از سایت خبری تحلیلی سلام شیعه

دینداری در عصر غیبت

چاپ ایمیل
 
در این باره علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیاری می شوند. گروهی گمراه می شوند اما گروهی دیگر علیرغم تمام ناملایمات بر هدایت باقی می مانند.



دینداری در عصر غیبت

امتحان مردم یکی از سنتهای مهم الهی است که در تمام دوران زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بند افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود. بر این اساس یکی از حکمتهای مهم غیبت امام دوازدهم نیز امتحان مردم است که این کار در این دوران، به صورتهای گوناگون انجام می گیرد؛ از جمله سنت آزمایشها در عصر غیبت ، امتحان به دین است.در روایات زیادی تصریح شده است که پایبندی به عقاید و حفظ ایمان در دوره غیبت به علت ویژگیهای این دوره بسیار دشوار است. لذا یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در خصوص عصر غیبت مراقبت از دین و ارزشهای دینی است.

امام کاظم (علیه السلام) در روایتی می فرمایند:

وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد در مورد دین خود بسیار مراقب باشید مبادا کسی شما را از دین تان جدا کند. [1]

امام صادق (علیه السلام) در اشاره به سختی دینداری و حفظ ایمان در زمان غیبت امام زمان (ع)می فرمایند:...

صاحب الامر (علیه السلام) دوران غیبتی در پیش دارند که در آن حفظ دین کردن همانند شاخه پرخار درخت قتاد را با دست تراشیدن است ... چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد. بنابراین بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند. [2]

در این باره علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیاری می شوند. گروهی گمراه می شوند اما گروهی دیگر علیرغم تمام ناملایمات بر هدایت باقی می مانند. [3]

از مجموعه این قبیل از روایات کاملاً معلوم می شود در دوره غیبت شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزشهای انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود؛ با این همه ، گروههای زیادی با وجود همه این سختیها لحظه ای از دین خود دست بر نخواهند داشت و با تمام وجود به حفظ ارزشها و احکام الهی که تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت انسان است پافشاری خواهند نمود.

حال این سوال مطرح است که مگر در دوره غیبت امام (علیه السلام) اوضاع جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت از بررسیها چنین برمی آید عوامل گوناگونی در پیدایش این وضع موثر است و از جمله آنهاست :

 

الف ) غیبت امام معصوم

صرف نظر از علت غیبت امام عصر (علیه السلام) به یک اعتبار ، ریشه تمام گرفتاریهای مردم در دوران غیبت به عدم دسترسی به امام معصوم (علیه السلام) بر می گردد. لذا مهمترین وظیفه این منتظران دعا برای فرج امام زمان (علیه السلام) است چون با ظهور آن حضرت مشکلات برطرف شده و موانع موجود بر سر راه تکامل انسانها تا حدود زیادی برطرف خواهد شد. گرفتاریهای دوره غیبت و برکات حکومت حضرت مهدی (عج) در دعای افتتاح وارد شده است:

اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا صلواتک علیه و آله و غیبه ولینا و کثره عدونا ... پروردگارا به تو شکایت می کنیم و از نبود پیامبرمان و از غیبت ولی مان و از فزونی دشمنانمان، از کمی نفرات پیروان اهل بیت (علیه السلام) و سختی های فتنه ها و هجوم حوادث بر علیه ما ...

و در بخشهای قبلی این دعا آرزوی حاکمیت یافتن دولت کریمه اهل بیت (علیه السلام) که با ظهور منجی عالم بشریت تحقق پیدا خواهد کرد با این عبارات مطرح می شود که : پروردگارا درود بفرست بر ولی امرت حضرت قائم (علیه السلام) که چشم امید همگان به دوست و عادلی است که جهانیان در انتظار اویند. خداوندا در روی زمین به او تمکن بخش و او را گرامی ساز و بوسیله او عزیز و گرامی بودن را به بندگانت ارزانی دار ... به وسیله او دین و سنت پیامبرت را پیروزی بخش. خداوندا! ما مشتاق آن دولت کریمه هستیم که به وسیله آن اسلام را عزیز ساخته اهل نفاق را خوار و ذلیل خواهی نمود ...

با دقت در این قبیل از تعابیر به خوبی معلوم می شود که دشمنان در غیبت امام (علیه السلام) با انواع دسیسه ها و تهاجمات در مسیر هدایت مردم موانع ایجاد می کنند و دینداران واقعی را با انواع توطئه های فکر و فرهنگی و اعتقادی دچار مشکل می سازند.

