معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2152091
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
« پشتیبان مجلس پشتیبان قوه قضایی پشتیبان دولت یعنی پشتیبان اسلام اینها برای اسلام دارند خدمت می کنند. در زمان حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ هم انحرافات بوده است انحرافات جزیی بوده است . زمان خود پیغمبر اکرم هم انحرافات بوده است . شما اگر قرآن راتوجه بکنید می بینید که چقدر از همان مردم شکایت شده است . اختلافات یعنی انحرافات یک چیزی نیست که مال حالا باشد لکن مقایسه باید کرد بین انحرافات قبل از این جمهوری اسلامی و انحرافات بالا. می گویند خوب است که به اسم اسلام نباشد. که وقتی اسلام نباشد با یک اردنگی همه را بیرون می کنند. چرا به اسلام اسلام نباشد مگر اسلام جز این می خواهد که قوه قضایی اش خوب باشد. قوانین اسلامی اش هم عمل بشود. اینها دارند زحمت می کشند برای این حالا یک جایی هم خلاف واقع می شود کجاست که زمان پیغمبر مگر واقع نمی شد زمان حضرت امیر واقع نمیشد مگر مردم با حضرت امام حسن چه کردند همان اصحاب چه کردند با او ملت ایران بهترند یا آنها اسلام در حالا بهتر است یا آنوقتی که آنها با اسلام اسلام پیغمبر را آن طور اذیت می کردند و اولاد پیغمبر را آن طوری کشتند با اسم اسلام را باید عقده های قلبی انسان را منحرف کند و هواهای نفسانی همه چیز را کنار بگذارد و فقط عیوب را نگاه کند آن هم یک عیب را که ببیند بگوید اصلا عالم به هم خورد تمام شد اسلام تمام شد اگر یک قاضی یک جایی انحراف پیدا کرد بگویند نخیر دیگر اصل اسلام تمام شد. این اسلام به درد نمی خورد. آن اسلامی به درد می خورد که سرتاسر خیابان هایش فحشا بود. فحشای علنی ! به او راضی هستند. به این راضی نیستند اگر مهلت داده بود خدا به اینها خدا می داند که با اسلام می خواستند چه بکنند. اسم اسلام اما اسلام را چه جوری معرفی کنند. اسلامی که با مشروبات مخالف نیست . اسلامی که با دود شرعیه هم سر و کار ندارد. نباید جاری بشود اسلامی که با مراکز فحشا هم نباید دخالت بکند اسلام شاهنشاهی این بود دیگر اسلام بود اما مراکز فحشا سرتاسر ایران پر بود اسلام بود اما مراکز فساد سرتاسر ایران پر بود اسلام بود اما فحش به اسلام می دادند فحش به پیغمبر اسلام دادند و کسی آن وقت نگفت چرا زمان رضا شاه ملعون و این زمان بدتر از او شده بود. اینها شیطان تر بودند از او و اگر چنانچه مهلت پیدا کرده بودند اینها خدا می داند که این ملت را به کجا می رساندند »

گفتار چهارم : مقطع تاریخی 1368 ـ1363
همان طور که اشاره شد در هر برهه از زمان امام راحل در ارتباط با تحجر و تحجر گرایی از تعابیر ویژه ای استفاده کرده اند که بیانگر و افشاگر ماهیت این جریان خطرناک بوده و گویای خاستگاه انحرافی و به کج راهه رفتن آنان است .
حضرت امام روزی از آنان به اسلام شاهنشاهی و روز دیگر به اسلام ملوکی و یک بار به اسلام محمدرضا خانی و بار دیگر اسلام منافقین و گاهی به اسلام التقاط اسلام سازش و فرومایگی اسلام حاکمیت سرمایه داران بر پابرهنگان زمین اسلام ابوسفیان اسلام مقدس نماهای احمق حوزه های علمیه و در یک کلام اسلام آمریکایی نام برده اند.
