دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 170458
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

گفتگو/ خاطرات هاشمی از مقاطع مهم انقلاب

 

هیچ وقت از امام نشنیدم که مبارزه مسلحانه را تایید کنند/ بدترین خاطره من از زندان پس از ترور منصور بود/ غیر از این موارد و آن دو مورد ترور و سوء قصدی نداشتم/ یکی از اختلافات ما با مهندس بازرگان در رابطه با وزرا بود/ آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و مهندس موسوی در آن جلسه بودند/گفتیم «کسی را نداریم »امام گفتند «چرا نداریم »، گفتیم «نمی شناسیم »، گفتنند «همین آقای خامنه ای »، بعد از این جلسه آقای خامنه ای به امام گفتند «بر ما حرام کنید که این جریان را بیرون نقل کنیم »، امام هم گفتند «حرام است ».

به گزارش «جهان»، همشهری ماه در شمار اخیر خود که به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی تهیه شده است، مصاحبه تفصیلی با هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره خاطرات وی از ابتدای آشنایی با رهبر کبیر انقلاب و حوادث تاریخی انقلاب با عنوان "60 سال خاطره در 100 دقیقه" منتشر کرده است که بخش‌هایی از آن در زیر آمده است:

 

 

آشنایی شما با حضرت امام چگونه شکل گرفت؟

در سن جوانی یعنی سال 1327 از روستا به قم آمدم، در قم در منزل آقای اخوان مرعشی بودم .

یک سال پس از اقامتم در قم انها منزلی در کوچه یخچال قاضی خریدند که درست رو به روی منزل امام ره بود .

ما هم همراه انها به ان منزل منتقل شدیم .

در مسیر منزل تا مدرسه فیضیه ،گاهی امام را می دیدم و همراه ایشان در کوچه ها می رفتیم و سوال می کردیم .

من جوان بودم و ایشان شخصیت بسیار مبارزحوزه بودند . با محبت های ایشان در همین رفت و امد ها یک آشنایی سطحی بین ما ایجاد شد .

در سال 1328 مسائل سیاسی گل کرده بود: توده ای ها توده ای ها ففدایان اسلام ،جبهه ملی و...فعال بودند و مقداری از سوالات ما از امام ره درباره این مسایل بود .

 

ایشان تجربیات خوبی داشتند و من هم به عنوان یک جوان روستایی نمی توانستم این مسایل را به سرعت درک کنم :به راهنمایی های افرادی مثل امام ره نیاز داشتم و ایشان هم واقعا کمک کردند کم کم به درس ایشان رفتیم که ارتباط ما بیشتر شد : چون من سوالات فراوانی داشتم وایشان هم پاسخ می گفتند .نشریه مکتب تشریع را با شهید با هنر منتشر می کردیم.

 

امام هم با مشورت هایش کمکمان می کرد . بعد ها که به دوران مبارزه رسیدیم ،در حساس ترین مسائل با ایشان کار می کریم .

طبعا وقتی انسان وارد مسایل آن گونه شود .برای رهبری مثل امام اصحاب سر می شود . این وضع ادامه پیدا کرد تا روزی که ایشان روی در نقاب خاک کشیدند . همیشه از شاگردان و مریدان امام بودم .

 

****

امام در طول مبارزه از مبارزات مسلحانه حمایت می کردند؟

 

هیچ وقت از امام نشنیدم که مبارزه مسلحانه را تایید کنند. البته ایشان می دانستند که ما تایید می کنیم، چون هم پول می دادیم و هم تبلیغ می کردیم که افراد به این گروه ها بپیوندند، ولی ما را منع نمی کرد . ما از امام توقع داشتیم که تایید کنند.

 

آیت الله طالقانی و من نامه های جداگانه ای به امام نوشته بودم که زمانی هم به خاطر آن نامه ها بازداشت شدیم ولی امام تایید نکردند .

 

در این مدت افکار انحرافی آنها (منافقین) هم روشن شده بود به طوری که در سال 1354که من در سفری به نجف رفتم و خدمت امام رسیدم .

 

گفتم «تا به حال تا به حال ما از شما می خواستیم که اینها را تایید کنید ولی کسانی را که قبلا تایید کرده بودیم دیگر تایید نمی کنیم، چون با جریان های نادرست مخلوط شده اند.

 

گروه های مسلحانه اسلامی مثل منصورون و دیگران هم بودند؟

 

اولین گروه مسلحانه اسلامی شاخه ای از موتلفه بود که مذهبی بودند . آنها حجت کارهایشان را از نمایندگان امام می گرفتند . امام 3 نفر را مشخص کرده بودند که انها را در مسایل اسلامی هدایت کنند .

 

****

 

تلخ‌ترین دوران شما در زندان چه دورانی است؟

 

همیشه روزهای اول بازجویی تلخ بود . پرونده ها فرق می کرد، ولی اولین شب زندان خیلی بد بود .سخت می گرفتند.

