معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2155496
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
اندیشمندان سیاسی زمانی که دگرگونی‌ها را مورد مطالعه قرار می‌دهند، یک سری ویژگی‌ها و مشخصه‌هایی را یادآور می‌شوند که در تمامی انقلاب‌ها با اندک تفاوت‌هایی یکسان است ولی انقلاب اسلامی ایران دارای ویژگی‌ها و مشخصه‌های منحصر به فردی است که در تاریخ جهان بندرت می‌توان شبیه آن را پیدا کرد.
از این‌روست که انقلاب اسلامی ایران یکی از استثنایی‌ترین انقلابات بشری است که تاریخ را در سینه خود دارد و به شهادت اکثریت پژوهشگران اجتماعی یکی از همین ویژگی‌های بی‌نظیر، روش برخورد انقلاب خونین بهمن 57 با ارتش بوده است.
معمولا در کشورهایی که زیرسلطه استعمار قرار داشته‌اند، پس از پیروزی انقلاب و قیام مردم، ارتش یکی از مشکلات سترگ انقلابیون و آزادیخواهان به شمار می‌رود زیرا استعمار با سعی فراوان کوشیده ارتش را مخالف منابع مردم و همگام با سیاست‌های خود تربیت کند، تا با قرار دادن آنها در مقابل مردم، اهداف خویش را از این طریق جامه عمل بپوشاند. پرواضح است چنین ارتشی پس از پیروزی قابل اعتماد نیست و ترس از کودتا و براندازی سرنوشت نهال تازه رسته انقلاب را بی‌اندازه تهدید می‌کند.

اما در انقلاب اسلامی ایران وضعیت به کلی با آنچه معمول دنیاست فرق داشت، زیرا پیکره اصلی ارتش ما از مردمی مستضعف و ستم‌کشیده تشکیل شده بود که خود قشری از اقشار مردم مسلمان بودند و با فرهنگ اسلامی الفتی قلبی و ناگسستنی داشته و خواه‌ناخواه در مقابل سیاست‌های ضدمذهبی و ضدمردمی حکومت وابسته پهلوی قرار می‌گرفتند و به این دلیل است که ما نه‌تنها شاهد رویارویی ارتش با انقلاب اسلامی نیستیم، بلکه ناظر حضور و شرکت فیزیکی آنها (چه با لباس مبدل یا نظامی)‌ در تظاهرات، همراه با حضور معنوی به صورت پیام‌ها و اعلامیه‌های همبستگی به طور آشکار و مخفی، از اولین جرقه‌های انقلاب تا پیروزی هستیم که می‌توان موارد بیشماری از این همگامی با مردم را از دل تاریخ انقلاب اسلامی براحتی بیرون کشید و تازه جالب‌ترین و حساس‌ترین مساله این است که پس از پیروزی نیز علی‌‌رغم نظر بعضی از مفسران، همین پیکره یکی از مدافعان و پشتیبانان سرسخت انقلاب اسلامی گردیده و بسرعت پس از پیروزی به جنگ ضدانقلابیون در گوشه و کنار کشور شتافته و سپس همگام با دیگر نیروهای مسلح راهی جبهه‌های جنگ تحمیلی و نابرابر با دشمن خارجی شده است.

دقیقا به خاطر همین همبستگی است که با مطالعه اسناد لانه جاسوسی، حساسیت و برخورد دشمنانه امپریالیسم آمریکا را با ارتش جمهوری اسلامی بوضوح مشاهده می‌کنیم تا چه اندازه فکر شیطان بزرگ معطوف این قضیه است که هنوز چند روزی از سپیده دم پیروزی نگذشته، توفان دسیسه‌ها و توطئه‌ها در ابعاد مختلف زیر علیه‌ ارتش از طرف بلند‌گوهای استکبار جهانی وزیدن می‌گیرد:

1 - توطئه انحلال ارتش

2 - توطئه بدبین کردن ارتش نسبت به روحانیت که بنی‌صدر خائن سردمدار آن بود.

3 - توطئه ننگین کردن ارتش به اتهام کودتا که بختیار مزدور به کمک تعددی از عوامل سرسپرده آمریکا قصد انجام آن را داشت.

