معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2899383
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
حضرت امام هادى و امام عسکرى (ع ), على الاجبار به سامراء بسر مى بردند که در آن زمان پایتخت خلافت بود, و در محلى بنام <العسکر> که محل نظامیان و پادگان نظامى بود, خانه براى شان انتخاب کرده بودند.

حضرت امام عسکرى (ع ) مدت شش سال اقامت خود در سامراء, یا در حبس بود و یا اگر آزاد بود, تحت نظر و ممنوع الملاقات بود. زیرا روایات متعددى از زندانى شدن امام عسکرى (ع ) خبر مى دهد, از جمله آن که المعتزبالله خلیفه ى عباسى, به سعید حاجب دستور داده بود که امام (ع ) را به حبس ببرد. ابوالهیثم نگرانى خود را از این وضع به امام (ع ) نوشت: و آن حضرت در جواب نوشت که پس از سه روز گشایش حاصل مى شود, و پس از سه روز المعتز کشته شد.

آوردن و ماندن هر دو امام هادى و امام عسکرى (ع ) در سامراء به اکراه و اجبار, از جهاتى مانند سیاست مامون در آوردن امام رضا (ع ) به نزد خود بوده است, تا بتوانند از نزدیک روابط امام (ع ) را با شیعیانش کنترل نمایند, زیرا آنان که در سرتاسر جهان اسلام پراکنده بودند, با امام هادى و امام عسکرى (ع ), ارتباطات عمیق داشتند, بخصوص در دوره ى امام عسکرى (ع ) که شیعیان اهلبیت (ع ) به میلیونها نفر رسیده بودند, و همه به این عقیده بودند که حق امامان شان از طرف حکام ظالم غصب شده است, ازین رو خمس و هدایا و سایر وجوهات شرعیه ى خود را به آن حضرت مى فرستادند و هئیت هایى از نمایندگان مردم وارد سامراء مى شدند و ضمن فراگیرى احکام شرعى, اموال و وجوهات شرعى خود را به امام تسلیم مى کردند.

مراقبت نسبت به امام عسکرى (ع ) آن چنان شدید بود که شب هنگام و بى خبرانه به خانه ى امام عسکرى (ع ) هجوم مى بردند و خانه ى آن حضرت را تفتیش مى کردند.
بدینسان پیشرفت و گسترش شبکه ى منظم و متشکل شیعیان که از قبل شکل گرفته بود, براى حاکمیت عباسى ها خطر آفرین بود, لذا حضرت امام عسکرى (ع ) شدیداً تحت مراقبت دارالخلافه قرار داشت و از آن حضرت خواسته بود که تا همیشه ارتباط خود را با دستگاه خلافت برقرار کند, و در هر دوشنبه و پنجشنبه در دربار حضور یابد, و وضعیت به گونه ى بوده است که مردم نمى توانسته اند بطور مستقیم با امام (ع ) ملاقات نمایند.

موقعیت اخلاقى و اجتماعى امام (ع ) در میان مردم و حتى در میان افراد حکومت مشهود بود, و کسى در وقار و عفاف, و زیرکى و بزرگ منشى چون او نبود.

و در <یوم النویة> یعنى روز رفتن امام عسکرى (ع ) به دارالخلافه, شور و شعفى در مردم بوجود آمده و خیابان ها مملو از جمعیت که سوار بر مرکب هاى خود بودند, مى شد. وقتى امام (ع ) مى آمد همه ى هیاهوها خاموش مى گردید, و امام عسکرى (ع ) از میان آنان عبور مى کرد و به دارالخلافه وارد مى گردید.

اغلب این افراد مى توانستند از شیعیانى باشند که از مناطق مختلف براى دیدار امام (ع ) به سامراء مى آمدند.

افزایش شیعه و رفت و آمدهاى هیئت هاى نمایندگى مردم, و اموال و دارایى فراوانى که به امامان (ع ) مى رسید, موجب مى شد که خلفاء نسبت به امامان سخت گیرى نمایند و همین موجب شد که ائمه ى معصومین (ع ) به پنهان کارى و کتمان و تقیه دست زنند. سخت گیرى ها و فشارها در زمان امام عسکرى (ع ) بیشتر شد و امام عسکرى (ع ) با مشاهده ى این وضعیت بیشتر امر خود را از دید خلفا و عمال آن مى پوشاند, و تقیه را پیشه ى خود قرار داده بود شدت تقیه و کتمان امور به اندازه اى بود که امام عسکرى (ع ) به شیعیان خود دستور داد که وقتى بطرف کاخ خلیفه مى رود به آن حضرت اشاره نکنند, سلام نکنند, زیرا تحت تعقیب قرار مى گرفتند, و کار به حبس وکشتن شان کشانده مى شد.

على ابن جعفر از حلبى در این زمینه نقل مى کند که ما در عسکر اجتماع کرده و منتظر امام عسکرى (ع ) در روز رفتن به مرکز حکومت بودیم که نوشته ى از امام (ع ) به ما رسید بدین مضمون که کسى بر من سلام نکند, و بر من اشاره نیز نکند, زیرا شما بر خود ایمن نیستید: الا لا یسلمن احد و لا یشیر الى بیده ولایؤمى فانکم لاتومنون على انفسکم.

این سخن امام به خوبى مى رساند که حکام براى کنترل روابط امام (ع ) با شیعیان تلاش فراوانى مى کردند. البته هم امام و هم شیعیان در فرصت هاى بسیارى همدیگر را ملاقات مى کرده اند و حتى این ارتباطات تحت پوشش بقال و روغن فروش و ... صورت مى گرفته است.

