معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2305860
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
ملا محسن فیض کاشانی در طول 65 سال تحقیق و مطالعه، نزدیک به دویست کتاب و رساله نفیس در علوم و متون مختلف نگاشت. آثار او گنجینه ایست که کتابخانه ادب فارسی و علوم اسلامی را تا حد قابل توجهی بارور کرده است و بنا به قول محدث جزایری و صاحب قصص العلما، آثار فیض تا حدود بیشتر از دو صد جلد برآورد گردیده است. اما قبل از آنکه درباره ی آثار او بگوییم بد نیست کمی از تفکرات دینی ایشان را به شما معرفی کنیم.
فیض نخست تحت تاثیر افکار فلسفی و عرفانی وعلوم عقلی قرار داشته واندیشه های فلسفی و عرفانی را کم و بیش در برخی از آثار خود آورده بود، وی سر انجام به فقه وحدیث بر اساس مسلک اخباری دل بست، و به گفته خودش وقت وفکر خود را درخدمت حدیث اهل بیت وقف نمود. در” شوق مهدی“ می گوید:
فیض اگر آب حیات ابدی می طلبی
منبعش پیروی سنت اهل البیت است
مشکل خود به احادیث نبی کردم عرض
که به آن گفته خدا هرگرهی وا می کرد
دیدم آنجا ز علوم نبوی شهری بود
بر درش بود امامی که سلونا می کرد
داخل شهر شدم زان در و بحری دیدم
که ملک غوص در آن بحر تمنا می کرد
از در و گوهر آن بحر گرفتم مشتی
دل چو دید آن بفغان آمد و زدنا می کرد
یا
سبط رسول و قرآن ، فهم درست ایمان
چون جمع شد معانی گوی بیان توان زد
و در دیوانش که چاپ شده است از جمله میگوید:
ولای آل پیغمبر بود معراج روح من
بجز این آسمانها آسمانی کرده ام پیدا
بحبل الله مهر اهل بیت است اعتصام من
برای نظم ایمان ریسمانی کرده ام پیدا
سخنهای امیرالمومنین دل میبرد از من
ز اسرار حقایق ، دلستانی کرده ام پیدا
جمال عالم آرایش، اگر پنهان شد از چشمم
حدیثش راز جان گوش و زبانی کرده ام پیدا
کلامش بوی حق بخشد ، مشام اهل معنی را
ز گلزار الهی بوستانی کرده ام پیدا
بخاک درگه آل نبی پی برده ام چون فیض
برای خود ز جنت آستانی کرده ام پیدا
از ایشان”وافی“ و ”صافی“ فقیهانرا بود کافی
از این رو بهر عقبی نردبانی کرده ام پیدا
و باز در دیوان می گوید:
بیا بیا ز سخنهای فیض ، فیض ببر
که هر چه گفت ونوشت او ز کردگار گرفت
ز پیش خویش نگوید، حدیث بنویسد
که در طریق ادب راه هشت و چار گرفت
جالب است که این سخنان حکیمی است که عمری را در راه کسب فلسفه یونان وتصوف وعرفان طی کرده، و دوره کامل علوم عقلی را دیده است، تا اینکه به گفته خودش سر انجام به سرچشمه دانش واقعی یعنی احادیث نبوی و سخنهای امیر المومنین وگفتار ائمه معصومین رسیده، واز آن منبع پرفیض الهی سیراب گشته است.
علت گرایش این دانشمند فارغ التحصیل علوم عقلی به احادیث واخبار دینی یکی این بوده که در آن روزگار، رواج بازار فلسفه و تصوف و عرفان، متاع احادیث دینی و علوم شرعی را در تمام حوزه های علمی از رونق انداخته وکساد کرده بود. طلاب و اهل فضل به تحصیل فلسفه و عرفان فخر می فروختند و تعصب نشان می دادند، ودر همان حال حدیث واخبار را تحقیر می کردند ونسبت به آن رغبت چندانی نشان نمی دادند.
دیگر اینکه ظهور یک دانشمند محدث بزرگ ایرانی بنام” محمد امین استر ابادی“ که در مکه ومدینه می زیست با تالیف کتاب ” فوائد مدینه“ ضربت کوبنده ای به علوم بیگانه زد و پایه های حدیث و علوم دینی را از نومحکم ساخت. فیض چنانکه خود درپایان کتاب” الحق المبین“ می گوید در مکه معظمه دانشمند نامبرده را دیده وطریقه اورا پسندیده است.

