دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1829
تعداد نوشته ها : 3
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه وایستاد … یه اقای خوش تیپی هم اومد تو

گفت : ابرام اقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم … اقای قصاب شروع

کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه هاش … همینجور که داشت کارشو میکرد رو به پیرزن

کرد گفت : چی میخوای ننه ؟ پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت

: همی ره گوشت بده ننه ! قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت : پُونصَد تُومَن فقط

اّشغال گوشت میشه نِنه … بدم ؟ پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه! قصاب اشغال گوشت

های اون جوون رو میکند میذاشت برای پیره زن ….. اون جوونی که فیله سفارش داده بود

همینجور که با موبایلش بازی میکرد گفت : اینارو واسه سگت میخوای مادر ؟ پیرزن نگاهی

به جوون کرد گفت : سگ؟ جوون گفت اّره … سگ من این فیله هارو هم با ناز میخوره …

سگ شما چجوری اینارو میخوره ؟ پیرزن گفت : میخوره دیگه ننه … شیکم گوشنه سنگم

میخوره … جوون گفت نژادش چیه مادر ؟ پیرزنه گفت بهش مگن تُوله سگ دوپا ننه …ایناره

بره بچه هام میخوام اّبگوشت بار بیذارم ! جوونه رنگش عوض شد … یه تیکه از گوشتای

فیله رو برداشت گذاشت رو اشغال گوشتای پیرزن … پیرزن بهش گفت: تو مگه ایناره بره

سگت نگرفته بودی ؟ جوون گفت: چرا! پیرزن گفت ما غذای سَگ نمیخوریم ننه … بعد

گوشت فیله رو گذاشت اونطرف و اشغال گوشتاش رو برداشت و رفت!

دسته ها :

با سلام راستش مدتی قبل توی اینترنت به این مطلب برخوردم گفتم اینجا بزارمش و نظر دوستان رو در موردش بدونم

