دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 170585
تعداد نوشته ها : 330
تعداد نظرات : 258
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

بسترها و زمینه های شکل گیری انقلاب

 

اکنون در آستانه سی امین سال انقلاب اسلامی قرار داریم ، انقلابی که ماهیت آن با سایر انقلابهای جهان ، متفاوت است . انقلاب اسلامی در فبروری سال 1979 در ایران به پیروزی رسید و بسیاری از معادلات منطقه ای و جهانی را تغییر داد . دشمنان انقلاب اسلامی از همان آغاز ، وعده شکست قریب الوقوع این انقلاب بزرگ و مردمی را دادند . اما هم اینک نزدیک به سه دهه است که انقلاب اسلامی علی رغم همه فراز و نشیبها ، سرافرازانه به حیات پربرکت خود ادامه می دهد و به عنوان الگوی بیداری اسلامی در جهان مطرح است . از نگاه کارشناسان ، تداوم نهضت اسلامی مردم ایران ، مدیون ماهیت الهی و اسلامی آن ، قدرت و صلابت رهبری و پایمردی و استقامت ملت ایران است . اما سؤال مهم درمورد این تحول بزرگ آن است که چرا مردم ایران دست به انقلاب زدند و چه عوامل و زمینه هایی باعث شد تا آنها با رهبری مدبرانه امام خمینی (ره) ، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، بساط رژیم وابسته و مستبد پهلوی و حامیان خارجی آن را برچینند .

 

برای پاسخ به این سؤال باید تاریخ را ورق بزنیم و به قرن ها پیش باز گردیم . جهان اسلام که با تکیه بر تعالیم و آموزه های اسلام ، تمدنی درخشان را در تاریخ عرضه کرده بود ، به تدریج گرفتار انحطاط و رکود شد . مسلمانان به دلیل عوامل متعدد اجتماعی و فرهنگی بویژه دوری از اندیشه های مترقی اسلام ، از شکوه و عظمت دیرینه باز ماندند و حرکت رو به به جلوی آنها کُند شد . دولت های غربی با استفاده از سستی و غفلت مسلمانان ، سلطه استعماری خود را بر ملت های مسلمان گسترش دادند . ایران نیز به عنوان بخشی از جهان اسلام که زمانی پرچمدار علم و دانش بود ، از یک سو گرفتار رکود علمی و فرهنگی شد و از سوی دیگر مداخلات بیگانگان ، ملت ایران را از تحرک و پیشرفت باز داشت . درواقع نفوذ مخرب و غارتگرانه دولتهای غربی در ایران ، از عوامل مهم شکل گیری نهضت اسلامی مردم ایران به شمار می رود . البته نفوذ استعماری ، چپاول ثروتها و تغییر هویت و فرهنگ ملتهای تحت سلطه ، قرنهاست علیه کشورهای در حال توسعه ، بویژه ملل مسلمان اعمال می شود. در طول این مدت ، دولتهای غربی کوشیده اند تا ثروتها و منابع ملی کشورهای درحال توسعه را به یغما ببرند و آنها را از لحاظ رشد و انکشاف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ، عقب نگه دارند .

 

دربرابر رکود و بی تحرکی جوامع مسلمان ، اندیشمندان دلسوز جهان اسلام ، برای بیداری و هوشیاری مسلمانان ، برخی گامهای اصلاحی را برداشتند . بدیهی است این گونه اقدامات ، تاثیرات مقطعی و کوتاه مدت داشت و نتوانست تحرکی بنیادین در جهان اسلام ایجاد کند . انقلابی را که امام خمینی (ره ) در ایران بوجود آورد ، درواقع حرکتی بزرگ و توفنده علیه استعمارگران غربی و درجهت بیداری امت اسلامی بود . چرا که مردم مسلمان ایران اگرچه تحت استعمار مستقیم دولتهای غربی نبودند ، اما همواره نفوذ این دولتها را در ایران برای غارت منابع و ذخایرشان ، مشاهده می کردند . با اتکاء به دولتهای غربی و در رأس آنها امریکا بود که رژیم استبدادی و وابسته پهلوی بوجود آمد و حدود نیم قرن به حیات خود ادامه داد .

 

رضاخان ، مؤسس سلسله پهلوی در سال 1921 م طی کودتایی که توسط دولت انگلیس تدارک دیده شده بود ، قدرت را در ایران در دست گرفت و چهار سال بعد ، با اعمال زور و دیکتاتوری ، پارلمان ایران را مجبور کرد که تاسیس حکومت پهلوی را به رسمیت بشناسد . در این زمان که مصادف با سالهای پس از جنگ جهانی اول بود ، در پی شکست و تجزیه امپراتوری عثمانی ، استعمار انگلیس ، میدان وسیعی برای یکه تازی در خاورمیانه یافت و تعدادی از کشورها ، ازجمله فلسطین و عراق را تحت سلطه خود درآورد . انگلیس ، برای تداوم سیاستهای استعمارگرانه خود ، دامنه نفوذ خود را در کشورهای منطقه ازجمله ایران گسترش داد . تا سال 1951 که جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران به پیروزی رسید ، انگلیس قدرت بلا منازع و مداخله گر اصلی در امور ایران بود . دو سال بعد و در پی کودتای امریکایی انگلیسی اگوست 1953 ، امریکا به قدرت برتر در ایران تبدیل شد و این وضعیت تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 ، ادامه یافت . در واقع رضا خان و پسرش محمد رضا پهلوی در طول سلطنت 53 ساله خود ، همواره به حمایت قدرتهای غربی متکی بودند .

