معرفی وبلاگ
دسته
لینکدونی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2307355
تعداد نوشته ها : 11235
تعداد نظرات : 345
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

 

*احمد منصور:پیش از سال 1994، نشانه های موافقتنامه اسلو نمایان شده بود: شما چگونه موافقت نامه ی اسلو و کنفرانس ما درید را دنبال می کردید و چه احساسی در مورد آن داشتید؟

*احمد یاسین: به نظر من کنفرانس مادرید هیچ دستاوردی نداشت بلکه تنها یک کنفرانس تبلیغاتی بود که با هدف کنترل احساسات اعراب و فلسطینیان برگزار شد؛ به نظر من اسرائیل در آن برهه علاقه ی چندانی به حل و فصل مسائل نداشت و این همان چیزی است که آقای شامیر بعدها به آن اشاره کرد و گفت «هدف من این بود که گفتگوها ده سال یا بیشتر به طول بیانجامد» در آن برهه انتفاضه فلسطین به یک درد سر بزرگ برای اسرائیل تبدیل شده و اعتبار آن را در صحنه ی بین الملل و رسانه ها مخدوش کرده بود بنابراین آمریکا قصد دا شت مشکل انتقاضه را از سر راه بر دارد. از اینجا بود که تماسهای سری آغاز و به معاهده ی یک جانبه ی «اسلو» منجر شد ؛ اعراب به امید یک صلح فراگیر ، عادلانه و دائم در کنفرانس مادرید شرکت کرده بودند اما معاهده ی صلح تنها با برخی اعراب به امضاء رسید و سایر کشورهای عربی از روند صلح کنار گذاشته شدند و به این ترتیب کشورهای عربی در صدد بر آمدند تا به صورت جداگانه ، مشکلاتشان را با ا سرائیل حل کنند و این همان چیزی بود که اسرائیل می خوا ست تا از این رهگذر هر کدام از کشورهای عربی را در مسیر خاصی قرار داده و منافع خود را تا مین نماید .
معاهده ی اسلو از نظر ما یک معاهده ی ظالمانه و نا درست بود که آرزوها و اهداف مردم ما را محقق نمی کرد و باعث از میان رفتن وحدت مردم فلسطین می شد ؛ مردم فلسطین پیش از این در رویارویی با دشمن در یک سنگر واحد بودند اما به موجب معاهده ی اسلو یک نوع همکاری امنیتی میان اسرائیلی ها و تشکیلات خود گردان به وجود آمد تا از مبارزه ی گروه های مقاومت و به ویزه جنبش های اسلامی و در صدر آنها حماس علیه اسرائیل ممانعت به عمل آید ، این هماهنگی امنیتی اعمال می شد اما تا پیش از موافقت آمریکا در برهه اخیر به صورت علنی در نیامده بود . همانطور که خدمتتان عرض کردم این هماهنگی امنیتی منجر به لو رفتن مسأ له گروگان گیری ونیز بسیاری از گروه های انقلابی در "اُم تسلیمه " شد ؛ چه بسا نمونه های دیگری از این همکاری امنیتی رخ داده باشد و ما اطلاعی از آن نداشته باشیم ، به هر حال این کارها از اساس مورد قبول ما نبود اما ما در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بودیم ، درست است که معاهده ی اسلو را نپذیرفتیم اما هنگامی که تشکیلات خود گردان بر سر کار آمد متعرض آن نشدیم و به مقابله با آن نپرداختیم زیرا نمی خواستیم جنگ داخلی در بگیرد از این گذشته بسیاری از برادران از تشکیلات خود گردان استقبال کرده، آنها را مورد مساعدت قرار داده وبه آنها غذا دادند زیرا تشکیلات خود گردان در آغاز ، وضعیت بدی دا شت و هنوز از هیچ نوع امکاناتی بر خوردار نبود ؛ آنها انتظار داشتند که ما با آنها بجنگیم ولی ما از همان روز اول به دنبال برادر کشی نبودیم . تشکیلات خود گردان در آغاز در قبال خوش رفتاری ما رفتار خوبی داشت اما پس از آن که مواضع سیا سی و رفتار های نادرستی در قبال مردم فلسطین در پیش گرفت ، مردم تظاهرات صد هزار نفری و پنجاه هزار نفری را به راه انداختند ؛ آنها هم در یک مسجد فلسطینی کشتاری را به راه انداختند که طی آن سیزده فلسطینی به شهادت رسیدند ، هدف این کشتار اختلاف افکنی در میان اپوزیسیون بود . خلاصه این قضیه به پایان رسید .

*احمد منصور: یعنی به مسجد حمله کرده و تیر اندازی نمودند ؟

احمد یاسین: آن ها سربازانشان را در نقطه ای دور و به موازات درب ورودی مسجد مستقر کردند و بعد از آغاز راهپیمایی به سمت مردم آتش گشودند ؛ ان ها شایع کردند که نیرو های امنیتی هستند اما افرادی که به روی مردم آتش گشودند در تشکیلات خود گردان کار نمی کردند ؛ خلاصه این کار برای در هم شکستن اپوزیسیون صورت گرفت ... تشکیلات خود گردان بعد از این حادثه ، کمیته تحقیقی را تشکیل داد که تا همین الان انتشار گزارشاتش در مورد حادثه مذکور ادامه دارد. به هر حال تشکیلات خود گردان به این شرط سر کار آمده بود که با جنبش های اصول گرا و تندروی دینی به نفع اسرائیل و حفاظت از امنیت آن ، مبارزه کند . متاسفانه آن ها نیز بر اساس دستورات و فشارهای اسرائیل در این مسیر گام بر می داشتند اما شرایط فلسطین اجازه ی این کار را به آنها نمی داد زیرا جنبش اسلامی یک نقش مرد می ، انسانی ، اجتماعی ، آموزشی ، ورزشی و خدماتی را ایفا می کرد و اگر این خدمات از میان می رفت به این معنا بود که لااقل نیمی از مردم فلسطین که از این خدمات استفاده می کردند ، از میان می رفتند ... چنین خدماتی از تشکیلات خود گردان ساخته نبود .

*احمد منصور: اما تشکیلات خود گردان هم اکنون مانع از فعالیت های شما می شود و اقدام به تعطیلی مراکز وابسته به شما می کند...

*احمد یاسین: ببینید این قبیل ممانعت ها تاثیری ندارد زیرا موسسات ا سلامی همچنان به کار ادامه می دهند ؛ آنها فقط دفاتر ما را تعطیل می کنند اما فعالیت های ما کما فی السابق ادامه دارد . در حقیقت تشکیلات خود گردان با تعطیل کردن مراکز اسلامی در صدد دور زدن آمریکا و اسرائیل است اما جنبش های اسلامی همچنان به موجودیت و فعالیت های خود ادا مه می دهند.