سید نور الدین نعمت الله بن عبدالله بن محمد معروف به شاه نعمت الله ولی موسس فرقه نعمت اللهیه از سادات حسینی بوده نسبش با نوزده واسطه به پیامبر عظیم الشان (ص)می رسید.و از جانب مادر به کردهای شبانکاره منسوب بود .
پدرش میر عبدالله از علما ودانشمندان شهر حلب به شمار میرفت .
سید نعمت الله ولی در دوشنبه چهاردهم ربیع الاول سال 731 هجری قمری در شهر حلب متولد شد.
بسیاری از تذکره نویسان به غلط تولد او را در شهر کوهبنان کرمان در 22 رجب 730 یا 731 ه ق می دانند .
پدر وی در اوان کودکی شاه ولی از شهر حلب به ناحیه کچ مکران مهاجرت میکند وسید نعمت الله کودکی و جوانی خود را در ایران میگذارند .وی در دوران جوانی به فراگیری علوم متداول زمان پرداخت .
در مکتب استادانی همچون شیخ زکن الدین شیرازی و شیخ شمس الدین مکی و قاضی عضدالدین ایجی علم کلام و بلاغت و فقه را اموخت . سپس سالها به ریاضت وتصفیه و تزکیه باطن مشغول گردید و به سیر آفاق و انفس پرداخت در سن 24 سالگی در مکه معظمه از دست شیخ عبدالله یافعی خرقه پوشید و از جمله مریدان او گردید .
شاه نعمت الله پس از آن دست به مسافرتهای گوناگونی میزند از طریق مصر به شام وآذربایجان به ماوراءالنهر میرود و پس از مدتی اقامت در سمرقند عاقبت در کرمان رحل اقامت می افکند و در ماهان خانقاه و باغ و حمام می سازد و پنج سال باقیمانده عمر خود را در ماهان می گذراند و سر انجام در روز پنج شنبه بیست و دوم رجب سال 834 ه ق پس از عمری مجاهده و ارشاد و تعلیم در سن 104 سالگی دار فانی را وداع گفت .
اورا در همان باغ خود در ماهان به خاک می سپارند.
بعدها به دستور سلطان احمد شاه دکنی پادشاه دکن بنایی با شکوه وبقعه ایی بر آرامگاه او بنا میکنند که تا امروز یکی از بزرگترین مراکز تعلیم و تربیت و زیارتگاه عارفان و صوفیان دریا دل است .
 قدرت کردگار می بینم*** حالت روزگار می بینم
 از نجوم این سخن نمی گویم***بلکه از کردگار می بینم
ازسلاطین گردش دوران***یک به یک را سوار می بینم
از بزرگی ورفعت ایشان***صفوی برقرارمی بینم      
 آخرپادشاهی صفوی***یک حسینی به کار می بینم -(شاه سلطان حسین)       نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می بینم
آخر عهد نوجوانی او***قتل اوآشکار می بینم
 شهرتبریزراچوکوفه کنند***شهر طهران قرار می بینم
ازشهنشاه ناصرالدین شاه***شیونی بیم دار می بینم
درشب شنبه ماه ذیقعده***تن او برکنارمی بینم
بعد از آن شه مظفرالدین را***توبدان برقرار می بینم
شه چو بیرون رود زجایگهش***شاه دیگر به کار می بینم
-رضاشاه نوجوانی مثال سرو بلند***رستمش بنده وارمی بینم
 چون فریدون به تخت بنشیند***پسرانش قطار می بینم
 چون دو ده سال پادشاهی کرد***شهیَش را تباه می بینم
 بعد از آن شاهی از میان برود***دولتی پایدار می بینم-
آغاز حکومت جمهوری اسلامی قصه ای بس غریب می شنوم***
غصه ای در دیار می بینم
 شوروغوغای دین شودپیدا***سربسر کارزارمی بینم
 غارت وقتل مردم ایران***دست خارج به کار می بینم
کُهنه رندی به کارِاهریمنی***اندراین روزگار می بینم
رنگ یک چشم او به رنگ کبود***خری بر خر سوار می بینم
هر قدم از خرش بود میلی***دور گردون غبار می بینم
 لشگراو بود زاصفاهان***هم یهود و مجار می بینم-یهود کنایه از بددین
متّصف بر صفات سلطان است***لیک من گرگ وار می بینم
 کاروبارزمانه وارونه***قحط ، هم ننگ و عار می بینم
عدل وانصاف در زمانه او***همچو هیمه به نار می بینم
در زمانش وفا وعهد درست***همچو یخ دربهارمی بینم
 بس فرومایگان بی حاصل***حامل کاروبارمی بینم
مذهب ودین ضعیف می یابم***مُبتدع افتخار می بینم
 ظلم پنهان ، خیانت وتزویر***بر اعاظم شعارمی بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار***بیحد وبی شمارمی بینم
ماه را روسیاه می بینم***مهر را دل فکار می بینم
 دولتِ مرد وزن رود به فنا***حال مردم فکار می بینم
اندکی دین اگر بود آن روز***در حد کوهسار می بینم
جنگ وآشوب و فتنه وبیداد***ازیمین ویسار می بینم
در خراسان و مصر وشام و عراق***فتنه و کارزار می بینم
 دور ایشان تمام خواهد شد***لشگری را سوار می بینم
نایب مهدی آشکار شود***بلکه من آشکار می بینم
سیدی را ز نسل آل حسن***سروری را سوار می بینم
 جنگ او در میان افغان است***لشگرش بیشمار می بینم
 پادشاهی تمام دانایی***سروری باوقار می بینم
بندگان جناب حضرت او***سر بسر تاجدار می بینم
تا چهل سال ای برادر من***دور آن شهریار می بینم-
 منظور به خاتمه رسانیدن چهل سال جمهوری اسلامی است
 قبل ازظهور بعد از آن خود امام خواهد بود***که جهان را مدار می بینم
 صورت و سیرتش چو پیغمبر***علم و حلمش شعار می بینم
 جنگ سختی شود تمام جهان***کوه وصحرا تباه می بینم
-جنگ جهانی سوم مردمان جهان ز دخت و پری***جملگی در فرار می بینم
مر مسیح از سما فرود آید***گور دجال زار می بینم-
آن حضرت شریرترین کافران را ازگوربیرون می کشد
مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می بینم
قایم شرع آل پیغمبر***به جهان آشکار می بینم
 از کمربند آن سپهر وقار***تیغ چون ذولفقار می بینم
سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می بینم
دین ودنیاازاوشود معمور***خلق ازاوبختیارمی بینم
 هفت باشد وزیرسلطانم***همه راکامکار می بینم
 عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسارمی بینم
 گرگ بامیش ،شیربا آهو***در چرا برقرارمی بینم
در ألف وثلاثین دوفران می بینم***وز مهدی ودجال نشان می بینم
- ألف وثلاثین =سالهای هزاروسیصد
دین نوع دگر گردد و اسلام دگر***این سرِ نهان است عیان می بینم
 نشانه های ظهور
 ظهور دجال درایران-
ظهور دابة الارض(قدرتی بلا منازع در زمین)-
خروج یاجوج و ماجوج گروهی وحشی ازمیان مسلمانان-شاید القاعده
صَیحِه آسمانی -
علایمی در خورشید وماه تغییرات شدید جوی(پیامد گرمایش زمین در اثر افزایش مونوکسیدکربن)-
خشکسالی وقحطی فراگیر
-قیام یمانی
-جنگ جهانی سوم(به قول امام صادق قبل از ظهورمنجی،قدرتهای بزرگ طی جنگی یکدیگر را تقریباٌ از بین می برند)-
هرج و مرج وآشوب-
آتشفشانها،طوفانها و زلزله های عظیم
-شیوع گسترده بیماریهای مسری وکشنده
-خوف در عراق-
جنگ داخلی بزرگ در ایران
نابودی کامل یا عذاب شدید کلیه شهرهای جهان(قرآن)وزلزله مهیب تهران
-تشکیل حکومتی از نیکوکاران درایران( زمینه سازان ظهور-حدیث نبوی:چون ایشان قیام کنند با پرچم های سیاه از جانب خراسان; خود رابه آنان برسانید حتی اگر با گذر ازروی برف باشد)-
 قتل ملک عبدا...درماه ذی الحجه-هرکس برای من قتل امیرعبدا...راتضمین کند، ظهورمهدی را برایش تضمین می کنم-امام صادق (ع)
 از بین رفتن آمریکا و فتح اسراییل توسط زمینه سازان ظهور(کار در سرزمینهای اشغالی به جایی رسد که مسلمین از زیر سنگ یهودی بیرون کشند و بکشند...)
 آن هنگام که پاره ای از نشانه های پروردگارآشکار شود،نفسی را ایمان آوردن سود ندهد.ونه نفسی راکه به هنگام ایمان،کارنیکی انجام نداده باشد-قرآن * ا

دسته ها :
X