معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2319799
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
در سینما بیشتر به واقعیت درونی تکیه می‌شود تا بر واقعیت بیرونی و به دلیل اینکه فیلم‌سازان در متن جامعه زندگی می‌کنند لذا موافق با مقتضیات و نیازهای زمان جهت ‌یابی کرده و خواهان به تصویر کشیدن واقعیت منطبق بر تجربه، با روشن‌ترین و رساترین صورت ممکن هستند و از آنجا که انسان همواره خواستار دگرگون کردن محیط و روابط انسانی است، لذا فیلم‌سازان با توجه به ایدئولوژی و باورهای ملی - مذهبی خود به شناسایی امیدها، آرزوها یا امکانات تازه‌ای که این دگرگونی‌ها را در انسان برانگیزد، پرداخته و بدین ترتیب با شناختن واقعیات بالقوه، مسیر فعالیت‌ها و زندگی اجتماعی را تغییر می‌دهند.
فیلم‌سازان بر میراث فرهنگی خود و یا احیانا جامعه ای دیگر تکیه داشته و همواره می‌کوشند که به کمک این میراث فرهنگی - سنن، علوم، هنر، فلسفه، دین و ... - منظور و هدف خود را به توده مردم بفهمانند و برای بیان اندیشه خود از شیوه‌ها و وسایل مختلف از قبیل علوم انسانی، تکنولوژی، رایانه و .. سود جسته و با کمک این ابزار، فرهنگ‌ها را دگرگون ساخته و بدین‌سان بر میراث گذشتگان می‌افزایند. به عبارت دیگر از آنجا که سینما به وسیله حواس ادراک می‌شود، پس بنیان سینما حسی، مردم‌پسند و تشریحی است؛ بنابر این فیلم‌ساز می‌کوشد که فیلم او نماینده تام و تمام فرهنگ، تمدن و اندیشه اجتماعی او باشد.
ولی متاسفانه سینما اکنون رسالت اصلی خود را از دست داده است. به طوری‌که ما در حال حاضر با تعداد زیادی از فیلم‌ها روبرو هستیم که از نظر محتوا حرفی برای گفتن ندارند و در قید و بندهای سیاسی و اقتصادی در آمده‌اند. البته همواره استثناهایی وجود داشته و دارد. در سینمای عصر حاضر دیگر برای شخصیت آدمی احترامی قائل نیستند، ارزش‌های معنوی و والای انسانی، جای خود را به ارزش‌های مصرفی و مادی داده و خشونت و ابتذال بی‌دلیل و علت است که به صورت رایگان در سطح جهان عرضه می‌شود. در سینمای تخریب‌گر امروز نقد فرهنگی جای خود را به سرکوب و هضم فرهنگی داده است.
در سینمای بی‌هویت امروزی که آزادانه در جهان به تاخت و تاز می‌پردازد، تمامی جوانب مختلف یک فیلم از دیالوگ‌ها، تصاویر، مفاهیم و صحنه‌ها گرفته تا کوچک‌ترین محاسبات اجتماعی و سیاسی مورد مطالعه و بررسی دقیق کارشناسانه قرار می‌گیرد. لیکن در مراحل فوق هیچ تلاشی در جهت ترقی و افزایش بینش مخاطبین صورت نمی‌گیرد و ارزش‌های عالی در این مطالعات و تحقیقات جای خود را از دست داده است، زیبایی همان زشتی است چرا که سازندگان این گونه فیلم‌ها معتقدند که هر چه باعث جذب و فروش بیشتر شود همان اعتبار و هنر است و به همین دلیل آرایش غلیظ و بی بند و باری به جای زیبایی و شادابی به خورد مخاطبین داده می‌شود و اختلاف زن و مرد و روابط میان آنها که نشان دهنده حکمت و لطف خداوند است ملعبه سینماگران بی هویت گشته و احساسات و روابط سطحی و نازل، جای خود را به عشق حقیقی داده است.
