دسته
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 14716
تعداد نوشته ها : 27
تعداد نظرات : 68
Rss
طراح قالب

» خواننده : گروه کیوسک
» آلبوم : آدم معمولی
» ترانه : آدم معمولی
من اون فيلمو نديدم نه اون شعر و نخوندم
اين بابا رو نمي شناسم هيچ وقت اون ور نبودم
من همينم كه هستم يه ادم معمولي

هيچ وقت مهم نبودم نبايد كار سختي باشه
به خودم دروغ نگفتم فكر نكردم لازم باشه
زندگي رو دوست دارم يه زندگي معمولي

نمي خوام كتاب باشم دوست دارم كه گوش بدم به يه قصه معمولي
نمي خوام عاشق باشم اگه آخرش جداييه
نمي خوام پولدار باشم اگه قيمتش رهاییه

نمي خوام زندگيمو به پاي شهرت بريزم
دوست دارم خودم باشم يه آدم معمولي
(ببینم میذاری یا نه) نه نه نه معمولی معمولی

دوست دارم خودم باشم خودم باشم خودم باشم معمولی

نمي خوام اول باشم اگه زندگي مسابقه س
نمي خوام تو جمع باشم تنهايي يه غایله س
نمي خوام به من بگن چي بايد آرزو كنم
من مي خوام خودم باشم يه آدم معمولي
عشق خودمو دارم يه عشق معمولي

به من ربطي نداره اسم اين هنرپيشه چيه
اصلا برام مهم نيست اين كارخونه مال كيه
هر كسي هرچي داره هر كي كه هست خوش به حالش
من می خوام خودم باشم يه آدم معمولي
آره می خوام خودم باشم يه آدم معمولي معمولی
معمولی
من می خوام خودم باشم يه آدم معمولي

دسته ها :
سه شنبه سیزدهم 6 1386
» خواننده : گروه کیوسک
» آلبوم : آدم معمولی
» ترانه : روزمرگی
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
حساب بانکی ماشین مشکی
ازدواج شکل یه زن چاق
دسپخت عالی جهیزیه کامل

خانواده یعنی چند تا بچه لوس
آخر هفته جاده چالوس
عشق یعنی دختر شریک بابا
عروسی که کردی بیا سهمتو بردار

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

موفقیت یعنی قبولی تو کنکور
رفتن به کانادا با رشوه و پول
معروفیت یعنی یه عکس و امضا
از مهران مدیری رضایه گلذار

اخبار یعنی نشربه زرد
شادمهر فرار کرد هدیه شوهر کرد
پول یعنی فلسفه وجودی
اگه داری هستی نداری هیچ وقت نبودی

اینه معنی روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

تفریح یعنی سریال بی مزه فوتبال دیمی ساندوچ بد مزه
ای داد از روزمرگی
مشغولیت یعنی ماشین سواری
شهرک به بالا جردن به پایین
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

شخصیت یعنی گوشی موبایلت
آدرس خونت یا مارک رو شلوارت
خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
اینه معنی روز مرگی
دسته ها :
دوشنبه دوازدهم 6 1386
اون همه ترانه و شعر عاشقانه
دیدی همش حرف بود و حرفات تموم شد

اون همه رنگ و بو ، اون همه آرزو
دیدی مثه یه خواب چه زود تموم شد

گفتی با تو بودن یعنی زنده موندن
حالا میگی عمرم حروم شد
دلم چون خون شد
پیر شدم، صبرم تموم شد

سایه های تردید، روی باغ امید
این جغد شوم آشناییه که می خونه

تو کویر غرورت بگو غیر از تنهایی
آخر این قصّه واسه تو کی می مونه

بعده هر بهاری، نوبته خزونه
بهار عشق ما چه زود تموم شد، نوبته فصل خزون شد





به عشق تو اسیرم
میگفتی بی تو من می میرم
حالا میگی فکراتو کردی نظر تو عوض شد

تعبیر مهربونی، این عشق آسمونی
چه زود و چه ساده اسمش عوض شد

گفتی با تو بودم تا ابد تا همیشه
حالا می گی عاقبت نداره
تقصیر من نیست کار این روزگاره

روز های آفتابی، شب های مهتابی
مثل نقش روی آبن، نمی مونه

قناری های زرد ، گرفتار قفس
اگه باشن دیگه آوازی نمی خونن

حالا می خوای جدا شی
تو آسمون رها شی
دلم ماله تو
روحم مال تو
هر جای دنیا که باشی






سایه های سنگین روی باغ امید،
تو کویر غرورت دیری دیری دیبه به به بن دی بن بیب به
بعععد هر بهاری نوبت خزونه
بهار عشقمون چه زود تموم شد، نوبته به بری بی ببن
دسته ها :
دوشنبه دوازدهم 6 1386

                                               

                              اولين آلبوم عليرضا قميشي (پسر اصلي استاد) با مجوز رسمي با مجوز رسمي وزارت ارشاد

 

موسسه آوای باربد دست به کار بزرگی زده و مسئولیت پخش آلبوم  علیرضا قمیشی پسر سیاوش قمیشی رو به عهده گرفته که دمویی از این آلبوم ها رو در اختیار شما گذاشته که میتونید دانلود کنید و گوش بدید.

