معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2152103
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
پیروزی انقلاب اسلامی در آخرین دهه های قرن بیستم خط بطلانی بر اندیشه سکولاریسم بود. پیام رهایی بخش این انقلاب به سرعت به گوش جهانیان رسید و بیشترین تاثیر را بر کشورهای اسلامی، نهضتها و جنبش های اسلامی گذاشت. این تاثیرپذیری هم در حوزه های نظری و هم در حوزه های عمل اجتماعی انجام گرفته به گونه ای که تبیین دیدگاه ها و عملکرد این جنبشها بدون توجه به این تاثیرپذیری غیرممکن گردیده است. در واقع پیروزی انقلاب اسلامی در ایران در شکل گیری، قوام بخشی، محتوا و شکل مبارزه جنبش های اسلامی معاصر تاثیر جدی داشته است.
این نوشتار به بررسی تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر عراق پرداخته و بر این اساس به ارزیابی تاثیر در دو سطح اشاره می کند؛ سطح اول به جنبش ها و گروه های موجود در دو کشور اختصاص دارد. در سطح دوم نیز روابط در دولت ایران و عراق بررسی می شود.

*تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر گروه های معارض

**اول: سالهای 1357تا 1359

الف) تاثیر انقلاب اسلامی بر معارضین عراق

پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل پیام مهم رهایی بخشش، الهام دهنده گروه ها و نهضت های آزادمنش در سراسر جهان به خصوص عراق شد. در واقع موفقیت انقلاب ایران، تاثیری عمیق و سریع در میان شیعیان عراق برجای گذاشت و ایجاد سازمانهای مخالف و انقلابی شیعه که مردم را پیدا می کردند، تهدیدی جدی برای ثبات رژیم بعثی شد.(1)
حضور 14 ساله رهبر کبیر انقلاب ایران از سال 1963 تا 1978 در عراق سبب ایجاد روابط و علاقه های سیاسی- عاطفی بین رهبران نهضت شیعیان عراق و ایشان شده بود.
به طور کلی تاثیر رهبری و انقلاب اسلامی ایران بر جنبش اسلامی عراق با توجه به مسائل و وقایع زیر قابل تبیین است:

1- در عراق وجود حزب الدعوه الاسلامیه، جماعه العلماء، حزب الفاطمی و دیگر احزابی که نظریات فقهی امام را قبول داشتند، تحت تاثیر حرکت امام خمینی(ره) بود.
2- شهید آیت الله صدر و رهبری ایشان در میان مراجع بزرگ عراق در چند دهه اخیر، تنها آیت الله صدر است که هم در زمینه اندیشه سیاسی اسلام کار کرده است و هم عملا وارد حوزه سیاست شده و رهبری سیاسی مردم عراق را به عهده گرفته است. ایشان اطاعت از امام را ضروری و لازم می دانست و خود را نیز پیرو امام محسوب می کرد.
3- حرکتی که آیت الله صدر در الگو قرار دادن انقلاب اسلامی ایران و تبعیت از آن برای رسیدن به پیروزی در عراق به وجود آورد، خاندان آیت الله سیدمحسن حکیم، شاگردان و پیروان آیت الله صدر و به ویژه سیدمحمد مهدی حکیم دنبال کردند.
4-مراسم و برنامه های عزاداری ایام محرم، صفر و رمضان و ارتباطی که این مراسم با مراسمی که همزمان در ایران تشکیل می شد، داشتند. این امر بویژه در 2 سال اول انقلاب بسیار برجسته بود.
5- وجود عتبات عالیات و رفت و آمد ایرانیان به عراق و شیعیان عراق به ایران.
6- وجود حوزه های علمیه قم، نجف، کربلا و ارتباط بین آنها.
7- وجود مراجع بزرگ در کشور عراق و ایران. بسیاری از عراقیها از امام و دیگر مراجع تقلید، تبعیت می کردند که مسائل سیاسی را نیز در برمی گرفت.
8- مهاجرت و تبعید برخی از روحانیون برجسته عراق به ایران، این دیدگاه را در میان مردم شیعه عراق بوجود آورد که ایران مأمن دانشمندان و روحانیون برجسته و مبارز آنان است.

