دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 618
تعداد نوشته ها : 3
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب

تحصیل درس و تحصیل شهادت

 

رفیق دانشجویی داشتم که دیر به جبهه آمد. گفتم: دیر آمدی! گفت: رفتم و جواب کنکور را بگیرم، کمی دیر شد. طوری گفت جواب کنکور را بگیرم فکر کردم که رد شده است گفتم: قبول نشدی؟ گفت چرا، قبول شدم. طوری گفت قبول شدم که با خود گفتم: حتماً در یک رشته ی درب و داغون قبول شده است. گفتم: چه رشته ای قبول شدی؟ گفت: پزشکی دانشگاه تهران قبول شدم. گفتم: پس چرا به جبهه آمدی؟ گفت: من اصلاً نمی خواستم به دانشگاه بروم چون در همین عملیات شهید می شوم. در کنکور شرکت کردم تا مادرم در فامیلها سر بلند شود و بگوید که بچه ی من خیلی لایق بود. او در همان عملیات شهید شد.


دسته ها :
سه شنبه پنجم 9 1387
X