*احمد منصور: مهم ترین تاثیرات منفی معاهده ی «اسلو» بر مسأله فلسطین چه بود ؟

*احمد یاسین : به نظر من نخستین تاثیر منفی آن ، از هم پاشیده شدن وحدت مردم فلسطین در رویارویی با ا سرائیل بود. در ثانی مردم فلسطین که از طریق انتفاضه توان ارتش اسرائیل را تحلیل برده بودند و هر روز سربازان اسرائیلی را به هلاکت می رساندند ، تحت تاثیر «اسلو» امکان رویارویی از آ نها سلب شد زیرا اسرائیلی ها ، یهودیان نوار غزه را به شهرک ها و دژهای مستحکم منتقل کردند و همین امر سبب شد که فلسطینی ها در مواجهه با آن ها در وضعیت ضعیفی قرار بگیرند چرا که امکان مقابله با یهودیان ساکن در شهرک ها و دژهای مستحکم وجود نداشت . همین امر موجب ضعف و نابودی انتفاضه شد. از دیگر نکات منفی معاهده ی «ا سلو» این بود که آرزو های فلسطینیان را محقق نمی کرد.به گونه ای که تنها بخش بسیار اندکی از آن به اجرا گذاشته شد، بر همین اساس «اسلو» به یک معاهده ی مسخ شده و بی فایده تبدیل شده است و هیچ فلسطینی ای باور ندارد که از این راه بتوان صلح را محقق کرد و کشور فلسطین را با مرز های مشخص، پایه گذاری نمود.

*احمد منصور: معاهده ی «اسلو» و تشکیلات خود گردان، خطر بسیار بزرگی برای حماس و به ویژه مبارزه ی مسلحانه ی آن به شمار می روند .درست است ؟

*احمد یاسین: قطعا همین طور است. تبادل اطلاعات میان تشکیلات خود گردان و اسرائیل و هماهنگی میان آن دو ، جنبش حماس را تحت تاثیر قرار داد و عرصه را بر گردان ها و گروه های مبارز تنگ کرد زیرا همزمان در معرض تهدید جبهه ی داخلی و خارجی قرار گرفتند. همانطور که می دانید جنبش حماس در همه ابعاد حرکت می کند. در آغاز همه مردم پشتیبان ما بودند اما بعد از «ا سلو» ، دست کم نیمی از آن ها به طرفداری از تشکیلات خود گردان بر خاستند،به همین خاطر جنبش حماس از همه سو دچار مشکل شد. اما به فضل الهی حماس با صبر و بردباری به مقاومت و موجودیت خود ادامه خواهد داد.

*احمد منصور: اگر اجازه بدهید بعدا به جزئیات این موضوع بپردازیم ، اکنون می خواهیم درباره ی آخرین روزهای زندان با شما سخن بگوییم ؛ مقدمات آزادی شما از زندان چگونه فراهم شد و چطور این خبر را در یافت کردید ؟

*احمد یاسین: در آن روز با خبر شدم که همسرم ، صبح دوباره به دیدن من خواهد آمد. وقتی شب فرا رسید وکیل مدافعم به نزد من آمد و طوماری را که تهیه کرده و به ا مضای چهل عضو پارلمان اسرائیل رسانده بود به من نشان داد. به او گفتم : " این موضوع را فراموش کن، امکان ندارد که از طریق میانجیگری یهودیان در صدد آزادی از زندان باشم "... ساعت 8:30 دقیقه شب به سلول ما آمدند و گفتند : طبقه بالا شیخ را می خواهند. جوانان هم سلولی ام راضی نبودند و انتظار داشتند مسوؤلان زندان به سلول ما بیایند و با ما صحبت کنند به همین خاطر گفتند : "شیخ احمد یاسین بیمار است و نمی تواند بیاید " بعد از گذشت یک ربع دوباره آمدند و گفتند : " با شیخ کار داریم " هم سلولی هایم همان حرف قبلی را تکرار کردند . خلاصه فرستادگان مسوؤلان زندان رفتند و دوباره بعد از 15 دقیقه بازگشتند . این بار من صحبت های آنها را نشنیدم اما متوجه شدم که مرا می خواهند .

*احمد منصور: یعنی هم سلولی هایتان موضوع را به شما نگفتند؟

*احمد یاسین: خیر! زیرا قصد داشتند مسوؤلان زندان را به سلول بیاورند.به آنها گفتم " فرزندانم اینها چه می خواهند ؟ " گفتند: " می خواهند شما به طبقه بالا بروید ا ما ما دوست نداریم شما این کار را انجام دهید ،بنابراین پیش ما بمانید " خلاصه سرانجام به هم سلولی هایم گفتم : " می خواهم بروم و ببینم چکار دارند "... فرستادگان مسوؤلان زندان گفتند : " اجازه بدهید شیخ همراه ما بیاید، چون این مسئله به نفع ایشان است " .بنابراین به همراه آنها به طبقه بالا رفتم و دو افسر ارتشی و یک افسر پلیس را دیدم که روی صندلی نشسته اند. آنها به من گفتند " یک فرصت طلایی برای شما ایجاد شده " گفتم: " خیر است ا نشاء الله " گفتند : " قرار است آزاد شوید " گفتم : "چه خوب ! " گفتند : " موافقید ؟ " گفتم: " معلوم ا ست که موافقم " گفتند: " ملک حسین با نتانیاهو به توافق رسیده است که شما به اردن بروید " گفتم : " خب! بعدش ؟ " گفتند: " بقیه اش به توافق شما و ملک حسین بستگی دارد " گفتم : " من با آزادی از زندان موافقم ا ما به اردن بروم که با ملک حسین به چه توافقی برسم ؟! خیر! از همین الان باید به من تعهد بدهید که به عنوان میهمان به اردن بروم و بعد از آن به خانه ام در غزه باز گردم "

*احمد منصور: چگونه از تلاش نا فرجام برای ترور خالد مشعل مطلع شدید ؟

*احمد یاسین: من هنوز از این مسئله چیزی نمی دانستم و عاملان آن را نمی شناختم زیرا قضیه هنوز لو نرفته بود و نمی دانستیم مسئله تبادل ا سرا در میان ا ست ... گفتند: " تعهد نامه را برای چه می خواهید ؟ " گفتم : " اگر تعهد نامه را امضاء نکنید از این زندان بیرون نخواهم رفت " گفتند : " ملک حسین چنین فرصتی را در اختیار شما قرار داده است " گفتم: " برای من فرقی نمی کند که چه کسی این فرصت را در اختیار من قرار داده است ، باید تعهد نامه ای را نوشته و هر سه نفر شما آن را امضا کنید "

*احمد منصور: یعنی آنقدر درجه ی آنها بالا بود که در صورت امضای تعهد نامه ، می توانستند آن را اجرا کنند؟

*احمد یاسین: لااقل یکی از آنها سر لشگر بود. خلاصه به آنها گفتم : "این امکان ندارد " به همین خاطر آنها با مقامات بالا تماس گرفتند و به مدت 3 ساعت با آنها به گفتگو نشستند.