تأثیر سریع و عمیق انقلاب ایران در میان شیعیان عراق، به گونه ای بود که شهید صدر در روز پیروزی انقلاب، با تعطیل نمودن جلسه درس روزانه خود، در جمع طلاب علوم دینی نجف گفت: امروز موسی بر فرعون پیروز شد... امروز آیت الله خمینی حکومت شاه را سرنگون ساخت و اینک هم ما باید کارگزاران آن رهبر و منتظران دستورات وی باشیم.2
به دنبال پیروزی انقلاب حرکتهای مختلفی از سوی شیعیان عراق صورت گرفت که عموماً توسط رژیم بعث سرکوب شدند. از جمله این حرکتها، قیام رجب سال 1399 هجری قمری بود. در این حرکت، شیعیان به مناسبت جشن میلاد حضرت علی(ع) با برگزاری مراسم جشن و راهپیمایی، ملت عراق را به قیام علیه نظام بعثی فراخواندند. قیام به اکثر شهرهای عراق نظیر بغداد، کربلا، خالص، کوت، کاظمین و ناصریه رسید و روز به روز دامنه آن گسترش می یافت. این قیام در نهایت با دستگیری آیت الله صدر و خواهرش بنت الهدی و سرکوب شدید جوانان انقلابی، تا حد زیادی مهار شد.3
با روی کار آمدن صدام در ژوئیه 1379، دولت تاکتیکهای خود را تغییر داد و قوانین جدیدی برای مجازات مخالفان وضع کرد. چند روز پس از وضع قانون جدید آیت الله صدر و خواهرش، اعدام شدند و در مدت کوتاهی پس از آن نیز صدها تن از هواداران آیت الله صدر اعدام شدند.
با تشدید موج سرکوب، تعدادی از گروهها و شخصیتهای برجسته معارض حکومت، سیاست ادامه معارضه در خارج از مرزهای عراق را اتخاذ نمودند. این گروهها و شخصیت ها عبارت بودند از: حزب الدعوه، سازمان عمل اسلامی، جماعه العلماء و جندالامام.4
در این دوران اشخاص برجسته ای چون سید محمدباقر حکیم و سید محمود هاشمی تصمیم گرفتند تا با سفر به ایران، وظیفه هدایت و آموزش نیروهای اسلامی عراق را در ایران برعهده گیرند.

ب) تأثیر انقلاب اسلامی بر معارضین ایران

با پیروزی انقلاب اسلامی، جریان خودمختاری در مرزهای کشور به شدت مطرح شد. در ناحیه غربی کشور به طور مشخص دو حرکت استقلال طلبی ظهور یافت که رابطه ای مستقیم با دولت عراق داشتند. این دو حرکت یکی در ناحیه شمال غربی کشور رخ داد و مربوط به کردها می شد و دیگری در بخش جنوب غربی مربوط به تجزیه طلبان خوزستانی بود.
به طور کلی وقایعی که از سوی کردها تا پیش از آغاز جنگ تحمیلی ایجاد شد، عبارت بودند از: سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاههای ژاندارمری، جنگ نقده، گفتگوهای سیاسی رهبران کرد با نمایندگان دولت موقت، مخالفت گروههای کرد با حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مناطق کردنشین، فرمان امام در شکست محاصره پاوه و آزادسازی شهرهایی چون بانه، سردشت، مریوان و ... به دست نیروهای سپاه و ارتش. 5
در حوزه جنوب نیز با حمایت دولت عراق، حرکت هایی از سوی گروه های معارض صورت گرفت. مهمترین گروه معارض، در این منطقه، جبهه التحریر اهواز بود. این جبهه با هدف تجزیه خوزستان تشکیل شده بود.
اساسا اوضاع و احوالی که پس از انقلاب در ایران بوجود آمد، زمینه مناسبی برای شروع مجدد فعالیتهای این جبهه فراهم آورد. این فعالیتها طیف وسیعی را مانند تشویق به تظاهرات و راهپیمایی، اعتصاب، ایجاد اغتشاش، نشر جزوات و انجام عملیات مسلحانه علیه مراکز دولتی دربرمی گرفت. به عنوان مثال در تیرماه 1358 حوادث خشونت بار متعددی در خوزستان صورت گرفت. از روی پل خرمشهر به سمت چند پاسدار نارنجک پرتاب شد که در اثر آن 4 نفر مجروح شدند.
در اواخر تیرماه نیز برای دومین بار به فرودگاه اهواز حمله شد. در همان زمان انواع سلاح های با تریلی از عراق وارد ایران می شد. به دلیل ضعف ژاندارمری و نداشتن نیروی کافی در مرزها، ورود سلاح از عراق به خوزستان و توزیع آن میان عشایر عرب به راحتی صورت می گرفت.6
به طور کلی تا قبل از شروع جنگ عراق ایران عمده گروه های معارض ایران را کردها و اعراب خوزستانی تشکیل می دادند.

