معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2301640
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
"رابرت دریفس " و "تام انگل هارت " در دو مقاله مفصل در پایگاه اینترنتی "تام دیسپچ " به بررسی این ماجرا و نقش آیپک (کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل) که از لابی‌های بانفوذ طرفدار رژیم صهیونیستی در آمریکاست پرداخته‌اند.
"تام انگل هارت " در مقاله خود با اشاره به کناره‌گیری چارلز فریمن می‌نویسد: فردی که شکست را پذیرفته بود، عبارت های معمول در مورد این که می خواهد زمان بیشتری را صرف خانواده‌اش کند بیان نکرد بلکه بجای آن یک تنه به جنگ کسانی رفت که به او حمله کرده بودند. همین امر باعث تغییر در معادلات سیاست خارجی در واشنگتن شد.
چالز فریمن سفیر سابق آمریکا در عربستان سعودی و یکی از معدود متفکرین مستقل و روراست در واشنگتن در مقابل دشمنانش تنها گذارده شد تا شکست بخورد. وی که با تهمت‌هایی از جانب گروه‌های راستگرا و آنهایی که ادعای نمایندگی رسمی یهودیان در واشنگتن را دارند روبرو شده بود، چنین نوشت:
"صحنه طنزی که در اینجا بدان بر می خوریم اینست که شما را متهم به ملاحظاتی ناشایست و نامناسب در مورد عقاید دولت‌ها و جوامع خارجی بکنند و این تهمت‌ها از جانب گروهی بیان گردد که خود تمایل آشکاری به جانبداری از سیاست‌های خاص یک دولت خارجی (یعنی اسرائیل) از خود نشان می دهند. به عقیده من ناتوانی دولت و ملت آمریکا در رسیدگی و بحث در مورد گزینه های پیش روی آمریکا در خاورمیانه که در تضاد با خواسته‌های بخش حاکم در صحنه سیاست اسرائیل است، به این بخش اجازه داده تا سیاست هایی را اتخاذ و تداوم بخشد که سرانجام به صورت تهدیدی برای موجودیت اسرائیلی درخواهد آمد. ... این امر تنها تراژدی پیش روی اسرائیل و همسایه های خاورمیانه‌ای آن نیست بلکه به امنیت ملی ایالات متحده هم آسیبی فزاینده ای وارد می‌کند. "
نویسنده این مقاله با طرح نوشته‌های این مقام پیشین آمریکا ارزیابی می‌کند: بعد از این واقعه، بحث ها، تفاسیر و مجادلات زیادی در عرصه رسانه های عمومی رخ داد که مهمترینشان بحث در مورد وجود "لابی اسرائیل " بود.
نویسنده می‌افزاید: چیزی که در بحث هنگام این لابی بسیار عجیب به نظر می رسد اینست که هم موافقین و هم منکرین وجود این لابی طوری صحبت می کنند که انگار وجود چنین لابی‌ای در آمریکا چیزی منحصر به فرد است.
در این مقاله آمده است: اسرائیل به عنوان "جزیره‌ای " در خاورمیابنه امروز همان نقشی را بازی می کند که یک جزیره واقعی یک دهه قبل در صحنه سیاست داخلی آمریکا انجام داد و آن را دچار نوسانات خطرناکی ساخت. جزیره ای که در آن زمان فورموسا [تایوان فعلی] نامیده می شد و بعدها به "جمهوری چین " تغییر نام داد.
نویسنده در ادامه به بررسی تحولات تایوان بر آمریکا پرداخته و می‌نویسد: "چیانگ کای چک " رهبر چینی‌های ملی گرا بعد از این که در جنگ داخلی خانمان سوز از نیروهای کمونیست مائوتسه تونگ شکست خورد، هر آنچه از حکومتش باقی مانده بود جمع کرده و به این جزیره گریخت. از اواخر دهه 1940 تا اواسط دهه 1950 این نسخه جزیره‌ای چین در هر سیاست آمریکایی که به چین مربوط می شد، دخیل بوده است.
بنا بر این مقاله، نمایندگی های گوناگون چینی های ملی گرا و متحدین آنها در کنگره و رسانه ها، که بعدها بعنوان لابی چینی شناخته شدند، در هر گونه موضوع کلیدی و واقعیت‌ها اعمال نفوذ کرده و از مطرح شدنشان جلوگیری می کردند و بدین ترتیب نتایج وخیمی را به بار آوردند.