 

محمد رضا پهلوی ، جانشین رضا خان ، به قدری به امریکا وابسته بود که حتی در کوچکترین امور ، به منافع دولت امریکا می اندیشید و در سیاست خارجی ، تابع محض مواضع واشنگتن بود . چنانکه براساس دکترین امنیتی امریکا موسوم به « امنیت دو ستونی » ، ایران و عربستان بازوهای اجرایی سیاستهای امنیتی امریکا در منطقه بودند . رژیم شاه ، روابطی بسیار نزدیک با رژیم صهیونیستی داشت و برای حفظ منافع امریکا ، ایران به پیمان سنتو که معاهده ای علیه شوروی سابق بود ، پیوست . در داخل ایران نیز ، تصمیمات مهم با نظر مقامات قصر سفید ، گرفته می شد و سفیر امریکا در ایران ، نقش مهمی در جهت دهی به سیاستهای رژیم دیکتاتوری شاه داشت . به همین دلیل ، مردم ایران ، دولت امریکا را شریک جنایات و ستمکاری های رژیم شاه می دانند .

 

از جمله سیاست های شاه ایران که با حمایت کامل آمریکا اجرا می شد، نظامی گری بود . از سال 1973 که قیمت نفت افزایش چشمگیری پیدا کرد ، قسمت زیادی از درآمدهای نفتی ایران صرف اردو و خریدهای تسلیحاتی می شد . براساس آمارها ، در فاصله سالهای 1971 تا 1977 ، شاه مستبد ایران 12 میلیارد دالر اسلحه از کشورهای غربی خرید . این در حالی بود که بخش اعظم مردم ایران در فقر و تنگدستی بسر می بردند و ایران با خطر مهمی روبرو نبود تا به این حجم عظیم از خریدهای تسلیحاتی نیاز داشته باشد . اردوی کاملا" مسلح و به ظاهر قدرتمند ایران ، این توهم را در شاه ایجاد کرد که با تکیه به نیروهای نظامی ، هرگز سرنگون نخواهد شد . اما او به این واقعیت توجه نداشت که بدنه نیروهای نظامی او را مردمی تشکیل می دادند که از سلطه بیگانگان و استبداد و خفقان رژیم شاه ، ناراضی بودند .

 

منابع سرشار نفت ایران ، موجب شد که بیگانگان به ایران ، چشم طمع بدوزند. صنعت نفت ایران ، علی رغم مخالفتهای ملت ، مدتها دراختیار انگلیس و سپس امریکا بود . به طوری که 40 فیصد از سهام کنسرسیوم نفت ایران به شرکتهای امریکایی تعلق داشت . درآمد نفت نیز درجهت منافع نامشروع بیگانگان بویژه امریکا مصرف می شد . شاه بدون توجه به خواست مردم ایران ، 65 فیصد از نفت رژیم صهیونیستی و 95 فیصد از نفت رژیم نژاد پرست آپارتاید در افریقای جنوبی را تامین می کرد . علاوه براین ، خرید تسلیحات از امریکا باعث حضور روز افزون مستشاران امریکایی در ایران و انتقال درآمد حاصل از نفت به جیب سرمایه داران امریکایی می شد . همچنین رژیم شاه در طرحهای مهم اقتصادی و صنعتی ، عمدتا" از شرکتهای امریکایی و اروپایی استفاده می کرد که سود آن نیز عاید این شرکتها می شد.

 

البته طرحهای بزرگ اقتصادی و صنعتی رژیم پهلوی ، بیشتر جنبه نمایشی و تبلیغاتی داشت و عملا" نفع چندانی برای توده های مردم نداشت . خانم پروفسور نیکی کدی ( Nikki Keddie ) استاد تاریخ دانشگاه امریکایی کالیفرنیا در کتاب " ریشه ها و نتایج انقلاب " با تاکید بر این موضوع ، اضافه می کند : « پروژه های صنعتی اقتصادی زمان شاه ، طرحهای بی جهت بزرگی بود که چندان مطابق با شرایط ایران طراحی نشده بودند و در حد اسراف ، گران و پرخرج بود و بطور عمده نیز، جز ناکامی اقتصادی به بار نمی آورد این درحالی بود که جمع کثیری از مردم ایران از لحاظ اقتصادی در تنگنای معیشتی قرار داشتند . از طرف دیگر ، فساد اقتصادی و مالی وابستگان شاه و برخورداری آنها از انواع مزایا و امتیازات ویژه ، به فاصله طبقاتی در جامعه دامن می زد .

 

شاه برای سرپوش گذاشتن بر اختلافات اقتصادی و فقر و تبعیض در میان مردم ، در سال 1962 طرحی به ظاهر اصلاحی را برای اقتصاد ایران اعلام کرد . اما این طرح نیز موجب کاهش رونق زراعت و هجوم روستائیان به شهرها و درمجموع ، افزایش فقر و مهاجرت شد . بویژه آنکه اقلیتی کوچک که عمدتا" وابسته به دربار بودند ، ثروت های انبوهی گرد آورده بودند و ثروتمندان و وابستگان به دربار ، بیشترین بهره را از درآمدهای حاصل از نفت ، نصیب خود می کردند . خانم کدی در کتاب خود در این زمینه تصریح می کند

به نظر می رسد هیچ شکی وجود نداشته باشد که اصلاحات محمد رضا شاه عمدتا" از جیب طبقات محروم و به نفع یک طبقه برگزیده کوچک بود . به این ترتیب ، مردم ایران در زمان شاه ، از اقتصادی بیمار که از یک طرف منافع بیگانگان و از طرف دیگر ، منافع وابستگان رژیم را تامین می کرد ، رنج می بردند . وضعیت نابسامان و تبعیض آمیز اقتصادی ، تنها یکی از دلایل انقلاب مردم ایران علیه رژیم شاه بود .

 

منابع:

http://dari.irib.ir

 


دسته ها :
چهارشنبه هجدهم 10 1387
X