**دوم: سالهای 1359 تا 1367

الف) گروه های معارض عراق

با آغاز جنگ تحمیلی تعدادی از شخصیت های مستقل و گروه های معارض با همکاری مسئولان جمهوری اسلامی ایران، تشکلی نظامی با نام «الجیش الثوری الاسلامیه العراق» ایجاد نمودند و مقرر کردند که همکاریها و فعالیتهای نظامی گروهها در آینده، در قالب این تشکل انجام خواهد شد.
در این میان گروه های عراقی نیز اقدام به ایجاد تشکیلات نظامی نمودند. از جمله حزب الدعوه تشکلی چریکی با نام «الجیش الغضب» ایجاد نمود و پس از آن مجموعه جدید دیگری را با نام «قوات الشهید الصدر» بنیان نهاد و هدف آن را انجام عملیات و جنگهای نامنظم در شمال و داخل عراق اعلام کرد.
فارغ از فعالیتهای گروهی معارضان عراقی، مسئولان امور جنگ جمهوری اسلامی ایران که به تدریج با مراجعه و استقبال نیروهای عادی و غیرحزبی عراقی برای شرکت در جبهه مواجه شدند، با همکاری برخی مسئولان معارض عراقی، تیپ بدر را تشکیل دادند که بعدها تبدیل به لشکر 9 بدر» شد.7
همچنین حزب الدعوه در آغاز جنگ تحمیلی، با استفاده از امکانات جمهوری اسلامی ایران در شهرهای مرزی غرب و جنوب کشور به آموزش نظامی و اعزام نیرو به جبهه پرداخت.8
کردهای معارض عراق نیز در طول جنگ، فعالیتهای عمده ای علیه رژیم بعث انجام دادند. از جمله گروههای کرد معارض عراق، «اتحادیه میهنی کردستان» به رهبری جلال طالبانی بود. این تشکل که در ابتدا با گروه های گرد معارض ایران همچون کومله و دموکرات همکاری داشت، در طول جنگ به سمت ایران متمایل شد و عملیات مشترکی را علیه رژیم بعث ترتیب داد9.

ب) گروههای معارض ایران

به طور کلی گروه های معارض ایران متشکل از سه گروه بودند: سازمان مجاهدین خلق، گروه های کرد و جبهه التحریر اهواز.
سازمان مجاهدین خلق در ابتدای جنگ تحلیل خود را از وقایع به صورت اطلاعیه هایی اعلام می کرد. از دید آنان جنگ عراق و ایران، جنگی است ارتجاعی و ناعادلانه که طرفین، هر یک به دنبال هدف خویش است.10
آنان اعلام کردند که در جنگ نقش پیشتاز را نخواهند داشت و فقط در کنار مردم خواهند جنگید.11
با این تحلیلها آنان وارد جنگ شدند و به طور عمده فعالیت خود را آغاز نمودند. مجاهدین خلق تمرکز فعالیت خود را بر تهیه اطلاعات مربوط به نیروهای ایرانی و صف بندی آنان قرار دادند که به تدریج با گسترده شدن حوزه فعالیت، از سوی نیروهای نظامی ایران بویژه ارتش جمهوری اسلامی متوقف شدند.
در کل عمده تلاشهای این سازمان در طول جنگ را می توان در جهت کسب حیثیت و مردمی جلوه دادن خود، دانست.12
گروههای کرد معارض ایران متشکل از دو گروه کومله و دموکرات بودند. این دو حزب به دلیل داشتن هدف مشترک، با رژیم بعث عراق همکاری داشتند. هدف آنان سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
دولت عراق اجازه فعالیت را به این دو گروه در خاک خود داده بود و مهمات، تجهیزات نظامی و کمکهای مالی در اختیار آنان قرار می داد. دولت عراق همچنین امکان انتقال مجروحان این دو گروه را به اروپا از طریق هواپیما فراهم آورده بود.13
جبهه التحریر اهواز نیز از گروههای معارض ایران محسوب می شد که در اوایل جنگ تحت تاثیر تبلیغات و وعده های رژیم بعث قرار گرفت و بسیاری از اعضاء خود را به همراه خانواده آنها به عراق فرستاد و خواستار پناهندگی برای آنان شد.14
نقش جبهه التحریر اهواز به لحاظ نظامی بسیار مهم بود و اعضای این گروه دوشادوش نیروهای عراق علیه ایران می جنگیدند.