*احمد منصور : پس محور گفتگو های شما این بود که شما را به اردن بفرستند و بعد در آنجا به مذاکره در مورد شما بپردازند؟

*احمد یاسین: همین طور است. آن ها می خواستند مرا در برابر عمل انجام شده قرار دهند اما من به آنها گفتم: " خیر!... باید تعهد نامه بنویسید وگرنه من از این زندان بیرون نمی روم . شما ده ها بار تلاش کردید که مرا از غزه خارج کنید اما من نپذیرفتم ؛ شما فکر می کنید من احمقم ؟! حتی اگر جانم را بگیرید از زندان بیرون نخواهم رفت " افسران اسرائیلی به من گفتند : " نکند می خواهید ما را به چوبه ی دار بسپارید ؟! به آنها گفتم : "این هم زندگی من است اما شما می خواهید با زندگی من بازی کنید " در نهایت به خواسته ی من تن در دادند و تعهدنامه را نوشتند اما متن تعهد نامه را به شکلی نوشته بودند که بتوانند بعدأ روی آن مانور بدهند ؛ بنابراین به آنها گفتم : " من این متن را قبول ندارم و باید آن را عوض کنید " . خلاصه اینکه چندین بار متن تعهد نامه را تغییر دادند تا رضایت مرا جلب کنند اما سر انجام گفتم: " باید همان متنی را بنویسید که من می گویم ". آن ها نیز سرانجام همین کار را انجام دادند و بعد متن را امضا نمودند. اما من به همین امر بسنده نکردم و گفتم : "هم سلولی ها ی من که برای همراهی و کمک به من به سلول آمده اند ، باید همراه من آزاد شوند " گفتند: "بله ؟! " گفتم : "همین که گفتم ، اگر آنها را آزاد نکنید من هم از زندان بیرون نمی روم "

*احمد منصور: پس می توان گفت که هم سلولی های شما خوش شانس بوده اند که در آن برهه ، داوطلب کمک به شما شده اند ؟

*احمد یاسین: بله! گفتند : " خب این هم سلولی های شما چند نفرند و محکومیتشان چگونه ا ست؟ " گفتم : " دو نفرند که اولی به دوازده سال زندان محکوم شده و تا کنون سه سال آن را سپری کرده است و دومی به هشت سال حبس محکوم شده و تا کنون پنج سال از آن را گذرانده ا ست ". گفتند " امکان ندارد "، گفتم " پس من هم از زندان بیرون نمی روم " خلاصه وقتی با سر سختی آنها مواجه شدم گفتم : " لااقل باید یکی از آنها را آزاد کنید "گفتند: " گفتند اشکالی ندارد، آن زندانی را که به هشت سال زندان محکوم شده آزاد می کنیم " گفتم : " پس دیگر حرفی باقی نمی ماند " پس از این گفتگوی طولانی به سلول برگشتم ، برگه ها را برداشتم و همراه با یکی از هم سلولی هایم از زندان خارج شدیم ...بعد سوار ماشین شده و به فرودگاه رفتیم و از آنجا با هواپیما عازم اردن شدیم.وقتی به فرودگاه رسیدیم ، ملک حسین به استقبال ما آمد ، سلام کرد وبه من تبریک گفت ...

*احمد منصور: اگر اشکالی نداشته باشد ، جزئیات بیشتری از چگونگی خروج از زندان و عزیمت به فرودگاه را برای ما بیان کنید .

*احمد یاسین: وقتی به سلول برگشتم اسرائیلی ها گفتند: "آنقدر معطل کردی که قرار به هم خورد " ظاهراً قرار گذاشته بودند که من ساعت تقریباً دوازده یا یک درعَمان باشم ... مسوؤلان زندان آمدند وآن برادر هم سلولی ام را که قرار نبود آزاد شود از سلول بیرون بردند. نمی دانم چرا ولی او را به یکی از بند های دور بردند ...بعد سراغ آن یکی آمدند و به او گفتند : "می خواهیم تو را آزاد کرده و به بیت لحم بفرستیم و شیخ احمد یاسین هم می خواهد به غزه برود " در حقیقت او را دست انداخته بودند و او هم چون جوان بود این چیزها را متوجه نمی شد. این جوان وقتی فهمید که همراه من آزاد خواهد شد از خوشحالی ، مرا بوسید. خلاصه وسایل ضروری را جمع کردیم و سایر چیزها را همان طور که بود ، رها کردیم ؛ یک ویلچر خوب مخصوص دستشویی رفتن داشتم که آن را در انبار گذاشته بودند و نتوانستند آن را بیاورند بنابراین یکی از همین ویلچرهای بی کیفیت را به جای آن به من دادند. بعد به آنها گفتم : " خب! حالا تعهدنامه را بدهید " گفتند : " وقتی به فرودگاه رسیدیم آن را به شما می دهیم " وقتی وارد فرودگاه شدیم ، به سمت هواپیمای اردنی رفته و سوار شدیم . گفتم : " خب الآن تعهدنامه را بدهید " گفتند : " مهم نیست، برای چه آن را می خواهی ؟گفتم : " اگر تعهدنامه را نیاورید از اینجا تکان نمی خورم ". خلاصه تعهدنامه را آوردند اما امضا نشده بود ، در واقع آن را عوض کرده بودند . گفتم : " این تعهدنامه را قبول نمی کنم ، باید آن را امضا کنید " فرمانده منطقه جنوبی آمد و آن را امضا کرد . گفتم " آن دو نفر دیگر هم باید امضا کنند و گرنه از اینجا تکان نمی خورم " یکی از برادران اردنی آمد و به من گفت : " ببینید! همه چیز رو براه است زیرا شما با ضمانت ملک حسین آزاد می شوید و هر چه بخواهید برایتان فراهم می شود " گفتم : " پس شناسنامه هایمان چه می شود ؟ " گفت : " ما می خواهیم برویم ، فراموشش کن "خلاصه شناسنامه ها را به ما ندادند اما وقتی من اصرار کردم ، آن برادر اردنی گفت : "نترس ، مادامی که ملک حسین ، ضامن شماست ، شناسنامه ها هم می رسد " گفتم : " شما مطمئن هستید ؟ " گفت : " بله " گفتم : " پس همین تعهدنامه کافی است " خلاصه همان شب با هواپیما به اردن رسیدیم و همانطور که خدمتتان عرض کردم ، ملک حسین در فرودگاه به استقبال من آمد. بعد از آن به شهرک بیمارستانی " الحسین " رفتیم و درآنجا بستری شدم . ملک حسین در بیمارستان هم دوباره به ملاقات من آمد. به طور کلی ، با عزت واحترام از زندان اسرائیلی ها آزاد شدم و همین آزادی ، نقش خود را در ... .

*احمد منصور : آیا از اعضای دفتر حماس در اردن ، کسی همراه ملک حسین به استقبال شما آمده بود؟

*احمد حسین : بله! همه اعضا ی دفتر حماس در اردن آمده بودند .آن ها در همان لحظه نخست آمدند و احوالپرسی کردند .

*احمد منصور : یعنی این موضوع به اطلاع آنها و مقامات اردن رسانده شده بود ؟

*احمد یاسین : بله! رسانه ها فوراَ این خبر را به اطلاع عموم رسانده بودند اما من و هم سلولی هایم خبر را نشنیده بودیم . وقتی من به طبقه بالای زندان رفتم ، هم سلولی هایم منتظر بازگشت من برای صرف شام بودند زیرا هنگامی که حوالی غروب آفتاب ، شام را آوردند به هم سلولی هایم گفتم : " شام را یکباره نخورید ، آن را به سه قسمت تقسیم کنید تا آخر شب هم مقداری ازآن را استفاده کنیم " خلاصه من در طبقه بالا بودم و اخبار را نشنیدم ، هم سلولی هایم نیز اتفاقا آن شب اخبار را گوش نکرده بودند. بنابراین نه من و نه هم سلولی هایم ، هیچکدام از موضوع با خبر نبودیم اما رسانه ها خبر آزادی من را با آب تاب پخش کرده بودند و همه می دانستند که شیخ احمد یاسین ، آزاد خواهد شد .