4 - توطئه دلسرد کردن ارتش از نظام مقدس جمهوری اسلامی که دستگاه‌های تبلیغاتی جهانی عهده‌دار آن بودند.

5 - توطئه پلید ایجاد اختلاف میان برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی.

اما شوم‌ترین و خطرناک‌ترین این توطئه‌ها را که برنامه‌ای از قبل مشخص شده بود، باید مطرح کردن انحلال ارتش دانست. مخالفان انقلاب اسلامی با مطرح کردن این دلایل که بافت ارتش موجود شاهنشاهی است، مستشاران آمریکایی بر ارتش ایران حاکمیت داشته‌‌اند.

این ارتش در حوادث 15‌خرداد، 17‌شهریور، قضایای حکومت نظامی نقش داشته است و تا پیش از 22‌بهمن در خیابان‌های تهران در برابر مردم بوده‌‌اند، با این بافت و فکر و عمل احتمال کودتای ارتش حتمی است.

پس این ارتش نمی‌تواند در جهت اسلام، جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی مردم گام بردارد و حافظ استقلال، آزادی و نظام جمهوری اسلامی باشد بنابراین باید منحل و ارتش خلقی یا ارتش بی‌طبقه توحیدی جایگزین آن شود و برای تکمیل این توطئه خطرناک به بعضی از پادگان‌ها و مراکز نظامی حمله کرده، اسلحه‌ها و مهمات آن را به غارت بردند و قطعا می‌توان گفت هدف آنها از طرح این شعار خدمت به نظام نوپای جمهوری اسلامی نبود، زیرا آنها فراموش کرده بودند تنها ارتش نبود که بافت شاهنشاهی داشت، بلکه فرهنگ و صنعت و تجارت و هنر و غیره همه بافت شاهنشاهی داشتند و دیگر این‌که مستشاران خارجی نیز از ایران رفته یا در حال خارج شدن بودند.

علاوه بر این، پیکره و بدنه اصلی ارتش به عناوین مختلف همبستگی و وفاداری خود را به انقلاب اسلامی به صورت شرکت در راهپیمایی‌ها و فرار از پادگان‌ها و بیعت معروف 19 بهمن نشان داده بودند بنابراین هدفشان چیزی جز این نبود که قوای مسلح کشور را نابود یا ضعف کرده تا بتوانند اهداف پلید و شوم خود را عملی کنند که می‌توان با توجه به جریانات کردستان و گنبد و بعد‌ها در شهریور 1359 که رژیم بعثی و سرسپرده عراق حمله تجاوزکارانه خویش را با هجوم به غیر نظامیان آغاز کرد، در حالی‌‌که هیچ نیروی قابل توجهی برای مقابله با آنها وجود نداشت، راز و رمز آن مقدمه چینی‌های دشمن و عوامل داخلی را بهتر درک کرد زیرا در آن صورت اولا جبهه مقابله با شورش‌ها و توطئه‌های داخلی و سرکوب ضد انقلاب لااقل ضعیف می‌شد، ثانیا امکان جنگ‌های کلاسیک ارتش با قوای نظامی دشمن در مرزها از دست می‌رفت و ثالثا به جای ارتش منحل شده، گروه‌های سیاسی مسلح و مجهز و سازمان یافته و‌ آماده مستقر می‌شدند.

روندی که دشمنان برای شکست دادن ارتش در پیش گرفتند نشان می‌دهد تا چه حد یک ارتش مکتبی برای غرب هراس‌آور و ترسناک استبا این که امام(ره)‌ از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی همیشه حامی ارتش بوده و کوشیده بودند تمامی توطئه‌هایی را که علیه این بازوی مسلح انقلاب صورت می‌گرفت خنثی سازند، این بار نیز با شم پس‌نگر و پیش‌نگر به عنوان رهبر بلامنازع انقلاب اسلامی به نجات کشور و انقلاب برخاستند، با فرمان قاطع و تاریخی خود مبنی بر این که ارتش باید پا برجا باشد،‌ انسجام و یکپارچگی خود را حفظ کند و مردم نیروهای مسلح را پشتیبانی می‌کنند، این نقشه شیطانی را نیز همچون دیگر توطئه‌ها رسوا و تمامی حیله‌های دشمنان را نقش بر آب کردند و ارتشیان نیز با اطاعت خالصانه از امام(ره)‌ به ندای حسین زمان لبیک گفتند.