**سوم: سالهای 1367 تا سقوط صدام

الف: گروه های معارض عراق

اساسا پایان جنگ و شروع دوره ای که آنرا دوران «نه جنگ و نه صلح» نامده اند، با پذیرش قطعنامه 598 و شروع مذاکرات، به کاهش تشنج بین دو کشور انجامید و روندی آغاز شد که چشم انداز آن دقیقا برای هر دو کشور و رهبران گروه های معارض روشن نبود. در این دوره بسیاری از رهبران و کادرهای معارض عراق به کشورهای همجوار چون عربستان، کویت، پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس و برخی کشورهای اروپایی عزیمت نمودند.15
فضای رکود و سردرگمی در میان گروه های معارض عراق تا آغاز هجوم دولت عراق به کویت، حاکم بود. به دنبال شکل گیری ائتلاف بین المللی علیه دولت عراق و تصمیم بر حمله به نیروهای اشغالگر عراقی، اوضاع سیاسی و اجتماعی این کشور کاملا به هم ریخت و در نتیجه مردم و گروه های مخالف با استفاده از ضعف حکومت و خلا قدرت سعی کردند اعتراض های پنهانی خود را عملی کنند تا جائی که قیام عمومی و خودجوش، ابتدا در جنوب و سپس در سرتاسر عراق آغاز گردید. این قیام در پانزدهم شعبان 1411 (1990) به طور رسمی آغاز شد و به قیام شعبانیه شهرت یافت.16
در ادامه این قیام سیدمحمدباقر حکیم از کردهای شمال عراق خواست تا با موضع گیری علیه صدام جبهه دیگری از قیام را به راه بیندازد. به علاوه، وی با صدور بیانیه ای از ارتش عراق خواست تا خود را به صفوف ملت عراق ملحق نماید. 17 در این دوران اکثر قیامهای گروه های معارض عراق و مردم، توسط دولت عراق سرکوب شدند.

ب) گروه های معارض ایران

در این دوره مهمترین گروه های معارض ایرانی را کردها تشکیل می دهند. اساسا حزب دموکرات و کومله، در سالهای اولیه پیروزی انقلاب و در طول جنگ تحمیلی بر مشی مسلحانه تاکید داشتند و بدین منظور به اقداماتی چون انجام جنگهای نامنظم در جوار مرز ایران و عراق، ترور شخصیتها، شعارنویسی و تبلیغات منفی علیه جمهوری اسلامی ایران از طریق نشریات و رادیوی خود و رسانه های سایر گروه های معارض مانند گروه «پان ایرانیست ها» دست می زدند. اما در سالهای پس از جنگ در استراتژی خود جهت تعارض با جمهوری اسلامی ایران، تغییراتی ایجاد نمودند.
در واقع تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران، طولانی شدن مبارزه گروه های معارض ایرانی که سبب ایجاد شکاف و مستولی شدن روحیه یاس و ناامیدی بر آنان شده و... باعث تغییر استراتژی آنان از رویکرد مبارزه مسلحانه به مشی سیاسی و بکارگیری روشها و ابزارهای نرم برای تعارض با جمهوری اسلامی ایران گردید.18
این مساله به وضوح در سخنان یکی از اعضاء دفتر سیاسی حزب دموکرات مشخص می شود. او می گوید: «ما شعار دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان را برداشته ایم و به مساله دموکراسی در سراسر ایران اولویت داده ایم... ما معتقدیم بدون برقراری دموکراسی در سراسر ایران، تحقق خودمختاری در کردستان غیرممکن است.19