*احمد منصور : این چندمین باری بود که تلاشهایی برای آزادی شما از زندان ، انجام می گرفت ؟

*احمد یاسین : فکر می کنم دفعه پنجم یا ششم بود.

*احمد منصور : قبلا عرض کردید که چندین عملیات نظامی با هدف آزاد کردن شما انجام گرفت .

*احمد یاسین : قبلاَ در باره عملیات اول صحبت کردیم ، عملیات دوم هم که مربوط به ربودن یک اتوبوس از سوی سه جوان اهل قدس بود و طی آن دو نفر از آنان شهید شدند و آن سومی هم که او را " شهید زنده " نامیدیم ؛ پس از آن هم دو - سه عملیات دیگر در همان مرحله برنامه ریزی و پیش از اجرا ، لو رفت .

*احمد منصور : اسرائیلی ها آن را کشف کردند؟

احمد یاسین : بله! البته از طریق مزدوران . آخرین تلاش برای آزادی من ، همین موضوع اردن و غزه بود ...

*احمد منصور : بعد از آن که به اردن رسیدید ، آقای عرفات چگونه از موضوع مطلع شد و تقریباَ کی به ملاقات شما آمد ؟

*احمد یاسین : در آن زمان ، ایشان در قاهره بودند که خبر آزادی من را دریافت کردند و هنگامی که به اردن آمدند ...

*احمد منصور : طبیعتاَ از شنیدن این خبر غافلگیر شدند ؟

*احمد یاسین : بله! ایشان نیمه شب از موضوع مطلع شدند ، بنابراین در طی سفری که به اردن داشتند ، همراه ملک حسین به بیمارستان آمدند و از من عیادت کردند. چند دقیقه ای نشستند و از احوال مرا جویا شدند و بعد رفتند.

*احمد منصور : بعد از چند روز به غزه بازگشتید ؟

*احمد یاسین : شش روز بعد از آزادی ، به غزه بازگشتم .

*احمد منصور : حدود هشت سال بود که از غزه دور بودید؟

*احمد یاسین : هشت سال ونیم !

*احمد منصور : بعد از بازگشت ، غزه را چگونه دیدید ؟

*احمد یاسین : در واقع ظاهر شهر با ساختمان های تازه تأسیس و بلند ، تغییر زیادی کرده بود اما از این گذشته ، تصور نمی کردم مردم اینقدر پر شور باشند. وقتی به فرودگاه غزه رسیدم با ازدحام زیاد استقبال کنندگان روبه رو شدم اما پلیس اجازه نداد به من نزدیک شوند و بلافاصله مرا سوار یک آمبولانس سریع السیر کردند واز محل دور نمودند. وقتی از فرودگاه بیرون آمدیم ، خیابان ها مملو از جمعیت مشتاق شده بود ؛ ورزشگاه یرموک که مقصد بعدی ما بود ، همین وضعیت را داشت، به طوری که جای سوزن انداختن نبود. از من خواستند سخنرانی کنم اما هنگامی که این منظره را دیدم ، گریه ام گرفت زیرا تصور نمی کردم که مردم اینقدر با شور وهیجان نسبت به من ، ابراز عواطف کنند. من خودم را «هیچ» می دانستم اما استقبال عظیمی از من به عمل آمده بود. وقتی به خانه برگشتم ، مردم دسته دسته به دیدن من می آمدند ، طوری که در خانه دیگر جایی برای نشستن نبود به همین خاطر برای پذیرایی از میهمانان به ورزشگاه «مجمع اسلامی» رفتم و نزدیک به یک ماه در آنجا پذیرای میهمانانی بودم که از همه جا به دیدن من می آمدند. غیر از ورزشگاه ، جای دیگری ظرفیت چنین تعدادی را نداشت . به حمدالله مردم در قالب کاروان های مختلف و سوار بر چهار پنج اتوبوس به استقبال من می آمدند ...

*احمد منصور : شما در این ایام چه احساسی داشتید به ویژه آنکه در هنگام زندانی شدن ، چنین شور وهیجانی در مردم نسبت به شما وجود نداشت اما بعد از آزادی ، با چنین استقبالی روبه رو شدید؟

*احمد یاسین : هنگامی که زندانی شدم مردم نمی دانستند که چه نقش مهمی را در انتفاضه و قیام علیه اسرائیل ایفا کرده ام زیرا فعالیت های من ، مخفیانه و دور از انتظار مردم انجام می شد اما بعد ار آنکه به زندان افتادم ، مردم به تدریج با ما و مبارزاتمان آشنا شده و برایشان جا افتاده بود که همه آن عملیات ها به رهبری من انجام گرفته است . علاوه بر این ، جنبش حماس به خاطر جهاد ، پایداری، کمک به فقرا و فعالیت های آموزشی از جایگاه و اعتبار زیادی در میان عامه ی مردم بر خوردار بود و البته همه اینها از فضل خداست و اگر او نخواهد هیچ یک از فعالیت های ما مؤثر نخواهد افتاد .

*احمد منصور: بعد از آزادی از زندان ، فعالیت های اسلامی و وضعیت جنبش حماس را چگونه دیدید؟

*احمد یاسین: حماس در وضعیت دشواری به سر می برد زیرا تشکیلات خود گردان در سال 1996 ضربه مهلکی را بر آن وارد آورد و حدود هزار نفر از رهبران و شخصیت های آن را بازداشت کرده بود. علاوه بر این اعضای حماس را به لحاظ امنیتی تحت تعقیب قرار داده و آنها را به خاطر فعالیت هایشان تهدید می کرد . با این اوصاف حماس در وضعیت بسیار بدی قرار داشت اما پس از آزادی من تا حدودی جان تازه ای گرفت و نفس راحتی کشید.

*احمد منصور : منظور من ، ساختارحماس است به عبارت دیگر شما پس از آزادی ، با جنبش حماس به عنوان یک سازمان سیاسی و نظامی روبرو شدید که انتفاضه ، بعد بین المللی و آوازه جهانی گسترده ای را نصیب آن کرده بود ؛ شما بعد از هشت سال ونیم تحمل زندان ، چار چوب سازمانی حماس را چگونه دیدید ؟

*احمد یاسین : چارچوب سازمانی حماس و جهت گیریهای آن تغییری نکرده بود اما بر طرفداران آن افزوده شده بود. هنگامی که به زندان افتادم ، حماس بین پنج تا ده هزار طرفدار داشت اما بعد از آزادی ، دهها هزار فلسطینی را دیدم که از حماس طرفداری می کنند و با فعالیت های آن همراه هستند.به عبارت دیگر ، پایگاه مردمی حماس و فعالیت های آن به فضل الهی گسترده تر شده بود.

*احمد منصور : آیا بعد از آزادی ، فورا فعالیت هایتان را از سر گرفتید ؟

احمد یاسین : تمام عمر من به فعالیت می گذرد ، حتی در مواقعی که در خانه هستم کار می کنم و حتی یک ساعت ، وقت آزاد هم ندارم به عنوان مثال مردم ، فقرا ، والدین زندانی ها و زن های مطلقه ، نزد من می آیند و شکایت هایشان را مطرح می کنند ؛ خانه من به روی همه مردم از طبقات مختلف باز است ؛ بنابراین بیوه زنان ، فقرا و بیماران و همه و همه به نزدم می آیند و درخواست هایشان را مطرح می کنند ؛ همچنین هر کس که با یک مسأله اسلامی دست به گریبان شده ، برای حل آن نزد من می آید و برخی نیز درخواست می کنند که از محل زندگی آنان بازدید نمایم . خلاصه ، کار و فعالیت همه وقت مرا به خود اختصاص داده است.