وی با هشدار به تکرار ماجرای لابی چین درباره لابی صهیونیستی در سیاست خارجه آمریکا نوشت: لابی چینی‌ها ماجرایی عبرت‌آموزی است که نباید در بحث‌های کنونی نادیده گرفته شود.
"رابرت دریفس " دیگر نویسنده این گزارش در مقاله‌ای مفصل و جداگانه خود با عنوان "آیا لابی اسرائیلی می‌ترسد؟ یا اینکه مرغ را می کشد تا میمون ها را بترساند " به بررسی این سوال می‌پردازد که آیا لابی صهیونیستی در واشنگتن در اوج قدرت خود است؟ یا این که گرفتار ترس شده است؟
نویسنده برای بررسی این سوال به ماجرای فریمن می‌پردازد و می‌نویسد: اگر بر اساس قضیه چارلز فریمن قضاوت کنیم شاید اینگونه به نظر آید که لابی اسرائیلی واقعا ترسناک گشته. اما اگر دید وسیعتری داشته باشیم می بینیم که مجادله بر سر فریمن می توانست واترلوی [شهری در بلژیک که ناپلئون در آن از نیروهای انگلیسی و پروسی شکست خورد] لابی اسرائیلی باشد.
در 19 فوریه لورا روزن در نشریه "فارن پالسی " گزارشی را منتشر ساخت مبنی بر این که فریمن از طرف "دنیس بلر "، مدیر اطلاعات ملی، بعنوان رئیس شورای اطلاعات ملی برگزیده شده است.
شورای اطلاعات ملی، مرکز مطالعاتی رسمی در جامعه اطلاعاتی می باشد. این مرکز، اطلاعات را از 16 دفتر اطلاعاتی دیگر جمع می کند و به عنوان "ارزیابی های اطلاعات ملی " در حوزه موضوعات حساس و مهم روز منتشر می سازد که بعنوان راهنمای سیاستگذاران واشنگتن به کار می رود.
فریمن تجربه‌ای درخشان برای این شغل داشت، تسلط به زبان چینی، تجربیات گسترده در آمریکای لاتین، آسیا و آفریقا، سفیر آمریکا در عربستان سعودی در زمان جنگ اول خلیج و معاون وزیر دفاع در زمان دولت "رونالد ریگان " بود.
فریمن به عنوان فردی صریح، عبوس و رادیکل خط قرمزهای آمریکا را زیر پا نهاده و تبدیل به یکی از منتقدین جدی روابط بین آمریکا و اسرائیل شد. وی طی سالیان متمادی با لحنی رسا اسرائیل را به باد انتقاد گرفته بود.
در این مقاله آمده است: چند ساعت بعد از انتشار گزارش نامزدی فریمن، "استیو روزن "، یکی از مقامات سابق کمیته امور عمومی اسرائیل و آمریکا (آیپک) مطلبی را در وب لاگ راستگرای خود منتشر ساخت که شامل شدیدترین حملات انتقادی بر علیه فریمن بود.
این در حالی است که روزن خود قبلا توسط دبوان عدالت متهم به دست داشتن در یک رسوایی جاسوسی بود. وی اطلاعات محرمانه را به یکی از همکارانش در آیپک، یکی از مقامات سابق پنتاگون در زمان رامسفلد و یکی از مقامات سفارت اسرائیل داده بود.
بلاگ او با نام "Obama Mideast Monitor " توسط وب سایت "Middle East Forum " پشتیبانی می‌شود که تحت نظر "دانیل پایپ " اداره می‌گردد. پایپ یک دست راستی طرفدار اسرائیل و صاحب نامه "خاورمیانه " است به سردبیری مایکل روبین از مرکز مطالعاتی "آمریکن اینترپرایز ". روزن حدودا در عرض دو هفته 19 مطلب در مورد فریمن منتشر کرد.
انتقاد فریمن از اسرائیل چیزی بود که روزن انتقاداتش را بر آن وارد می ساخت. (چیز سری در این میان وجود نداشت. فریمن همیشه و آشکارا بسیاری از سیاست های اسرائیل و همچنین ارتباط بسیار نزدیک آمریکا با تل‌آویو را نکوهش می کرد. وی در سال 2007 گفته بود: "سرکوب ظالمانه فلسطینی ها توسط نیروهای اشغالگر اسرائیلی ظاهرا هیچ پایانی ندارد. ") اما روزن و کسانی که از وی تبعیت کردند حملات خود را با ادعاهای نادرست و مبالغه آمیز ادامه دادند، ایمیل ها و برخی گفته های او را بهانه قرار دادند تا وی را به صورت یک "لابی گر " حامی اعراب ترسیم نمایند.