بدترین خاطره من از زندان پس از ترور منصور بود که مرا خیلی شکنجه کردند، سال 43 بود که در قزل قلعه بدترین شکنجه های ممکن را کردند . یک شب زمستان پس از نماز مغرب ، باز جویی دوم را شروع کردند و تا نماز صبح یکسره شکنجه کردند .

 

نیمه های شب یکباره مرا به سلول بردند تا بدنم سرد شود که دوباره شلاق بزنند.

 

****

 

در آستانه انقلاب بحث‌هایی مطرح می‌شد که مربوط به دیدار بعضی سران پهلوی با بعضی از رهبران انقلاب و حتی بعضی خارجی‌ها بود، مثلا شایعه دیدار ژنرال هایزر با شهید بهشتی مطرح شده بود. آیا واقعا چنین اتفاقی افتاده است؟

 

دیدار شهید بهشتی با هایزر که شایعه بود. هیچ و قت از شهید بهشتی نشنیدم که ایشان بگویند مذاکره کرده اند ولی در مجموع این این کارها در آن زمان تابو نبود. ملاقات و مذاکرات انجام می شد مثلا 2-3 ماه قبل از پیروزی انقلاب که از زندان آزاد شدم و آن موقع امام در پاریس بودند، آقای مطهری از من برای جلسه ای در منزل خودشان دعوت کردند که وقتی رفتم، دیدم آقای منتظری، شهید بهشتی و دوستان که انقلاب و مبارزه را اداره می کردند جمع هستند. آقای مقدم رئیس ساواک هم آمد. قرار بود آقای منتظری به پاریس بروند و با امام ملاقات کنند . مقدم آمده بود که مسایل را توضیح بدهد.

 

شما کی آزاد شدید؟

 

آخرین بار در آذر ماه 1357 آزاد شدم. مدت محکومیت من 3 سال بود 10روز از مدت حبس باقی مانده بود که آزاد شدم . آقای منتظری پس از من آزاد شدند . آقای مقدم در آن جلسه حرف هایش را زد و کسی اعتراض نکرد که چرا ایشان به این جلسه امد . یا مهندس بارزگان با بختیار مذاکره داشت و حرف های آنها را به ما منتقل می کرد . با تیمسار مدنی که بعد از انقلاب استاندار خوزستان و فرمانده نیروی دریایی ارتش شد و به همراه آقای عباس امیر نظام ،هم در دولت بختیار بودند و هم با جبهه ملی و نهضت آزادی همکاری داشتند، در جلسات مدرسه رفاه یکی دو بار آمد و حرف های بختیار را نقل کرد.این کار اشکالی نداشت.

 

****

 

غیر از آن ماجرای ترور اوایل انقلاب و سوء قصدی که بعدها در حرم امام نسبت به شما شد ،در این سال ها چند بار مورد سوءقصد قرار گرفته اید ؟

 

عملیات سوءقصد همین دو مورد بود که یک بار در خانه ام ترور کردند و یک بار هم تیر زدند که به من اصابت نکرد . موارد دیگری هم بود که کشف می شد؛ مثلا آلان که دارم خاطرات 64 سال را آماده می کنم ، می بینم گزارش هایی بود که طرح ترور من و آیت الله خامنه ای ریخته شده ، آقای ری شهری و دوستان شان کشف کرده بودند . قدری احتیاط کردم و طراحان آن را دستگیر کردند . غیر از این موارد و آن دو مورد ترور و سوء قصدی نداشتم.

 

****

 

اگر به آن دوران برگردیم شما دوباره موافق دولت موقت و مهندس بازرگان هستید؟

 

اگر با همان شرایط باشیم بله . انتخاب آقای بازرگان کار درستی بود که نشان از همش امام داشت . چاره ای غیر از آن نبود ؛ کسی نبود که دولت را اداره کند . افرادی از نهضت آزادی سابقه دولت داشتند در دولت آقای مصدق بودند ،دانشگاهی بودند و اطلاعات مدیریتی داشتند . ما طلبه ها یا در مدرسه یا در زندان بودم . ثانیا می خواستیم با آنها کار کنیم و اعتماد هم وجود داشته باشد . فکر می کنم این کار خیلی درست بود . ما در شورای انقلاب تعیین می کردیم و امام تصویب و تایید می کرد، ولی از قبل با امام مشورت می کردیم و نمی خواستیم ایشان را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهیم . وقتی قبول می کردند ،رسما پیشنهاد می دادیم .همه وزرا را شورای انقلاب تعیین کرد . یکی از اختلافات ما با مهندس بازرگان در رابطه با وزرا بود. ایشان می گفت «من کابینه ام را معرفی می کنم و شما یکجا بگویید آری یا نه و لازم نیست یکی یکی تایید کنید ». ما نمی پذیرفتیم و مدت ها بحث می کردیم . می گفتیم «در کابینه پیشنهادی شما بعضی ها را قبول داریم و بعضی ها را قبول نداریم »