*احمد منصور : شما به عنوان شخصی که مقطعی از زندگانیتان در زندان سپری شده است ، طبیعتاَ از اوضاع زندانیان فلسطینی در زندان های اسرائیل ، مطلع هستید. گروه های مختلف فلسطینی موجود در زندان ، چگونه با هم تعامل می کنند ؟

*احمد یاسین : همه زندانیان از یک قاعده پیروی می کنند و آن چیزی جز همکاری ، تفاهم و گفت گو نیست . همه گروه های فلسطینی در زندان علیه دشمن صهیونیستی در یک سنگر واحد هستند و در صدد درگیری و مشاجره با یکدیگر بر نمی آیند.

*احمد منصور : اما گفته می شود که درگیری هایی مثلا میان فتح و حماس در زندان رخ می دهد و گاه به مرحله شکنجه و کتک کاری هم می رسد؟

*احمد یاسین: این درگیری ها در گذشته ها رخ می داد و مربوط به دوره ای می شود که غالب زندانیان از اعضای فتح بودند . البته در میان آنها افراد خوبی هم به چشم می خورد که بر اساس اصل برادری با ما رفتار می کردند اما برخی از رهبران زندانی آنها ، رفتار بدی با ما داشتند . خلاصه بعدها ، تعداد بسیار زیادی از اعضای فتح از زندان آزاد شدند و ما اکثریت زندان را در اختیار گرفتیم از این زمان به بعد روابط خوبی میان زندانیان برقرار شده است و اختلافات موجود اهمیتی برای ما و دیگر گروه های زندانی ندارد بلکه تنها موضوع مهم ، ایستادگی در برابر گردنکشی و توطئه های اسرائیل است. به همین علت به شما عرض کردم که اکنون زندان ها در آرامش به سر می برند و همه زندانیان به ید واحده در برابر دشمن تبدیل شده اند.

*احمد منصور: فرمودید که هنگام آزادی از زندان ، تقریباً یک هزار نفر از اعضای حماس در زندانهای اسرائیل به سر می بردند. درست است ؟

*احمد یاسین: خیر! بسیاری از آن ها آزاد شده بودند. من به شما عرض کردم که این ضربه آن ها ، حماس را در وضعیت بسیار بدی قرار داده بود اما هنگام آزادی من از زندان حدود صد و پنجاه نفر از اعضای حماس در زندان بودند.

*احمد منصور: به هر حال، هنگامی که حماس مستقیماً با اشغالگران اسرائیلی مبارزه می کرد همان فشار و بازداشت هایی را تجربه نمود که اکنون تشکیلات خود گردان ، آن را نسبت به حماس اعمال می کند ، شما این دو موضوع را چگونه ارزیابی می کنید؟

*احمد یاسین: ببینید! فشارهایی که از طرف خودی ها به انسان وارد می شود با فشارهای دشمن متفاوت است. بعد از روی کار آمدن تشکیلات خود گردان ، مردم به دو دسته موافق و مخالف حماس تبدیل شدند، اما پیش از آن ، همه آنها در مواجهه با دشمن از حماس حمایت می کردند و این حمایت ، انگیزه قوی تری را در اعضای حماس ایجاد می کرد اما اکنون بخشی از مردم مخالف ما بودند و این تأثیر بدی در روح وروان ما به جا می گذاشت .به عنوان مثال اگر برادر یا پسر عمو که نقطه امید انسان هستند ، در برابر او جبهه بگیرند چه احساسی پیدا می کند ؟

*احمد منصور: همانطور که گفتید پیش از این همه مردم در مواجهه با اشغالگران اسرائیلی از شما حمایت می کردند ا ما اکنون چنین حمایت گسترده ای دیگر وجود نداشت . آیا این امر منجر به کاهش فعالیت های حماس شد ؟ اصولا شما در آینده چگونه با این واقعیت برخورد می کنید ؟

*احمد یاسین : حماس باید این واقعیت جدید را بپذیرد و با صبر و بردباری با آن برخورد نماید. اگر یادتان باشد من در همین مصاحبه عرض کردم که راه جهاد همین است و هر کس در فکر مجاهدت است باید صبور باشد و شکنجه و زندان را تحمل نماید اما کسی که به دنبال جهاد نیست به راحتی در خانه و کنار خانواده اش ، استراحت می کند . راه جهاد، راه فداکاری همیشگی و تحمل زندان ، شکنجه و مرگ است . ما به اختیار و اراده خود واز روی آگاهی راهمان را انتخاب کرده ایم و هیچکس چنین چیزی را بر ما تحمیل نکرده است.

*احمد منصور: حال که تشکیلات خود گردان در صدد اجرای سیاست های منطبق بر معاهدات به امضا رسیده می باشد ، آیا پیش بینی می کنید که در آینده ، یک نوع تفاهم میان حماس و تشکیلات خود گردان ایجاد شود ؟

*احمد یاسین : چنین تفاهمی در هر زمانی امکان پذیر است ؛ ما باید اشتراکات و خطوط کلی حماس و تشکیلات خود گردان را مورد شناسایی قرار دهیم و اختلافات موجود را بپذیریم تا کشمکشی میان ما وآنها رخ ندهد. ما دشمن تشکیلات خود گردان نیستیم اما آنها چنان با سازمان های ما بر خورد می کنند و ما را مورد بازداشت و شکنجه قرار می دهند که گویی ما ، هم سنگر دشمن صهیونیستی هستیم . ما به آنها می گوییم که ما هم سنگر شما علیه دشمن هستیم نه هم سنگر دشمن علیه شما بنابراین دست از برخورد با ما بردارید .

*احمد منصور : پیش از روی کار آمدن تشکیلات خود گردان ، حماس از حمایت گسترده ای در میان مردم فلسطین بر خوردار بود اما پس از آغاز به کار تشکیلات خود گردان ، حماس روبه ضعف نهاد زیرا بسیاری از جوانان به استخدام این تشکیلات درآمده و حقوق خود را از آن دریافت می نمایند به گونه ای که می توان گفت در هر خانه ، تعدادی طرفدار حماس وتعدادی طرفدار تشکیلات خود گردان هستند. حتی گفته می شود که هم اکنون 35 هزار نفر به استخدام دستگاه های امنیتی یازده گانه تشکیلات خود گردان ، درآمده اند . در واقع می توان گفت که از هر خانواده ، یک نفر در این دستگاه ها کار می کند ؛ آیا این امر برای حماس ، خطرناک نیست ؟

*احمد یاسین : به اعتقاد من این امر خطری را متوجه ما نمی کند زیرا انسان منفعت طلب به درد رویارویی نمی خورد به قول معروف " نه هر که سر تراشد قلندری داند " ثانیا این 35 هزار نفر همگی دشمن ما نیستند بلکه بسیاری از آنها با جان و دل از ما حمایت می کنند ؛ از این گذشته دستگاه های امنیتی تشکیلات خود گردان ، دچار اختلافات و درگیری های داخلی شده اند همچنین بسیاری از کارمندان این دستگاه ها از وضعیت موجود ، ناراضی هستند چرا که برخی از آنها به مراتب و حقوق های بالا رسیده اند و برخی دیگر از چنین مزایایی محروم شده اند ؛ به همین خاطر تعداد زیاد کارمندان امنیتی خطری را متوجه ما نمی کند زیرا این کارمندان ، سنخیتی با هم ندارند ، از درک اعتقادی یکسانی برخوردار نیستند و تنها به دنبال منافع خود هستند و به همین خاطر ما ترسی از آنها نداریم .

