معرفی وبلاگ
بسم رب الحسین علیه السلام ............................................ با سلام............ بنا بر ارادتی که خدمت ارباب خاصه خویش حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام دارم ،در این وبلاگ سعی در نشر معارف ال الله خواهم نمود.به فضل خدا ان شائ الله
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 3268
تعداد نوشته ها : 7
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب

بسم رب الحسین علیه السلام

 

موضوع: فلسفه نوروز

چکیده: در این پژوهش سعی شده است تا بطور مجمل به نوروز وفلسفه برگزاری چندین هزار ساله آن پرداخته شود،در این تحقیقسعی بر یک بازخوانی مجدد داریم ،نه قضاوت و رد  یا تاییدموضع عده ایی برایهمین چندان مفصل به آن نپرداختیم، مقایسه آداب نوروز در کشورهای مختلف،موارد افتراق آداب نوروز در دو دین اسلام و زرتشت، اجرای مراسم نوروزتوسط پیروان زرتشت و شیعیان ایران و همچنین تعامل ایشان با یکدیگر مورد پژوهش خواهد بود.پرداختن به برخی از اسناد روایی جهت اهمیتی است که معارف اهل البیت در زندگی بشر دارد ، در این ارتباط سعی شده مختصر به این موضوع پرداخته شود.

کلید واژه: نوروز، ایران، شیعه ،اسلام ،جشن، باستان، آداب و رسوم

مقدمه:

درمورد نوروز و اینکه اساسا نوروز یک جشن باستانی است و مقایسه آن با یک عید اسلامی که در چند سال اخیر توسط بعضی از افراد نوعا مذهبی مقایساتی صورت می گیرد ،اساسا کار درستی نیست،سخن بسیار است ،اما از آنجایی که شناخت اولیه از نوروز حائز اهمیت است در این پژوهش سعی شد که از ویژگیها و مراسمات نوروز بهره گیری شود تا اولا ابعاد پنهان این جشن ملی مشخص شود و در ادامه رد هرگونه مقایسه بین این جشن ملی با اعیاد مقدس مذهبیو اسلامی مورد توجه واقع گردید، البته پرداختن به این موضوع نیاز به نوشتنکتاب دارد چراکه غالب مقاله و مختصر نویسی حاکم بر آن مانع از پرداختنریشه ایی به مطلب فوق الذکر خواهد بود،ایرانیان کهن و مردم بابل عدد "هفت" را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ستارگان هفتگانه ((زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)) و ایام هفته نیز هفت روز است و گرامی میداشتندش.

پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوبهای خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه میدارند و خوانچه ایپهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین) مانند:

سبزه: نمودار ِگلهای زیبا و زینتی، سرسبزی و خرمی

سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)

سمنو: از جوانه ی گندم، نمود رویش و برکت

سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش

سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق: نماد مزه زندگی

سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.

سکه: موجب برکت و سرشاری کیسه

کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.

آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفهو باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران، جهان، تخم مرغی شکل است، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست. و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنارِایران عزیزمان پراکنده است و در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین، هندو پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود. عقل مقدس یعنی اهورامزدا که به او سپند مینو نیز گفته می شد ، شش وزیر بزرگ به نام امشاسپندان دارد که یعنی مقدسان جاویدان و این شش امشاسپند با سپندمینو تشکیل (هفت سپند) می دهند. علت این که هفت سینبهراستی هفت سین است ، اشاره به هفت امشاسپند است و چون کلمه سپند با سینشروع می شده ، روی این اصل به علامت آن هفت مقدس جاودانی ، چیزهائی در نظرگرفته شده که هم با حرف سین شروع شده باشند و هم مورد استفاده مثبت بشر واقع شوند. هفت در اسلام: آسمان هفت طبقه دارد . فرعون در خواب هفت گاو چاقو هفت گاو لاغر رادیدکه گفتند هفت سال خشکسالی و هفت سال فراوانی می شود. جهنم هفت طبقه دارد . گناهان اصلی هفت عدد است . پیش از اسلام در بین اعراب ، هفت بار طواف دور کعبه مرسوم بوده و در سنت اسلامی نیز چنین است . هفت نفر قاری قرآن معروف بودند ، هفت بار شستن اشیاء ناپاک و قرار گرفتن هفت عضو بدن هنگام نماز بر زمیننیز مذکور است . عدد هفت در قدیم : مردم بابل عدد هفت رامقدس می شمردند ، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است ، ایام هفته هفت روز است. هفت از نظر مذاهب: به عقیده هندیها در آئین برهما انسان هفت بار می میرد . عروس و داماد باید هفت قدم به اتفاق هم بردارند. هفت قدم جلورفته و قسم می خورند ، در آئین زرتشت هفت فرشته مقرب وجود دارد. در تورات مذکور است که هفت نر و ماده را با خود برگیر تا نسلی بر جهان بماند. هفت درآئین مسیح : هفت معجزه ، از ۳۳ معجزه را مسیح در انجیل ذکر کرده است ، درانجیل از هفت روح پلید صحبت شده است ، به نظر فرقه کاتولیک ، هفت نوع شادی وهفت غسل تعمید وجود دارد. هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم هفت در تاریخ : همراهان داریوش با خود او هفت نفر بودند، در نقش رستم در بالای آرامگاه داریوش ، هفت نقش ملاحظه می شود . جنگهای هفت ساله در زمان لوئی ۱۱ واقع شد. اژدهای هفت سر معروف است . هفت پسر گشتاسب به هفتراهزن تبدیل شدند و هفت خوان رستم و اسفندیار معروف است. سفره‌ای است کهایرانیان هنگام نوروز می‌‌آرایند. آنچه که در این سفره قرار می‌گیرد، باید دارای خصوصیت زیر باشد: ۱٫پارسی باشد؛ ۲٫با بند واژه‌ی «س» آغاز شود؛ ۳٫ریشه‌ی گیاهی داشته باشد؛ ۴٫خوردنی باشد؛ ۵٫اسم مرکب نباشد؛ ۶٫برای بدن سودمند باشد؛ بنابراین هر آنچه که دارای این ویژگی‌ها نباشد – اگر چه با بندواژه‌‌ی «س» هم آغاز شده باشد – نمی‌توان جزء هفت‌ سین بهحسابشآورد. در زبان پارسی، تنها هفت چیز هستند که این ویژگی‌ها را دارا هستند: ۱٫سیر : به نام و عنوان اهورامزدا ۲٫سیب: به نام و عنوان سپندارمذ (اسفند) ۳٫سبزی: به نام فرشته‌‌ی اردیبهشت ۴٫سنجد : به نام فرشته‌ی خرداد ۵٫سرکه: به نام فرشته‌ی امرداد ۶٫سمنو : به نام فرشته‌ی شهریور ۷٫سماق: به نام فرشته‌ی بهمن از عناسر سفره هفت سین در تعبیری دیگر اینگونه یاد می شود: ۱٫سیر: برای پاکیزگی ۲٫سرکه: برای پاکیزگی ۳٫سماق: برای پاکیزگی ۴٫سنجد: تولد ۵٫سمنو: نماد خوبی و رشد گیاه ۶٫سبزه: موجب فراوانی برکت می شود ۷٫سیب: نمادی از زایش هرچند که در سفره هفت سین باید به هرحال هفت جزء که با آوای «سین» آغاز می‌شوند (نمادی از «سپنتا») چیده شود، ولی برای زینتو چیدمان دلپذیرتر سفرهٔ هفت سین، تقریباً همهٔ خانواده‌های ایرانی اجزاء دیگری هم در سفره می‌چینند و در آرایش و رنگامیزی سفره شان نهایت خوش سلیقگی را اعمال می‌کنند. آینه و قرآم کریم نیز در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت سینی چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند. هفت سین قرآنی ۱- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/۵۸) از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود. این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : ” در همان حال که بهشتیان غرقدر نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است. پس ندایی بر می خیزد که “سلام بر شما ای بهشتیان” ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند. ۲- سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین . ( صافات /۷۹) درود بر نوح در میان جهانیان. چه افتخاری از این برتر و بالاتر که خداوند بر حضرت نوح علیهالسلام ، سلام می فرستد ، سلامی کهدرمیان جهان و جهانیان باقی می ماند و تا دامنه قیامت گسترده می شود ، سلام خدا توأم با ثناء جمیل و ذکر خیر بندگانش در قرآن کریم ؛ کمتر سلامی به این گستردگی و وسعت درباره کسی دیده می شود ، به خصوص اینکه لفظ ” العالمین” معنی وسیعی دارد که نه تنها همه انسانها ، بلکه عوالم فرشتگان و ملکوتیان را نیز در برمی گیرد. ۳- سلامٌ علی اِبراهیم . ( صافات/۱۰۹) درود بر ابراهیم. در آیات پیش از این آیه ، به چگونگی بشارت دادن فرزندی بردبار وپراستقامت بر حضرت ابراهیم ، و جریان دستور ذبح اسماعیل – فرزند ایشان – وتسلیم بودن هر دوی آنها بر این امر به میان آمده است ک پس از یاد آوری اینقضایا ، خداوند می فرماید: سلام بر ابراهیم [ آن بنده مخلص و پاک باد.] ۴-سلامُ عـَلی موُسی و هارون . (صافات/۱۲۰) ” درود بر موسی و هارون.” درآیاتپیش از این آیه ، خداوند ضمن آیاتی ، جریانات حضرت موسی و هارون را نقل میفرماید: – ما این دو برادر و قوم آنها را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم . (صافات/۱۱۵) – ما آنها را یاری کردیم تا آنها بر دشمنان نیرومند خود پیروز شدند . ( صافات/۱۱۶) – ما به آن دو ، کتاب آشکار دادیم . ( صافات/۱۱۷) – ماآن دو را به راه راست هدایت نمودیم . ( صافات/۱۱۸) – ما ذکر و یاد خیر آنها را در اقوام بعد باقی وبرقرار ساختیم . ( صافات /۱۱۹) و بعد از یادآوری موارد فوق خداوند برآن دو سلام می رساند. سلامی از ناحیه پرودگار بزرگ و مهربان. سلامی که رمز سلامت در دین و ایمان در اعتقاد و مکتب، و در خط و مذهب است. سلامی که بیانگر نجات و امنیت از مجازات و عذاب این جهان و آن جهان است. ۵- ؟سلامُ علی آلِ یاسین . ( صافات/۱۳۰) درود بر پیروان الیاس(۱) خداوند می فرماید: ما نام نیک الیاس را در میان امتهای بعد جاودانکردیم.( صافات /۱۲۹) امتهای دیگر ، زحمات این انبیاء بزرگ ( الیاس وسلاله یاو ) را که در پاسداری خط توحید، و آبیاری بذر ایمان منتهای تلاش و کوشش را به عمل آوردند ، هرگز فراموش نخواهند کرد ، و تا دنیا برقرار است یاد و مکتب این بزرگ مردان فداکار زنده و جاویدان است. تعبیر به ” ال یاسین” به حای” الیاس” یا به خاطر این است که ال یاسین لغتی در واژه ” الیاس” بوده و هر دو به یک معنی است ، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعی آمده است. ۶- سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین . ( زمر/۷۳) ”… سلام برشما ، خوش آمدید ، در آن درآیید [ و] جاودانه [ بمانید] در این آیه ، خداوند می فرماید که بهشتیان وقتی به بهشت می رسند ، در حالی که درهای آن گشوده شده است ، در این هنگام نگهبانان بهشت ، آن ملائک رحمت به آنها می گویند : سلام بر شما ، گوارا باد این نعمتها بر شما ، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید. ۷- سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر. ( قدر/۵) [ آن شب] تا دم صبح ، صلح و سلام است . این آیه ، در توصیف شب قدر است . آن شبی است که قرآن درآن نازل شده و عبادت و احیاء آن معادل هزار ماه است ، خیرات وبرکات الهی در آن شب نازل می شود و رحمت خاص الهی شامل بندگان می گردد و فرشتگان و روح در آن شب نازل می گردند. به این ترتیب ایرانیان سفره هفت سینی ایرانی با تدین و خلوص نیست را به استقبال سال نو می فرستند. جشن فروردگان یا جشن همسپثمیدیه در دوران باستان به عنوان عید اصلی جشن گرفته می‌شد. این جشن فروهر‌ها بود و ظاهراً در آن هنگام ده روز و ده شب برگزار می شد. فروهرها همان ارواح مردگانند. نام فروردین که آغاز بهار است، برگرفته از نام فروهر هاست. در فروردین یشت آمده است که در مدت جشن فروردگان فروهرهای مؤمنان از اقامتگاه‌های خود می‌آیند و مدت ده شب در کنارمردم می‌مانند، این جشن مربوط به بازگشت مردگان بود. زمان این جشن به حسابگاه شمارهای امروزی، پنج روز آخر اسفند و پنج روز اول فروردین، بحساب می‌آمد. از زمانی که آغاز سال در اعتدال بهاری تعیین گردید، نوروز ششمین روز این جشن گشت که به فروردگان افزوده شد. بدین ترتیب اندیشهٔ شکوه و پر اهمیت بودن ششمین روز جشن سال نو، در ذهن ایرانیان، از قبل وجود داشته و درزمان ساسانی هم حفظ گردید.
.