ایشان در سال های آخر عمرپربرکت خویش بارها و بارها و به بهانه های مختلف فرزندان واقعی انقلاب را هشدار داده که آنان را خوب بشناسند و طرفداران آنان را طرد و به مردم معرفی نمایند. هشدارهای مداوم و صریح و دردآلود امام در سالهای پایانی حیاتشان نشان از حساسیت فوق العاده او نسبت به این موضوع دارد.
در این مقطع از تاریخ انقلاب حضرت امام تندترین حملات و روشن ترین افشاگری ها را نسبت به جریان تحجر و مقدس مآبی داشتند که ذیلا به مواردی از آنها اشاره می شود :
« راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد : که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین « اسلام آمریکایی » و « اسلام ناب محمدی » و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملا مشخص نشده است و روشن ساختن این حقیق که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آیین دو فکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد از واجبات سیاسی بسیار مهمی است »
« هنری زیبا و پاک است که کوبنده سرمایه داری مدرن و کمونیسم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل اسلام التقاط اسلام سازش و فرومایگی اسلام مرفهین بی درد و در یک کلمه « اسلام آمریکایی » باشد.
« مذهبی که وسیله شود تا سرمایه های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیر اسلامی در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است . ولی این دیگر مذهب واقعی نیست ; بلکه مذهبی است که مردم ما آن را « مذهب آمریکایی » می نامند. »
« همه باید سعی کنیم تا روح وحدت و پاکی را بر محیط کارمان حاکم گردانیم تا بتونیم تمامی قدرتها و ابرقدرتها را به زانو درآوریم باید تلاش کنیم زهد و قدس اسلام ناب محمدی را از زنگارهای تقدس مآبی و تحجر گرایی اسلام آمریکایی جدا کرده و به مردم مستضعفان نشان دهیم . ما اگر توانستیم نظامی بر پایه های نه شرقی نه غربی واقعی و اسلام پاک منزه از ریا و خدعه و فریب را معرفی نماییم انقلاب پیروز شده است »
« من با تمام وجود به شما عشق می ورزم و شما را از دل و جان دوست دارم و علاقه مندم که فرد فرد شما عالم و متخصصی متعهد برای اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ و مبارزی سرسخت علیه اسلام آمریکایی و مرفهین و پرچمداری وفاداری برای ایثارگران و شهیدان خود باشید. و بتونید با چراغ علم و عمل و تقوا ظلمت نفاق و کج فکریها و تحجرها و مقدس مابیها را از دامن اسلام بزدایید »
« ملتی که در خط اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و اله ـ و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجر گرایی و مقدس نمایی است . باید همه افرادش بسیجی باشند و فنون نظامی و دفاعی لازم را بدانند چرا که در هنگامه خطر ملتی سربلند و جاوید است که اکثریت آن آمادگی لازم رزمی را داشته باشند. »
« اسلام و ایران یکی از پر فروغترین چهره های تقوا و خلوص و ایمان خود را از دست داد. برادر عزیزم خاتمی زنده دل چهره تابناک مبارزات خستگی ناپذیر روحانیت روشن ضمیر در دهه های اخیر این مرز و بوم بود. او روشنفکری متدین و مجتهدی بزرگوار و از خوبان امینی بود که اگر نتوان گفت بی نظیر مسلما کم نظیر بود. او با گوشت و پوست خود مبارزه با می فهمید و سختیهای آن را چون شربتی گوارا می نوشید. او یار و پناه محرومان بود. او یک عمر با تحجر و واپسگرایی جنگید و یکی از طرفداران بی بدیل اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ در عصر فریب و خودپرستی بود. او پاک زیست و پاک مرد و پاک در جوار رحمت ربش آرمید »