*احمد منصور : صحبت های زیادی پیرامون گسترش فساد در مناطق تحت کنترل تشکیلات خود گردان ، مطرح می شود ...

*احمد یاسین : درست است .

*احمد منصور : منظورم این است که این امر به صورت آشکاری درآمده است به گونه ای که کاخ های میلیونی در کنار کوخ های لم یتغیر مردم فلسطین ، ساخته شده است . ارزیابی شما از این وضعیت به عنوان شاهد زمان چیست؟

احمد یاسین : این یک پدیده زشت است که همه مردم با آن مخالفند و از آن خشمگین هستند و در خلوت علیه آن سخن می گویند، اما قدرت تغییر و مقاومت در برابر آن را ندارند و تنها می توانند به نظاره آن بنشینند وخود خوری کنند که چرا چنین اتفاقاتی می افتد ؟!
این امر اعتبار تشکیلات خود گردان را زیر سؤال برده و کاهش حمایت مردم از آن را سبب شده است تا جایی که تنها چند صد نفر از دانشجویان و جوانان کم سن و سال در جشن سالگرد تأسیس فتح در سال 1998 شرکت کردند. استقبال ضعیف مردم از این مراسم باعث شد که دست اندر کاران آن طی تماسی با عرفات ، وی را از ناکامی مراسم و عدم حضور مردم درآن آگاه کرده و از او بخواهند که از حضور در مراسم صرف نظر نماید. این امر نشان دهنده نفرت مردم از اقدامات و رفتارهای تشکیلات خود گردان است .

*احمد منصور:به نظر شما این امکان وجود دارد که نارضایتی مردم منجر به یک انتفاضه داخلی علیه تشکیلات خود گردان شود؟

*احمد یاسین:بله! این امکان وجود دارد زیرا اگر مردم دچار ناامیدی شوند ، راه را بسته ببینند و نتوانند معیشت خود را تأمین کنند ، چاره ای جز مقاومت در برابر انسان هایی که سد راهشان نخواهند داشت زیرا همه مردم در پی زندگی سعادتمند مثل همه همنوعان خود هستند و اگر ببینند عده ای در کاخ ها به خوش گذرانی مشغول شده و دیگران به نان شبشان محتاجند ، بر شدت نارضایتی آنها افزوده خواهد شد ؛ من تشکیلات خود گردان را نصیحت کردم و به آنها گفتم :«من خیر خواه شما هستم بنابراین مردم را تحت فشار قرار ندهید که با این کار از شما گریزان می شوند و حمایت آنها را ازدست می دهید ، عرصه را بر مردم کرانه باختری تنگ نکنید زیرا آنها چشم امیدشان به شماست ، در غیر این صورت ، شما را تنها خواهند گذاشت ».

*احمد منصور : ممکن است بیشتر توضیح بدهید ؟

*احمد یاسین : شما می دانید که بحث های زیادی مطرح است که یکی از آنها گزینه اردن می باشد. مردم کرانه باختری ، گزینه اردن و زندگی تحت لوای دولت اردن را به مدت طولانی تجربه کرده اند و اگر از سوی اسرائیل و تشکیلات خود گردان در تنگنا قرار بگیرند به دولت اردن که از همه به آنها نزدیک تر ا ست متمایل می شوند ؛ درست است که اردن تمایلی به دخالت در این امر ندارد اما چندان هم بدش نمی آید که دایره وسیعتری از خاک فلسطین را در اختیار داشته باشد. کرانه باختری جزئی از مسأله فلسطین ا ست و اگر مردم ساکن آن ، اردن را انتخاب کنند تشکیلات خودگردان نیز خود به خود از دور خارج می شود ؛ تنگناهای مادی و مالیات ها مردم را با مشکل مواجه کرده است اما به نظر می رسد که مسؤولان تشکیلات خود گردان ، قادر به درک این مسأله نیستند - خداوندا تو شاهد باش که ما آنها را نصیحت کردیم و وظیفه خود را انجام دادیم- ما خواهان این هستیم که مسأله فلسطین به یک نتیجه مشخص برسد و از طرفداران وحدت با اردن و همه کشور های عربی هستیم اما حاضر نیستیم مسأله فلسطین به خاطر این وحدت، نیست و نابود شود بلکه در مرحله اول باید مسأله فلسطین را حل کرده و آنگاه به فکر وحدت جهان عرب باشیم.

*احمد منصور: هم اکنون بحث های زیادی مطرح می شود که چه کسی ریاست تشکیلات خود گردان را بعد از یاسرعرفات بر عهده می گیرد، به نظر شما چه کسی جانشین یاسرعرفات خواهد شد ؟

*احمد یاسین : در داخل فلسطین اسامی افرادی چون محمود عباس و احمد قریع (ابو علاء) رئیس مجلس قانونگذاری ، مطرح شده است البته نام برخی رؤسای دستگاه های امنیتی و همچنین آقای «دحلان» نیز به عنوان گزینه های بعدی بر سر زبان هاست اما به نظر من ، دو مورد اخیر با عقل جور در نمی آید ... محمود عباس و احمد قریع که در مرکز تشکیلات خود گردان قرار دارند از شانس بیشتری برای تصدی ریاست این تشکیلات برخوردارند ؛ به نظر من جانشین عرفات ، فردی است که نرمش بیشتری در برابر آمریکا واسرائیل از خود نشان دهد وبیش از سایرین فرمانبر این دو کشور باشد ؛ به هر حال پر واضح است که برای جانشینی عرفات ، روی محمود عباس حساب ویژه ای باز شده است زیرا وی هماهنگ کننده اسلو و گفتگو ها و معاهده های به امضا رسیده با اسرائیل محسوب می شود و آمریکا و اسرائیل تردیدی ندارند که وی از خط مشی آنها پیروی خواهد کرد.

*احمد منصور : البته رؤسای دستگاه های امنیتی نیز جزء گزینه های محتمل به شمار می روند و چه بسا بهتر از سایرین بتوانند مردم فلسطین را تحت کنترل خود درآورند؟

*احمد یاسین : ببینید ! رؤسای دستگاه های امنیتی ، محبوبیتی در میان مردم ندارند ، جنبش فتح دارای یک نوع محبوبیت مردمی است و با وجود رهبران قدیمی و مشهور ، عاقلانه نیست که یک افسرامنیتی زیر دست به یکباره رئیس تشکیلات خود گردان شود ؛ کادر رهبری فتح چنین چیزی را نخواهد پذیرفت به همین خاطر محال است مسؤولان امنیتی چنین مسئوولیتی را عهده دار شوند ورهبران با سابقه فتح به دست فراموشی سپرده شوند .

*احمد منصور : تصور و دیدگاه شما نسبت به آینده تشکیلات خود گردان به عنوان مولود یک معاهده چیست ؟

امد یاسین : به نظر من اگر تشکیلات خود گردان بر مواضع کنونی خود در تعهد به بن بست اسلو پافشاری کند ، سرنوشتی جز نابودی در انتظار آن نخواهد بود اما اگر به سنگر جهاد و اتحاد با مردم فلسطین در رویارویی با اشغالگران اسرائیلی باز گردد ، حیات دوباره خواهد یافت .

