معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2301611
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
عبدالله بن عبدالعزیز پادشاه عربستان با انجام برخی تغییرات کلیدی در ساختار قدرت آل سعود ضمن عزل عده ای از وزیران 6 مفتی عضو هیئت حکومتی « دارالافتا سعودی » و رئیس شورای عالی قضائی این کشور توجه ناظران بین المللی را به تحولات عربستان جلب کرده است .
اگرچه درباره علت اتخاذ چنین تصمیمی از جانب ملک عبدالله هیچگونه اطلاعیه رسمی و توضیحی منتشر نشده ولی این تغییرات عمده از اختلافات شدیدی در اردوی حکومتی آل سعود حکایت دارد.
آنچه اهمیت این تغییرات را قدری بیشتر جلوه می دهد غیبت مستمر « سلطان بن عبدالعزیز » ولیعهد بیمار عربستان است که برای ماهها به خاطر مداوای بیماری شدید خود مجبور است در خارج از کشور به سر ببرد و تقریبا از روند تحولات حکومتی به دور مانده است . علاوه بر این ولیعهد 85 ساله بخاطر کهولت سن خود نیز حتی بدون بیماری هم تقریبا « از کار افتاده » تلقی می شود ولی برای حفظ شئون ظاهری همچنان مقام ولایت عهدی را تاکنون یدک می کشید. گفته می شود ملک عبدالله برادر کوچکتر خود را به ولی عهده ی منصوب کرده است .
با وجود آنکه تحولات داخلی دربار آل سعود معمولا درون یک حلقه بسته رخ میدهد و عموما انعکاس چندانی در خارج از دربار ندارد لکن ابعاد تحولات اخیر به حدی است که ناظران با عنوان « کودتا » از آن یاد کرده اند. این تغییرات بی سابقه درواقع یک خانه تکانی گسترده درون ساختار قدرت است که باعث کنار گذاشتن صاحب منصبان قدرتمند از اصلی ترین نهادهای حکومتی شده و در آن واحد تغییرات جدی در قلمرو سیاسی ـ نظامی و قضائی را در بر می گیرد.
واقعیت اینست که کشور عربستان اکنون مدتهاست که با مشکلات فزاینده ای در قلمرو سیاسی امنیتی اجتماعی و فرهنگی در داخل و خارج مواجه است بطوری که درخصوص توانمندی آل سعود در جهت برطرف کردن مسائل و حل و فصل مشکلات پیش رو تدریجا تردیدهائی به وجود آمده است .
اختلاف بر سر قدرت و به عبارت روشن تر جنگ قدرت خاموشی که در خاندان آل سعود به ویژه برای ادامه حکومت بعد از ملک عبدالله در جریان است موجب شده این کشور در زمینه مسائل داخلی منطقه ای و بین المللی فاقد تحرک و پویائی مورد انتظار گردیده و تقریبا « ریاض » در تمامی زمینه ها واکنشی انفعالی دارد. اگرچه عربستان از هر جهت دارای موقعیت مناسبی است و بویژه از دیدگاه سیاسی ـ اقتصادی از شرایط خوبی برخوردار است لکن نقش و جایگاه ریاض در مناسبات بین الملل اسلامی و حتی بین العربی مرتبا کاهش یافته و تحت الشعاع تحرکات کشورهائی درحد و اندازه « قطر » قرار گرفته است .
ریاض نتوانست توافقات طائف درخصوص آشتی دولت اسماعیل هنیه با طیف ابومازن را عملی کند و خود نیز علیه دولت حماس وارد منازعات قدرت شد . ریاض حتی در بحران سیاسی لبنان هم جانب دولت فواد سینیوره و جناح ?? مارس را گرفت و روی اسب بازنده سرمایه گذاری کرد. ریاض در حوادث غزه هم علیه مردم غزه و دولت حماس وارد صحنه شد و عملا جانب اشغالگران صهیونیست را گرفت که البته با رسوائی شکست و ناکامی مطلق مواجه شد.
از سوی دیگر بحرانهای امنیتی و متعددی که در این کشور به وجود آمده اگرچه وسعت و دامنه چندانی نداشته ولی توانمندی سرویسهای امنیتی این رژیم را با ابهام و تردید مواجه ساخته است . با اینهمه اکنون سئوال اینست که چرا دامنه برکناری ها شامل شاهزاده سعودالفیصل وزیر خارجه مادام العمر عربستان و شاهزاده بندر بن سلطان مشاور امنیت ملی این کشور که هر دو در جناح مقابل قرار دارند نشده است
این سئوال مهمی است که قاعدتا پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد ولی این احتمال مطرح است که تغییرات کنونی نقطه شروع تحولاتی باشد که با جابجائی سعودالفیصل و بندر بن سلطان در فرصت مناسبی تکمیل و تثبیت شود.
سئوال مهمتر اکنون اینست که آیا این تغییرات گسترده می تواند به تثبیت قدرت جناح عبدالله منجر شود و چهره ای مقتدرانه از حکومت ریاض در منطقه و در سطح بین المللی به نمایش بگذارد پاسخ این سئوال را باید در روزها و ماه های آینده به دست آورد زیرا ساختار قدرت در عربستان و در اردوگاه آل سعود بگونه ایست که اقداماتی از قبیل آنچه شاه عربستان انجام داده بدون عارضه نخواهد بود.
گستره تغییرات انجام شده بدین معنی است که پادشاه عربستان به این جمع بندی رسیده که حتی این تغییرات را قدری دیرهنگام آغاز کرده و می بایستی بسیار زودتر از این دست به اقدام و جابجائی می زد و امروز هم با تغییرات گسترده تر بایستی تاخیر در تغییرات را جبران کند.
آن دسته از ناظران سیاسی منطقه که با اختلافات درونی آل سعود آشنائی دارند از مدتی قبل انتظار چنین تغییراتی را داشتند. آنان معتقدند پادشاه عربستان ضمن تلاش برای تحکیم قدرت خود راه تثبیت قدرت در جناح مورد نظر خویش برای آینده را نیز هموار ساخته است .
این تغییرات ضمن آنکه به معنای پایان دادن به ولیعهدی سلطان بن عبدالعزیز است زنگ پایان دوران یکه تازی مفتی های تندروی وهابی را نیز به صدا در آورده است . بدین ترتیب اگر طرح پادشاه عربستان بدون برخورد با مشکل و مانع به پیش برود می توان انتظار داشت دوران غلبه تعادل در حاکمیت آل سعود بر عربستان که مورد نظر شاه کنونی است با شتاب بیشتری فرا برسد. این طرح اگر با موفقیت همراه باشد تحولات عمیقی در سیاست داخلی و خارجی عربستان پدید خواهد آورد.

دسته ها : سیاست
شنبه 1387/12/10 18:32
X