 بهر حال با مراجعه به کتب و مقالات مختلف در حد بضاعت به این موضوع پرداخته شد.

جایگاه نوروز:

نوروز در ایران  و برخی از کشورهای همسایه که غالیا در حوزه فرهنگی ایران قدیم قرار گرفته اند با حساسیت و پیگیری خاصی توسط توده مردم در طبقات مختلف اجتماعی و فرهنگی برگزار می شود ، این عید سعید باستانی بنابر برخی از روایات موجود در بحار الانوار علامه مجسلی با برخی از مناساباتهمخوانی دارد از آنجمله:

الْمَوْلَى السَّیِّدُ الْمُرْتَضَى الْعَلَّامَةُ بَهَاءُ الدِّینِ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ النَّسَّابَةُ دَامَتْ فَضَائِلُهُ رَوَاهُ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الْمُعَلَّى بْنِ خُنَیْسٍ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّ یَوْمَ النَّیْرُوزِ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخَذَ فِیهِ النَّبِیُّ ص لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْعَهْدَ بِغَدِیرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَایَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَیْهَا وَ الْوَیْلُ لِمَنْ نَکَثَهَا وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی وَجَّهَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیّاً ع إِلَى وَادِی الْجِنِّ فَأَخَذَ عَلَیْهِمُ الْعُهُودَ وَ الْمَوَاثِیقَ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی ظَفِرَ فِیهِ بِأَهْلِ النَّهْرَوَانِ وَ قَتَلَ ذَا الثُّدَیَّةِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی یَظْهَرُ فِیهِ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ وُلَاةَ الْأَمْرِ وَ یُظْفِرُهُ اللَّهُ تَعَالَى بِالدَّجَّالِ فَیَصْلِبُهُ عَلَى کُنَاسَةِ الْکُوفَةِ وَ مَا مِنْ یَوْمِ نَوْرُوزٍ إِلَّا نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَیَّامِنَا حَفِظَتْهُ الْفُرْسُ وَ ضَیَّعْتُمُوهُ ثُمَّ إِنَّ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیلَ سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یُحْیِیَ الْقَوْمَ الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَأَمَاتَهُمُ اللَّهُ فَأَوْحَى إِلَیْهِ أَنْ صُبَّ عَلَیْهِمُ الْمَاءَ فِی مَضَاجِعِهِمْ فَصَبَّ عَلَیْهِمُ الْمَاءَ فِی هَذَا الْیَوْمِ فَعَاشُوا وَ هُمْ ثَلَاثُونَ أَلْفاً فَصَارَ صَبُّ الْمَاءِ فِی یَوْمِ النَّیْرُوزِ سُنَّةً مَاضِیَةً لَا یَعْرِفُ سَبَبَهَا إِلَّا الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ هُوَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ سَنَةِ الْفُرْسِ قَالَ الْمُعَلَّىوَ أَمْلَى عَلَیَّ ذَلِکَ وَ کَتَبْتُهُ مِنْ إِمْلَائِهِ وَ عَنِ الْمُعَلَّى أَیْضاً قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی صَبِیحَةِ یَوْمِ النَّیْرُوزِ فَقَالَ یَا مُعَلَّى أَ تَعْرِفُ هَذَا الْیَوْمَ قُلْتُ لَا لَکِنَّهُ یَوْمٌ یُعَظِّمُهُ الْعَجَمُ یَتَبَارَکُ فِیهِ قَالَ کَلَّا وَ الْبَیْتِ الْعَتِیقِ الَّذِی بِبَطْنِ مَکَّةَ مَا هَذَا الْیَوْمُ إِلَّا لِأَمْرٍ قَدِیمٍ أُفَسِّرُهُ لَکَ حَتَّى تَعْلَمَهُ قُلْتُ تَعَلُّمِی هَذَا مِنْ عِنْدِکَ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَعِیشَ أَبَداً وَ یُهْلِکُ اللَّهُ أَعْدَاءَکُمْ قَالَ یَا مُعَلَّى یَوْمُ النَّیْرُوزِ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ الْعِبَادِ أَنْ یَعْبُدُوهُ وَ لَا یُشْرِکُوا

 

بِهِ شَیْئاً وَ أَنْ یَدِینُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أَوْلِیَائِهِ وَ هُوَ أَوَّلُ یَوْمٍ طَلَعَتْ فِیهِ الشَّمْسُ وَ هَبَّتْفِیهِ الرِّیَاحُ اللَّوَاقِحُ وَ خُلِقَتْ فِیهِ زَهْرَةُ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی اسْتَوَتْ فِیهِ سَفِینَةُ نُوحٍ ع عَلَى الْجُودِیِّ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَحْیَا اللَّهُ فِیهِ الْقَوْمَ الَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ اللَّهُ وَ هُوَ الْیَوْمُالَّذِی هَبَطَ فِیهِ جَبْرَئِیلُ ع عَلَى النَّبِیِّ ص وَ هُوَ الْیَوْمُالَّذِی کَسَرَ فِیهِ إِبْرَاهِیمُ عَلَیْهِ السَّلَامُ أَصْنَامَقَوْمِهِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی حَمَلَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَلَى مَنْکِبَیْهِ حَتَّى رَمَى أَصْنَامَ قُرَیْشٍ مِنْ فَوْقِ الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ هَشَّمَهَا الْخَبَرَ بِطُولِهِ[1]

در این حدیث و احادیث مشابه به نوعی نوروز مشروعیت اسلامی یافته است البته عده ای از افراد این احادیث را ضعیف می دانند، که البته هیچکدام در حد و اندازه علامه مجلسی نبوده ونیستند ، در ابتدای بحار علامه مجلسی تصریح نموده اند که احادیثی که در بحار آورده ام گزینش شده هستد البته این عده معتقدند که علامه مجلسی همه احادیث را آورده تا کسی حدیث جدیدی را بر آن اضافه نکند.البته بحث تخصصی در این باره موضوع این مقاله نیست.

