي‏رسد.
2. بشر در درك توحيد و بندگي خداوند رشد قابل توجهي مي‏يابد. و در نتيجه كبر آدمي، نسبت به خداوند برداشته شده و انسانها به نور و حيات و ثبات و امنيت مي‏رسند. و همچنين تنعم و رفاه به معني صحيح خودش تحقق مي‏يابد و عدل كلي در همه شئون حيات و در مسير خودش قرار مي‏گيرد.


 

منبع:

 

  http://www.imammahdi.com/homef.htm                                                                                                                                           


دسته ها :
چهارشنبه پانزدهم 6 1385
X