 

ب) پیدایش اختلافات فکری و عقیدتی

پیدایش فتنه های فکر و اعتقادی از خطرناکترین وقایع دوران غیبت است. بسیاری از افراد پی تقوا در این دوره با اهداف دنیا پرستانه ای که دارند گروههایی از مردم را با ایجاد برخی مسلکهای غلط و منحرف از مسیر صحیح مکتب اهل بیت (علیه السلام) دور می سازند و این کار موجب تفرقه و بهم خوردن صفوف متحد توده های مردم می شود و رواج مرامها و مسلکهای نادرست در نهایت به تشتت دینی و در مواردی به افتادن زمام امور دین مردم به دست افراد ناصالح منجر می گردد.

امام باقر (علیه السلام) در اشاره به چنین پیش آمدی می فرمایند:

در دوران غیبت اختلافهای شدید در میان مردم پدید می آید و وحدت دینی آنان خدشه دار می شود. [4] و در نتیجه این اختلافات اعتقادی گاهی مکاتبی پدید می آیند و تعداد زیادی از مردم را آن چنان به خود جذب می کنند که راه اهل بیت (علیهم السلام) که همان اسلام راستین است بی رهرو می گردد.

امام صادق (علیه السلام) در این باره می فرمایند:

در زمان غیبت مردمان را می نگری که به پیروی از عقاید و بافته های ذهنی یکدیگر و به پیروی از افراد بد کردار می پردازند و در اعمال و رفتارشان از آنان تبعیت می کنند و راه مستقیم و مسلک صحیح شریعت اسلام بی رهرو شده است. [5]

 

ج ) فریفتگی مردم به زرق و برق دنیا

یکی دیگر از گرفتاریهای مردم در دوره غیبت گرایش آنان به زرق و برق دنیاست. تعداد زیادی از مردم به جهت کوتاهی کردن در انجام وظایف مربوط به دوره غیبت و دسیسه های پی در پی دشمنان ، کم کم از ارزشهای دینی و فضایل اخلاقی و انسانی دور و در مقابل در لذات مادی و زینتهای دنیوی غرق می شوند و تقریباً تمام کارهای ناپسند که از دید تعالیم شریعت ممنوع دانسته شده است مرتکب می شوند.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این باره می فرمایند:

برای مردم زمانی فرا می رسد که هم وغم آنها فقط شکمشان و ارزش و اعتبارشان به تجملات زندگیشان و ... دین و آیین شان ثروت و مالشان می شود. بدانید که اینان بدترین خلایق اند و در نزد خداوند برای آنها هیچ گونه ارج و منزلتی وجود ندارد. [6]

و باز در توصیف این عصر از آن حضرت روایت شده است:

در آن زمان وبا شیوع پیدا می کند، کارها از طریق پرداخت رشوه انجام می گیرد و ارزش و اعتبار دین به شدت تنزل می یابد و در مقابل دنیا در نظر مردم بسیار ارزشمند می شود. [7]

و همچنین می فرمایند:

زمانی بر امت من می آید که در آن زمان دلهای آنها پلید و آلوده شده و در مقابل ظاهرشان به طمع دنیا آراسته می گردد، به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندد ، کار آنان ریا و تظاهر است، خوف از خدا در دل آنان راه نمی یابد ... خداوند دعاهای آنان را مستجاب نمی کند. [8]

پرواضح است همانگونه که امام صادق (علیه السلام) فرمودند در چنین شرایطی اهل باطل بر اهل حق چیره می شوند و منکر و بدیها به صورت آشکار در سطح جامعه مشاهده می شود و کسی جرأت نهی کردن از آن را پیدا نمی کند. اگر کسی به مرتکب منکر اعتراض کند همه به طرفداری از او برمی خیزند و افراد فاسق در ارتکاب به کارهای ناپسند روز به روز گستاخ تر می شوند و بر این کار تشویق می گردند.

در مقابل، پیروان حق، خوار و کوچک شمرده می شوند. [9]

 

چه باید کرد؟

اگر اوضاع جهان و افکار و عقاید و اخلاق توده های مردم، در دوره غیبت امام(علیه السلام) اغلب رو به انحطاط خواهد بود پس چه باید کرد؟ آیا تلاش برای دینداری و حاکمیت بخشی به ارزشهای دینی کاری عبث و بیهوده است ؟ در نتیجه ما نیز همانند برخی مفسران ناصواب انتظار که معتقدند در دوره غیبت باید از هر گونه کار اصلاحی خودداری کنیم باید فقط منتظر باشیم تا امام (علیه السلام) خود ظهور کنند و اوضاع را به سامان برسانند؟!...