 

 

واژه نوروز:

معانی بسیار ی در کتب لغت برای نوروز آورده اند ، بعضی که مشهورترند را در اینجا می آوریم:

نوروز به معنای روز نو

نوروز را در پهلوی نوگ روز می گفته اند.

نوروز. [ ن َ / نُو ] (اِ مرکب ) روز اول ماه فروردین که رسیدن آفتاب است به نقطه اول حمل . (غیاث اللغات ). روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است و این را نوروز کوچک و نوروزعامه و نوروز صغیر گویند، و نیز ششم فروردین ماه روز خرداد که نوروز بزرگ ونوروز خاصه گویند. (رشیدی ) (از جهانگیری ). به معنی روز نو است ، وآن دو باشد، یکی نوروز عامه و دیگری نوروز خاصه ، و نوروز عامه روز اول فروردین ماه است که آمدن آفتاب به نقطه  اول حمل باشد و رسیدن او به نقطه  اول بهاراست . گویند خدای تعالی در این روز عالم را آفرید و هر هفت کوکب در اوجتدویر بودند و اوجات همه در نقطه  اول حمل بود، در این روز حکم شد که به سیر و دور درآیند و آدم علیه السلام را نیز در این روز خلق کرد، پس بنابراین این روز را نوروز گویند و بعضی گفته اند که جمشید که او اول جم نام داشت و عربان او را منوشلخ میگویند سیر عالم می کرد چون به آذربایجان رسید، فرمود تخت مرصعی بر جای بلندی رو به جانب مشرق گذارند و خود تاج مرصعی بر سر نهاده بر آن تخت بنشست ، همین که آفتاب طلوع کرد و پرتوش بر آنتاج و تخت افتاد شعاعی در غایت روشنی پدید آمد، مردمان از آن شاد شدند و گفتند این روز نو است ، و چون به زبان پهلوی شعاع را شید می گویند این لفظ را بر حکم افزودند و او را جمشید خواندند و جشن عظیم کردند و از آن روز اینرسم پیدا شد. و نوروز خاصه روزی است که نام آن روز خرداد است و آن ششم فروردین ماه باشد و در آن روز هم جمشید بر تخت نشست و خاصان را طلبید و رسمهای نیکو گذاشت و گفت خدای تعالی شما را خلق کرده است ، باید که به آب های پاکیزه تن را بشوئید و غسل کنید و به سجده و شکر او مشغول باشید و هر سال در این روز به همین دستور عمل نمایید، و این روز را بنابراین نوروز خاصه خوانند. (برهان قاطع) (از رشیدی ) (از جهانگیری ) (آنندراج ). و گوینداکاسره هر سال از نوروز عامه تا نوروز خاصه که شش روز باشد حاجت های مردمان را برآوردندی و زندانیان را آزاد کردندی و مجرمان را عفو فرمودندی وبه عیش و شادی مشغول بودندی ، و معرب آن نیروز است . (برهان قاطع) (از جهانگیری ) (آنندراج ). این روز را در نزد پادشاهان عجم و یزدانیان ایران شرف هاست ، گویند در آن روز ایجاد و انشاء خلق شده و سعدتر از ساعات آن روزساعت تحویل شمس است به حمل ... و سبب حرمت این روز را وجوه گفته اند: یکی آن است که در عهد تهمورس آیین و مذهب صابئیه رواج و رونق تمام داشت ، چون شاهنشاهی به جمشید رسید تجدید آئین ایزدپرستی کرده ... و نامید این روز را نوروز و عید گرفت ... و گویند در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و ازآن خورده شد و آبش معروف و مشهور گردیده و شکر از آن ساختند، بنابراین درروز نوروز خوردن شکر رسم شده و از آن حلویات ساختند و خوردند و هنوز آن رسمبرقرار است. (انجمن آرا)


جشن نوروز یا عید نوروز یا جشن فروردین یا جشن بهار یا بهار جشن : بزرگترین جشن ملی ایرانیان است که از نخستین روز فروردین ، ماه اول سال شمسی ، آغاز شود. جشن نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ آریائیان بوده است ۞، ایرانیان قدیم (پیش از عهد ساسانی و به هنگام تدوین بخش اول اوستا) جشن نوروز را ظاهراً در اول بهار هر سال و آغاز برج حمل برپا می داشتند. در دوره ٔ ساسانیان موسم این جشن با گردش سال تغییر می کردو در آغاز فروردین هر سال نبود، بلکه مانند عید اضحی و عید فطر، مسلمانان در فصول مختلف سال گردش می کرد. در نخستین سال تاریخ یزدگردی مبداء جلوس یزدگرد واپسین شاه ساسانی جشن نوروز مصادف بود با شانزدهم حزیران رومی (ماه ژوئن فرنگی ) و تقریباً در اوائل تابستان . از آن پس هر چهار سال یک روز این جشن عقب تر ماندو در حدود سال 392 هَ . ق . نوبت جشن نوروزی به اول حمل رسید و در سال 467 هَ . ق . نوروز به بیست وسوم برج حوت افتاد، یعنی 17 روز مانده به پایان زمستان . دراین سال به فرمان سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی ترتیب تقویم جلالی نهاده شد و بر اساس آن موقع جشن نوروزی در بهار هر سال مقارن تحویل آفتاب به برج حمل تثبیت شد و بدین منظور مقرر شد که هر چهار سال یک روز برتعداد ایام سال بیفزایند و سال چهارم را 366 روز حساب کنند و پس از هر 28 سال - یعنی گذشتن هفت دوره  چهارساله - چون دوره چهارساله هشتم فرارسد به جای آنکه به آخرین سال این دوره یک روز بیفزایند، این روز را به نخستین سال دوره بعد یعنی دوره  نهم اضافه کنند. بدین ترتیب سال جلالی نزدیکترین سال های جهان شد به سال شمسی حقیقی که 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه است [2].

نوروز نوبرانه است و اشاره ای است که درون ما را به زندگی تازه فرا می خواند و س آغاز شکل گیری دوباره جشن ، تحرک و حیات است.[3]

نخستین روز سال را هرمز نام نهاده اند، روزی که خداوندامید رااز سرچشمه بی پایان خود بر دل انسان جاری ساخته است، در این روز فروهرها،که نیروهای اهورایی اند ، برای کمک به انسان پارسا و معتقد و مقابله با اهریمن به زمین فرود می آیند.[4]

روزی که زندگی از نو به سبب قوانین دادگرانه جم برقرار شد.

نوروز از بزرگترین جشنهای ایرانیان محسوب می شود .

نخستین روز آن نوروز است که اولین روز سال نو است و با نام پارسی آن بیان کننده این معنی است و این روز با دخول آفتاب به برج سرطان {آغاز تابستان}طبق زیج های آنان هنگامی که سال ها را کبیسه می کردند مطابق بود .سپس در ایام بهار این روز پس از تاخیر از موضع خود سرگردان شد و در مکانی قرار گرفت که سال همه این احوال را نزول باران و برآمدن شکوفه ها و برگ آوردن درختان تا هنگام رسیدن میو ه ها و تمایل حیوانات به تناسل و آغازنو تا تکامل طی کند.این بود که نوروز را دلیل پیداش و آفرینش جهان دانستند.

و گفته اند در این روز بود که خداوند افلاک را پس از آن مدتی ساکن بودندبه گردش درآورد وستارگان را پس از چندی متوقف گردانید،وآفتاب را برای آن که اجزای زمان از سال و ماه و روز به آن شناخته شود ، آفرید پس از آن که این امر پنهان بود   آغاز شمارش از این روز شد و گفته اند خداوند، عالم سفلی را در این روز آفرید و کیومرث در این روز به شاهی رسید و این روزجشن او بود که به معنای عید اوست.و نیز گفته اند خداونی در این روز خلق راآفرید و این روز و مهرگانتعیین کننده زمان هستند چنان که ماه و آفتاب ، فلک را تعیین می کنند[5].

نخستین کسی که نوروز را پدیدار ساخت و برقرار کرد..کیا جم (جمشید) پسر ویوند جهان (ویو نگهان)بود[6].

ایرانیان آغاز هر ماه و سال را دارای تقدسی خاص می دانستند و مراسم دینی انجام می دادند.اما مبارکی نوروز  ماندگارتر شده  و تا به امروزادامه یافته است.

تقدس واحترام و بزرگی نوروز بیش از حد توجه و انتظار است است.چون با ماه فروردین که ویژه فرَوَشی ها و ارواح طیبه است شروع می شود و روز اول آن با نام خداوند آغاز می گردد و اول بهار و اعتدال ربیعی و رستاخیز طبیعیت  و زندگی مجدد در جهان است[7].