در حقیقت با یاد کردن امام(ره)‌ از ارتش به عنوان لشکر اسلام و لشکر امام زمان (عج)‌ و دستور تقویت آن در فرمان 5 ماده‌ای 28/1/58 به مناسبت روز ارتش در 29 فروردین و رژه ارتش از مقابل قرآن و ملت، رای اعتماد رسمی امام و امت به نیروهای مسلح بود که ارتش ما را مصداق کامل در عهدنامه حضرت علی(ع)‌ با مالک اشتر کرد.

به این ترتیب وقتی دشمنان نتوانستند از انحلال ارتش طرفی ببندند به فکر دیگری افتادند. بنی‌صدر خائن پس از گرفتن پست ریاست جمهوری و فرماندهی کل قوا، تمام هم و تلاش خود را بر این قرارداد که ارتش را ابزار دست خود بسازد و مایه قدرتی برای مقابله با امام‌(ره)‌ دست و پا کند، ولی با هوشیاری امام(ره)‌ و حذف بنی‌صدر دیدیم که به چه شکل تحولات در ارتش آغاز شد که نتیجه آن پیروزی‌های غیرقابل تصور برای ارتش و اسلام و شکست‌های مفتضحانه برای دشمن بود.

هنوز چند هفته‌ای از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و توطئه انحلال ارتش نگذشته بود که اغتشاشات و عصیان‌ها در گوشه و کنار کشور توسط عناصری از گروه خیانکار و زنجیر در گردن استعمارگران جهانی به نام حزب دموکرات و کومله و دیگر عناصر پلید و منفور گروهک‌ها در کردستان و گنبد شروع شد.

‌آنها با حمله به پادگان‌ها و مراکز نظامی از جمله پادگان مهاباد و سنندج به غارت اسلحه‌ها و مهمات پرداخته و شروع به قتل و چپاول شهرهای پاوه، میانه، سردشت و غیره کردند. پاوه در 25 مرداد 58 به طور کامل در محاصره مهاجمان مسلح قرار گرفت که پس از تصرف شهر دست به کشتار فجیعی زدند. امام (ره)‌ در 26 مرداد خطاب به دولت و ارتش و ژاندارمری فرمان حرکت با توپ‌ها و تانک‌ها و قوای مجهز تا 24 ساعت را به سوی پاوه شخصا دادند. بنا به فرمان امام، ارتش به طور رسمی وارد تعقیب ضد انقلاب در کردستان شد.

دکتر چمران و سرلشکر فلاحی، فرمانده نیروی زمینی با هواپیما وارد باختران شده و در 27 مرداد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی نیز به کمک محاصره شدگان شتافت. بالاخره نیروی اعزامی وارد شهر پاوه شد و ستون ‌هایی از لشکر 64 ارومیه در حالی که مرحوم سرلشکر ظهیرنژاد فرماندهی آن را به عهده داشت از نقده وارد اشنویه شد. با یک سری عملیات توسط فرزندان برومند ارتش و دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، کردستان و دیگر نقاط کشور یکی پس از دیگری آزاد شد.

با حضور ارتش در گنبد و کردستان که منجر به عقب‌نشینی ضدانقلاب از آن مناطق شد، گروهک‌ها به تعبیری از در دیگری وارد شدند و آن ایجاد تضاد و جنگ روانی میان سپاه و ارتش بود که در زمان بنی‌صدر خائن به اوج خود رسید؛ به طوری که رنجبر در ادامه خط بنی‌صدری می‌کوشد با ایجاد تفرقه میان ارتش و سپاه در پوشش پشتیبانی از ارتش، سپاه را ضدتخصص و ضدارتش جلوه دهد.

امام(ره)‌ این بار نیز توطئه را کشف و اظهار فرمودند: «بدانید ارتش و سپاه از هم جدا نیستند و همه برای خدا و اسلام و میهن عزیز، در جنگ و فداکاری به سر می‌برند و کسانی که می‌خواهند بین سپاه و ارتش و دیگر اقشار قوای مسلح اختلاف ایجاد کنند به فکر میهن و اسلام نیستند....»