حقیقت این است که چنین تفکری با روح تعالیم اسلامی منافات دارد، چون اولاً در هیچ مقطعی از تاریخ احکام و قوانین اسلامی تعطیلی نمی پذیرند ثانیاً بر طبق مجموعه رهنمودهای اولیای الهی ، ما مسئولیت زمینه سازی برای ظهور را از طریق عمل به تعالیم اسلامی بر عهده داریم؛ یعنی نه تنها جایز نیست که از انجام تکالیف دینی ذره ای کوتاهی کنیم بلکه با توجه به مشکلات دوره غیبت و شرایط خاصی که در این دوره پیش می آید به مراتب بیشتر و دقیقتر از دوران حضور علی امام (علیه السلام) باید به انجام وظیفه بپردازیم و در برخی روایات به این حقیقت تصریح شده است تا آمادگی لازم فکری و اعتقادی و اجتماعی در توده های مردم فراهم نشود و یاران با ایمان و شجاع و مخلص تربیت نشوند زمینه برای ظهور فراهم نخواهد شد.

بنابراین آن دسته از روایات که از سختیها و نابسامانیهای دوران غیبت سخن به میان می آورند با هدف ایجاد انگیزه بیشتر برای پایبندی به احکام و هشدار نسبت به حل نشدن در وقایع این کار را انجام می دهند.

و از قضا، در روایاتی که از مؤمنان دوران سخت غیبت سخن به میان آمده است از آنها با اوصاف بسیار نیکویی یاد شده است ؛ از جمله پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

هر یک از آنان (مومنان واقعی دوره غیبت) اعتقاد و دین خویش را با هر سختی حفظ می کنند چنان که گویی درختان خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست می کنند یا آتش پر دوام را با دست نگاه می دارند. [10]

معلوم می شود آنها با توجه به این قبیل از روایات، علاوه بر افزودن بر تلاش و کوشش، با موانع و مشکلات نیز آشنا می شوند و پیشاپیش آمادگیهای لازم را در خود ایجاد می کنند و درنتیجه در سخت ترین پیشامدها بر ایمان و عقاید خود پای می فشارند و در حد توان به زمینه سازی ظهور کمک می نمایند. امام سجاد(علیه السلام) در توصیف مومنان عصر غیبت می فرمایند: مردم زمان غیبت مهدی (علیه السلام) که به امامت آن حضرت پای بندند و همواره در حال انتظار ظهور به سر می برند از مردم همه زمانها برترند، زیرا خدا چنان درک و فهم و نیروی تشخیص آنان را قوت می بخشد که غیبت نزد آنان همانند زمان ظهور باشد... آنان به حق اخلاص ورزانند... [11]

انسان دین دار عصر غیبت که دسترسی عادی به امام زمان (علیه السلام) ندارد بر اساس درک عقلی و تهذیب اخلاق و اندیشه به یقین والایی دست می یابد و همواره به دفاع از احکام و عقاید دینی می پردازد و این در شرایطی است که اغلب مردم در زرق و برق و لذات مادی خود را غرق ساخته اند و به احکام و ارزشهای دینی و فضیلت های انسانی بی توجه شده اند.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت علی (علیه السلام) فرمودند یاعلی ! بزرگترین مردمان در ایمان و یقین کسانی هستند که در آخر الزمان زندگی می کنند ، آنها پیامبرشان را ندیده اند و امامشان در غیبت به سر می برد، با این همه آنان از روی علوم و معارف و کتابهایی که در اختیار دارند ایمان آورده و در ایمان خود پایداری می ورزند... [12] بنابراین یکی از راههای مهم در امان ماندن از فتنه های آخر الزمان ،عمل به وظایف دینی و وظایف و مسئولیتهای مربوط به دوران غیبت است که به طور خلاصه این وظایف عبارتند از :

1– تلاش برای شناخت بیشتر امام عصر (علیه السلام)

2– خودسازی و تهذیب نفس

3– انتظار فرج امام زمان (علیه السلام)

4– سعی در اصلاح وضع جامعه

5– حفظ و تحکیم پیوند معنوی با امام عصر (علیه السلام)

6– پیروی از نائبان امام زمان (علیه السلام)

7- و...