« البته تذکر این نکته لازم است که در تمام نوشته ها و صحبتها هر وقت نام « روحانیت » را به میان آورده ام و از آنان قدردانی نموده ام مقصودم علمای پاک و متعهد و مبارز است : که در هر قشری ناپاک و غیر متعهد وجود دارد. و روحانیون وابسته ضررشان از هر فرد ناپاک دیگر بیشتر است . وهمیشه این دسته از روحانیون مورد لعن و نفرین خداو رسول و مردم بوده اند و ضربات اصلی را به این انقلاب روحانیون وا بسته و مقدس مآب و دین فروش زده اند و می زنند و روحانیون متعهد ما همواره از این بی فرهنگها متنفر و گریزان بوده اند. »
من به طلاب عزیز هشدار می دهم که علاوه بر اینکه باید مواظب القائات روحانی نماها و مقدس مآبها باشند از تجربه تلخ روی کارآمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانیت آشتی نکرده اند عبرت بگیرند که مبادا گذشته تفکر و خیانت آنان فراموش و دلسوزیهای بیمورد و ساده اندیشیها سبب مراجعت آنان به پستهای کلیدی و سرنوشت ساز نظام شود »
« اگر ما یک تخلفی بکنیم پای ما حساب نمی شود; دشمنان ما این را پای جمهوری اسلامی حساب می کنند. می گویند جمهوری اسلامی هم مثل همان رژیم سابق است همان کارها را انجام می دهد آنها هم میرفتند مردم را بی جهت می گرفتند. اینها هم می روند مردم را بی جهت می گیرند آنها هم می ریختند توی خانه های مردم اینها هم می ریزند توی خانه های مردم ... من فرض می کنم که یک کسی است که صد درصد آدم جنایتکار است صد درصد اما پاسدارها نباید این آدمی که صد درصد جنایتکار است بروند منزلش را باز کنند و بروند و زن و بچه او بترسند این اسباب این می شود که جمهوری ما و اسلامی که ما ادعا می کنیم ـ و واقع مطلب هم همین است ـ که عدالت است و اگر ما کاری بکنیم تقصیر از ماست نه از اسلام اینها تقصیر را پای جمهوری حساب می کنند. و ما مسئول این هستیم یعنی پیش خدا مسئولیم .
اگر ما یک کاری بکنیم که اسلام در نظر دنیا لکه دار بشود این جرم از جرمهایی است که بخشیدنی نیست قابل جبران نیست . غیر از این است که ما خودمان « بینی و بین الله » یک خلافی بکنیم خوب این را توبه می کنیم تمام می شود; اما یک اسلامی را ما همچه در دنیا جلوه بدهیم که این رژیم هم رژیم محمدرضایی است این آخوند هم همان کاری را می کند که آن سرهنگ آن وقت می کرد این پایدار اسلامی مسلمان هم همان کاری را می کند که آن سازمان امنیتی و مامور سازمان امنیتی می کرد. این اسباب این می شود که مکتب ما آلوده بشود آن مکتبی که اولیای خدا خونشان را دادند برای حفظش »
« یک نگرانی دیگر که ما داریم این است که دوستهایی که نادان هستند توجه به مسائل ندارند موجب این بشوند که اسلام را طور دیگری نشان بدهند. ما امروز رژیم جمهوری اسلامی داریم ; ما امروز تمام قشرهایمان مدعی هستند که جمهوری اسلامی هستیم . که رژیم ما جمهوری اسلامی است دادگاههای ما دادگاههای اسلامی است کمیته های ما کمیته های اسلامی است پاسدارهای ما پاسدار اسلامی ارتش ما ژاندارمری ما شهربانی ما قوای انتظامی ما اسلامی دولت ما اسلامی ادارات ما اسلامی ما همچو ادعا داریم من خوف آن دارم که به واسطه قشرهایی که غرض ندارند لکن نادان هستند کارهایی صورت بگیرد که مکتب ما را آلوده کند و بد معرفی کند ما شکست بخوریم در مکتب اسلام دفن بشود اگر کمیته ها چه آنهایی که در آنها بعض معممین هست و چه آنهایی که نیست . اگر خدای نخواسته برخلاف موازین اسلامی عمل کنند. مکتب ما را شکست می دهند و این مسئولیت بزرگی است برای معممین »