 

ابو ریحان بیرونی در علل پیدایش نوروز عللی آورده است  که نمایانترین آنها نسبت نوروز است به جمشید که فردوسی موجب رواج و شهرت آن شده است و اینکه جمشید پس از برقرار ساختن نظام زندگی و عدل  و داد،سر سال نو ، روز هرمزد از فروردین به تخت نشست و مردم شادی کردندو آن روز را ((روزنو ))خواندند و از وی چنین تجدید خاطره ای یادگار ماند[8].

 ((سلمان فارسی می گوید :ما در عهد زرتشتی بودن می گفتیم خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبر جد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو بر ایام دیگر ، مانند برتری یاقوت و زبر جد است بهجواهر دیگر[9] .))

((عید نوروز سرآغاز طراوت طبیعت و جوان شدن جهان و تازه شدن فضای زندگی طبیعی انسان است. نوروز جشن بالندگی طبیعت، جشن آغازی دوباره و جشن ایرانیان کهن است. مورخان نوروز را جشن همگانی در فرهنگ ایران و بین النهرین و آیین نوروزی را یک سنت کهن می دانند که بنابه احتمال زیاد این جشن از هزاره سوم پیش از میلاد یعنی پنج هزار سال پیش در ایران رایج بوده است. البته باید گفت نوروز تنها یک جشن نیست زیرا اگر چنین می بود بسیار پیش از این در طوفان حوادث روزگار ناپدید می شد و امروز تنها نامی از آن باقی می ماند.))[10]

انواع نوروز:

نوروز معتضدی:

در زمان خلافت المعتصد با الله 279(-289هجری)معمول شد.

جهت این نوروز بیشتر برای گرفتن خراج بود.

نوروز عضدی:

جشن به عضد الدوله دیلمی منسوب است که ابو ریحان بیرونی شرح آن را آورده((یکی در سروش روز هفتم )از فروردین ماه ودیگری از هرمزد روز (روز اول)از آبان ماه[11]...

نوروز سلطانی ، جلالی:

مهمترین اصلاحی که در تقویم انجام شد ورایج ماند در زمان سلجوقیان به فرمان ملک شاه سلجوقیبه انجام رسید.....به همین جهت نوروز که تا آن هنگام در سال شمسی سیار بود ،ثابت وبه نام نوروز سلطانی معروف شد[12].

نوروز خوارزمشاهی:

ابوسعید احمد بن محمد بن عراق بن منصور به هنگام آزادی از زندان بخارا در سال348هجری متوجه شد که کبیسه را حساب نمی کنند و فرمود تا تقویم را اصلاح کنند، چنانکه در زمان معتضد کرده اند و چنان کردند[13].

نوروز بزرگ و نوروز کوچک:

نوروز خاصه و نوروز عامه) 

نوروزخاصه . [ ن َ / نُو زِ خاص ْ ص َ / ص ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوروز بزرگ . جشنی که در دنباله  نوروزعامه از ششم فروردین به بعد برپا می داشتند و در این ایام شاهان زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو می کردند. (فرهنگ فارسی معین ). و نیز رجوع به نوروز شود[14].

 

 

نوروز بزرگ  در واقع روز ششم فروردین بود[15]

نوروز بزرگ، یا خرداد روز یا هَئُو روتات امشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می باشد، در میان جشنها و ایاد فراوان ایران باستان ، به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت وارزش  و احترام و تقدس خاصی بهره داشته است.هنوز هم در میان زرتشتیان این روز چنانکه در اسناد پهلوی آمده بزرگترین عید و جشن تولد زرتشت و سرور روزهای ماهها و سال است[16].

کی خسرو در این روز به کینه پدرخود سیاوش افراسیاب را بکشت، کی خسرو سیاوشان جهان را بدرود گفت وبه گروزمان (بهشت)شد[17].

روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیرخوانده می‌شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموممردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده‌اند.[18]

قدمت نوروز:

در آداب و رسوم زرتشتیان  جشن مهرگان بیشتر مورد توجهبوده تا جایکه بسیاری مهرگان را آغاز سال ایرانی دانسته اند و دلائلی نیز اقامه کرده اند که در این مجمل نمی گنجد.

یکی از محققین معاصر به نام هاشم رضی جملاتی در کتاب خود آورده که موجب تحیر است :

هر چند قدمت نوروز بسیار و شاید یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان باشد، اما در اوستا به روشنی و وضوح آز آن یاد نشده است.حتی در دوران هخامنشیان و اشکانیان نیز سند مکتوبی درباره این جشن در دست نیست، هرچند که به یقین برگزار می شده[19].

هرچند خود این محقق بلافاصله از قول گرین آورده است:

در زمان هخامنشان ، نوروز به شکل و مراسمی بسیار پر شکوه و طولانی توسط رهبری مغان برگزار می شده مراسم اصلی در تخت جمشید بود که اجرامی شد و پس از حمله اسکندر متروک شد[20].

آداب و رسوم نوروزی:

یکی از سنتها و مراسمات نوروزی آن بود که پادشاهان بسیاری از کسانی راکه مورد خشم و زندانی بودند، مورد بخشایش قرار می دادند[21].

از مراسم نوروزی آن است که در کنار دریاچه هامون در سیستان که در هنگام نوروز ،دوشیزگان زیباروی سیستانی ،به یاد یک سنت دیرین ،جامه های خود در بر کرده برای شستن بدن خود و آب تنی به کنار دریاچه هامونمی آیند.همین که تاریکی شب پرده بگسترد،این دوشیزگان طی تشریفاتی عریان وبرهنه در سواحل هامون به شنا می پردازند وترانه های ویژه ایی می خوانند. در این مراسم حضور جوانان و مردان مطلقا ممنوع استو عده ای از زنان در امر حفاظت و صیانت رسوم مباشرت دارند.مراسم آب تنی تا نیمه شب ادامه می یابد .نیمه شب از آب بیرون آمده و به روی شن ساحل استراحت می کنند وآجیل ویژه (لورک)می خورند، و خود را آماده برای پذیرایی موعود زرتشت ،یعنی سوشیانت  می نمایند[22].

البته باید گفت نوروز تنها یک جشن نیست زیرا اگر چنین می بود بسیار پیش از این در طوفان حوادث روزگار ناپدید می شد و امروز تنها نامی ازآن باقی می ماند.))[23]

انواع نوروز:

نوروز معتضدی:

در زمان خلافت المعتصد با الله 279(-289هجری)معمول شد.

جهت این نوروز بیشتر برای گرفتن خراج بود.

نوروز عضدی:

جشن به عضد الدوله دیلمی منسوب است که ابو ریحان بیرونی شرح آن را آورده((یکی در سروش روز هفتم )از فروردین ماه ودیگری از هرمزد روز (روز اول)از آبان ماه[24]...

نوروز سلطانی ، جلالی:

مهمترین اصلاحی که در تقویم انجام شد ورایج ماند در زمان سلجوقیان به فرمان ملک شاه سلجوقیبه انجام رسید.....به همین جهت نوروز که تا آن هنگام در سال شمسی سیار بود ،ثابت وبه نام نوروز سلطانی معروف شد[25].

نوروز خوارزمشاهی:

ابوسعید احمد بن محمد بن عراق بن منصور به هنگام آزادی از زندان بخارا در سال348هجری متوجه شد که کبیسه را حساب نمی کنند و فرمود تا تقویم را اصلاح کنند، چنانکه در زمان معتضد کرده اند و چنان کردند[26].

نوروز بزرگ و نوروز کوچک:

نوروز خاصه و نوروز عامه) 

نوروزخاصه . [ ن َ / نُو زِ خاص ْ ص َ / ص ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوروز بزرگ . جشنی که در دنباله  نوروزعامه از ششم فروردین به بعد برپا می داشتند و در این ایام شاهان زندانیان را آزاد و مجرمان را عفو می کردند. (فرهنگ فارسی معین ). و نیز رجوع به نوروز شود[27].

 

 

نوروز بزرگ  در واقع روز ششم فروردین بود[28]

نوروز بزرگ، یا خرداد روز یا هَئُو روتات امشاسپند موکل بر آب است و این روز بدو منسوب می باشد، در میان جشنها و ایاد فراوان ایران باستان ، به ویژه دوران ساسانیان از اهمیت وارزش  و احترام و تقدس خاصی بهره داشته است.هنوز هم در میان زرتشتیان این روز چنانکه در اسناد پهلوی آمده بزرگترین عید و جشن تولد زرتشت و سرور روزهای ماهها و سال است[29].

کی خسرو در این روز به کینه پدرخود سیاوش افراسیاب را بکشت، کی خسرو سیاوشان جهان را بدرود گفت وبه گروزمان (بهشت)شد[30].

روز نخست فروردین ماه نوروز عامه یا نوروز کوچک یا نوروز صغیرخوانده می‌شد. پنج روز اول فروردین جشن نوروز گونه‌ای همگانی داشته و عموممردمان به اجرای مراسم و سرور و شادمانی می گذرانیده‌اند، از اینرو آنرا نوروز عامه نامیده‌اند.[31]

قدمت نوروز:

در آداب و رسوم زرتشتیان  جشن مهرگان بیشتر مورد توجهبوده تا جایکه بسیاری مهرگان را آغاز سال ایرانی دانسته اند و دلائلی نیز اقامه کرده اند که در این مجمل نمی گنجد.