توجه خاص او به علوم شرعیه


فیض خود در رساله ” انصاف“ که در اواخر عمر به فارسی نگاشته است، از بعضی موضوعات که درکتب او وجود داشته، و همان نیز دستاویز معترضان بوده است، عذر خواسته، و به عبارت بهتر خط بطلان بر آن کشیده است.
وی در آغاز رساله مزبور می نویسد:
1. چنین گوید مهتدی به شاهراه مصطفی محسن بن مرتضی که درعنفوان شباب چون از تفقه دردین و تحصیل بصیرت در اعتقادات وکیفیت عبادات به تعلیم ائمه معصومین (ع) آسودم،چنانچه در هیچ مسئله ای محتاج به تقلید غیر معصوم نبودم. بخاطر رسید که در تحصیل معرفت اسرار دین و علوم راسخین نیز سعی نمایم، شاید نفس را کمال یابد.
2. لیکن چون عقل را راهی به آن نبود، نفس را در آن پایه ایمان که بود، دری نمی گشود، و صبر بر جهالتم نداشت، وعلی الدوام مرا رنجه می داشت.
3. بنا بر این چندی در مطالعه مجادلات متکلمین خوض نمودم، و به آلت جهل در ازالت جهل ساعی بودم. طریق مکالمات متفلسفین( مدعیان فلسفه دانی) را نیز پیمودم، و یک چند بلند پروازیهای متصوفه را در اقاویل ایشان دیدم، ویک چند دررعونت( حماقت) های ” من عندیین“ گردیدم. تا آنکه گاهی درتلخیص سخنان طوائف اربع، کتب و رسائل می نوشتم( چند سطر بعد عربی است که خلاصه آن چنین است): بدون اینکه همه را تصدیق کرده باشم، یا همه را تایید کنم، بلکه مطالب آنها را نقل کردم، و بر سبیل تمرین مطالبی نوشتم.
4. ازمجموع گفتار آنهاچیزی که عطش مرا فرو نشاند، یا بیماریم را درمان کند نیافتم، تا جائیکه برخویشتن ترسیدم. پس به خدا پناه بردم تا مرا به حقیقت نائل گرداند، و به گفته امیر مومنان علیه السلام که میفرماید: خدایا مرا از اینکه نظرم را در آنچه نهایت آن دیده نمی شود، و فکر به آن نمی رسد، نگاه دار به درگاه خدا نالیدم و سرنوشت خودرا به ذات مقدسش سپردم.
5. خدای مهربان نیز به برکت دین پایدارش مرا رهنمون گردید تا دراسرار قرآن مجید واحادیث سرور انبیاء صلوات الله علیهم اجمعین، درست بیندیشم، و بقدر حوصله و درجه ایمانم ا زقرآن و حدیث چیزها بمن آموخت.
6. دلم اطمینان یافت، ووسوسه شیطان را از من دور کرد.خدا را شکر به حقیقت آن نائل گردیدم.

تالیفات فیض:


یکی از امتیازات زندگی این دانشمند بزرگ توفیقی است که او مانند هم عصرش علامه مجلسی در تالیف و تصنیف و نشر آثار پر ارج فکری و قلمی یافت و نام او را بر زبان خاص وعام جاری ساخت و با حروف برجسته در تاریخ به یادگار گذارد.
فیض در تمام رشته های علمی از معقول و منقول و فروع و اصول و شعر و ادب و اخلاق کتاب دارد. درفلسفه و کلام (عقاید ومذاهب) تفسیر، حدیث، فقه ، اصول و عرفان هرکدام چندین کتاب و بعضی از کتابها در چندین جلد به رشته تحریر کشیده است. و همگی از آثار نفیس و پر ارزش اسلامی است.
فیض مانند مجلسی اول و دوم تالیفات خودرا به دو زبان عربی وفارسی نگاشته که البته قسمت عمده آن عربی است. زیرا مربوط به صنف خاص یعنی اهل علم میباشد بقول خودش:
”وافی“ و ” صافی“ فقیهان را بود کافی
از این دو بهر عقبی، نردبانی کرده ام پیدا
محدث نامی سید نعمت الله جزائری درکتاب ” مقامات“ تالیفات فیض را بالغ بر دویست جلد دانسته است که اگر به قطع وزیری فرضا هر جلدی چهار صد صفحه چاپ شود سر به پانصد جلد کتاب میزند.
ازمیان انبوه آثار فکری و قلمی او به ذکر چند کتاب مبادرت می ورزیم، و توجه خوانندگان محترم را به میزان کوشش ورنج این بزرگ مرد علم ودین ، معطوف می داریم.
1 - کتاب”وافی“ مشتمل بر احادیث چهار کتاب معتبر حدیث شیعه ( کتب اربعه) و توضیح و حل مشکلات وتفسیرآیات آنها. این کتاب چهارده جلد بوده که در سه جلد بزرگ به قطع رحلی و چاپ سنگی بطبع رسیده است، و اگر به صورت روز و به قطع وزیری چاپ شود، شاید بیش از سی جلد باشد.
2 - ”شافی“ خلاصه ای است از کتاب ”وافی“ سابق الذکر که آن نیز چندین جلد خواهد بود.
3- نوادر- درجمع احادیثی که در کتب معتبر چهار گانه شیعه ذکر نشده است.
4 - المعارف- در اصول اعتقادی بر اساس کتاب وسنت.
5 - نخبه- در خلاصه احکام شریعت اسلام وسنن و آداب ومکارم اخلاق و صفات ناستوده.
6 - الحقایق- مشتمل بر دسته بندی روایات معتبر در اسرار دین و شئون مختلف زندگی و جهات اخلاقی، اخیرا چاپ شده است.
7-8-9- عین الیقین،حق الیقین،علم الیقین، درفلسفه وکلام، هر سه چاپ شده است.
10-11-12- صافی، اصفی، مصفی، هر سه در تفسیر قرآن مجید، چاپ شده است.
13) الحق المبین- در کیفیت تفقه در دین- به پیوست ” الاصول الاصلیه“ چاپ شده است.
14) بشاره الشیعه- و اثبات اینکه فرقه ناجیه، طایفه شیعه است.
15) اللب- گفتاری مختصر درباره حدوث عالم، کلام وفلسفه.
16) اللباب- اشاره به چگونگی علم خداوند به اشیاء ، قبل از ایجاد و بعد از آن.
17) سفینه النجاه- در بیان ماخذ احکام فقهی و انتقاد ا زروش علمای اصول- چاپ شده است.
18) مفاتیح الشرایع- بهترین متن فقهی بر اساس مشرب اخباری است. این کتاب اخیرا چاپ شده است، واز همان عصر مولف وقرون بعدی، توسط اعاظم فقها ومجتهدین شیعه، شرح شده است. بهترین شرح آن به قلم سر آمد مجتهدین شیعه درسده دوازدهم هجری، آقا محمد باقر اصفهانی مشهور به ” وحید بهبهانی“ است.
19) معتصم الشیعه- نیز در احکام شریعت مقدسه است.
20) الاصناف- در بیان طریق حصول علم به اسرار دین.
21) منتخب رسائل اخوان الصفا- در فلسفه و علوم عقلی.
22) تشریح عالم- در هیئت ونجوم.
23) منتخب ابواب فتوحات مکیه- در عرفان و تصوف از محیی الدین ابن العربی.
24) فهرست العلوم- مختصری راجع به کلیه علوم عقلی و نقلی.
25) منهاج النجاه- در بیان علمی که فراگرفتن آن بر هر فرد مرد و زن مسلمان لازم است.