*احمد منصور : در گفتگو هایم با شما متوجه شدم که در بسیاری از مسائل ، صاحب دیدگاه های تحلیلی در مورد آینده هستید ؛ فکر می کنید پیش بینی شما در مورد نابودی یا ادامه حیات تشکیلات خود گردان ، چند سال بعد محقق شود؟

*احمد یاسین : می دانید که همه چیز در ید قدرت الهی است . اما نشانه های تحقق پیش بینی من از هم اکنون آشکار شده است زیرا به نظر می رسد که یاسر عرفات دچار نوعی خستگی و درماندگی روحی شده و آن ها وی را تمام شده می پندارند اما به نظر من وی هنوز هم مقداری توانمندی دارد و می تواند تا مدت ها به کار ادمه دهد ؛ به هر حال رهبران فتح قبل از فرارسیدن موعد مقرر ، نزاع بر سر قدرت را آغاز کرده اند و رسانه ها نیز به این قضیه دامن می زنند .

احمد منصور : در مورد نابودی تشکیلات خود گردان چه ؟

احمد یاسین : اگر تشکیلات خود گردان به بن بست کنونی ادامه دهد نابود خواهد شد زیرا نه منافع وآرمانهای مردم فلسطین را محقق خواهد کرد و نه اجازه می دهد دیگران این کار را انجام دهند ؛ بنابراین مسیر کنونی تشکیلات خود گردان به سمت نابودی پیش می رود اما اگر این تشکیلات در استراتژی خود برای مقابله با دشمن تجدید نظر کند می تواند به حیات سیاسی خود ادامه دهد زیرا مقاومت تنها راه مردم فلسطین برای اعاده حقوق از دست رفته است.

*احمد منصور : حال که تشکیلات خود گردان ، حماس را اصلی ترین رقیب خود می داند ، آیا به نظر شما استراتژی خاصی را برای نابودی حماس طراحی کرده است یا خیر ؟

*احمد یاسین : به نظر من برای هیچ هموطنی آسان نیست که برادر هموطنش را نابود کند تا جایی که برخی مواقع ، مأموران تشکیلات خود گردان به خانه اعضای گردان های عزالدین قسام می ریختند تا آنها را دستگیر کنند اما بعد از بازرسی منزل ، چنین وانمود می کردند که اشخاص تحت تعقیب در منزل حضور ندارند به عبارت دیگر جدیتی در مبارزه با حماس دیده نمی شود زیرا بسیاری از طرفداران تشکیلات خود گردان در عمل دوستدار ما هستند و حتی برخی از آنها اطلاعات لازم را دراختیار ما قرار می دهند بنابراین ، چنین نیست که کلیت تشکیلات خود گردان در صدد نابوی حماس باشد . واقعیت این است که نابودی حماس ، خواسته آمریکا واسرائیل است و تشکیلات خود گردان در دام آنها گرفتار شده زیرا در میان طرفداران آن ، مزدورانی وجود دارند که در پی ضربه زدن ، ایجاد درگیری واز میان بردن اتحاد مردم بر آمده اند . من امیدوارم که برادرانمان در تشکیلات خود گردان به خود بیایند و اجازه ضربه زدن به یک جنبش ریشه دار اسلامی را ندهند زیرا خود این تشکیلات بیش از همه به کمک حماس برای مقابله با اسرائیل ، نیازمند است .

*احمد منصور : شما که خود نخستین گروه نظامی حماس را تشکیل دادید طبیعتاَ استراتژی های بعدی حماس در زمینه نظامی را پی گیری کرده واز آن مطلعید. آیا از تجربه های پیشین در این زمینه استفاده شده و آیا نوعی غنای تجربه به وجود آمده یا خیر ؟

*احمد یاسین : قطعاَ همینطور است. همانطور که قبلاَ خدمتتان عرض کردم ما در آغاز به جمع آوری سلاح پرداختیم ولی استفاده ای از آن نکردیم ؛ در مرحله بعد با تعداد اندکی از مبارزان ، کار را آغاز نمودیم که البته عملیات های شجاعانه ای را انجام دادند ؛ بعد از دستگیری ما ، عملیات های شجاعانه تری با سلاح های بسیار اندک ترتیب داده شد به گونه ای که برخی عملیات ها فقط با دو قبضه تفنگ انجام می شد و مبارزان ما در تعقیب و گریز با اسرائیلی ها مدام از کرانه باختری به نوار غزه و از نوار غزه به کرانه باختری نقل مکان می کردند ، با همین یکی دو قبضه تفنگ عملیات ها را انجام می دادند و گاهی چند قبضه سلاح را از دشمن غنیمت می گرفتند و یا به خرید اسلحه می پرداختند ؛ کار تا جایی پیش رفت که گروه های مختلف نظامی و مسلح شکل گرفت که به جیپهای حامل سربازان اسرائیلی حمله می کردند وآنها را به قتل می رساندند ، روی اجساد آنها می ایستادند و عکس یادگاری می گرفتند ؛ خلاصه اینکه ما مراحل دشواری را پشت سر گذاردیم .

*احمد منصور : اما مبارزه مسلحانه بعد از روی کار آمدن تشکیلات خود گردان ، کاهش یافت .

*احمد یاسین : همینطور است زیرا ما درصدد رویارویی با تشکیلات خود گردان و برادرکشی نبودیم ، بنابراین روند فعالیت های نظامی را کاهش دادیم .

*احمد منصور : اما حجم گردان های عزالدین قسام تغییر پیدا نکرده است ...

*احمد یاسین : برای من حجم گسترده مهم نیست بلکه افراد حاضر در صحنه برای من مهم هستند واگر تعداد آنها به حد مطلوبی برسد ، حجم گسترده اهمیتی ندارد زیرا این حجم در هر حال قابل نو سازی ، تحول بخشی و گسترش است .

*احمد منصور : آبا گزینه مبارزه مسلحانه و گردان های عزالدین قسام ، گزینه ای استرتژیک و آینده محور است که حماس هرگز دست از آن بر نمی دارد یا اینکه ممکن است شرایط آینده ، شما را به اتخاذ گزینه های دیگر وادار کند؟

*احمد یاسین : به هر حال تا این لحظه موضع ما این است که گزینه حهاد و مقاومت ، گزینه ای استراتژیک و گریز ناپذیر است اما اگر اسرائیل با آتش بس مورد نظر ما موافقت کند ، امکان برقراری آن وجود دارد .

*احمد منصور : اسرائیل در سال 1948م تأسیس شد و هم اکنون پنجاه سال از عمر آن می گذرد ؛ به عنوان شخصی که این سال ها را تجربه کرده ، دیدگاه شما درباره آینده اسرائیل چیست ؟

*احمد یاسین : اسرائیل بر اساس ستم و غضب سرزمین های فلسطینی ، تأسیس شده است و هر رژیمی که چنین باشد ، سرنوشتی جز نابودی نخواهد داشت .

*احمد منصور : اما اسرائیل از قدرت کافی برای بقا برخوردار است؟!