یکی از محققین معاصر به نام هاشم رضی جملاتی در کتاب خود آورده که موجب تحیر است :

هر چند قدمت نوروز بسیار و شاید یکی از کهن ترین جشن های ایرانیان باشد، اما در اوستا به روشنی و وضوح آز آن یاد نشده است.حتی در دوران هخامنشیان و اشکانیان نیز سند مکتوبی درباره این جشن در دست نیست، هرچند که به یقین برگزار می شده[32].

هرچند خود این محقق بلافاصله از قول گرین آورده است:

در زمان هخامنشان ، نوروز به شکل و مراسمی بسیار پر شکوه و طولانی توسط رهبری مغان برگزار می شده مراسم اصلی در تخت جمشید بود که اجرامی شد و پس از حمله اسکندر متروک شد[33].

آداب و رسوم نوروزی:

یکی از سنتها و مراسمات نوروزی آن بود که پادشاهان بسیاری از کسانی راکه مورد خشم و زندانی بودند، مورد بخشایش قرار می دادند[34].

از مراسم نوروزی آن است که در کنار دریاچه هامون در سیستان که در هنگام نوروز ،دوشیزگان زیباروی سیستانی ،به یاد یک سنت دیرین ،جامه های خود در بر کرده برای شستن بدن خود و آب تنی به کنار دریاچه هامونمی آیند.همین که تاریکی شب پرده بگسترد،این دوشیزگان طی تشریفاتی عریان وبرهنه در سواحل هامون به شنا می پردازند وترانه های ویژه ایی می خوانند. در این مراسم حضور جوانان و مردان مطلقا ممنوع استو عده ای از زنان در امر حفاظت و صیانت رسوم مباشرت دارند.مراسم آب تنی تا نیمه شب ادامه می یابد .نیمه شب از آب بیرون آمده و به روی شن ساحل استراحت می کنند وآجیل ویژه (لورک)می خورند، و خود را آماده برای پذیرایی موعود زرتشت ،یعنی سوشیانت  می نمایند[35].
.
جشن و مراسم آب پاشی:
ازجمله مراسم بسیار مشهور و سنتی معتبری که در نوروز انجام می‌شد، رسوم آبریزگان یا شست و شو و غسل و آب پاشیدن به یکدیگر بوده است. در جشن آبریزگان و به کار بردن آب، برای تطهیر و برای اطمینان یافتن از باران کافیبوده است. ابوریحان بیرونی می‌گوید مردمان هنگام سپیده‌دم این روز، خودرامی‌شستند و در آب کاریزها و آبگیرها، غوطه‌ور می‌شدند. در این روز مردمان به یکدیگر آب می‌پاشیدند، به همان دلیلی که خود را می‌شستند و سبب آن همان اغتسال است. برخی گفته‌اند که علت این است که در کشور ایران دیرگاهی باران نبارید، ناگهان به ایران سخت ببارید و مردم به این باران تبرک جستند و از این آب به یکدیگر پاشیدند و این کار همین طور در ایران مرسوم بماند.
بهنظر می‌رسد جشن آبریزگان اصلی همان تیرگان باشد و در نوروز عبارت بوده‌استاز غسل و شست و شو و آماده شدن از لحاظ سنن دینی جهت حلول سال نو.
.
هدایای نوروزی
در نوروز و مهرگان رسم بود که نمایندگان و بزرگان و فرمانروایان ایالات و اشراف و عامهٔ مردم هر یک به توانایی و استطاعت، هدایایی را به دربار اهدا می‌کردند.
در نوروز مردم بیکدیگر شیرینی هدیه می‌دادند و این رسم در دوران ساسانی همگانی بوده‌است. در نوروز بزرگ، پیش از لب به سخن گشودن، شکرمی‌خورند و بر خود روغن می‌مالند تا از انواع بلایا در طول سال، در امانباشند.

نقش اساطیری جمشید در پیدایش نوروز
«در اساطیر ایرانی و همچنین در تاریخ حماسی و ادبیات ایران، پایه گذاری و خلق آیین نوروز به جمشید شاه اساطیری منسوب است. در این میان شخصیت جمشید که دوران حاکمیت او هنگامه بی مرگی و آرامش ایرانیان بوده است چنان این جهانی است که به جای پذیرش"فره پیامبری"، "فره شهریاری" را از خداوند طلب می کند تا به علایق زمینی و این جهانی برسد. نسبت دادن تخت جمشید به شاه جمشید اساطیری – که البته هیچ پیوندی میان این دو نیست – به دلیل شخصیت حماسی و برجسته جمشید در میان مردم این سرزمین بوده است، دست کم سابقه این باور به دوره ساسانیان می رسد که در "بندهش" به جایی به نام (وَرَجَمکرد) میان پارسو "سرواگ" در قسمت پایین کوه "چمگان" که همان مرودشت و پاسارگاد است اشارهشده است. برای شاهان هخامنشی ساختن بنایی با هدف مقدس برگزاری نوروز طبعاًدر محلی مقدس بوده است.» (همان، صص ۱۷۸ و ۷۹)

در ادبیات ایرانی، آیین سور نوروز را مانند بسیاری از آیین ها و سنن فرهنگی به نخستین فرمانروایان منسوب می کنند، فردوسی، منوچهری، عنصری و بیرونی و ... این آیین را به پادشاهی جمشید شاه نسبت داده اند. (۴) (رجبی، ص ۳۶)

«برپایی جشن نوروز به مناسبت پیروزی جمشید بر دیوان و پس از آن برقراری آیین "داد" در میان مردم بوده است. او که پایه گذار تمدن، آبادانی، عدل، جاودانگی و تندرستی است بر دیوان و اهریمنان که مظهر قحطی، خشکسالی، مرگ و بیماری و آز و افراط هستند پیروز شد و ایران را سرزمینی جاودان و پر برکت برای مردمش ساخت، در واقع نوروزِ جمشیدی عیدی همگانی است که برای مردم، داد، فراوانی، فناناپذیری و حیات بی مرگ نباتات و آب های فراوان به ارمغان آورد. پیوند جمشید، (جم + شید) (شید = درخشان) و خورشید که در اساطیر ایرانی مظهر عدل، داد، پیمان و اعتدال است، نشان دهنده معنای نوروز یعنی اعتدال خورشیدی و باززایی زمین پس از سرمای زمستان و برکت بخشی می باشد. جمشید در واقع اعتدال بهاری و بارآوری طبیعی را با آیین (داد) همراه کرد. در ادب پارسی، بهار نماد عدالت و اعتدال است زیرا سرما و گرمای سوزان که نماد ستم و بیدادگری و فرسودگی و مرگ است در بهار وجود ندارد.» (۵) (برومند، صص ۱۹۹، ۲۰۰ و ۱۵۵)

در ادبیات ایران آنچه منسوب به پایه های بنیادین نوروز است با عناصر دیگری نیز همراه است که از آن میان می توانبه بنیان های اجتماع و فرهنگ مدنی اشاره کرد که در آیین نوروز بنا نهاده شده است. در حقیقت باید چنین گفت که نوروز، آیینی سترگ و کهن و حاوی مفاهیمزندگی بخش، لبریز از سرور و آغشته با سرشت الهی انسان است. از سوی دیگر این آیین سور حیات دوباره طبییعت و باروری آن است که از این نگاه سابقه آن به حداقل دو هزار سال پیش از ورود اقوام آریایی به فلات ایران پهناور باز می گردد.
.
جشن سوری پایان سال
یکی از جشن‌های آتش مرسوم جشن سوری پایان سال بود. این جشن در یکی از چند شب آخر سال که مسلماً چهارشنبه نبوده است برگزار می‌شده‌است. در جشن فروردگان مردم پیش از عید نوروز بر روی پشت بام‌ها، آتش برمی‌افروختند، اگر چنین می‌کردند تصور بر این بود که فروهر‌ها (ارواح مردگان) به طور گروهی بازگشته و مانند یک سپاه به بازماندگان کمک خواهند کرد. در نتیجه جنگ‌های خیلی مهم، را سعی می‌کردند کهدر بهار آغاز کنند چون فروهر‌ها، در بهار به یاری بازماندگان می‌آیند.
.
کوسه برنشین
مراسمکوسه برنشین یا بهار جشن. ابوریحان بیرونی شرح این رسم را آورده استکه در اولین روز بهار مرد کوسه را بر خر می‌نشاندند که به دستی کلاغ داشت وبه دستی بادزن که خود را مرتب باد می‌زد اشعاری می‌خواند که حاکی از وداع با زمستان و سرما بود و از مردم چیزی به سکه و دینار می‌گرفت. آنچه از مردممی‌ستاند، از بامداد تا نیمروز به جهت خزانه و شاه بود و آنچه از نیمروز تا عصر اخذ می‌کرد، تعلق به خودش داشت. آنگاه اگر از عصر وی را می دیدند، مورد آزار و شتم قرار می‌دادند. این رسم در روزگار ساسانی و دورهٔ اسلامی، توسط غلامان سیاه اجرا می‌شده که ملبس به لباس‌های رنگارنگ شده و با آرایش ویژه و لهجهٔ شکسته و خاصی که داشتند، دف و دایره می‌زدند و ترانه‌های نوروزی می‌خواندند. حاجی فیروز‌های امروزی که مقارن نوروز و سال نو در کوی وبرزن مردم را به طرب در می‌آورند، از بقایای آن رسم کهن است. با این تفاوتکه امروزه چون غلام و سیاهانی نیستند که چنین کنند، دیگران خود را سیاه کرده و به زی آنان آراسته و تقلیدشان می‌کنند.
.
میر نوروزی
درایران رسم بود در ایام عید نوروز محض تفریح عمومی و مضحکه فردی عامی و ازمیان مردم را به عنوان پادشاه یا امیر یا حاکمی موقتی به نام میر نوروزی انتخاب می‌کردند و برای یک یا چند روز زمام امور شهری را به عهده‌اش می‌سپردند پس از انقضای ایام جشن سلطنت او نیز به پایان می‌رسیده است. واضحاست که جز تفریح و خنده و بازی هیچ منظور دیگری در بین نبوده است و احکامیکه میرنوروزی صادر می‌کرده پس از نوروز به حال اول بازگردانده می‌شدهاست.نظیر این جشن در بابل نیز مرسوم بود.
.
بار عام نوروزی
در زمان هخامنشیان، شاه، نوروز را در تخت جمشید برپا می‌داشت. از رسم‌هایی که شاهان در نوروز برگزار می‌کردند، یکی این بود که شاه جشن نوروز را افتتاح می‌کرد و به مردمان اعلام می‌داشت که وی آنان را بار خواهد داد و به آنان نیکی خواهد کرد. دومین روز، بلند پایه‌ترین کسان را بار می‌داد، یعنی دهقانان و اعضای خاندان‌های بزرگ (اشراف بلند پایه موروثی، ویسپوهران). سومین روز، اسوران و بلند پایه‌ترین موبدان را بار میداد. چهارمین روز، خانواده خود و نزدیکان خویشان و درباریان را بار می‌داد و پنجمین روز، فرزندان و کارگزاران خود را بار می‌داد. بدین ترتیب به هر کدام رتبه و اکرامی را که شایسته آن بود ارزانی می داشت چون روز ششم فرا می‌رسید، شاه که وظایف خود را نسبت به آنان انجام داده‌بود، نوروز را برای خود و در خلوتجشن می‌گرفت.
در دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان تظلم و دادخواهی و بار عام شاه و رسوم اهدای پیش کش‌ها بسیار اهمیت داشت و با تشریفات فراوان اجرامی‌شد. در نوروز رسمی در دربار جاری بود که اربابان نقش بندگان را برعهده می‌گرفتند و برعکس. خواجه نظام‌الملک طوسی وزیر مشهور سلاطین سلجوقی نکته دیگری درباره جشن نوروز در زمان ساسانیان ضبط کرده‌است.