**چهارم: سالهای پس از صدام

به طور کلی هرچه از سالهای اولیه انقلاب اسلامی ایران فاصله می گیریم، وجهه انقلابی کمرنگ تر شده و نهضت ایران در چارچوب یک نظام سیاسی مورد بررسی قرار می گیرد. بر این اساس تأثیرپذیری جنبش های مختلف از جمله گروه های عراقی در قالب نظام جمهوری اسلامی ایران و عملکرد مسئولین این نظام تعریف می شود. اگر در سالهای اولیه پیروزی انقلاب، گروه های معارض عراقی با رنگ و لعابی ایدئولوژیک از نظریه ولایت فقیه حضرت امام(ره) تبعیت می کنند، امروزه ارکانی چون مجلس اعلای عراق -که واژه انقلاب را از نام خود حذف کرده است- جنبه ای کاملا سیاسی به خود می گیرند. بنابراین در بررسی تأثیرپذیری گروه های عراقی از ایران، باید خاطرنشان کرد که در اوایل انقلاب، تاثیرپذیری از نوع فکری است اما با گذشت زمان جنبه سیاسی تأثیرپذیری اهمیت بیشتری می یابد.
با توجه به مطالب فوق می توان فضای عراق پس از صدام را مورد بررسی قرار داد. بدین منظور مهمترین گروه هایی که پس از سقوط دولت بعثی در عراق نقش ایفا کردند را بر می شمریم.

1-مجلس اعلای عراق (گروه حکیم)

مهمترین محور فعالیت مجلس اعلا در قبال شکل گیری ساختار دولت آینده عراق، کمک به فروپاشی نظام حکومتی سنی محور و تشکیل نظام سیاسی شیعه محور است. این جناح برای رسیدن به اهداف خود درصدد کنار زدن سایر کادرها و گروه های شیعی رقیب نظیر احمد چلبی، حزب الدعوه، بحرالعلوم و خویی است. مجلس اعلا همچنین درصدد رفع نگرانی دولتهای عربی در زمینه نقش و جایگاه شیعیان در دولت آتی عراق است.
این گروه از ایده تشکیل حکومت اسلامی تا حدود زیادی دست کشیده و اکنون خواستار تشکیل حکومت دموکراتیک برپایه انتخابات است؛ زیرا با توجه به اکثریت شیعیان در عراق محتمل می داند که اکثر پستهای دولت و پارلمان نصیب شیعیان می شود.20

2-اتحادیه میهنی کردستان عراق (گروه طالبانی)

اتحادیه میهنی از حفظ وضع موجود در ساختار حکومتی عراق یعنی خارج بودن سه استان دهوک، اربیل و سلیمانیه از کنترل حاکمیت و اقتدار و حوزه نفوذ دولت خرسند است و تغییر ساختار دولت مرکزی را به شرطی مفید می داند که نظام فدرالی در عراق جدید تثبیت شده و اداره مناطق کردنشین کنونی به علاوه کرکوک، در چارچوب قانون اساسی فدرال به رسمیت شناخته شود.

3 -حزب دموکرات کردستان عراق(جناح بارزانی)

گروه بارزانی نیز مانند گروه طالبانی خواستار استقرار نظام فدرالیسم و تاسیس ایالت کردستان به مرکزیت کرکوک است. این گروه خواستار افزایش سهم کردها در دولت مرکزی عراق به ویژه اعمال نظرات و دیدگاه های کردها در زمینه پستهای حساس بوده اند.21

4- کنگره ملی عراق (احمد چلبی)

گروه چلبی ضمن حمایت از سرنگونی رژیم بعث، خواستار تشکیل حکومتی است که کنگره ملی در آن نسبت به گروه های کرد و مجلس اعلا، از برتری برخوردار باشد. از این رو ضمن لابی و رایزنی با ترکیه برای مهارکردن کردها، نوعی رفتار کج دار و مریز را با مجلس اعلا پیگیری می کند که در چارچوب آن درباره به قدرت رسیدن شیعیان همسویی نشان می دهد، اما تلاش می کند با جلب حمایت آمریکا و انگلیس بر مجلس اعلا پیشی گیرد. از این رو، این گروه به تشکیل نوعی حکومت لائیک در عراق چراغ سبز نشان می دهد و در تلاش است که خود را نماینده شیعیانی معرفی کند که به ساختار دینی حکومت اعتقادی ندارند.

*روابط دولت ایران و عراق؛ سالهای پس از جنگ تا سقوط صدام

از پایان جنگ ایران و عراق تا سقوط صدام حسین صلح پرتنشی بر روابط دو کشور حاکم بوده است. روابط دو کشور در این دوره گاهی از آرامش نسبی برخوردار بوده و زمانی درگیر تنشهای شدید شده است. با وجود دید و بازدیدهای مقامات دو کشور، مسائل زیادی وجود داشت که حل نشد و مانع از بهبود در روابط دو کشور گردیده بود.