« ما امروز از دوستان می ترسیم دیروز از دشمنها می ترسیدیم آن ترس خیلی زیاد نبود اشکالی نبود امروز از دوستها می ترسیم که این دوستهای بی توجه به عمق مسائل بی توجه به موقعیتی که الان ما در آن واقع هستیم کاری بکنند که مکتب ما در دنیا مکتب فاسد قلمداد شود مکتب عقب افتاده قلمداد شود. این است که ما را رنج می دهد این است که ما را نگران کرده امروز بر همه ما بر همه ملت بر بانوان بربرادران بر علما بردانشگاهیهای بروکلا بر وزرا بر همه قشرهای ملت است که احتراز کنند از اختلاف و احتراز کنند از کارهایی که مخالف با نهضت اسلامی است مخالف با جمهوری اسلامی است »
« بنابراین اسلام را (معرفی کردند) به اینکه اولا مکتبش بیش از اینکه یک نمازی خوانده بشود و یک روزه ای گرفته بشود و اینها نیست و کاری به زندگی مردم ندارد. »
« چهره نورانی اسلام رابرای جهانیان روشن نمایند که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمیهای دوستان خودنمایی نماید اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. »
« اگر ما اسلام را برخلاف آنطوری که هست نمایش بدهیم به خارج عرضه کنیم به خارج این شکست اسلام است . نه یک معصیت قضیه معصیت نیست . این آنی است که انبیا سرش کشته شدند آنی است که اولیا سرش کشته شدند. دین حق دینی است که انبیا و اولیا کشته شدند سرش : اگر کسی یکی از انبیا را بکشد یا اسلام را کاری بکند این گناهش بالاتر از او هست انبیا برای اسلام کشته شدند این از نبی کشی بالاتر است این از سیدالشهدا کشتن بدتر است ! سید الشهدا برای اسلام خودش را به کشتن داد همان اسلامی که حالا دست ما افتاده و مع الاسف بعضی از ما بازی می کنند با او »
اختلاف و تفرقه از جمله پیامدهای تحجر و تعصب است ; البته نه آن اختلافی که رحمت است و شکوفایی و پیشرفت را در پی می آورد بلکه آن اختلاف که دشمنی و بی اعتمادی و سو ظن و انحصارگرایی را به دنبال می آورد. تحجر باعث می شود که عده ای با ظاهر فریبی و مقدس مآبی مردم را فریب داده و از این طریق عده ای را تکفیر و تفسیق نمایند و کم کم وحدت و یکپارچگی را در جامعه از بین ببرند.
متحجرین و صاحبان فکر بسته و جزم گرا هیچ وقت با تساهل و توافق و مشاوره میانه ای ندارند اقناع و گذشت و چشم پوشی را در کوچک ترین مسائل برنمی تابند بلکه همیشه به صورت تحمیلی و اجبار وبا تنگ نظری و سخت گیری نظر و سلیقه خود را اعمال می کنند. در نتیجه بستر یک دلی و وحدت را از بین برده و جامعه و اجتماع را به اختلاف و تفرقه سوق می دهند.
گاهی انحصارگرایان و سطحی نگرانی برای حفظ موقعیت خود حتی به دروغ و تهمت نیز متوسل می شوند که خود این موجب ایجاد جو بی اعتمادی شده و کم کم دوری و تفرقه بین مردم و مردم و دولت را باعث می شود.
برداشت و فهمی که این گرایش از دین ارائه می کند و نسل متفکر و صاحب اندیشه را به سوی آن سوق می دهد و بر آن اصرار می ورزد چهره ای از دین و حکومت اسلامی ترسیم می کند که با تمدن جدید و پیشرفت و سازندگی ناسازگار است و جز با جامعه و مدنیت هزار سال پیش سازگار نیست . روشن است که ارائه چنین چهره ای از دین اولا ظلم و ضربه به دین است و ثانیاباعث خمود و افول اندیشه ها و رکود نوگرایی و رونق واپسگرایی شده و موجب عدم شکوفایی و مانع ظهور استعدادهای درخشان خواهد شد.