رسم ملکان عجم چنان بوده است که روز نوروز و مهرگان پادشاه اجازهٔ دیدار عامهٔ مردم را می‌داده‌است و هیچ کس را مانعی از دیدار با شاهنبوده‌است. هر کس قصهٔ خویش نوشته و شکایت خود را آماده می‌کرد و شاه نامه‌ها و شکایات مردم را یک به یک، بررسی می‌کرد. اگر از شاه شکایتی می‌شد، موبد موبدان را قاضی قرار داده و شاه از تخت به زیر آمدی و پیش موبدبه دو زانو می‌نشست و می گفت «بدون محابا بین من و این مرد داوری کن. هیچ گناهی نیست، نزدیک ایزد تعالی، بزرگتر از گناه پادشاهان چون شاه بیدادگر باشد، لشکر همه بیدادگر شوند و خدای عز و عجل را فراموش کنند و کفران نعمت آرند.» پس موبد به داد مردم، رسیدگی کرده و داد به تمامی بستاند و اگر کسی بر ملک، دعوی باطل کرده بود، عقوبتی بزرگ به او می‌داد و می گفت «این سزای آن کس است که بر شاه و مملکت وی عیب جوید.» در نوروز هر که ضعیف تر بود، نزدیکتر به شاه بود و کسانی که قویتر بودند، باید دورتر از شاه جای می‌گرفتند. از زمان اردشیر تا زمان یزدگرد بزه گر (یکم)، این رسم بر جا بود. یزدگرد روشهای پدران را بگردانید.
خواجه نظام‌الملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کرده‌است ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شده‌است[36]

نخستین طلیعه نوروز و یادمان سیاوش

میان زرتشتیان بخارا

سرود کین سیاوش ، مراسم تعزیه و نوحه خوانی و سوگواریبرای سیاوش بوده استکه هر ساله در روز یادمان و رخداد این حادثه ، یعنی کشته شدن سیاوش برگزار می شده است و در اغلب شهرهای ماوراء النهر ، چنین مراسمی برگزار میشد و سوگواران در مجالسی که به این  سبب برگزار برپا می شده است...[37]

یکی از آداب و رسوم نوروزی ، سبز کردن دانه ها و حبوبی است کهبه ویژه زنان در ظرف گوناگونی به عمل آورده  و روز سیزدهم نوروز  و جشن بهاری ، دسته جمعی به بیرون شهر رفته و آن رابه آب روان می افکنند[38].

آداب نوروزی در کشورهای مختلف:

در هندوستان در زمان امیر خسرو دهلوی مراسم نوروز 19 روز بطول می انجامید ، از روز نخست تا روز نوزدهم که جشن فرور دگان بود...[39]

میان مردم پیشاوردر  پاکستان ، رسم است که نخستین روزاز ایام نوروز ، پس از برگزاری مراسم تحویل سال،همگان به گردش به بیرون ازشهر و سبزه زارها و چمن زارها می روند.در این مراسم با پای برهنه روی سبزهها و چمن راه می روند و این کار را سبزه لگد کردن ، می گویند و آن را شگوننیک و باعث شادمانی و نیک بختی در سال نو می دانند[40].

جشن آب پاشی در هند و پاکستان

در افغانستان نیز نوروز با کیفیت بالایی همه ساله برگزار می شود.در افغانستان به جای سفره هفت سین سفره هفت میوه چیده می شود.

در تاجیکستان نیز نوروز با آداب خاصی برگزار می شود.

در غرناطه یا گرانادا که شهری در آندلس واقع در اسپانیاست نیز میان مسلمانان ، جشن های نوروز و مهرگان با مراسمی خاص بر پا می شد[41].

آداب اسلامی نــوروز

در کیهان‌شناسی نوشتهٔ زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده‌است که با استناد به قول عبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده‌است، جامی سیمین محتوی شیرینی بهپیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید «این چیست؟» پاسخ دادند «اینها شیرینی نوروزاست». وی گفت «نوروز چیست؟» پاسخ دادند «این عیدی بزرگ برای ایرانیان است.» گفت «این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد.» پرسیدند «کدام سپاه، ای پیامبر خدا؟» پاسخ داد «سپاه کسانی که از اقامتگاه‌های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان‌هایشان را به آنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می‌پاشند.» سپس مقداری از آن شیرینی را خورد و محتوای جام را میان اصحاب خود تقسیم کرد. این روایت را ابوریحان بیرونی نیزدر آثار الباقیه آورده‌است.

حضرت علی(ع) در قسمتی از نامه معروف خود به مالک اشتر درباره رعایت رسوم و آیین های مردم تأکید کرده می فرمایید: (( آداب پسندیده ای را که بندگان این ملت به آن عمل کردن و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت باآن اصلاح شدن بر هم مزن...))[42]

درمورد آداب باستانی ایرا ن  وبرخورد اسلام با این آداب بهترین ومنصفانه ترین کتابی که می توان به آن مراجعه نمود کتابخدمات متقابل اسلام وایرا ن متفکر شهید استاد مرتضی مطهری است:

علاقه ایرانیان به دین اسلام از همان آغاز ظهور این دین مقدس شروع شد......[43]

ایرانی روح خود را در اسلام سازگار دید و گم گشته خویش را در اسلام یافت[44].

این مختصر را آوردیم تا مشخص شود منش فکری حاکم بر این مقاله چگونه است ، اما از آنجایی که این پژوهش منحصرا در مورد نوروز است، از آن می گذریم.

برخی از روایات در مورد نوروز هست که البته عده ای این روایات را ساخته دست شعوبیه[45]می دانند، البته وجود این روایات در کتب محققین دقیقی  همانندعلامه محمد باقر مجلسی در بحار الانوار و صاحب مفاتیح الجنان این نظریه را تضعیف می کند چراکه این محدثین قطعا اسناد این روایات را مور بررسی دقیق قرار داده اند:

در کتاب مفاتیح‌الجنان که طی دهه‌‌های گذشتهیکی از بزرگ‌ترین کتاب‌های مورد رجوع عموم برای انجام مستحبات مذهبی بوده به نماز عید نوروز اشاره شده که نمازی است توأم با قرائت سوره حمد و سوره‌های قدر، کافرون، توحید، فلق و ناس و بسیار شبیه به نمازی است که ضمن آداب و اعمال روز جمعه و روز عید غدیر خم وارد شده است.

مفاتیح الجنان همچنین روایتی از معلی‌بن‌خنیس را درباره نوروز ذکر کرده است که اعمال این روز و دعای مربوط به آن را همراه دارد. بی‌آنکه اشاره‌ای به فضیلت این روز کرده باشد. ولی بحارالانوار مجلسی روایات معلی‌بن‌خنیس را به تفصیل آورده است. در آن روایات به فضیلت و برتری این روز نسبت به سایر ایام بسیار پرداخته است و یکی از روایات مفصل معلی‌بن‌خنیس از نوروز را این گونه تجلیل کرده است: نوروز روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت، روزی است که جبرئیل بر نبی علیه‌السلام نازل شد، روزی است که رسول اکرم صلی‌‌الله علیه‌وآله، علی علیه‌السلام را بر دوش کشید تا بت‌های قریش را از بالای کعبه می‌کند، روزی است که نبی علیه‌السلام به وادی جن رفت و از ایشان بیعت گرفت، روزی است که برای علی علیه‌السلام از مردم بیعت گرفت (غدیر خم) روزی است که قائم آل محمد ظهور خواهد کرد و روزی است که امام عصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف بردجال پیروز خواهد شد[46].

