معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2167028
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
سید مصطفی خمینی در آذر 1309 شمسی، در قم متولد شد. در سال 1316 شمسی تحصیل را شروع کرد و دوران ابتدایی را در مدرسه‌های «باقریه» و «سنایی» قم در سال 1323 - 1324 به پایان رساند.
وی در همین سال تحصیل علوم دینی را شروع کرد و از محضر اساتیدی چون آیات عظام حجت، بروجردی، محقق داماد، امام خمینی، شاهرودی، خویی، محمد باقر زنجانی، سید محسن حکیم، فکور یزدی، والد محقق، علامه طباطبایی، رفیعی قزوینی، سلطانی و حائری کسب فیض کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، وی بعد از شش سال تحصیل در 22 سالگی حدود سال 1330 ش به دوره تخصصی ( خارج حوزه ) خارج اصول و فقه وارد شده و در فقه و اصول از اساتید متعددی بهره برد.
آیت الله ابطحی کاشانی از یاران شهید ، درباره علاقه و هوش سرشار ایشان به درس می گوید: خصوصیتی که در شهید حاج آقا مصطفی سراغ داشتیم ، این بود که از همان اول حالت تعبد نسبت به مطالب علمی نداشت؛ یعنی مثلاً اگر شیخ انصاری یا هر بزرگواری مطلبی را گفته است سر بسته نمی پذیرفت ، بلکه مانند امام در مقام تجزیه و تحلیل بر می آمد و می توان گفت از همان اوایل روح اجتهاد داشت و همین هم باعث ترقی او شد.
امام خمینی از او به عنوان شخصی خدمتگذار و سودمند برای اسلام و مسلیمن یاد کرد و آیه الله بهاء الدینی نیز در مقام علمی آن شهید تاکید کرد: آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی ، دانش های عقلی و نقلی ، سیاست اسلامی و دینی را در جوانی یاد گرفته و به جایی رسیده بود که از نخبگان زمان ما ، بلکه عصرها و زمانها بود. درست گفتار و نیک سیرت بود، با کمال زیرکی و هوشیاری به نفوس ، آگاهی داشت ، در انقلاب اسلامی و حوادث آن نقش بسیار ارزنده ای داشت ... فرزند امام بود ، بلکه خود ، امامی بود ، بلکه پدری مثل امام داشت.
مقام معظم رهبری مرحوم سید مصطفی خمینی را یکی از شخصیت های بالقوه و بالفعل اسلام دانسته و تاکید کردند: روزی که ایشان شهید شدند، در حدود سنین 48 - 47 سالگی بودند و در آن سن جزء ممتازین کسانی بود که در حوزه های علمیه قم ، نجف ، مشهد و... وجود داشت، بنده ایشان را به عنوان یک چهره برجسته حوزه علمیه قم از سالهای قبل می شناختم.
از آیت الله شهید مصطفی خمینی تالیفات گرانقدری به یادگار مانده است که مهمترین آنها عبارتند از؛
القواعد الحکمیه( حاشیه بر اسفار)، کتاب البیع ( دوره کامل مباحث استدلالی بیع در سه جلد)، مکاسب محرمه( در دو جلد) مبحث اجاره، مستند تحریر الوسیله، تعلیقه ای بر عروه الوثقی، تفسیر القرآن الکریم ( در چهار چلد، نا تمام )، تحریرات فی الاصول( از اول اصول تا استصحاب تعلیقی)، شرح زندگانی ائمه معصومین علیهم السلام، تا زندگانی امام حسین علیه السلام )، کتاب الاصول، القواعد الرجالیه، کتابی در مبحث نکاح، حاشیه بر شرح هدایه ملا صدرا، حاشیه بر مبداء و معاد ملا صدرا، حواشی بر وسیله النجاه سید ابو الحسن اصفهانی، تطبیق هیئت جدید بر هیئت نجوم اسلامی و حاشیه بر خاتمه مستدرک