با مراجعه به آثار حضرت امام می بینیم که ایشان در مقابل مسایل و مشکلات جامعه و پدیده های نو با درایتی بی نظیر و اجتهادی پویا به ارایه راه حل می پردازند. ولذادر پاسخ به یکی از شاگردان خود می فرماید :
« اینجانب لازم است از برداشت جنابعالی از اخبار و احکام الهی اظهار تاسف کنم . بنابر نوشته جنابعالی زکات تنها برای مصارف فقرا و سایر اموری است که ذکرش رفته است و اکنون که مصارف به صدها مقابل آن رسیده است راهی نیست و « رهان » در « سبق » و « رمایه » مختص است به تیر و کمان و اسب دوانی و امثال آن که در جنگهای سابق به کار گرفته می شده است و امروز هم تنها در همان موارد است و « انفال » که بر شیعیان « تحلیل » شده است امروز هم شیعیان می توانند بدون هیچ مانعی با ماشینهای کذایی جنگلها را از بین ببرند و آنچه را که باعث حفظ و سلامت محیط زیست است را نابود کنند و جان میلیونها انسان را به خطر بیندازند و هیچ کس هم حق نداشته باشد مانع آنها باشد منازل و مساجدی که در خیابان کشیها برای حل معضل ترافیک و حفظ جان هزاران نفر مورد احتیاج است نباید تخریب گردد و امثال آن و بالجمله آنگونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید تمدن جدید بکلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند.
و اما راجع به دو سوال یکی بازی با شطرنج در صورتی که از آلت قمار بودن بکلی خارج شده باشد باید عرض کنم که شما مراجعه کنید به کتاب جامع المدارک مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خونساری که بازی با شطرنج را بدون رهن جایز می داند و در تمام ادله خدشه می کند در صورتی که مقام احتیاط و تقوای ایشان و نیز مقام علمیت و دقت نظرشان معلوم است اما اینکه نوشته اید از کجا سائل به دست آورده که شطرنج بکلی آلت قمار نیست این از شما عجیب است چون سوالها و جوابها فرض است و بنابراین آنچه را من جواب داده ام در فرض مذکور است که اشکالی متوجه نیست و در صورت عدم احراز باید بازی نکنند و عجیبتر آنکه نوشته اید چرا به جای « قصد حرام نباشد » « قصد حلال » نوشته شده گویی عمل شخص متوجه و قاصد بدون قصد هم می شود در اینصورت « قصد حلال » مساوق است با نبودن « قصد حرام »
واما در قضیه خرید و فروش آلات مشترکه برای مقصد حلال اشتباه بزرگی کرده اید که گمان کرده اید خرید و فروش برای منفعت حلال یعنی استفاده حرام کردن و این برخلاف آنچه نوشته شده است می باشد. البته در این زمینه ها مسائل زیادی است که حال و وقت من اجازه تعقیب آنها را ندارد. از جنابعالی که فردی تحصیلکرده و زحمت کشیده ای می باشید توقع نبود که اینگونه برداشت کرده و آن را به اسلام نسبت دهید.
شما خود می دانید که من به شما علاقه داشته و شما را مفید می دانیم ولی شما را نصیحت پدرانه می کنم که سعی کنید تنها خدا را در نظر بگیرید و تحت تاثیر مقدس نماها و آخوندهای بیسواد واقع نشوید چرا که اگر بنا است با اعلام و نشر حکم خدا به مقام و موقعیتمان نزد مقدس نماهای احمق و آخوندهای بیسواد صدمه ای بخورد بگذار هر چه بیشتر بخورد. از خداوند متعال توفیق جنابعالی را در خدمت به اسلام و مسلمین چون گذشته خواهانم . و السلام علیکم و رحمه الله »
توجه به سنت ها و آداب و رسوم گذشته و پاسداشت آنها امری معقول و با ارزش است و در جوامع امروز خود عامل هویت سازی و ملت سا زی است . اما اگر این نگاه به گذشته معطوف به نگرش مثبت به آینده نباشد و صرفا به صورت توهم و آرزوی برگشت به گذشته باشد نه فقط موجب سازندگی و ملت سازی نخواهد شد بلکه عامل اصلی عقب ماندگی و بدبختی جوامع خواهد شد.