در ادامه این مقاله با اشاره به طرح‌های اسرائیلی برای تخریب فریمن آمده است: او را بسیار نزدیک به عربستان معرفی کنند، و تلاش کردند چنین بنمایانند که او از سیاست های چین در قبال مخالفین حمایت می کند. همچنین سعی کردند که یکی از مقامات سابق معتدل و محافظه کار آمریکا را به صورت فردی رادیکال، ضد یهود و پیاده نظام عربستان سعودی معرفی کنند.
سخنان ضد فریمن از وبلاگ روزن به دیگر بلاگ های راستگرا، صهیونیستی و نئومحافظه کار سرایت کرد.
نویسنده این مقاله همچنین به نفوذ رسانه‌ای لابی‌های صهیونیستی پرداخته و می‌افزاید: این بعد از آن سایت هایی به مانند "نیوریپابلیک "، "کامنتری " و "ویکلی استاندارد " تریبون‌های نومحافظه کارها هستند، عنوان "دست نشانده سعودی ها " را بر فریمن گذاردند. از این جا کار تخریب شخصیت فریمن به نشریه آتلانتیک و "وال استریت ژورنال " کشید که طی "گابریل اسکونفلد " طی مقاله ای فریمن را با عنوان "مهربان برای چین و ناشکیبا در برابر اسرائیل " معرفی کرد. "جاناتان چیت " نیز در نوشته ای در واشنگتن پست او را "مذهبی متعصب " خطاب کرد.
در این گزارش به نفوذ در کنگره آمریکا نیز اشاره شده و آمده است: بیشتر حامیان وفادار اسرائیل در کاخ کنگره دست بکار شده بودند. این افراد عبارت بودند از: نماینده کنگره "استیو اسرائیل " و سناتور "چارلز شامر " هر دو از حزب دموکرات؛ تعدادی از اعضای حزب جمهوری خواه در مجلس نمایندگان به رهبری "جان بوئنر " از اوهایو و رهبر جناح اقلیت مجلس نمایندگان، "اریک کانتور " از ویرجینیا، هفت نفر از اعضای جمهوری خواه کمیته اطلاعاتی سنا، و سرانجام سناتور "جو لیبرمن " از ایالت کانکتیکات که هنگام استماع سخنان بلیر در مورد فریمن در مجلس سنا با وی درگیری لفظی پیدا کرد.
اگرچه بلیر به شدت از فریمن دفاع نمود اما کاخ سفید از آنها هیچ حمایتی به عمل نیاورد. تحت این شرایط فریمن بدین نتیجه رسید که حتی اگر این طوفان را نیز از سر بگذراند در آینده برای انجام وظایفش با گردباد مواجه خواهد شد. فریمن طی مصاحبه ای که با من داشت، گفت که ارزیابی ها و برون دادهای شورای اطلاعات ملی هرچه که باشد فورا بدان ها حمله خواهند برد. وی اضافه کرد: "هر آنچیزی که شورا اعلام نماید و به لحاظ سیاسی جنجال برانگیز باشد به من وصل شده و بی اعتبار خواهد شد. "
در ادامه این گزارش با اشاره به موفقیت مخالفان فریمن در کنار زدن او آمده است: در 10 مارس، فریمن کناره گیری کرد، البته نه با زاری و ناله. در نامه‌ای که به دوستان و همکارانش نوشت وی در حقیقت مقاومت را آغاز کرد، حملات متقابل وی می توانند ماهیت سیاسی واشنگتن را تغییر دهند.
وی نوشت: "تاکتیک های لابی اسرائیل در اوج بی شرافتی و بی شرمی عبارت بودند از ترور شخصیت، نقل قول های انتخابی، تحریف سابقه کاری، داستان پردازی در مورد اشتباهات و عدم توجه مطلق به حقیقت. هدف این لابی کنترل فرآیند سیاست گذاری است و این کار از طریق وتوی انتصاب افرادی انجام می دهد که درستی و عقلانیت نظرات لابی را قبول ندارند. "
فریمن با مثلی چینی این قضیه را اینگونه توضیح داد: "آنها مرغی را کشتند تا میمون ها را بترسانند. "
نویسنده تاکید می‌کند: لابی امیدوار بود که با جلوگیری از انتصاب وی دیگر منتقدین اسرائیل و سیاست‌های خاورمیانه ای آمریکا را در دولت اوباما ساکت کنند.