اشعار نوروزی:

شاعران در وصف نوروز گوهر افشانی بسیار نموده اند که بعضی را در اینجا میاوریم:

نوروز خوانی:

             به حق سوره یاسین تبارک                                         شما را سال نو باشدمبارک[47]      

نظامی:

     چو نو کردی نوای مهرگانی                                     ببردی هوش خلق از مهربانی[48]

ظهیر فارابی:

    میمون و خجسته باد بر تو                                      نوروز بزرگ و روز     تحویل

منو چهری:

مطربان ساعت به ساعت بربنایی زیر وبم                     گاه سروستان زنند امروز گاهی اشکنه

گاه  زیر  قیصران  گاه  تخت   اردشیر                       گاه  نوروز  بزرگ  و  گه  بهار  بشکنه

((البته این نوروز بزرگ، کنایه از نام لحنی در موسیقی باستانی  است))[49]

مسعود غزنوی:

مستی کنی و باده خوری سالیان سال                      شکر گزی و نوش  مزی شاد و شاد خوار

بر   سبزه   بهار   نشینی  و   مطربت                     به  سبزه  بهار  زند  ،       سبزه        بهار        

فرخی سیستانی:

    ماه فروردین از گنج گهر یافت مگر ؟                   که بیاراست همه روز زمین را به گهر؟

   روز نوروز است امروز و چو امروز گذشت           کس بدین در نرسد تا نرسد سال دیگر

امیر خسرو دهلوی:

صفت موسوم نوروز و طرب کردن شاه

بزم دریا و کف دست چو ابر نیسان

رفت چو خورشید به برج حمل                                               نور شرف کرد به گیتی عمل

دور جهان روز نو از سر گرفت                                              موسم نوروز جهان در گرفت

شاه در آن روز هم از بامداد                                                   قصر فلک مرتبه را قاب داد

کنگره قصر طرف بر طرف                                                    تا به حمل رفته شرف بر شرف

صفه   نه   طاق    بیاراستند                                                   پرده زربفت فلک خواستند

تخت زدند و تتق آویختند                                                     عرش دگر بر زمین انگیختند

چتر ز هر سو به فلک سر کشید                                               ابر سر از شرم به چادر کشید

هیچ طرف چتر چو مهر سپهر                                                  شش جهت آراسته زان پنج مهر

هم چو گل و سنبل و سوری بید                                                لعل و سیه گلگز و سنبر و سپید

رابطه اسلام و نوروز:

 

روایتی از پیامبر اسلام در مورد نوروز
در کیهان‌شناسی نوشته زکریا قزوینی، روایتی از پیامبر اسلام، آمده‌است که با استناد به قولعبدالصمد بن علی که از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل کرده‌است،جامی سیمین محتوی شیرینی به پیامبر هدیه شد. پیامبر پرسید «این چیست؟» پاسخ دادند «اینها شیرینی نوروز است». وی گفت «نوروز چیست؟» پاسخ دادند «این عیدی بزرگ برای ایرانیان است.» گفت «این روزی است که در آن خدا سپاه را دوباره زنده کرد.» پرسیدند «کدام سپاه، ای پیامبر خدا؟» پاسخ داد «سپاه کسانی که از اقامتگاه‌های خود از ترس مرگ بیرون آمدند و هزاران بودند و خدابه آنان گفت، بمیرید و بعد آنان را آن روز زنده کرد و روان‌هایشان را بهآنان بازگردانید و به آسمان فرمان داد که بارانی بر آنان ببارد، از این روست که مردمان این رسم را دارند که در این روز آب می‌پاشند.» سپس مقداری از آن شیرینی را خورد و محتوای جام را میان اصحاب خود تقسیم کرد. این روایترا ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه آورده‌است[50].

.

درست است که اخبار و احادیث از نوروز به عنوان عید نامبرده است اما دین مبین اسلام مانند برخی آداب و سنن تاریخی که جنبه طبیعی و آموزنده دارند و برای آن فلسفه عقلایی و اجتماعی مطرح می شود؛ در اینجا به تعدادی از روایات و برخی از برخوردهای ائمه معصومین با نوروز اشاره می کنیم:

1- علامه مجلسی حدیثی از امام صادق(ع) در مورد نوروز نقل می کند؛ امام(ع) می فرمودند: امروز روزی است که خداوند عهد ازل(پیمان جاودانه) را با مردم بست، روزی است که نخستین بار خورشید بدرخشد وباد بوزیدو...، روزی است که کشتی نوع بر کوه جودی نشست؛ روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد، روزی است که حضرت پیامبر(ص)، علی(ع) را بر شانهبلند کرد تا بتهای کعبه را سرنگون ساخت، روزی است که دستور داد مردم باعلی(ع) بیعت کنند.روز است که مردم برای بار دوم پس از مرگ عثمان با علی(ع) ایرانیان آن را نگاه داشتند.

2- عبدالصمد بن علی، روایتی از جد خود درباره حضرت رسول اکرم(ص) نقل می کند:((در نوروز جامی سیمین، پر از حلوا برای پیامبر هدیه آوردند، آن حضرت پرسید این چیست؟ گفتند امروز روز نوروز است، حضرت پرسید نوروز چیست؟ گفتند عید بزرگ ایرانیان است ؛ حضرت فرمودند: کاش هر روز بر مانوروز بود.

3- منقول است که افراد ایرانی به حضرت علی بن ابیطالب(ع) جامهای سیمین خبیص( خرمایی که با روغن

آغشته شده باشد) هدیه دادند. حضرت پرسید این چیست؟ گفتند: اینهدایای نوروز است. حضرت فرمودند: هر روز نوروز ماست و خبیص را میل کردندوبه حاضران دادند و جامها را در میان مسلمین تقسیم کردند.

4- علامه مجلسی از امام صادق(ع) نقل می کند: در این روز (نوروز) فرشته وحی بر حضرت محمد(ص) نازل شد و پیام پیامبری به وی داد.

5- از امام صادق(ع) نیز حدیثی نزدیک به حدیث بالا(شماره 1 ) با اندکی تغییر آمده است که : نوروز روزی است که خداوند در آن از بندگان خویش پیمان گرفته است که او را عبادت کنند و هرگز برای خداوند متعال هیچ چیزی را شریک قرار ندهند....

6- معلی بن خنیس که فردی موثق است می گوید: (( روز نوروز خدمتامام صادق(ع) رفتم. فرمودند معلی آیا می دانی امروز چه روزی است؟ عرض کردم؟ عجم ( غیر عرب) امروز را بزرگ می داند و تبریک می جویند وبرای همدیگرهدیه می فرستد؛ امام فرمودند: به بیت عتیق(کعبه) سوگند می خورم که نوروز از زمان قدیم است. نوروز روزی است که در عالم خداوند از بندگانش پیمان گرفتکه او را بپرستند و مشرک نشوند و ایمان به پیغمبران و حجج و ائمه بیاورند.روزی است که آفتاب تایید و هوا که موجب حیات است وزیدن گرفت و زمینخلق شد. جبرئیل بر پیامبر نازل شد. روزی است که قائم ما (عج) و ولاۃ امر ظاهر شوند و روزی است که قائم(عج) بردجال غالب می گردد و کناسه کوفه او را دار می زنند . هیچ نوروزی نیست که ما اهل بیت، انتظار فرج نداشته باشیم چون از روزهای ما و شیعیان ماست. عجم احترام شما را نگه داشتند و شما ضایع کردید.))

7- امام صادق(ع): ((در آغاز فروردین آدم آفریده شده و آن روز فرخنده ای است برای خواستن نیازها و برآورده شدن آرزوهاو... ))

8-  پیامبر اکرم(ص) : اگر می توانید هر روزتان را نوروز کنید.یعنی هر روز در راه خدا به یکدیگر هدیه بدهید و با یکدیگر پیوند برقرار کنید.

9- پیامبر اکرم(ص) : ذکر خدا را یکی از کارهای نوروز می داند و می فرماید: ((اعیاد خود را با یاد و ذکر عظمت خدا زینت دهید.))

10- امام صادق(ع) نیز می فرمایند: جشن نوروز برای آفریده شدن آدمیان است.

آداب اسلامی نوروزی

   از آداب مهم نوروز طهارت و پاکیزگی است که در اسلام به آن بسیار اهمیت داده است . امام صادق(ع) به معلی بن خنیس تعلیم دادند(( که چوننوروز شود؛ غسل کن و پاکیزه ترین جامه های خویش را بپوش و با بهترین بوهایخوش، خود را خوش بو گردان و در آن روز روزه بدار. پس چون از نماز پیشین و پسین و نافله های آن فارغ شوی ، چهار رکعت نماز بگذار یعنی هر دو رکعت به یک سلام. و در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره ان انزلنا بخوان و در رکعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره قل یا ایها الکافرین ، در رکعت سوم بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید و در رکعت چهارم بعد از حمد ده مرتبه سوره فلق وناس بخوان و به سجده ی شکر برو.))                                      

  شاید خواندن سوره قدر در این نماز اشاره به نزول برکات وخواندن معوذتین اشاره به درخواست رفع انواع بدی ها باشد.

