معرفی وبلاگ
در تماشايي ترين اغراق خيال، تجسم آرامشي مبهم، مرا به مرور ياد تو وادار مي كند
صفحه ها
دسته
وبلاگ های تبیانی
دنياي ديگر من
رفقاي قديمي ثبت مطالب
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 153319
تعداد نوشته ها : 113
تعداد نظرات : 866
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

يك نفر محبوس در كنج اتاقي سرد و بي روح.،

روي سقف تيره و تاريك.،
چنان حك مي كند،يك كهكشان از جنس اختر را...
كه در آبي ترين اسماء روياها،چنين روشن نخواهد بود.
و او بر روي ديوارش كه با ساروج و سنگ آميخته است.،
با غم نگارش مي كند...
سالهاست در پشت قلبي از تبار سنگ.،
من زنداني يك چشم از جنس كمان زهرگين هستم.
كه با قلبي يخي،نجواي يك فواره را در ذهن خود دارد.
و شب...!
با آنكه از پشت سكوتش،ناله اي افسانه اي دارد..!
قطره ي اشكي ز چشمش مي چكاند،تا سكوتش بشكند...
لاجرم بي آنكه فكر كهكشان باشد.!،
صداي رعد را چون تازيانه بر تن ابري فرود آورد.،
و باران با تمام هستي اش.،آسوده مي بارد.
ولي من همچنان محبوس يك قلبم.
كه شايد راز پنهان شقايق هاست.،
شايد راز پنهانيست.،
شايد.....!

.....

    ... اسماعيل رضواني خو ... 


X