 

 

پی نوشت :

 

1- اصول کافی ، ج 1 ، صص 6 و 335.

2 - همان.

3 - کتاب الغیبه ، ص 104

4- همان ، ص 235.

5- بحارالانوار ، ج 52 ، ص 259

6 - منتخب الاثر، ص 438

7 - بشاره الاسلام ص 26

8 - بحارالانوار ، ج 52 ص 190

9- همان ، ج 52 ص 256

10- همان ، ج 52 ص 256

11 - کمال الدین ، ج 1، ص 320

12- بحارالانوار ج 52 ص 125

 

منبع:www.rahpouyan.com

 

اللهم عجل لولیک الفرج

دسته ها :
جمعه دوازدهم 4 1388

از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت

وهابی ها در ایران چه می کنند ؟؟


اگر چه اهل سنت ایران ، صدها سال است در کنار اهل تشیع تعامل متقابل احترام آمیزی دارند اما طی چند سال اخیر تحرکاتی در برخی مناطق سنی نشین برای ایجاد تقابل با شیعه از طریق آموزه های وهابیت آغاز شده که اخیرا" این تحرکات رشد فزاینده ای گرفته است. نکته جالب اینکه همزمان با این حرکت های افراطی گرایانه به نام اهل سنت ، هر از چند گاهی ، جزوات و کتب حاوی اهانت به باورهای اهل سنت از جانب برخی گروه های خاص که اتفاقا" با نظام شیعی ایران در تقابل هستند توزیع می شود که این دو حرکت به صورت مکمل یکدیگر در ایجاد تقابل سنی و شیعه عمل می کنند.


 تاسیس مدارس وهابی به نام اهل سنت
اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در برخی استان های مرزی کشور ، برخی مدارس دینی که به نام اهل سنت تاسیس شده ، نسبتی با آموزه های نحله های شناخته شده اهل سنت نداشته و تعالیم آنها صددرصد وهابی است و عمدتا" متمرکز بر آموزش عقاید ضد شیعی هستند.دانش آموزانی که دوره راهنمایی را پشت سر می گذارند، با مدرک سیکل وارد این مدارس که دوره ای 4 ساله دارند، می شوند. این مدارس بصورت شبانه روزی با امکانات رفاهی عالی اداره می شوند. دانش آموزان از صبح تا بعد از ظهر در این مدارس به سر می برند و برای اینکه از مدارک رسمی تحصیلی نیز عقب نمانند، در دبیرستان های شبانه دولتی ثبت نام می کنند و تا اخذ مدرک دیپلم ادامه تحصیل می دهند. در این 4 سال، عقاید و تفسیرهای عقیدتی وهابیت را به عنوان عقاید صحیح به دانش آموزان تزریق می شود و بعد از چهار سال فازغ التحصیل می شوند. چون دراین مدارس بنیه دروس عربی دانش آموزان قوی می شود، عده ای پس از 4 سال به مدارس تربیت معلم و رشته دبیری می روند، اما عده ای دیگر از این دانش آموزان به مدارس بالاتر وهابیت - بعضا" در خارج ایران- اعزام می شوند تا مدارج عالی تر را کسب کنند.
در کنار مدارس دینی وهابی ها، این گروه توانسته اند دبیرستان هایی غیرانتفاعی نیز ایجاد کنند تا بهتر بتوانند دانش آموزان را کنترل کنند.
نتیجه فعالیت این مدارس وهابی طی چند سال اخیر این بوده که توانسته اند در دانش آموزان و طلاب استحاله و دگرگونی ایجاد کرده و سنی های اشعری و شافعی را به وهابی های دو آتشه تبدیل کنند.


مدارس وهابی ازکجا تامین می شوند؟
وهابی ها داخل ایران از نظر مالی پیوند محکمی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خصوصا" عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارند. آنها احساسات مردم این کشورها را نیز را نسبت به شرایط اهل تسنن در جمهوری اسلامی ایران تحریک می کنند و با مظلوم نمایی عنوان می کنند که ما تحت فشار هستیم و عقاید اهل سنت ایران درتنگنا قرار دارد. یکی از بزرگ ترین کشورهای حامی این تفکر، عربستان سعودی است.
یکی از بزرگترین پشتوانه های مالی وهابیون ایران در کشور امارات متحده عربی، فردی است که تمام دارایی هایش از طریق خرید و فروش سیگار«وینستون لایت» کسب کرده است. جالب است که برخی روحانیون وهابی اصولا" کشیدن سیگار را حرام می دانند.