*مذاکرات صلح میان دو کشور

پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران و برقراری آتش بس میان دو کشور مذاکرات صلح تحت نظارت سازمان ملل آغاز شد. مذاکرات صلح میان ایران و عراق به مدت دو سال ادامه داشت، اما هیچگونه پیشرفتی حاصل نشد. چرا که از یک سو صدام خود را پیروز جنگ می دانست و ادعای حاکمیت خود بر اروند را تکرار می کرد و از سوی دیگر برخی از کشورهای غربی به ویژه آمریکا خواستار ادامه حالت «نه جنگ، نه صلح» بودند، تا زمانی که تغییری در سیاست خارجی ایران نسبت به غرب مشاهده نشود. در هر حال مذاکرات صلح با توجه به عوامل مذکور با بن بست مواجه شد.

*مبادله های فیمابین

از اوایل سال 1990 تغییرات مهمی در صحنه سیاست داخلی و خارجی ایران و عراق روی داد که بر روابط دو کشور شدیداً تأثیرگذاشت. در ایران شاهد روی کارآمدن دولتی هستیم که بنا به نیازهای موجود و مقتضیات زمان، درصدد بهبود روابط با کشورهای غربی است و از سوی دیگر روابط عراق با آمریکا نیز به تدریج رو به تیرگی نهاد؛ به گونه ای که رادیو صدای آمریکا در 14 فوریه 1990 گفتاری را پخش کرد که در آن سرنگون کردن دیکتاتورهای جهان از جمله صدام حسین درخواست شده بود23 در چنین شرایطی بود که صدام، در یک اقدام بی سابقه نامه ای برای مقامات ایرانی ارسال کرد. وی در این نامه، ضمن اشاره به تهدیدهایی که از طرف صهیونیسم و برخی کشورهای بزرگ علیه عراق و امت عرب به عمل می آید، پیشنهاد مذاکره مستقیم بین رؤسای جمهوری دو کشور را در مکه مکرمه ارائه داد. در نامه ای دیگر، صدام تنها راه دستیابی به صلح را مذاکرات مستقیم اعلام کرده بود.
در 30 ژوئیه 1990، عراق نامه ای به ایران نوشت. در این نامه عراق برای اولین بار از مواضع قبلی خود در مورد اروندرود بسیار عدول نموده بود. 3 روز پس از ارسال این نامه بود که نیروهای عراقی وارد کویت شدند و این کشور را اشغال کردند. 24 بدین ترتیب بود که هدف اصلی صدام از ارسال چنین نامه هایی به ایران آشکار شد.

*بهبود روابط ایران و عراق

پس از اشغال کویت توسط عراق و در پی ارسال نامه های متعدد عراق به ایران، نیروهای عراقی اراضی اشغالی ایران را تخلیه و به مرزهای بین المللی عقب نشینی کردند. همچنین تعداد بسیاری از اسرا آزاد شدند.
در سپتامبر 1990، طارق عزیز وزیر خارجه عراق، از ایران دیدار نمود. 25 به دنبال آن روابط دو جانبه ایران و عراق از سرگرفته شد. همچنین در این سال مقامات ایرانی از جمله وزیر امور خارجه از عراق دیدار کردند.
به طور کلی در مدتی که عراق، کویت را اشغال کرده بود، به علت شرایط خاص ایجاد شده برای عراق، روابط دو کشور دوستانه و رو به گسترش بود.

*ایران و تجاوز عراق به کویت

ایران، تجاوز عراق به کویت را محکوم کرد و خواستار خروج نیروهای عراقی از کویت و احترام به استقلال و تمامیت ارضی این کشور شد. ایران همچنین خواستار آن شد که تمام نیروهای خارجی پس از تنبیه متجاوز، منطقه را ترک کنند.
به دنبال آغاز حملات هوایی نیروهای ائتلاف به عراق و خروج نیروهای عراقی از کویت، شیعیان مناطق جنوبی عراق دست به شورش زدند. دولت عراق با خشونت تمام، شیعیان را سرکوب کرد؛ به طوری که 30 هزار نفر در جریان این شورش ها کشته شدند. دولت عراق، ایران را متهم کرد که در این شورش ها دست داشته است و نیروهای نظامی آن از مرز عبور کرده و در شورش ها شرکت داشته اند. این امر سبب تیرگی روابط ایران و عراق شد، به طوری که مذاکرات وزرای امور خارجه عراق و ایران که قرار بود در مه 1991 انجام شود، صورت نگرفت.26