پس از شکست این توطئه‌ها وقتی دشمنان تزریق خون به رگ‌های انقلاب اسلامی را توسط ارتش دیدند، این بار با طرح گسترده‌تری به فکر کودتایی افتادند که معروف به نوژه شد و این کودتا توسط جاسوسان و روسای سازمان ضدبشری سیا با همکاری عراق، اسرائیل و مصر طرح‌ریزی شد و فرماندهی اجرای آن را 2 تن از سران فراری ارتش به عهده داشتند.

قرار بود کودتا به طور همزمان در تهران و دیگر شهرهای بزرگ به مرحله اجرا درآید که در مراحل اجرای آن حدود 70 تن از شخصیت‌های مذهبی و سیاسی ظرف مدت 12 ساعت دستگیر شوند. اماکنی مثل مدرسه فیضیه و اقامتگاه امام(ره)،‌ کمیته مرکزی و ... توسط هواپیما بمباران شود و کودتاچیان، هواپیما، خلبان و افراد فنی و نظامی را برای این طرح شوم آماده کرده بودند.

اما این کودتا و توطئه به لطف الهی و نیروهای مخلص و متعهد درون ارتش خنثی شد و شکست این کودتا به دست فرزندان رشید و دلسوز ارتش درس بزرگی به استکبار جهانی داد تا بیهوده گرد ارتش جمهوری اسلامی نگردند، چراکه این ارتش با نظم و اطاعت از ولایت فقیه و مکتب، حرکت تکاملی خود را پیموده و با آگاهی و شناخت، رسالت مقدس خود را تا حد شهادت و ایثار جان بخوبی انجام می‌دهد.

به دنبال این شکست و دیگر ناکامی‌ها، قدرت‌های امپریالیسمی و صهیونیستی این بار با زمینه‌سازی و تحریک صدام، آخرین حربه خود را به ما تحمیل کردند که مدت‌ها پیش از تجاوز به مرزهای کشورمان، هزاران تلاش مشکوک برای ایجاد نفاق و پراکندگی در نیروهای دفاعی مملکت انجام داده بودند. دلاورمردی‌ها و رشادت‌های ارتش جمهوری اسلامی در این جنگ به قدری سترگ و عظیم است که به هیچ وجه در این مقال نمی‌گنجد.

روندی که دشمنان انقلاب برای شکست دادن ارتش در پیش گرفتند و فرازهایی از سخنان امام(ره)‌ در شکست این سیر گویای تاریخی است که نشان می‌دهد تا چه حد یک ارتش مکتبی برای غرب هراس‌آورتر و ترسناک است.

ارتشی که با کارنامه درخشان با شرکت در تظاهرات و راهپیمایی‌ها در جریان انقلاب، سعی در تحکیم و دفاع از مبانی انقلاب اسلامی، تلاش موفق در ساخت یک تشکیلات نظامی مکتبی و متکی بر مردم، وحدت عمل با سپاه پاسداران در سرکوبی دشمنان داخلی و خارجی، دفاع از کشور و تمامیت ارضی آن در مقابل گروهک‌ها و بیگانگان، آموزش نظامی سپاه و کمیته‌ها در اوایل انقلاب، کمک به مردم هنگام بروز عوامل طبیعی و شهدا و جانبازان بی‌شمار تا اوایل جنگ، به پیشگاه ولایت فقیه و امت مسلمان ایران سرافرازی خود را نشان داده است.

علاوه بر کارنامه درخشان فوق، بزرگ‌ترین تحولات معنوی نیز با ایجاد سازمان عقیدتی سیاسی در ارتش به وجود آمدو به جای روح بی‌نیازی از مکتب که در رژیم سابق ترویج می‌شد، انگیزه خدایی و حفظ مکتب و مصالح اسلام در سرلوحه امور ارتش قرار گرفت.

مصداق چنین گفتاری، این که ارتش اولین ارگانی بود که خود را از آثار طاغوت پاک و مبرا کرد و به این ترتیب با اتصال و اعتصام به حبل‌الله و جاری شدن در سیل خداجویی ملت و طی طریق در مسیر فی‌سبیل‌الله جای هر گونه وابستگی در ارتش گرفته شد.

دسته ها : انقلاب اسلامی
يکشنبه 1387/11/20 9:36
X