تفاوت اهل سنت با وهابیون
بی انصافی است اگر فرقه افراطی و تکفیری وهابیت را به اهل سنت نسبت دهیم. وهابیت یک مرام عقیدتی است و هیچ ارتباطی به مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی ندارد. اینها مذاهبی فقهی هستند در حالی که وهابیت، یک مرام تکفیری عقیدتی است.
اغلب اهل سنت ایران در استان های کردستان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان شافعی و اشعری بوده و شدیدا" از فعالیت وهابی ها نگرانند. حتی اهالی برخی از مناطق اهل سنت از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار دارند که با وهابی ها برخورد کند.برهمین مبنا، عده ای ازعلمای اهل سنت نیز نگرانی خود را از تحرکات این گروه اعلام کرده اند و گفته اند که عقاید خود را از جانب آموزه های افراطی آنها در خطر می بینند.


مسائل فراروی جمهوری اسلامی ایران
متاسفانه برخی مسئولین کشور هنوز شناخت دقیقی از فرقه وهابی ندارند و فرق یک روحانی سنی و وهابی را تشخیص نمی دهند. نکته دیگر اینکه هنوز خط مشی مشخصی در برخورد با این گروه تندرو دیده نمی شود. گاهی اوقات میان امام جمعه شهرستان و مقامات کشوری نظیر فرماندار در برخورد با فعالان این گروه ، رفتار دوگانه ای را شاهد هستیم.
به طورکلی درعقیده وهابی ، شیعه کافر و مشرک است و مال و جانش حرمت ندارد . در همین راستاست که فردی مثل عبدالمالک ریگی ده نفر را می کشد و عین خیالش هم نیست. با این روند انتظار فاجعه های بزرگ تری در آینده دور از ذهن نیست . یا اینکه چند سال پیش، وهابی ها وارد قبرستان اهل سنت بندرعباس شدند و تمام سنگ قبرها را خراب کردند و بهانه اشان این بود که سنگ قبر مظهر بت پرستی است و در مسلک ما حرام است. این در حالی است که در عقیده تشیع ، حتی وهابی هم مشرک تلقی نمی شود و مسلمان قلمداد می گردند.
 



گزارش: عبدالحسین مشفق
 
منبع : پایگاه خبری تحلیلی جهان

دسته ها :
چهارشنبه دهم 4 1388

از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت

گوارایت باد ای علی


پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داخل خانه فاطمه - علیها السلام - شد و فرمود:
ای فاطمه، امروز پدرت میهمان توست. فاطمه - علیها السلام - گفت: پدر جان! حسن و حسین از من خوراکی خواسته‏اند و من چیزی نداشتم که برای خوردن به آنان دهم. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داخل شد و در کنار علی و حسن و حسین و فاطمه - علیهم السلام - نشست و فاطمه سرگردان مانده بود و نمی‏دانست چه کند! پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لختی به آسمان نگریست که جبرئیل علیه السلام فرود آمد و گفت: ای محمّد، خدای برتر و والا سلامت می‏رساند و تو را تحیت و گرامیداشتی ویژه می‏فرستد و گوید:

به علی و فاطمه و حسن و حسین بگو که از میوه‏های بهشت چه میل دارند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یک یک آنان را صدا زد و فرمود: خداوند عزت دانست که شما گرسنه‏اید، اینک از میوه‏های بهشت چه میل دارید؟ آنان به خاطر شرم از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم لب فرو بستند و پاسخی ندادند، حسین علیه السلام گفت:
پدرم ای امیرمؤمنان، مادرم ای سرور زنان بهشت و برادرم ای حسن پاک، آیا اجازه می‏دهید که من از میوه‏های بهشت برگزینم؟ همه گفتند:
ای حسین، بگو که به انتخاب تو خشنودیم. حسین گفت:
ای رسول خدا، به جبرئل بگو: ما خرمای تازه میل داریم. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خدا این را می‏داند. آن‏گاه فرمود:
ای فاطمه، برخیز و به داخل اتاق برو و آنچه آنجا هست بیاور. فاطمه - علیها السلام - به داخل رفت، طبقی دید از بلور که حوله‏ای از سُندس سبز بر روی آن کشیده شده و در آن خرمای تازه در غیر فصل خود قرار دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای فاطمه، این از کجاست؟ گفت:
“از سوی خدا، که خداوند هرکه را خواهد بی‏حساب روزی می‏دهد” همان گونه که مریم دختر عمران گفت.( اشاره به آیه 37 از سوره آل‏عمران.)