این مقاله با اتکاء به همان مثل چینی،‌ اینگونه ارزیابی می‌کند: باید منتظر بود و دید که چه تعداد از "میمون ها " ترسیده اند. یقینا لابی اسرائیلی بعد از این واقعه فریاد پیروزی برآورد. برای مثال دانیل پایپ سریعا نقش روزن در به زیر کشیدن فریمن را تحسین نمود.
به نوشته وی: "استیون روزن اولین کسی بود که نظرها را به ماهیت مسأله دار انتصاب فریمن جلب نمود. در عرض چند ساعت مسأله بر زبان ها افتاد و سه هفته بعد فریمن شکست را قبول نمود. تنها شخصی با قابلیت و اعتبار استیو می توانست یکچنین کاری را انجام دهد. "
سازمان صهیونیستی آمریکا که گروهی دست راستی و از حامیان سرسخت اسرائیل می باشد، زنگ هشدار را برای اعضایش به صدا درآورد تا افکار عمومی و کنگره را بر علیه فریمن بسیج نمایند.
در پشت صحنه آیپک از نفوذ قابل ملاحظه خود بالخص با کمک دوستان و متحدین رسانه ای خود استفاده نمود. و سناتور شامر که به کاخ سفید رفته بود تا با رئیس کارکنان در دولت اوباما، رام امانوئل، صحبت کند، بعدها بی‌پرده اذعان نمود که:
"چارلز فریمن فرد مناسبی برای این منصب نبود. گفته های وی در مورد اسرائیل غیر قابل قبول و کاملا در تعارض با اهداف دولت بود. من بارها از کاخ سفید خواستم تا وی را کنار بگذارند و خوشحالم که آنها نیز کار درست را انجام دادند. "
از طرف دیگر روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای شبه هیستریک [نوعی بیماری روانی] ادعا نمود که اصلا لابی اسرائیلی وجود ندارد و فریمن را به "سخنرانی های دیوانه وار " متهم نمود.
واشنگتن پست اینگونه ادامه می دهد که: "روز سه شنبه آقای فریمن نامه ای دوصفحه ای منتشر کرد که در آن مدعی شده بود قربانی یک لابی شیطانی و پنهانی شده است ... اظهارات وی افترا هایی مسخره و جنون آمیز است. "
تنها یک روز قبل واشنگتن پست سرمقاله ای را منتشر ساخته بود که در آن از دادستان کل "اریک هولدر " خواسته شده بود که استیو روزن را تبرئه کرده و وی را از اتهام جاسوسی مبرا دارد. این سر مقاله که با عنوان "زمانی برای خاتمه " چاپ شده بود چنین می گوید:
"پرونده شامل استیون روزن و کیت ویسمان می شود که هر دو کارمندان سابق کمیته امور عمومی اسرائیل آمریکا هستند. جلسه محاکمه برای ماه ژوئن در دادگاه ناحیه ای ایالات متحده در ناحیه شرقی ویرجینیا، تنظیم شده است. آقای هولدر باید قبل از آن زمان جلوی این پیگرد قضایی را بگیرد. "
نویسنده این مقاله با اشاره به اظهار نظر خود چارلز فریمن در مصاحبه با وی، افزود: فریمن اشاره به این کرد که اعضای لابی تمایل دارند که وجود لابی اسرائیل را انکار کنند. از یک طرف به علت مجبور کردن وی به کناره گیری شأن و اعتباری یافته اند و از طرف دیگر هرگونه دست داشتن در این قضیه را انکار می کنند.
وی اضافه کرد که: "وضعیت خنده آوری بوجود آمده آنهایی که چگونگی انجام این کار توسط خودشان را با آب و تاب تعریف و توصیف می کردند اکنون هرگونه ارتباط با این قضیه را رد می نمایند. "

در این مقاله تصریح شده است: لابی اسرائیلی در حالی که در این مدت طولانی اهداف خود را پیش می برده دائما وجود خود را نیز انکار می کرده، درست به مانند سارقی که در روز روشن دزدی می کند. با این حال شاید قضیه فریمن جریان این بازی را تغییر دهد.
