معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2262293
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

 

  

پس از شکست ها و رسوایی های پی درپی گروهک تروریستی منافقین در دو عرصه سخت و نرم مصاف با جمهوری اسلامی ایران، امروز مسئله بودن یا نبودن نام این گروهک در لیست گروه های تروریستی به آخرین ایستگاه حیات آنها تبدیل شده است.

" سازمان مجاهدین خلق ایران"، عنوانی بود که در بحبوحه مبارزات انقلابی دهه 50 ضد رژیم پهلوی، به عنوان گروهی چریکی و مبارز، روزنه ای از امید را برای جبهه مبارزه با طاغوت نوید می داد؛ شاید آن روز هیچ کس نمی توانست تصاویر روبوسی و مصافحه رهبر چنین سازمانی را با اصلی ترین دشمن ملت ایران، یعنی صدام حسین در ذهن مجسم کند.

باید ریشه و آغاز روند سقوط مجاهدین خلق که بعدها نزد ملت ایران به عنوان گروهک تروریستی منافقین شهرت یافتند را پس از بروز شکاف داخلی در ابعاد مختلف از جمله مسائل ایدئولوژیک و اهداف کلان، در دوران گسست از ملت ایران و آرمان های دینی - مذهبی یک ملت جستجو کرد.

در شکلی ساده از ماجرای منافقین باید سه دوره را برای حیات ضد ملی این گروهک تصویر نمائیم: نخستین دوره، زمان مبارزات مسلحانه علیه انقلاب اسلامی ایران و ترور مسئولان و کشتار کور شهروندان ایرانی است که به دلایل بی شمار از جمله هوشیاری دستگاه های ذیربط و ایستادگی مردمی پس ازعملیات های خونین در نهایت به بن بست رسیده و متوقف گشت.

دوران دوم حیات ضد ملی این گروهک تروریستی توسل به راهکارهای نرم برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران و تخریب وجهه کشورمان در عرصه های بین المللی و مذاکرات دیپلماتیک مربوط می شود که ایفای نقش "جاسوس هسته ای" برای دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی دشمنان ایران در ابعاد مختلف زمانی و مکانی تنها بخشی از رویکرد کلان این گروهک و مصداقی بارز از دوران دوم مدیریت این سازمان علیه جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.

هرچند که شاید گروهک منافقین در برهه های مختلف زمانی با بهره گیری از انواع شیوه های خیانت کارانه و غیرانسانی ضربه هایی مقطعی و جزئی را به کشور وارد کرده باشد اما حقیقتی که امروز به هیچ وجه قابل انکار و چشم پوشی نیست، شکست کامل تمامی پروژه های نرم و سخت طراحی شده از سوی هرم مدیریتی این مجموعه جهت تضعیف نظام جمهوری اسلامی است.

هیچ کس منکر این واقعیت نیست که گرچه عملیات های ناجوانمردانه منافقین بزرگانی چون رجایی، باهنر، بهشتی و هفتاد و دوتن، لاجوردی، صیاد شیرازی را از ایران و ایرانیان دریغ کرد اما باید دید نهایت و هدف اساسی این قبیل اقدامات که حذف فیزیکی با استدلال به آن صورت می گرفته، تا چه حد محقق شده است؟ باید دید آیا شهادت بهشتی و یارانش و به خون غلتیدن بسیاری از اهداف انسانی این گروهک، حرکت رو به تعالی انقلاب اسلامی را مختل ساخته یا به آن سرعت بخشیده است؟

منافقین پس از مشاهده ناکارآمدی این منش ضد انسانی که بیش از هر چیز به افشای چهره واقعی اش می انجامید، راهکار نرم در مواجهه با حرکت ملت ایران را در پیش گرفت که همانطور که ذکر آن رفت با روشنگری هسته ای جمهوری اسلامی و به کارگیری تاکتیک "شفاف سازی عزت مدارانه" به نتایج عکس منجر شد.

اما سئوال اینجاست که سومین ایستگاه حرکت ضد ملی این گروهک پس از به کارگیری روش های سخت و نرم ضد جمهوری اسلامی ایران، کجاست و حول چه محورهایی می چرخد؟ حقیقت آن است که سازمان مجاهدین خلق ایران، امروز به ابزار سوخته ای در دست دشمنان ملت ایران تبدیل شده که در برابر گزینه ای سخیف چون « وجود یا خروج نام خود از لیست گروه های تروریستی» به باج خواهی برخی کشورهای غربی لبیک می گوید.

شکی نیست که بحث خروج گروهک تروریستی منافقین از لیست گروه های تروریستی که امروز از سوی برخی کشورهای غربی آگاه به کارنامه سیاه آن مطرح می شود، صرفا راهکاری تاکتیکی جهت بهره کشی جدیدی از این مجموعه ناکارآمد و رو به زوال است؛ منافقین برای غرب به منزله القاعده برای آنهاست که در موقع لزوم در ابعاد مختلف فربه می گردد و در زمان دیگر محکوم به نابودی می شود.

این گروهک پس از خروج از عراق و انسداد کامل پادگان اشرف که یکی از مفاد توافقات نهایی اخیر همتای عراقی سعید جلیلی در تهران بود، به گروه مهاجری آواره می ماند که تمام کارت های خود را سوزانده و جز تحقق خواسته های تاکتیکی کشورهای غربی و بهره گیری از حمایت های مقطعی آنان، هیچ فلسفه وجودی برای خود نمی یابد.

گویا تاریخ درباره این گروهک و اعضای آن در حال تکرار است؛ انشعاب ایدئولوژیکی که در روزهای تیره سال 1354 ضربه ای کاری را به این مجموعه وارد ساخت اکنون در ابعادی گسترده تر و در "عرصه عقلانی و حیثیتی" آخرین ضربه را به منافقین وارد خواهد کرد و این آخرین ایستگاه گروهکی است که با نام "مجاهد" آغاز کرد و به "منافق" ختم شد.


دسته ها : سیاست
يکشنبه 1387/11/6 19:30
X