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برخاست و آن را گرفت و نزد همه نهاد. سپس بسم‏اللَّه گفت و یک دانه خرما برداشت و در دهان حسین نهاد و فرمود: گوارایت باد ای حسین. سپس دانه دیگری برداشت و در دهان حسن نهاد و فرمود: گوارایت باد ای حسن. آن‏گاه دانه سوم را برداشت و در دهان فاطمه نهاد و فرمود: گوارایت باد ای فاطمه. و دانه چهارم را برداشت و در دهان علی نهاد و فرمود: گوارایت باد ای علی. آن‏گاه دانه دیگری به علی داد و می‏فرمود: گوارایت باد ای علی. آن‏گاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برخاست و دوباره نشست، سپس همگی از آن خرما خوردند، چون دست کشیدند و سیر شدند ظرف خرما به فرمان خدا به آسمان بالا رفت. فاطمه - علیها السلام - عرض کرد:
پدر جان، امروز کار شگفتی از شما دیدم! فرمود: ای فاطمه خرمای اول را که در دهان حسین نهادم و گوارا بادش گفتم بدان جهت بود که شنیدم میکائیل و اسرافیل می‏گفتند: گوارایت باد ای حسین، من هم با آنان موافقت کردم. خرمای دوم را که در دهان حسن نهادم شنیدم جبرئیل و میکائیل گوارا باد گفتند من هم به موافقت آنها گفتم. خرمای سوم را که در دهان تو -ای فاطمه- نهادم شنیدم که حورالعین با سرور و شادی در حالی که از بهشت به سوی ما سرکشیده بودند گوارا باد می‏گفتند، من نیز به موافقت آنان گفتم. خرمای چهارم را که در دهان علی نهادم ندایی از سوی خدای سبحان شنیدم که گوارا باد می‏گفت، من نیز به موافقت او گفتم. سپس چند دانه پی‏درپی به علی دادم و پیوسته صدای خدای سبحان را می‏شنیدم که گوارا باد می‏گفت. به همین دلیل برای تجلیل پروردگار عزت برخاستم، و شنیدم که می‏فرمود:
ای محمّد، به عزت و جلالم سوگند که اگر از این  لحظه تا روز قیامت به علی دانه خرما می‏دادی من هم بلاانقطاع به او گوارا باد می‏گفتم.


( بحارالانوار 43 / 310.)

دسته ها :
چهارشنبه دهم 4 1388

از سایت فرهنگی اعتقادی فطرت

امام باقر،‌ بزرگترین مرجع اصلاحات دینی


ظهور اسلام و انتشار آن در کمتر از صد سال در میان اقوام و ملل گوناگون موجب تحقق رسالت جهانی پیامبر(ص) و جذب فرهنگهای بشری گردید، به گونه‌ای که با تلفیق آنها با فرهنگ و تمدن اسلامی، سنگ بنای فرهنگ و تمدن عظیمی برای بشریت نهاده شد. وجود عناصر استدلالی منشعب از وحی باعث تغییر در ساختار ارزشی نظام فرهنگی جهان بشری گردید، اما این مهم به آسانی به دست نیامده و هر گامی که برای تحقق این آرمان برداشته شد، حاکی از سالها رنج، تلاش و همت والای پیشوایان معصوم(ع) است.
پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص)، قرآن به عنوان تنها منبع شناخت و معرفت اسلامی مطرح شد، اما بدیهی است که فهم متن آن به مفسرانی نیازمند بود که به ظاهر و باطن آن واقف باشند. حال آن که شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، این مفسران بحق را به انزوای نسبی سیاسی و اجتماعی فرو برده بود. آنچه مسلم است، این که این اتفاق باعث انزوای فکری و فرهنگی اهل بیت پیامبر(ع) نشد. چرا که آن دسته از کسانی که به عنوان عالمان جامعه ـ که بعضاً به دربار وابسته بودند ـ مطرح بودند، نتوانستند با استفاده از شیوه‌های نادرست خود به پرسشهای اعتقادی مردم پاسخ گویند. نتیجه این سانسور فکری در جامعه پس از پیامبر(ص)، شکل گیری جریانهای منحط فکری منبعث از فلسفه یونان و متأثر از اسرائیلیات و انحراف برخی از سازمانهای عقیدتی مسلمانان از مسیر حق اسلام بود.