*نگرانی عراق از گسترش روابط ایران با کشورهای حوزه خلیج فارس

از سال 1997 (1376) با روی کار آمدن دولت جدید در ایران و اتخاذ سیاست تنش زدایی، روابط ایران با کشورهای خلیج فارس، بویژه عربستان سعودی و کویت به نحو قابل توجهی بهبود یافت. همکاری های میان ایران و این دو کشور بیشتر در زمینه های امنیتی، تروریسم و مواد مخدر شکل گرفت. به گونه ای که در این دوران چندین پیمان میان این کشورها منعقد شد. از سوی دیگر ایران سعی کرد اختلافات خود را با این دو کشور در حوزه های مختلف از جمله تعیین فلات قاره حل کند.27
گسترش روابط ایران با کشورهای خلیج فارس باعث ایجاد تنش در روابط ایران و عراق گردید. به دنبال آن به کرات آتش بس از سوی دو طرف نقض شد. ایران، عراق را متهم می کرد که اجازه فعالیت به نیروهای مجاهدین در نزدیک مرزهای ایران می دهد. دولت عراق نیز در بیانیه های خود مدعی بود که ایران، عوامل داخلی خود را تجهیز می کند تا به اعمال تجاوزکارانه در عراق دست بزنند.
تنش در روابط دو کشور با سخنان صدام حسین در مورد ایران افزایش یافت. وی در اظهارات خود به مناسبت یازدهمین سالگرد پایان جنگ ایران و عراق که آن را پیروزی بزرگ نام نهاد، به شدت به ایران حمله کرد. او با لحنی تهدیدآمیز گفت، در صورتی که عراق در متقاعد ساختن طرف مقابل از طریق منطق موفق نشود و زمانی که تشخیص بدهد تنها راه ابراز درستی نظر خود استفاده از قوه قهریه است، از بکاربردن آن درنگ نخواهد کرد.28
چنین فضایی در روابط میان ایران و عراق تا حمله آمریکا به کشور اخیر و ایجاد بحران در این کشور حاکم بود.

*اتحاد استراتژیک ایران و عراق

ایران علناً با حمله آمریکا به عراق مخالفت کرد و در عین حال عراق را ترغیب نمود تا با همکاری با سازمان ملل، مانع از افزایش تنش و بحران در منطقه شود اما دولت عراق برعکس تلاش می کرد تا ایران را در کنار خود برای مقابله با آمریکا قرار دهد. در اوت 2002 رئیس جمهوری عراق در پیامی به ایران گفت که بهتر است در شرایط فعلی جنگ را فراموش کنید و بر مبنای مقتضیات فعلی، روابط دو کشور را سامان دهیم. وی از ایرانیان خواست که در مقابل تهدیدات مشترک علیه ایران و عراق، به اتحادی استراتژیک بیندیشد.29
براین اساس بود که تا پیش از حمله آمریکا به عراق، روابط دو کشور به سمت تنش زدایی پیش رفت.



پی نوشت ها:

1- حبیب الله، ابوالحسن شیرازی، کامران، طارمی، نقش گروه های معارض در روابط ایران و عراق، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 4138، ص8.6
2- همان، ص17
3- همان، ص37
4- همان، ص67
5- همان، ص48
6- همان
7- همان، ص015
8- همان، ص814
9- همان، ص215
10- همان، ص111
11- همان، ص211
12- همان، ص511
13- همان، ص513
14- همان، ص514
15- همان، ص917
16- همان، ص118
17- همان، ص318
18- همان، ص421
19- همان، ص321
20- سیروس، برنا بلداجی، نامه دفاع: روند دولت سازی در عراق نوین، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک دفاعی، 3138، ص23
21- مراد، ویسی، مسائل ایران و عراق، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، 2138، ص46
22- همان، ص56
23- اصغر، جعفری ولدانی، روابط خارجی ایران، تهران: آوای نور، 2138، ص310
24- همان، ص410
25- همان، ص510
26- همان، ص710
27- همان، ص411
28- همان، ص511
29- همان، ص811


دسته ها : انقلاب اسلامی
چهارشنبه 1387/11/16 8:46
X