در سال 2006 جان میرشیمر و استیون والت نوشته ای را در نشریه "لندن ریوو بوکز " منتشر کردند که بعدها در سال 2007 به صورتی کتابی با نام "لابی اسرائیل " چاپ شد.
هم اکنون انتقادات فریمن خیلی بیش از این کتاب افکار عمومی را به سوی لابی اسرائیل جذب کرده است. در حقیقت یکی از گناهانی که فریمن بر اساس انتقاداتش مرتکب شده این بود که وی در مؤسسه ای که ریاستش را بر عهده داشت (شورای سیاست گذاری خاورمیانه) نسخه اولیه فرضیات میرشیمر-والت را چاپ کرد.
در این مقاله نفوذ و تأثیر گذاری اتحاد حامی اسرائیل بر سیاست گذاران آمریکایی مورد بحث قرار گرفته بود.
والت در سایت خود در نشریه فارن پالسی به تصمیم فریمن برای کناره گیری چنین واکنش داد: "تمام آنهای که وجود "لابی اسرائیل " را زیر سؤال می برند، یا آنهایی که وجود این لابی را پذیرفته اما درباره قدرت تأثیرگذاری آن شک دارند، و یا آنهایی که فکر می کتتد مسأله اصلی وجود یک به اصطلاح "لابی سعودی " قدرتمندمی باشد، بهتر است دوباره بیندیشند. "
بنا بر این گزارش، ماجرای فریمن ناخواسته باعث جلب توجه افکار عمومی به لابی اسرائیل شد. نویسنده گان بی شماری در وب لاگ ها و وب سایت ها به بررسی و یا گزارش حملات لابی به فریمن پرداختند.
برای مثال، دانیل لوبان و جیم لوب در وب سایت "آنتی وار " گرینوالد در وب سایت "سالون " ام. جی. روزنبرگ از مجمع صلح اسرائیل، و فیل ویس در "موندوویس " Mondoweiss به این مسائل پرداختند.
جالب تر این که برای اولین بار هم نیویورک تایمز و هم واشنگتن پست مطالب صفحات اول خود را به مجادله فریمن اختصاص داده و از عبارت "لابی اسرائیل " استفاده کرده بودند، همچنین به تشریح اتهامات لابی به فریمن و متقابلا اتهام های وارده توسط فریمن به لابی پرداخته بودند.
این توجهات جدید به لابی در زمانی بسیار حساس رخ می دهند. به همین خاطر است که سرنگون سازی فریمن می تواند تبدیل به واترلوی لابی گردد.
نویسنده این مقاله تصریح می‌کند: برای شروع، حامیان دست راستی اسرائیل دچار نگرانی فزاینده ای در مورد سیاست های رئیس جمهور اوباما درباره اسرائیل، فلسطینی ها، ایران و خاورمیانه شده اند. علی رغم اینکه اوباما در ژوئن گذشته و در بحبوحه تبلیغات انتخابی، در کنفرانس ملی آیپک در واشنگتن، سخنرانی ای درباره لزوم مذهبی حمایت از اسرائیل سر داد، اما با این حال آنها هنوز در مورد میزان تعهد اوباما به نگرانی هایشان مطمئن نشده اند. علاوه بر این این حامیان دست راستی اسرائیل مدت هاست که از تمایل اوباما برای پذیرش نظرات فلسطینی ها نگران شده اند.
در حالیکه انتخاب هیلاری کلینگتون بعنوان وزیر امور خارجه و رام امانوئل بعنوان رئیس کارکنان، اطمینان بخش بود اما انتصابات دیگر اینچنین نبودند. برای مثال برخی از مشاورین انتخاباتی اوباما بسیار نگران کننده بودند - از این میان می توان به "رابرت مالی " از گروه بحران بین المللی و مشاور سابق امنیت ملی "زبینگو برژینسکی " اشاره کرد. دیگر افراد مسأله ساز عبارت بودند از دو یهودی به نام های دانیل شاپیرو و دانیل کورتزر، که هر دو به عنوان مشاورین عالی اوباما در امور خاورمیانه در دوران انتخابات ظاهر شدند. به نظر دست راستی های افراطی این دو فرد بقدر کافی به اصول آنها وفادار نیستند.