در این میان حضور امامان معصوم(ع) به عنوان وارثان به حق میراث پیامبر(ص)، از ایجاد انحراف در اساس دین و جامعه جلوگیری می‌کرد و از التهابات فکری و عقیدتی آن می‌کاست. امامان شیعه(ع)، خط مشی اجتماعی و سیاسی خود را براساس سنجش دقیق اوضاع و شرایط فرهنگی زمان، ارزیابی امکانات و مقتضیات و متناسب با برخوردها و جبهه گیری‌های گوناگون مخالفان اسلام تنظیم می‌کردند. این ادعا در بررسی شیوه مبارزاتی ائمه معصومین(ع) مشهود است. بهره گیری از سنگر علم و دانش تا زمان امامت امام باقر(ع)، در شیوه‌های مبارزاتی امامان شیعه(ع) کمتر مشاهده می‌شود، شاید بتوان علت این امر را علاوه بر عنصر مقتضیات زمان، ناآگاهی مردم از جایگاه علم و دانش در ادوار قبل از امامت امام باقر(ع) دانست که این نکته نیز به وضعیت جامعه آن ایام مرتبط است. وقوع جنگهای پیاپی، وجود اقتصاد بیمار، نمایش قدرت فقر و بی‌سوادی در جامعه اسلامی و ناآگاه نگه داشتن مردم توسط حاکمان از عواملی که در عدم رغبت مردم به فتح دروازه‌های علم و دانش بی‌تأثیر نبوده است. از طرف دیگر فتوحات گسترده سپاه اسلام باعث ایجاد قرابت بین فرهنگی و امتزاج فرهنگ ملل دیگر با فرهنگ اسلامی شد و مسلمانان خسته از درگیریهای نظامی و تشنه فراگیری را جذب آموزش در کلاس درس علوم وارداتی کرد.
علاوه بر این، اقدامات دستگاه حکومتی در ایجاد فاصله بین اسلام حقیقی و اسلام ساخته افکار و عقاید آنان باعث ایجاد انحرافاتی در درون نظام عقیدتی اسلام گردید. با این وجود، مبارزه مسلحانه، دیگر پاسخگوی نیاز مسلمانان نبود. امام باقر(ع) نیز راه نجات شریعت مقدس را در گشودن دروازه‌های علم به روی مسلمانان یافتند. باقرالعلوم(ع) در این مسیر با چند رویکرد به گسترش و نشر علوم و معارف اسلامی پرداختند که رویارویی با بدعت گزاران در نظام عقیدتی دین، مبارزه با قیاس در میدان اجتهاد، تعلیم فقه و شیوه صحیح اجتهاد، پی جویی نهضت علمی پویا در متن شریعت اسلام، تحکیم بنیانهای فکری تشیع، پی ریزی تدوین حدیث و توسعه فرهنگ انتظار، از آن جمله است. همه آن چه به عنوان رویکرد امام باقر(ع) در این مسیر عنوان شد با اصل حرکت علمی و فرهنگی ایشان قابل تفسیر است. علت این رویکرد را می‌توان در وضعیت سیاسی جامعه آن روز، چه در درون حکومت و چه نمای بیرونی آن یافت.