دوران مبارزات

شهید در سال 1341، همراه با امام راحل به مبارزه با رژیم برخاست و در پیشبرد نهضت اسلامی نقش به سزایی ایفا کرد. در سال 1342، در دورانی که امام قدس سره در قیطریه تهران زیر نظر بودند، رئیس وقت شهربانی کل کشور (سپهبد نصیری) او را به شهربانی جلب و هشدار داد که اگر از فعالیت های سیاسی و مبارزاتی دست نکشد، تحت پیگرد قرار می گیرد. امام در روز چهارم آبان 1343، علیه لایحه کاپیتولاسیون سخنرانی کردند و در تاریخ 13 آبان همان سال امام قدس سره را شبانه دستگیر و به ترکیه تبعید کردند. حاج سید مصطفی با برآشفتگی به خیابان آمد و با مردم خشمناک از اقدام رژیم در قم، به طرف بیوت آیات عظام به راهپیمای هدایت کرد. مردم در این اجتماع خودجوش از مراجع وقت خواستار اقدام برای آزادی امام قدس سره شدند. با این اقدام، ساواک دستور جلب مرحوم سید مصطفی خمینی را به شهربانی قم صادر کرد. مأموران رژیم زمانی که حاج آقا مصطفی در بیتِ آیت الله مرعشی نجفی در حال گفتگو با ایشان بود، دستگیر کردند و مدت 57 روز در زندان قزل قلعه و اغلب در سلول انفرادی زندانی کردند. در تاریخ 8 دی 1343، از زندان آزاد و در 13 دی که تنها پنچ روز از آزادی او می گذشت، به دنبال استقبال چشمگیر مردم از وی، مأموران رژیم به خانه او در قم یورش بردند و بار دیگر او را دستگیر کرده و در روز 14دی او را از ایران به ترکیه تبعید کردند.
مرحوم مصطفی خمینی یک سال در شهر بورسای ترکیه به حالت تبعید ماند اما باز آرام ننشسته و سعی در بازگشت به ایران کرد و با رئیس سازمان امنیت بورسا در این زمینه اقدام به گفتگو کرد تا در مورد بازگشتش به ایران با نصیری گفتگو کند. نصیری شرط حضور شهید مصطفی خمینی را ماندن در خانه‌ای روستایی و عدم ارتباط با انقلابیون اعلام کرد که با عدم موافقت شهید، وی به همراه امام در تبعید ماند.
حاج مصطفی خمینی همراه پدر بزرگوارش سه شنبه 13 مهر ماه 44 ش از ترکیه به عراق تبعید شد و آنها در روز جمعه 23 مهر 44 وارد نجف اشرف شدند.
حاج آقا مصطفی در عراق نیز از مبارزه دست نکشید و به دنبال اوج گیری نهضت رهایی بخش فلسطین ، تلاش فوق العاده به عمل آورد که برادران روحانی خارج از کشور به پایگاههای فلسطین بروند و در آن جا دوره ببینند ، وی حتی خود تحت آموزش‌های نظامی قرار گرفت. فعالیتهای آن شهید سبب شد که در 21 خرداد 1348 ش، رئیس جمهور وقت عراق (حسن البکر) به او هشدار داد که اگر مردم را بر ضد این رژیم تحریک کنید و با مخالفان رژیم عراق روابط داشته باشید ناچار تصمیمی درباره آنان می گیریم که موجب ناراحتی پدرتان شود و جالب این که همین تهدید را سپهبد نصیری در سال 1342 ش کرده بود.
مرحوم مصطفی خمینی حضور فعالانه در عرصه علوم دینی درحوزه علمیه نجف داشت. زمـانـی که وارد حوزه علمیه نجف شد، از یک سـو بـه طـور جدی به تدریس اشتغال داشت و از سوی دیگر به نگارش اهمیت ویژه مـی‌داد
حاج سید مصطفی در نجف بنا به پیشنهاد بعضی از دوستان به تدریس خارج پرداخت. درس خـارج وی روز بـه روز رونق بیشتری می‌گرفت. بسیاری از فضلا درس خارج این شهید را به لحاظ شیوه تدریس و بیان شیوای او بر سایر درس ها ترجیح می دادند. شـهـیـد سید مصطفی بر مسائل فقه و اصول، کلام و فلسفه کاملا مسلط بود بـلکه در هر یک از موضوعات علوم منقول و معقول صاحب نظر بـود. از آن جـایـی کـه حـاج آقا مصطفی به مباحث علمی اهمیت زیادی می داد، هـر فـرصتی را مغتنم می شمرد و از آن برای طرح مسائل علمی استفـاده می کرد، زیرا همیشه در اندیشه ارتقای سطح علمی خود، دوسـتـان و یاران امام بود.
مـرحوم حاج آقا مصطفی میدان دار عرصه نقد اصولی و فقهی و فلسفی بود. او حتی جلسه درس امام با اشـکـالات متعدد ایشان رونق خاصی داشت، آرا و نظریه های پدرش را نقد می کرد و پدر نیز به نقد او پاسخی محکم می‌داد.
حاج آقا مصطفی از این تاریخ تا زمان شهادت همواره در کنار امام و در نـجـف بـود و هر روز که از اقامت آنان در نجف می گذشت، بر شـوکت و ابهت و همچنین ارزش علمی و اجتماعی آنان افزوده می شد و مـردم ایران آنان را بیشتر و بهتر می شناختند و مبارزه جدی تر می‌شد.
او مهمترین وظیفه خود را در حفظ امام می‌دانست و همواره می‌کوشـیـد تـا پـدرش را در مـقابل دشمنی ها و توطئه های گوناگون داخلـی و خـارجی حفظ کند. ایشان در مدت حضورش در نجف با کانون هـا و گـروه هـای مبارز داخلی و خارجی ارتباط داشت و رابط آنان بـا امام بود. وی در این راستا وظیفه خود را به نحو احسن انجام داد.