در انتهای این مقاله تاکید شده است: از زمان انتخابات تاکنون اعضای لابی برخی انتصابات اوباما را با ناراحتی زیاد تعقیب کرده اند، برای مثال انتصاب شاپیرو بعنوان مسؤول بخش خاورمیانه در شورای امنیت ملی و یا کورتزر که مقامی بالا را در وزارت خارجه کسب خواهد کرد. از نظر لابی ژنرال بازنشسته نیروی دریایی و مشاور کنونی امنیت ملی جیمز ال. جونز نیز به مانند برژنیسکی بیش از حد با نظرات فلسطینی‌ها موافق است. گفته می شود وی در سال گذشته گزارشی نوشت که در آن سیاست های اشغالی اسرائیل را بشدت مورد انتقاد قرار داده بود.
جرج میچل را در نظر بگیرید. وی که فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه می باشد از نظر تندروهای (جناح موسوم به بازها) طرفدار اسرائیل، مذاکره کننده‌ای بیش از حد منصف و بی طرف می باشد. می توانیم از انتصاب "سامانتا پاور " نیز نام ببریم. وی که مؤلف کتاب "مشکلی از جهنم " است و هم اکنون نیز دارای مقامی در شورای امنیت ملی گشته، در گذشته اظهاراتی شدیدا انتقادی در مورد اسرائیل بیان کرده.
بنا بر این مقاله، در میان تمام این افراد، فریمن بخاطر اظهارات بی پرده اش بیش از دیگران مضر به نظر می رسید.
انتصاب وی هدفی آسان برای حملات پیشگیرانه و جمعی به دولت به نظر می رسید. اما زمانی که این حملات رخ میدهد احتمالا منجر به هرچیزی خواهد شد جز تقویت لابی. بهرحال حمله سه هفته ای اسرائیل به غزه باعث ترسیم چهرهای قلدرمآبانه از ملت اسرائیل در رسانه ها گشته، ملتی که هیچ اهمیتی برای زندگی زنان و کودکان فلسطینی قائل نیستند. بر اساس نظرسنجی هایی که بعد از وقایع غزه انجام گرفت تعداد فزاینده ای از آمریکای ها و جوامع یهودی در مورد اعمال اسرائیل اظهار تردید می کردند و این جزو آن لحظات نادری بود که افکار عمومی بر علیه اسرائیل بسیج شده بودند.
شاید مهمترین چیز در این میان اداره آتی اسرائیل بدست حزب افراطی و راستی لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو می باشد. حزب افراطی تر لیبرمن و تعدادی از احزاب مذهبی رادیکال راستی نیز در کنار حزب لیکود قرار خواهند گرفت. این ائتلاف زشت منظر یقینا در آینده با اولویت های دولت اوباما تصادم خواهد داشت.
در نتیجه، به قدرت رسیدن دولت نتانیاهو-لیبرمن می تواند لحظاتی بحرانی برای لابی اسرائیل پدید آورد. مشکلات زیادی در عرصه روابط عمومی برای لابی بوجود خواهد آمد. درست به مانند مسائلی که برای شرکت تبلیغاتی هیل و کالتون در طول دهه ها دفاع از سیگارهای فیلیپ موریس به وجود آمده بود. شرکت فیلیپ موریس بارها وجود رابطه بین سیگارهای این شرکت و سرطان را تکذیب می کرد. لابی اسرائیل می داند که ترسیم چهره ای مهربان از نتانیاهو و لیبرمن برای مردم آمریکا بسیار سخت است.
نویسنده می‌افزاید که فریمن طی مصاحبه‌ای به او گفته بود که "تنها چیزی که هم اکنون افسوسش را می خورم این است که از عنوان "لابی اسرائیل " استفاده می کردم. این لابی در حقیقت مال اسرائیل نیست. از این به بعد نیز تصمیم گرفته ام که این لابی را "لابی لیبرمن " بنامم. این لابی حزب راست افراطی لیکود و طرفداران آن در اینجاست و لیبرمن همان فردی است که اعضای لابی از هرجهت با وی توافق دارند. "
بنابراین واقعیتی که فرای سقوط فریمن وجود دارد از این قرار است: لابی اسرائیل که از قبل نیز در مورد تیم اوباما نگران بود، از تأثیرات افتضاحات غزه رنج می برد، و باید بار مسأله نتانیاهو-لیبرمن را نیز بر دوش بکشد. این شرایط لابی را به شدت ترسانده است. اگرچه آنها موفق به برکناری فریمن شدند اما قدرت واقعی آنها در آینده ای نزدیک امتحان خواهد شد.

دسته ها : سیاست
سه شنبه 1388/2/1 23:53
X