وضعیت جامعه اسلامی در دوران امام باقر(ع) به گونه‌ای بود که اقتدار اولیه اسلام در سطح بین المللی از بین رفته و جامعه اسلامی با بقایای فرهنگهای دیگر مواجه و برای غلبه بر این فرهنگها به یک جریان فرهنگی مقتدر نیازمند بود تا از هضم فرهنگ اسلامی در خرده فرهنگهای موجود جلوگیری کند. از طرف دیگر وجود فاصله زمانی از عصر پیامبر(ص)، باعث انتشار و فراگیری فرهنگ ظاهر گرایانه و قشری گرایانه از ناحیه بنی امیه در حاشیه اقتدار سیاسی آنان به صورت سطحی و مستمر گردید، که این امر موجب بیگانه شدن توده مردم با فرهنگ نبوی گردید. این در حالی است که جامعه اسلامی علی رغم دوری از اساس دین به عدم صحت این شیوه پی برده بود و آنان تشنه تقویت و تبیین فرهنگ خود بودند، اما نبود یک مرجع فرهنگی رسمی در جامعه باعث شد تا هر یک از فرقه‌ها به دنبال تبیین تئوریک خود، باعث گسترش انحرافات و اختلافات در عرصه‌اندیشه و فکر شوند. نبود منبع روایی معتبر و متقن از پیامبر(ص) به ایجاد این تکاپوی علمی و فرهنگی برای یافتن مسیر صحیح و تحرک برای بقای تمدن اسلامی، بی‌تأثیر نبود، اما این جریان نیاز به یک مرجع فکری مقتدر و مستقل از جریان قدرت فاسد حاکم داشت. وجود امام محمدباقر(ع) در این ایام که تشنگی علمی در جهان اسلام مسلمانان را به کرنش در مقابل فرهنگهای وارداتی از آن روی مرزهای اسلام واداشته بود، باعث شد تا از استحاله فرهنگی مسلمانان در این جریانهای فکری جلوگیری کند. آن چه در این اتفاقات مدنظر امام باقر(ع) بود تثبیت اقتدار اسلام، استمرار بخشیدن به فرهنگ اسلامی و جلوگیری از نابودی تمدن اسلامی از یک سو و صیانت از اصالت اسلام از سوی دیگر بود. بخش مهم قضیه یعنی صیانت از اصالت سیاسی اسلام در ادوار قبلی به خوبی شکل گرفته بود، آنچه در این دوره مهم به نظر می‌رسید تثبیت هویت فرهنگی و معرفتی اسلام است. هر چند نمی‌توان از اقدامات فرهنگی سایر ائمه(ع) در دوره‌های قبلی چشم پوشی کرد، اما آنچه بر اهمیت حرکت فرهنگی امام باقر(ع) می‌افزاید، رویکرد کاملاً فرهنگی ایشان در قالب تعلیم و تعلم در کانون فرهنگی دنیای اسلام و تربیت طبقه نخبه جامعه است، آن هم در زمانی که خطری جدی هویت فرهنگی مسلمانان را نشانه گرفته است. لذا ایشان دو دهه از عمر خویش را به تربیت مربیان و معلمانی اختصاص می‌دهند که حفظ اصالت فرهنگی شریعت را عهده دار می‌شوند. نکته‌ای که نباید از آن غفلت کرد، این است که اهتمام ایشان به مسأله فرهنگ به معنی بی‌توجهی به سیاست نیست، بلکه شهادت ایشان توسط بنی امیه دلیلی بر اقدامات ایشان در غیر مشروع جلوه دادن حکومت آنان است، اما نقش اصلی فعالیتهای امام(ع) غنا بخشیدن به فرهنگ اسلامی است. امام(ع) با بهره گیری از عنصر علم، در راستای تثبیت هویت اسلامی گام برداشته و میراث بزرگ تمدن اسلامی را برای حفظ و رویارویی مسلمانان با فرهنگهای منحط ادوار پس از خود پاسداری نمودند. چرا که در هر دوره ای، ما با دو جبهه فرهنگی برون مرزی و درونی مواجه بوده‌ایم و اقدامات امام باقر(ع) مسیر صحیح مواجهه با این انحرافات و تهاجمات را به تصویر کشیده است. وضعیت دنیای اسلام در عصر حاضر بی‌شباهت با دوران امامت امام باقر(ع) نیست، چرا که هر دو عنصر خطرساز برای فرهنگ و تمدن اسلامی در حال رشد و گسترش فعالیت‌های خویش است. اختلافات عقیدتی و فرقه‌ای از یک سو و شکل گیری فرقه‌های منحط که خود را جزیی از بدنه اسلام معرفی می‌کنند و خواسته و ناخواسته به بنیانهای فکری اسلام ضربه وارد می‌کنند از دیگر سوی موجب تقویت دشمن بیرونی می‌شود. اگر این جریان با همان سرعتی که آغاز شد و به شکل خزنده چون گیاهی هرز بر بدنه نهال نوپای اسلام پیچید به حرکت خود ادامه دهد، دیری نخواهد گذشت که شاهد بروز اتفاقات ناخوشایند در جهان اسلام خواهیم بود. در حال حاضر دنیای اسلام از نظر قدرت سیاسی در موضع انفعال قرار دارد و این واقعیتی است که عالمان و روشنفکران جوامع اسلامی را به بهره گیری از سیره معصومین(ع) - به خصوص صادقین(ع)- و تقویت و تحکیم پایه‌های علمی و فرهنگی مسلمانان دعوت می‌کند. در این راستا اقدامات باقرالعلوم(ع) به عنوان مرجع فکری این اصلاحات قابل تأمل و بهره برداری است.

دسته ها :
چهارشنبه دهم 4 1388

دسته ها :
چهارشنبه دهم 4 1388
X