*شهادت

مرحوم حاج مصطفی خمینی از آغاز فعالیت‌های سیاسی همواره مورد تهدید نیروهای امنیتی قرار داشت و با توجه به تلاش گسترده او جهت زنده نگهداشتن نهضت امام خمینی در ایران و عراق، از سوی مقامات ایرانی و عراقی شدیداً مورد توبیخ قرار گرفت. به همین جهت زمانی که درگذشت ایشان منتشر شد برای هیچ یک از انقلابیون قابل قبول نبود که فوت وی به صورت طبیعی اتفاق افتاده باشد، مضاف بر اینکه تا آن زمان نشانی از بیماری‌ جدی در او دیده نمی‌شد.
یکی از اولین کسانی که از شهادت مرحوم حاج مصطفی مطلع شد سید محمود دعایی بود. او اتفاقات شب و روز شهادت سید مصطفی خمینی را چنین شرح می‌دهد؛
آن روز صبح، من برای تهیه نان بیرون رفته بـودم. هـنـوز آفـتاب نزده بود، دیدم، ننه صغری که بسیار مورد احـتـرام ما بود؛ فریاد می کشد و پای برهنه می دود و به سرش می زنـد. من از دیدن این صحنه بسیار متأثر شدم. پیرزن می گفت: خاک بر سرم شد، آقا بدو. من فوق العاده وحشت زده شدم و به ذهنم چیز دیگری آمد. گفتم؛ چی شده؟ گفت: آقا مصطفی مریض است. سراسیمه رفتم دیدم که آن مرحوم پشت سجاده شان دراز کشیده‌اند.
ابتدا بسیار تلاش کردم با پزشکان بیمارستان نجف تماس بگیرم ولی ایـن توفیق را نداشتم، بلافاصله خود را به بیمارستان رساندم، آن هـا آن قـدر آمـادگی نداشتند که یک آمبولانس بفرستند، این لحظات بـرای مـن بـسـیـار سخت می گذشت. آن جا تصمیم گرفتم این خبر را بـدون ایـن کـه ایجاد وحشت و نگرانی کند به منزل امام برسانم ـ ایـن طـور خبرها را باید خیلی حساب شده و به اصطلاح با ظرافت به بـسـتگان رساند ـ طلبه ای آن جا بود، به او گفتم: به منزل امام مـی روی و فـقـط احمدآقا را خبر می کنی و می گویی خیلی فوری به مـنزل اخوی سر بزند. آن طلبه هم رفت و احمد آقا را صدا زد و ما مـوفـق شـدیم با یک تاکسی که به زحمت می توانست به کوچه بیاید، ایـشـان را بـه بـیمارستانی منتقل کنیم. متاسفانه در بیمارستان پـزشـک کشیک پس از معاینات اولیه تشخیص داد ایشان از دنیا رفته اند.
بـا عـلائـمی که روی پوست بدن وجود داشت، مشخص بود که مرگ طبیعی نـبـوده است و ناشی از مسمومیت می باشد. در خارج از بیمارستانی که حاج آقا مصطفی(ره) را به آن جا انتقال دادیم، یک ماشین نمره تـهـران بـود کـه پس از شنیدن خبر مرگ ایشان به طرف بغداد حرکت کرد. در همان لـحـظـات اولیه که امام از مرگ فرزند آگاه شده بودند.
بعد از شهادت ایشان امام در پیامی کوتاه، خبر چنین نوشت:

انا لله و انا الیه راجعون
در روز یکشنبه نهم ذی القعده الحرام 1397 مصطفی خمینی, نور بصرم و مـهـجـه قـلبم دار فانی را وداع کرد و به جوار رحمت حق تعالی رهسپار شد.
اللهم ارحمه واغفر له واسکنه الجنه بحق اولیائک الطاهرین علیهم الصلوه والسلام.


بـیـش از دو ماه و اندی از شهادت او نگذشته بود که جوشش خون او در قـم بـه جـریـان افـتـاد و شـهر خون و قیام را در 19 دی ماه 1356هـ.ش گـلگون ساخت. در اربعین شهدای قم, خون پاک آن شهید که بـا خون شهدای قم آمیخته شده بود, آذربایجان را فرا گرفت و شهر تـبریز را لاله گون کرد و به تدریج اربعین هایی به دنبال آورد و هـمـه ایـران را فرا گرفت و به سوی کاخ ها پیش تاخت و کاخ ها و کـاخ نشینان را در کام خود فرو برد و پیروزی انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد.

مراسم تشییع و تدفین

نـماز را آیه الله خوئی بر بدن شهید حاج آقا مصطفی خمینی اقامه کـرد و پـس از تشییع مفصل و باشکوه که بسیاری از ایرانی ها نیز شـرکـت داشـتند, پیکر مطهرش را در حرم امام علی(ع) در کنار قبر آیه الله کمپانی اصفهانی به خاک سپردند.


دسته ها : انقلاب اسلامی
يکشنبه 1387/11/13 16:31
X