اسیر
اولین آلبوم علیرضا قمیشی

 

دسته ها :
سه شنبه ششم 6 1386
ترانه‌ی‌ شمال‌!

بیا بازم‌ مثل‌ِ قدیم‌ ، با هم‌ دیگه‌ بریم‌ شمال‌ !
دلم‌ گرفته‌ ! راضی‌اَم‌ به‌ این‌ خیالای‌ محال‌ !
من‌ُ بِبَر ! تا آخرِ جادّه‌ی‌ چالوس‌ بِبَرَم‌ !
تا شیشه‌ی‌ بارونی‌ُ خیس‌ِ اتوبوس‌ بِبَرَم‌ !
تا جای‌ پات‌ رو ماسه‌ی‌ داغ‌ِ مُتل‌قو بِبَرَم‌ !
تا آخرین‌ دلهره‌ی‌ نگاه‌ِ آهو بِبَرَم‌ !
من‌ُ بِبَر تا گُم‌ شُدن‌ تو اون‌ چشای‌ بی‌قرار !
تا ساختن‌ِ قصرِ شنی‌ رو ساحل‌ِ دریاکنار !

دِلَم‌ پُرِ بیا بازم‌ با هم‌دیگه‌ بِریم‌ سفر !
جای‌ ما اون‌جا خالیه‌ ! من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
یه‌ عمره‌ جادّه‌ی‌ شُمال‌ ، منتظرِ عبورِ ماس‌ !
نمی‌دونه‌ یکی‌ از اون‌ دوتا قناری‌ بی‌صداس‌ !

یادش‌ به‌ خیر موقع‌ِ برف‌ ، خوندن‌ِ شعرای‌ امید !
نورِ چراغ‌ِ زنبوری‌ ، رستوران‌ِ اسب‌ِ سفید !
یادش‌ به‌ خیر شنای‌ ما ، میون‌ِ موجای‌ بَلا !
خاطره‌های‌ مشترک‌ ، وقت‌ِ سفر تو جنگلا !

دِلَم‌ پُرِ بیا بازم‌ با هم‌دیگه‌ بِریم‌ سفر !
جای‌ ما اون‌جا خالیه‌ ! من‌ُ بِبَر ! من‌ُ بِبَر !
یه‌ عمره‌ جادّه‌ی‌ شُمال‌ ، منتظرِ عبورِ ماس‌ !
نمی‌دونه‌ یکی‌ از اون‌ دوتا قناری‌ بی‌صداس‌
!

يغما گلرويي
دسته ها :
دوشنبه دوم 5 1385

سیاوش قمیشی متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران )آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ا ست

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند. سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران. اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است.

دسته ها :
شنبه هفدهم 4 1385
پشت قاب شيشه پنجره اي که شباي منو با خود مي بره
جايي که گذشته هام مثل تصوير از تو باغش مي گذره
پشت قاب بي نفس مثل او پرنده که دلش گرفته تو قفس
مثل يه حقيقت رفته به باد منو با خود ميبره مثل يه رويا توي خواب
شهر من من به تو مي انديشم نه به تنهايي خويش
از پس شيشه تو را مي بينم که گرفتي مرا در بر خويش
من وضو با نفس خيال تو ميگيرم و تو را مي خوانم
و به شوق فردا که تو را خواهم ديد چشم به راه مي مانم
تن من پاره اي از آن تن توست
و قشنگترين شباي پر ستاره شب توست
دسته ها :
سه شنبه سیزدهم 4 1385
هي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟

هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش

مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم


دسته ها :
يکشنبه یازدهم 4 1385
بارون امشب توی ایوون
مثل آزادی تو زندون

بی صفا بی تحرک بی ریا بود
توی زندون میکنه جون

مرد با همت میدون
توی فکر رای فرجام امیره

بی سرانجام ،نداره حتی رفیقی
که بگه دردشو

درد دیدن و نگفتن
بی سرانجام توی فکر آسمونه

که بباره
بلکه تو قطره ی بارون

بتونه اشک خدا رو هم ببینه
نمی دونه حتی اشک هم

دیگه فایده ای نداره
دسته ها :
يکشنبه یازدهم 4 1385

پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون
تو آسمون نديدن خورشيد چه نوري داره
چشمه ي کوه مشرق چه راه دوري داره

قفس به اين بزرگي کاشکي پرنده بودم
مهم نبود پريدن ولي برنده بودم
فرقي نداره وقتي ندوني و نبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني
غصت ميگيره وقتي ميدوني و ميبيني

چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون

پرنده هاي قفسي عادت دارن به بيکسي
عمرشون بي هم نفس کز ميکنن کنج قفس

نميدونن سفر چيه
عاشق دربه در کيه
هر کي بريزه شادونه فکر ميکنن خداشونه
يه عمره بي حبيبن
با آسمون غريبن
اين همه نعمت اما هميشه بي نصيبن


چميدونن به چي ميگن ستاره
چميدونن دنيا کيا بهاره
چميدونن عاشق ميشه چه آسون پرنده زير بارون



 

دسته ها :
يکشنبه یازدهم 4 1385
X