سینما که کامل‌ترین هنر جهان است و باید آیینه عالم معنی باشد، اکنون آیینه تمام ‌نمای ابتذال شده، گویی خاصیت عدسی دوربین‌های فیلمبرداری این است که جز این گونه مناظر را عبور نمی‌دهند. از طرف دیگر در هزاره سوم که تکنولوژی ماهواره ای، دیجیتال و اینترنت، جهان را به سوی جهانی شدن سوق می‌دهد، به نظر می‌رسد که سینمای هالیوود نقش تک صدایی گرفته و به صورت مونولوگ در آمده است و از آن به عنوان سینمای جهانی نام برده می‌شود، ولی هنگامی که از سینمای شرق سخن به میان می‌آید علی رغم اینکه ارزش‌های کلاسیک و هنری آن مورد توجه و تحسین قرار می‌گیرد، اما به صورت خارج از زمان، فولکلور و بیگانه با زندگی نشان داده می‌شود و هنگامی که صحبت از معنویت و احساس در سینمای شرق به میان می‌آید، معنویت و احساسی متصور است که هیچ واقعیت حقیقی ندارد و از آن به عنوان روابطی که دیگر فعلیتی ندارند یاد می‌شود.
یا در وجه دیگر که از این هم بدتر است سینمای شرق به صورت نموداری از فرهنگ عامه (فولکلور)، که تنها در خور توجه کسانی است که دنبال چیزهای بومی و غرابت در جوامع دیگری می‌گردند، جلوه می‌کند. در جشنواره‌ها هنگام پخش فیلم‌های شرقی به سازنده آن درود فرستاده می‌شود، ولی قبول نمی‌کنند که این سینما که بیانگر تمدن و فرهنگ شرقی است، در تمدن غرب که خصوصیت آن روح تکثر و تنوع است، اعتباری داشته باشد. این نوع نگاه، نه تنها به سینمای شرق، بلکه در مورد کل تمدن شرقی عینیت پیدا کرده است و تمدن غرب در مقام داور تمدن شرق قرار گرفته است. در سینمای هالیوودی تمدن غربی به علت قرار گرفتن در جاده پیشرفت، توسعه خطی و صعودی دارد، ولی در این سینما به تمدن شرقی بدبینانه نگریسته می‌شود. برای اینکه، تمدن‌های شرقی محکوم به حرکت تاریخی معکوس و توسعه نزولی هستند.
امروزه سینمای غالب می‌کوشد تا یک جامعه توده وار جهانی به وجود آورد که درآن تمامی فرهنگ‌های بومی، باید خود را به شکلی درآورند که مورد نظر تهیه ‌کنندگان این گونه فیلم‌هاست. در این سینما به مخاطبین جهانی این گونه القا می‌شود که تمدن ارائه شده در این فیلم، تمدن استثنایی است و باید از آن سرمشق گرفت و فلان و بهمان. متاسفانه کمتر کسی تا کنون به این فکر افتاده است که چرا سینمای هالیوود، بر فرهنگ جهانی تاثیر گذاشته و این تاثیر چه نتایجی ممکن است به بار بیاورد؟ هیچگاه در شرق خواسته نشده است تا هالیوود در مورد ظرافت‌ها و نکات مثبت فرهنگ و تمدن شرقی فیلم بسازد و هیچ وقت نیز هالیوود از سینماگران مولف شرقی نخواسته است تا او را در ساخت پروژه‌ ای که بیانگر نکات مثبت تمدن شرقی است یاری کنند. در سینمای هالیوودی، جهان همواره از دید ابرقدرتها نگریسته می‌شود. آفریقا از دیدگاه آمریکا نگریسته می‌شود و نه آفریقا از دید آفریقایی‌ها و آمریکا از دید آسیایی‌ها.

سینمای با هویت
سینمای واقعی یا سینمای مولف، سینمایی است که از دید همگان به جهان هستی بنگرد. باید یک فیلم‌ساز مولف به عنوان یک شهروند دهکده جهانی به دنیا نگاه کند و از این به بعد انسان‌ها باید خود را شهروند دهکده جهانی تصور کنند که بنیان آن بر اساس گویاترین زبان جهان، یعنی زبان تصویر، با پشتوانه فرهنگ ها و تمدن های بشری نهاده شده است.