واپسگرایی و تعصب به گذشته به اسم سنت و ارزش های صدر اسلام قطعا جامعه دینی را به چالش خواهد کشید و حاکمیت دین و توان پاسخگویی دین را در جامعه امروزی زیرسوال خواهد برد. از نمادهای گذشته گرایی و سنت گرایی افراطی قانون گریزی و تعارض حاکمیت قانون در اجتماع است چرا که سنت گرایان افراطی پذیرش خیلی از قوانین داخلی و بین المللی را برنمی تابند نظر حضرت امام در این باره روشن و شفاف است . ایشان می فرماید :
« همه باید مقید به این باشید که قانون را بپذیرید ولو برخلاف رای شما باشد. باید بپذیرید برای اینکه میزان اکثریت است و تشخیص شورای نگهبان که این مخالف قانون نیست و مخالف اسلام هم نیست میزان است که همه ما باید بپذیریم من هم ممکن است با بسیاری از چیزها من که یک طلبه هستم مخالف باشم . لکن وقتی قانون شد (تصویب ) خوب ما هم می پذیریم بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد دیگر نق زدن در آن اگر بخواهد مردم را تحریک بکند مفسد فی الارض است و باید با او دادگاهها عمل مفسد فی الارض بکنند واگر نه رای می دهد آرام با رای آرام هیچ کس مخالف نیست . شما می گویید که نخیر اینکه گفتند اینها اشتباه کردند ولی ما در مقام عمل قبول داریم رایمان این است که این جوری نیست اما در عمل ملتزم هستیم .
باید بپذیرند اینها را اگر می خواهید که از صحنه بیرونتان نکنند بپذیرید قانون را نگویید هی قانون و خودتان خلاف قانون بکنید! بپذیرید قانون را همه تان روی مرز قانون عمل بکنید. اگر همه روی مرز قانون عمل بکنند اختلاف دیگر پیش نمی آید. همه اختلافات این است . »
« کشوری که قانون حکومت نکند خصوصا قانونی که قانون اسلام است این کشور را نمی توانیم اسلامی حساب کنیم کسانی که با قانون مخالفت می کنند اینها با اسلام مخالفت می کنند. کسانی که با مصوبات مجلس بعد از اینکه شورای نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت می کنند. اینها دانسته یا ندانسته با اسلام مخالفت می کنند. اگر همه اشخاصی که در کشورمان هستند و همه گروههایی که در کشور هستند و همه نهادهایی که در سرتا سر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم بشماریم هیچ اختلافی پیش نخواهد آمد اختلافات از راه قانون شکنیها پیش می آید. »
از دیدگاه امام خمینی ویژگی های تحجر و تحجرگرایی عبارتند از : مقدس نمایی و تقدس مآبی قشری گری و سطحی نگری نگاهی ابزاری به دین عوام زندگی و عوام گرایی داشتن روحیه تک بعدی و تک محوری راحت طلبی و رفاه گرایی تنگ نظری کج اندیشی و کج فهمی تقلید کورکورانه شخصیت زدگی و شخصیت پرستی دورویی و ریا گرایش شدید به دروغ مصلحتی انتقاد ناپذیری عدم توجه به مشارکت عمومی تجمل گرایی برداشت های غلط و افراطی و...
متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملتهای اسلامی مرز بین اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملا مشخص نشده است .
آمریکا و استکبار در تمامی زمینه ها افرادی را برای شکست انقلاب اسلامی در آستین دارند در حوزه ها و دانشگاهها مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام . اینان با تزویرشان از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند. اینها با قیافه ای حق به جانب و طرفدار دین وولایت همه را بی دین معرفی می کنند


دسته ها : انقلاب اسلامی
چهارشنبه 1387/11/23 11:17
X