دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 14997
تعداد نوشته ها : 27
تعداد نظرات : 68
Rss
طراح قالب
اون همه ترانه و شعر عاشقانه
دیدی همش حرف بود و حرفات تموم شد

اون همه رنگ و بو ، اون همه آرزو
دیدی مثه یه خواب چه زود تموم شد

گفتی با تو بودن یعنی زنده موندن
حالا میگی عمرم حروم شد
دلم چون خون شد
پیر شدم، صبرم تموم شد

سایه های تردید، روی باغ امید
این جغد شوم آشناییه که می خونه

تو کویر غرورت بگو غیر از تنهایی
آخر این قصّه واسه تو کی می مونه

بعده هر بهاری، نوبته خزونه
بهار عشق ما چه زود تموم شد، نوبته فصل خزون شد





به عشق تو اسیرم
میگفتی بی تو من می میرم
حالا میگی فکراتو کردی نظر تو عوض شد

تعبیر مهربونی، این عشق آسمونی
چه زود و چه ساده اسمش عوض شد

گفتی با تو بودم تا ابد تا همیشه
حالا می گی عاقبت نداره
تقصیر من نیست کار این روزگاره

روز های آفتابی، شب های مهتابی
مثل نقش روی آبن، نمی مونه

قناری های زرد ، گرفتار قفس
اگه باشن دیگه آوازی نمی خونن

حالا می خوای جدا شی
تو آسمون رها شی
دلم ماله تو
روحم مال تو
هر جای دنیا که باشی






سایه های سنگین روی باغ امید،
تو کویر غرورت دیری دیری دیبه به به بن دی بن بیب به
بعععد هر بهاری نوبت خزونه
بهار عشقمون چه زود تموم شد، نوبته به بری بی ببن

دسته ها :
دوشنبه دوازدهم 6 1386
X