*احمد یاسین : قدرت برای هیچ کشوری دردنیا پایدار نمی ماند. شما یک انسان را در نظر بگیرید که مراحل مختلف عمرش را از کودکی گرفته تا نوجوانی ، جوانی ، میانسالی و پیری ، سپری می کند ؛ عمر کشورها هم همینگونه است و دوران قدرت آنها به ضعف و نابودی خواهد انجامید

*احمد منصور : اکنون اسرائیل در کدامیک از مراحل حیات خود به سر می برد ؟

*احمد یاسین : من می گویم که اسرائیل نابود شدنی است و ان شاء الله در ربع نخست قرن آینده دیگر اسرائیلی وجود نخواهد داشت .

*احمد منصور : چرا مشخصاَ در این زمان ؟

*احمد یاسین : زیرا من به قرآن ایمان دارم ؛ قرآن می گوید که نسل های بشری هر چهل سال یکبار دچار تغییر می شوند ؛ در چهل سال نخست دچار مصیبت تأسیس اسرائیل شدیم ، در چهل سال دوم ، انتفاضه ، مبارزه ، ونبرد مسلحانه آغاز شد و در چهل سال سوم ان شاءالله اسرائیل به پایان عمر خود می رسد.

احمد منصور : یعنی این ارزیابی قرآن است ؟

احمد یاسین : بله! همینطور است . در قرآن آمده است که خداوند بنی اسرائیل را چهل سال در صحرای سینا سرگردان نمود چرا؟ برای اینکه آن نسل بیمار و درمانده را به یک نسل مبارز تبدیل کند ؛ در مورد فلسطین هم وضعیت به همین شکل است یعنی آن نسلی که مصیبت تأسیس اسرائیل را تجربه کرد اکنون از میان رفته و جای خود را به نسل سنگ و نارنجک داده است وان شاءالله نسل آینده ، نسل آزادی خواهد بود .
احمد منصور : آقای شیخ احمد یاسین ! آینده را چگونه می بینید ؟

احمد یاسین : به نظر من ، راه دشواری در پیش داریم و باید فداکار و بردبار باشیم اما آینده ان شاءالله از آن ما خواهد بود و بی شک روز پیروزی ما فرا خواهد رسید زیرا خداوند به هیچ عنوان ، خلف وعده نمی کند.

احمد منصور : اما مردم اکنون دچار نا امیدی شده اند نظر شما چیست ؟

احمد یاسین : اگر سکاندار کشتی ناامید نشود و مصرانه به مسیر خود ادامه دهد ، ناامیدی مسافران هیچ اهمیتی ندارد زیرا مردم همان راهی را می روند که رهبرانشان بر آن پای می فشارند . همانگونه که در قرآن آمده است ، یهودیان مدینه گمان می کردند که قلعه هایشان ، آنها را از قدرت پروردگار در امان نگه می دارد و اصحاب پیامبر نیز تصور نمی کردند که بتوانند یهودیان را از مدینه اخراج کنند اما به اراده پروردگار این امر محقق شد ؛ وضعیت امروز مسلمانان و یهودیان به همین ترتیب است یعنی مسلمانان با وجود توانایی در آزاد سازی فلسطین ، به قدرت وامکانات خود اطمینان ندارند و یهودیان نیز با دارا بودن بزرگترین زراد خانه نظامی در جهان ، تصور نمی کنند که کسی بتواند آنان را شکست دهد ، آنها به قدرت خود می بالند و ما نگران ضعف خویش هستیم اما ارده خداوند بر همه چیز مسلط می شود ویک روز این رژیم صهیونیستی به طرفی العینی از هم خواهد پاشید چرا که فساد در زمین ، پایدار نخواهد ماند ؛ تقدیر الهی بر این قرار گرفته که یهودیان در زمین ، فساد به پا کرده وارزش ها را زیر پا گذارند اما خداوند اراده خود را محقق خواهد کرد هر چند که بیشتر مردم از این موضوع بی خبرند.

*احمد منصور : پس از گذشت 62 سال از مبارزه ، زندان ، باز داشت وتحمل افراد نادان ، دیدگاه شما درباره این دوران و تجارب آن چیست ؟

*احمد یاسین : آغاز این دوران ، یک تراژدی برای جهان اسلام و عرب به شمار می رود چرا که قبله نخست مسلمانان و قلب امت اسلامی و عربی ، به اشغال صهیونیستی ها درآمد وحال آنکه جهان اسلام تنها نظاره گر این فاجعه در تاریخ تمدن خود بود ؛ مبارزات مسلمانان در حد واندازه تلاش یهودیان نبود چنانکه پنج ملیون اسرائیلی ، یک میلیارد مسلمان را ناکام گذاشتند و این یک فاجعه در تاریخ امت اسلامی محسوب می شود اما اکنون شرایط تغییر یافته است به گونه ای که مردم فلسطین جایگاه خود را در کشورشان بازیافته اند و امت عربی و اسلامی از آنها دربرابر اسرائیل حمایت می کند اما روز پیروزی و آزاد سازی به قدرت بیشتری نیاز دارد و حتما محقق خواهد شد .
همانطور که گفتم تاریخ در مورد از دست رفتن فلسطین ، مسجدالاقصی و قدس ، تصویر بدی را از امت اسلامی ترسیم نموده است اما ان انشاءالله در روز آزادی ، تصویر درخشانی از این امت را ثبت خواهد نمود ؛ در آن روز همه مسلمانان در جای جای میهن عربی و اسلامی برای رسیدن به یک هدف با هم متحد خواهند شد و پیروزی را محقق خواهند کرد ؛ امت اسلامی اکنون به خروش آمده و غفلت زدگان کم کم به خود آمده اند به گونه ای که در خلال مسافرتم به کشورهای عربی ، تصور این همه شور و احساسات و عواطف را نمی کردم ؛ این شور وعواطف، انتفاضه امت عربی و اسلامی است که ان شاءالله تاریخ را تکرار خواهد کرد.

*احمد منصور : درپایان، دیدگاه شما نسبت به زندگی چگونه است و برای آینده زندگیتان چه آرزویی را دنبال می کنید ؟

احمد یاسین : شما می دانید که تنها آرزوی من در زندگی ، جلب رضایت الهی است و رضایت الهی جز با اطاعت و جهاد در راه اعتلای کلمه الله و پاکسازی زمین از فساد دشمنان خدا ، محقق نمی شود ، آرزوی من این است که سرزمین اسلامی فلسطین را از لوث وجود اشغالگران ، پاک نمایم و یک نظام اسلامی را درآن تأسیس نمایم؛ از خداوند می خواهم که مرا در رسیدن به این هدف ثابت قدم نگاه دارد که اگر محقق شود به فضل الهی است و اگر پیش از تحقق آن بمیرم ، آغاز گر راه و عامل به آن بوده ام ؛ خداوند می فرماید : « وخداوند تقدیر خود را عملی خواهد کرد اما بیشتر مردم نمی دانند»

احمد منصور : جناب شیخ احمد یاسین بنیان گذار ورهبر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس! از این که در این مصاحبه طولانی ، وقتتان را در اختیار ما قرار دادید و خلاصه تجربیات حماس را یاد آور شدید ، از شما تشکر می کنم و برای شما از خداوند منان آرزوی صحت وسلامتی می نمایم .من احمد منصور همه شما را به خدای بزرگ می سپارم. خدانگهدار


دسته ها : سیاست
چهارشنبه 1387/12/28 22:32
X