 

****

گفته می شود قسمت هایی از خاطرات شما بنا به مصالحی حذف می شود؛ درست است ؟

 

خیلی کم است . اولا موقعی که می نوشتم در نظر بود که روزی پخش می شود . گاهی اوقات مسائل سری مربوط به مسائل کشور هست که هنوز هم باید محرمانه باشد. در واقع موقع نگارش خاطرات خود ممیزی می کردم. یکی از چیزهایی که در خاطرات ام نمی نویسم ، مسائلی است که شاید باعث ایجاد فتنه شود . البته زمانی که می خواهیم چاپ کنیم ، مسائل مربوط به افراد حقیقی را از انها استعلام می گیریم . و اگر قبول دارند چاپ می کنیم . مثلا فرزندان یکی از علما جزو منافقین بودند که بازداشت شده بودند و بعد آنها توبه کردند و آزاد شدند و الان در جاهای مختلف مشغول فعالیت هستند . این مطلب در خاطرات مربوط به ورزش امده بود .الان که نمی توانم آن خاطرات را چک کنم . پروند ه دارند ولی در جامعه کسی نمی داند این گونه خاطرات را چاپ نمی کنم .

 

بعضی از خاطرات شما خبر واحد است؛ مثل مطلب مربوط به حذف شعار مرگ بر آمریکا که اخیرا بحث آن داغ بود .

 

این مسئله خبر واحد نیست؛ آیت الله خامنه ای، آیت الله موسوی اردبیلی و مهندس موسوی در آن جلسه بودند. در جلسه سران تصمیم گرفتیم و به امام گفتیم و امام دستورش را به صدا و سیما داده بودند؛ منتها اوایل به این شکل بود که مردم این شعار را بدهند و صدا و سیما پخش نکند . به علاوه در خاطرات سال 1362هم این مطلب بود که کسی اعتراض نکرد . ظاهرا وقتش الان بود که اعتراض کنند! در خصوص خبر واحد هم خاطرات فراوانی با امام دارم که کسی جز من و ایشان نبود.

 

اشاره امام به رهبری آیت الله خامنه ای خبر واحد بود ؟

 

نه ، در جمع ما 5 نفره گفتند؛ مربوط به زمان عزل آیت الله منتظری بود که ما اظهار نگرانی کردیم و گفتیم «کسی را نداریم »امام گفتند «چرا نداریم »، گفتیم «نمی شناسیم »، گفتنند «همین آقای خامنه ای »، بعد از این جلسه آقای خامنه ای به امام گفتند «بر ما حرام کنید که این جریان را بیرون نقل کنیم »، امام هم گفتند «حرام است » که نقل نکردیم . به علاوه افرادی مثل من سخنان فروانی را از امام شنیدیم که کسی نبود، ولی نمی توانیم نگوییم؛ ما باید بگوییم و هر کس نخواست، قبول نکند و البته مواردی هم هست که مصلحت نمی دانم بگویم.

 

مثل نامه حضرت امام در باره ختم جنگ که در برخی از سایت ها هم بود؟

 

درست است.

 

30 سال از انقلاب گذشته و شما در بسیاری از تصمیم گیری ها حضور داشته و اهل نظر بوده اید . فکر می کنید انقلاب چقدر به اهداف خود رسیده است ؟

 

 

انقلاب به اهداف اصلی خود رسیده؛ اولا نظام شاهنشاهی را عوض کردیم که کار عظیمی بود . ثانیا نظام ولایت فقیه را در کشور آوردیم که بی نظیر بود . انقلاب های زیادی در کشورهای اسلامی شد، ولی کسی این کار را نکرد. ثالثا برای مکتب تشیع ساختار درست کردیم . رابعا قانون اساسی کاملا اسلامی داریم . گذشتن از پله های سخت ارتقا ،کار دشواری بود الان شکل نظام و ساختار ما خوب است . نیرو های زیادی تربیت کردیم که الان در کشور هستند . اگر از این پتانسیل استفاده نمی شود، بحث دیگری است . ایران را تا مرحله ای ساختیم ، نام اهل بیت ، شیعه و حکومت ناب اسلامی را در دنیا جا انداختیم که مخاطبان زیادی داریم .

 

هدفی بوده است که انقلاب به آن نرسیده باشد ؟

 

بله مثلا فکر می کردیم باید کشور را بیش از این آباد کنیم که نشد. یا فکر می کردیم که حوزه و دولت باید کار کند و احکام اسلامی در حوزه با تقویت فقه حکومتی مشخص شوند و در نظام شکل رسمی بگیرند و احکام واقعا اسلامی را اجرا کنیم که نشد.

 

منابع:

http://www.jahannews.com

 

کدخبر: ۲۳۳۵۲تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۸۶

 


دسته ها :
جمعه بیستم 10 1387
X