سینمای مولف جهانی، سینمایی است که دارای هویت باشد و با استفاده از تکنولوژی و علوم مختلف، موجب شناساندن فرهنگ‌ها به یکدیگر و ارتباط و هم‌ اندیشی آنها گردد. سینمای مولف جهانی، سینمایی است که ترویج ‌کننده مفاهیم آرمانی و ارزش‌های والای انسانی باشد. سینمای فارغ از خشونت وابتذال. سینمایی که متفکر و مستقل است، سینمایی که برای همه نسل‌ها موثر و دارای جاودانگی مضمون و محتواست. سینمای مولف جهانی باید مخاطب جهانی داشته باشد یعنی باید دو بعد اقتصادی و تاثیرگذاری به موازات هم، در این سینما مورد توجه قرار گیرند.نمی‌توان از سینمای خاص در جشنواره‌ها به نام سینمای جهانی نام برد. زیرا در حد جشنواره خلاصه می‌شوند و مخاطب عام ندارند. باید کاری کرد که جشنواره‌ها پلی شوند برای جهانی ‌تر شدن مخاطبین سینما و ایجاد ارتباط گسترده در میان فرهنگ‌ها، لذا در جشنواره‌ها باید یک فیلم از تمامی ابعاد مورد قضاوت قرار گیرد؛ هم بعد تکنیکی، هم وجه مخاطب و هم وجه هنری آن، برای دست‌یابی به این سینما یعنی سینمای مولف جهانی نمی‌توان فرمول خاصی ارائه کرد. ولی باید به این نکته توجه داشت که این گونه سینما باید یک دستگاه تربیتی باشد و مخاطبین خود را متفکر و پیشرو تربیت کند، لذا برای دستیابی به این هدف؛ باید اشخاص مولف، خلاق، فهیم و آشنا با مسائل اجتماعی و علوم انسانی، در این سینما صحبت کنند و همواره به این نکته توجه داشته باشند که احترام به فرهنگ بومی هر ملتی اعم از این که قدرت سیاسی بزرگ باشد یا نباشد به عنوان مهم ترین عامل پاسدار صلح و تفاهم میان ملت‌ها، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به عبارت دیگر کلید سینمای مولف جهانی در راستای تعامل سازنده میان فرهنگ‌ها، پذیرفتن هویت ایشان در گفتمان بین‌المللی است. لذا یک فیلم‌ساز مولف جهانی باید ترمینولوژی (اصطلاح شناسی) جهانی را در یابد و با استفاده از هویت فرهنگی و سنتی خود که همان سینمای بومی خوانده می‌شود، به زبان شیوا و قابل فهم با استفاده از تکنولوژی و پیشرفت‌های علوم با مخاطب عام ارتباط برقرار کند. در سینمای مولف جهانی باید به زبان فطرت صحبت کرد، زیرا خداوند تمامی انسان‌ها را بر اساس فطرت، یکسان آفریده است و اگر فیلم‌سازی با این زبان حرف بزند تمامی مردم فارغ از نوع دین و مذهب، رنگ پوست و زبان در سراسر جهان نظرات او را در قالب فیلم درک می‌کنند و قطعا این سینما می‌تواند مخاطب جهانی داشته باشد و نقطه آغازین سینمای مولف جهانی همین‌جاست. سینمایی که این گونه جهانی می‌شود، قطعا می‌تواند تاثیرگذار باشد و سینمای صلح و دوستی را در جهان بر پا کند.
به طور کلی می‌توان گفت اگر ما سینمای جهان را به درخت زیبایی تشبیه کنیم، باغی که این درخت در آن رشد و نمو پیدا می‌کند، همان جهان است. ریشه های درخت، هویت فرهنگی ملت‌های مختلف است و تنه درخت، مبانی و اصول سینما در بعد تکنیکی و محتوایی است؛ شاخه‌های این درخت نحوه بیان و شیوه استفاده از زبان تصاویر برای بیان اندیشه‌های فیلمساز در سینما را شکل می‌دهد. میوه‌هایی که بر این درخت سینمایی می‌رویند، افکار و عقاید افراد بشر است. حال اگر این درخت به جای رشد کردن در راستای عمودی و به سوی خورشید در جهت افقی پراکنده شود؛ اینجاست که این درخت ممکن است پرده ای در برابر نور بیفکند و بدین‌سان به جنگل انبوهی می‌رسیم که بشریت با گام نهادن در آن گم می‌شود. زیرا خورشید را در بالای سر خود نمی‌بیند تا او را راهنمایی کند؛ که این خورشید همان خدامحوری، معنویات و اعتقادات دینی بشریت است.

نویسنده: شراره - گل محمدی

دسته ها : فرهنگی
دوشنبه 1388/1/24 20:54
X