26) اربعین- در فضائل گوناگون حضرت امیر المومنین(ع)
27) انوار الحکمه- مختصر علم الیقین، با مطالب تازه فلسفی که بر آن افزوده است.
28) المحجه البیضاء- تلخیص احیاء العلوم غزالی با حذف مطالب غیر لازم آن ، و افزودن روایات ائمه اهل بیت بجای احادیث سنیان. این کتاب پر ارج دو بار در سه جلد و هشت جلد چاپ شده است.
29) نقد الاصول- ملخص علم اصول فقه و انتقاد از آن.
30) الاصول الاصلیه- در ماخذ احکام شریعت، بر اساس آیات و اخبار، چاپ شده است.
31) الفت نامه- در تحکیم پیوند دوستی میان اهل ایمان.
32) منتخب مثنوی- جلال الدین بلخی- ملای روم
33) منتخب غزلیات وی در دیوان شمس تبریزی.
34) شرح صحیفه سجادیه- به نحو ایجاز.
35) گلزار قدس- دیوان شعر – مناجات با خدایتعالی، سرزنش نفس، اظهار اشتیاق، نصایح و حکم، غزلیات، رباعیات، قصاید و مراثی و قطعات.
36) مثنویات بنام سلسبیل و تسنیم.
37) شوق الجمال.
38) شوق المهدی( همین کتاب).
39) شوق العشق.
40) دهر پر آشوب.
41) آب زلال.
42) شرح الصدر- شرح زندگی او بقلم خودش.
43) رساله در کلیه تالیفات خود با تاریخ اتمام هر یک از آنها.
44) کلمات مکنونه- در ریشه های علوم اهل معرفت- چاپ شده است.
45) کلمات طریقه- راجع به اقسام مردم از لحاظ گفتار ورفتار.
46) کلمات مخزونه- در علوم اهل معرفت و‎آرای آنها.
47) کلمات مضنونه- در توحید و یگانگی خداوند و مراتب آن.
48) منتخب الاوراد- در اذکاری که در شب و روز و هفته وماه و سال تکرار میشود.
49) خلاصه الاذکار- اذکاری که برای هر کاری و هر وقت و هر حادثه رسیده است.
50) جلاء القلوب- در انواع اذکار قلب و مهمترین امری که در اشاره به مهمات در اعمال و اوراد شرعی وارد شده است.
51) قره العیون- در مراتب توحید و ایمان به خدا- به ترتیبی بهتر از کلمات مضنونه.
52) ابواب الجنان- در اثبات وجود عینی نما زجمعه درزمان غیبت امام زمان.
53) شرائط الایمان- تحقیق پیرامون نفی ایمان وکفر و مراتب هر یک.
54) التطهیر- در تهذیب اخلاق و تطهیر باطن.
55) میزان القیامه- راجع به محاسبات جهان دیگر.
56) مرآت الاخره- در شناخت سرای دیگر.
57) المشواق- در کشف معانی و حقایق از لباس استعارات برای تفهیم محبت خدا و انس به ذات مقدس او.
58) تهییج الشوق لاهل الذوق.
59) راه صواب- در علل و موجبات اختلاف مذاهب و تعیین مذهب حق.
60) شهاب ثاقب- در وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام عصر (ع).
61) اسرار الصلوه- چاپ شده است.
62) آئینه شاهی- نیز چاپ شده است.

آنچه مایه تاسف است


دانشمند بزرگوار مرحوم سید محمد باقر خوانساری در کتاب گرانقدر ” روضات الجنات“ در حاشیه شرح حال فیض مینویسد: در یکی از سفینه های معتبر دیدم نوشته بود:
موریانه به صندوق محتوی کتب مرحوم فیض رخنه کرد و تمام اوراق و کتابها را خورد، جز قطعه پوستی که این رباعی بر آن مسطور بوده است:
علمی که حقیقی است در سینه بود
در سینه بود هرآنچه درسی نبود
صد خانه تو را کتاب، سودی نکند
باید که کتابخانه در سینه بود
اگر این کتابها آثار قلمی و تالیفات خود قیض بوده است، باید گفت: افسوس که قسمتی از بهترین افکار علمی فیض درحکمت و فقه و حدیث و تفسیر و شعر و ادب وعلوم دیگر، از میان رفته، و مانند اشباه و نظائر خود جامعه اسلامی بلکه اجتماع بشری از آن محروم شده است.

منبع: مقدمه شوق مهدی به قلم مرحوم علی دوانی

دسته ها : فرهنگی
يکشنبه 1388/1/30 14:37
X