مراقبت نسبت به امام عسکرى (ع ) آن چنان شدید بود که شب هنگام و بى خبرانه به خانه ى امام عسکرى (ع ) هجوم مى بردند و خانه ى آن حضرت را تفتیش مى کردند. چنان که بطحایى علوى پیش موکل سعایت کرده بود که اسلحه و اموال در خانه ى عسکرى (ع ) گردآورى شده است. سعید حاجب گوید: شب بسوى خانه ى او شدم و نردبانى پشت خانه گذاشتم و بالاى بام آن حضرت بالا رفتم, سپس نردبان را در میان حیاط گذاشتم و فکر مى کردم چگونه در این تاریکى وارد خانه ى او شوم که صدایى شنیدم: سعید همانجا باش تا شمعى برایت بیاورم کمى درنگ کردم که شمعى برایم آوردند و با روشنایى آن وارد خانه شدم و جبه ى از پشم و کلاه و سجادهء روى حصیر انداخته شده دیدم, و یقین کردم امام (ع ) در آن زمان نماز مى خوانده است, پس برایم گفت: اینک خانه و اطاق هایش را ببین و هر چه تفتیش کردم در آن چیزى نیافتم .

خلفاء به دستگیرى و زندانى کردن امامان اکتفاء نمى کردند, بلکه یاران آن حضرت را نیز دستگیر و زندانى مى کردند, در سامراء گروهى از اصحاب امام عسکرى (ع ) را دستگیر کرده بودند که از جمله ى آنان بود: ابوهاشم جعفرى, داود ابن قاسم, حسن ابن محمد عقیقى, محمد ابن ابراهیم عمرى و غیر ایشان که زیر نظر صالح ابن وصیف قرار داشتند.

با ملاحظه ى این وضعیت چاره ى نبود جز این که امامان (ع ) اسرار خود را کتمان نمایند و تقیه پیشه سازند و شیوه ى پنهان کارى را طى نمایند, ابوهاشم جعفرى از داود ابن اسود روایت کند که گفت: مولایم حسن العسکرى (ع ) مرا بسوى خود خواند و تخته چوبى را که مانند پایه ى <در> دراز و مدور بود به من داد و گفت : این چوب را براى عثمان ابن سعید عمرى که وکیل آن حضرت بود برسان. به راه افتادم و در اثناء راه به یک نفر که استرى داشت برخوردم, و استر او مزاحم راه رفتن من شد, و با چوبى که با خود داشتم بلند کردم و استر را با آن زدم, و چوب شق شد و کاغذ نوشته هاى را در میان شکستگى چوب نگریستم, و بسرعت آن را در میان چوب گذاشتم و چوب را در آستین خود پنهان کردم.

آوردن و ماندن هر دو امام هادى و امام عسکرى (ع ) در سامراء به اکراه و اجبار, از جهاتى مانند سیاست مامون در آوردن امام رضا (ع ) به نزد خود بوده است, تا بتوانند از نزدیک روابط امام (ع ) را با شیعیانش کنترل نمایند.
اما در برگشت وقتى به نزدیک خانه ى امام (ع ) رسیدم, عیسى خادم مرا استقبال کرد و گفت: مولا مى گوید: چرا استر را زدى و چوب را شکاندى ؟ گفتم : نمى دانستم که در داخل آن چیست؟ گفت : چرا کارى بکنى که بعداً به توجیه و عذرخواهى محتاج شوى؟ مبادا دیگر مثل این کار تکرار شود, هرگاه شنیدى کسى مرا دشنام مى دهد, راهى را که به رفتن آن مأموریت یافته ى, در پیش گیر و مبادا واکنش نشان بدهى, و یا خود را معرفى نمایى که کیستى, احوالت به من مى رسد.

وجود یک دستگاه منظم که هم پل ارتباطى باشد بین امام (ع ) و مردم, و هم وجوهات و مالیات از نقاط دور دست جمع آورى شود و بدست امام (ع ) برسد, ضرورى و لازم بود. و این دستگاه با تعیین وکلاء از ناحیه ى ائمه (ع ) ایجاد گردید و با ارتباطى که بین امام و وکلاء بوجود آمد, سعى شد تا راهنمایى هاى لازم دینى و سیاسى ارائه شود و این حرکتى سابقه دار بود که امام عسکرى (ع ) نیز در گسترش این دستگاه و استفاده از آن مى کوشید و افرادى با پیشینه ى علمى و ارتباط محکم با امامان پیشین یا با خود آن حضرت براى وکالت گمارده مى شدند, و در نامه ى خود به وکلاء توصیه مى کرد که نامه ها و مراسلات را از شیطان ها پوشیده نگهدارند و براى دوستانش ارائه دهند.

________________________________________

پى نوشت ها:
1 شذرات سیاسیة من حیاة الائمه (ع ) : شبر, حسن , ص 342

2 حیات فکرى و سیاسى امامان شیعه : ج 2 ص 282به نقل از الغیبه .

3 همان , ص 129

4 همان , ص 187به نقل از الغیبة : ص 129

5 همان , ص 183 182به نقل از الخرایج و الجرایح : ج 1 ص 439; پیشین , شبر به نقل بحارالانوار : ج 5 ص 269

6 پیشین , شبر به نقل از ارشاد: ص 110; فصول المهمه : ص 298

7 همان , ص 208ـ 207به نقل از بحارالانوار : ج 56 ص 132

8 ر.ک : پیشین , جعفریان , ج 2 ص 197ـ 193

دسته ها : مذهبی
جمعه 1387/12/16 18:27
X