   از دیگر اعمال عید نوروز صله رحیم و دیدار با دوستان است که از سوی اسلام و امامان در روایات و احکام اسلامی مورد توجه قرار گرفته است؛ امام باقر(ع) می فرمایند : ارتباط با خویشان، اعمال را پاکیزه می کند،دارایی ها را افزایش و بلاها را دور می کند و مرگ آدمی را به تأخیر می اندازد.

   از دیگر اعمال عید نوروز برقراری ارتباط خالصانه با خالق هستی و تقاضای تغییر در رفتار و گفتار و تمام احوال با دعای تحویل سال می باشد. بسم الله الرحمن الرحیم: یا مقلب القلوب و الابصار ، یا مدبر الیل و النّهار ، یا محول الحول و الاحوال ، حَوّل حالنا الی احسن الحال.

فقهای بزرگوار اسلام به پیروی از اخبار و احادیث روزه گرفتن در روز عید نوروز را مستحب پسندیده دانسته اند؛همچنین عموم فقها غسل کردن در نوروز را مستحب و ممدوح شمرده اند.

   از دیگر اعمال خواندن و تکرار ذکر یا ذالجلال و الاکرام می باشد.

از اعمال مهم این روز قرائت هفت سین قرآن است که شامل 7 آیه از قرآن می باشد که با واژه ی سلام آغاز می شود که عبارتند از :

سلام علی آل ابراهیم ( سوره صافات آیه 109 )- سلام قولاً من رب الرحیم ( سوره یس آیه 58 )

سلام علی آل یاسین ( سوره صافات آیه 130 )– سلام علی موسی و هارون ( سوره صافات آیه 120)

سلام علی نوح فی العالمین ( سوره صافات آیه 79 )- سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین  (سوره زمر آیه 73)

سلام علیکم بما صبرتم ( سوره رعد آیه 24 )

   البته برخی از مومنان 7 آیه یاد شده را در قدح چینی نوشته و با آب باران شستشو می دهند و هنگام سال تحویل از آن می نوشند.))[51]

نظر شیعه در مورد نوروز:

نوروز به روایت کتب اربعه شیعه:

همه می دانند که کتب اربعه شیعه از نظر اعتبار و ارزش همچون صحاح سته نزد اهل سنت است و لذا روایات مندرج در کتب چهار گانه شیعه یعنی :کافی شیخ کلینی، من لایحضره الفقیه شیخ صدوق، تهذیب الاحکام و الاستبصار شیخ طوسی، از حیث وارد شدن در این منابع اهمیت ویژه دارند و پس از جرح و تعدیل آنها می تواند مصدر فتوا و احکام و باورها باشد . روایاتی که در سه کتاب از کتب چهار گانه حدیث شیعه آمده چنین است:

1با لفظ نوروز یکبار این عبارت آمده است


- یوم ... النوروز اهدواالیه الشیء[52].


2- با لفظ النیروز چهار بار روایات زیر نقل شده است:


یا امیرالمومنین الیوم النیروز [53]


فاذا کان یوم المهرجان اوالنیروز... [54]



یوم المهرجان و النیروز اهدواالیه الشیء[55]


اتی علی بهدیه النیروز فقال ما هذا؟([56]




3- با لفظ " نیروزا " یک بار در روایت منقول است:


اصنعوالناکل یوم نیروزا [57]



4- با لفظ نیروزنا یک بار در روایت منقول است: نیروزنا کل یوم[58])



نکته قابل توجه در این است که بیشتر این روایات در کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق آمده که روایات این کتاب نسبت به سایر کتباربعه از اعتبار و ارزش بیشتری برخوردار است به ویژه که شیخ صدوق در آن کتاب بیشتر به روایات فقهی و علمی عنایت داشته است و علاوه بر آن روایات این با منابع حدیث اهل سنت از نظر مضمون و محتوا و حتی الفاظ اشتراک چشمگیری نسبت به سایر کتابهای حدیث شیعه دارد.[59]

نظر برخی از مراجع معظم را درباره نوروز برای شما خواننده گرامی بیان می نماییم:

 

1-امام خمینی:

"این عید، هر چند یک عید اسلامی نیست ولی اسلام آن را نفی نکرده است."

ایام نوروز بروید در این مریضخانه ها، بروید احوال این ها را،این هایی که آواره شده اند،... به اینها سرکشی کنید، و آن تشریفات سابق راتخفیف بدهید.

 

 عید نوروز چیز خوبی است؛ وسیله‌ای که با آن دل‏ها شاد می‏شود، انسان‏ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‏کنند، صله رحم و صله احباب می‏کنند؛ چون دوستان و رفقا هم مثل ارحام، احتیاج به صله دارند. انسان بایدبا ارحام صله بکند، باید با دوستان و رفقا هم صله بکند؛ یعنی ارتباط برقرار بکند. این، ارتباطِ عید نوروز است که بسیار خوب است.

 

2- مرحوم کاشف الغطاء

نوروز مقتضای جهان است در بشر و حیوان و جماد،بلکه در آسمان و زمین و هوا و فضا و بر این اساس روایاتی از اهل بیت(ع) درباره نوروز به ما رسیده که عید گرفتن را تأیید کرده اند و نیز به نماز، ذکر و عبادت سفارش نموده اند و ...

 

3-آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:

 

در استفتائی از آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی در مورد نوروز سئوال شده است: بفرمائید نظر شرع مقدس درباره نوروز چیست و آیا می‌توان آن را به عنوان عید تلقی کرد؟

 

در پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی در مورد این استفتاء آمده است: اعیاد شرعی و مذهبی بزرگ اسلامی، عید فطر، عید قربان، عید غدیر و روزهای ولادت حضرت رسول اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) است.

 

ایشان در ادامه تصریح کرده اند:درعید نوروز هم اگر مۆمنان برنامه‌های دینی، مانند دیدار با برادران مۆمنیا عیادت بیماران و رسیدگی به‌حال مستمندان داشته و برنامه‌های بدآموز نداشته باشند، مناسب است.

هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، آن روز عید است.

 

این مرجع تقلید یادآور شد: در حدیث است "کُلُّ‏ یَوْمٍ‏ لَا یُعْصَى‏ اللهُ فِیهِ فَهُوَ یَوْمُ عِیدٍ" هر روزی که در آن معصیت خدا نشود، آن روز عید است.

 

وی در ادامه تصریح کرد: نوروز، یعنی روز نو. روز اولین فصل بهار مثل خود فصل بهار یک امر واقعی و تکوینی است و به جمشید ارتباط ندارد، خدا می‌داند چند هزار یا چند میلیون سال پیش از جمشید بوده است.

 

آیت الله صافی بیان داشت: از آیات خدا است که زمین دوباره بعد از موتش و خشک‌شدن گیاه‌ها زنده می‌شودو چنان‌که در قرآن مجید می‌فرماید "اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِ‌ها" و محتمل است غسل یا هر عبادت دیگری به همین مناسبت باشد.

4-آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

عید نوروز مراسم و جنبه های مثبتی دارد مانند پاک سازی منازل و صله رحم و دید و باز دید و امثال اینها که از نظر شرع مقدس اسلام خوب است ولی از مراسم خرافی مانند شب چهارشنبه سوری و سیزده بدر سزاوار است اجتناب شود.

 

 معظم له در پاسخ به سوالاتی پیرامون نوروز و آداب و رسوم آن این گونه می فرماید:

 

سوال : رسم است که در عید نوروز و مانند آن پول لای قرآن می گذارند و عیدی می دهند. آیا این کار اشکال دارد؟

جواب : اشکالی ندارد

 

سوال : اعمالی که در مفاتیح تحت عنوان عید نوروز آمده مربوط به کدام تقویم است؟ آیا هر سال نو را در هر فرهنگ شامل می شود (مثلا عید نوروز ایرانیان) یا برای تقویم قمری است؟

جواب : خیر، مربوط به عید نوروز (سال شمسی) است.

 

سوال : ما امسال سبزه عید نوروز را به شکل اسم های پنج تن مثلاً «یا حسین» درآوردیم و چون آن ها را روز سیزده بدر همان جا می گذاریم، آیا مشکلی ندارد؟ اگر مشکل دارد با سبزه ها چه کار کنیم؟

جواب : در صورتی که بی احترامی و هتک حرمت شود، جایز نیست و بهتر است در محلی قرار دهید که بی احترامی نشود.

 

سوال : من طلبه هستم و با چند نفر دیگر از طلاب در مورد عید نوروز تحقیقاتی انجام داده ایم و طبق گفته علمای رجال و درایه، حدیثی که شیخ طوسی (رحمة الله) در مورد عید نوروزذکر کرده اند معتبر نمی باشد زیرا اولا خبر واحد است و به حد تواتر نرسیده، ثانیاً منبع آن کتابی قوی نیست چون در کتاب دعاییه ایشان ذکر شده نه در کتاب فقهیه ایشان. در ضمن اصل کلمه ی عید یعنی بازگشت. این بازگشت درحالیست که ریشه ی این عید به آیین زردشتیان باز می گردد.

 

حال سوال این است که نظر فقهی و نظر محققانه ی شما در این مورد چیست؟

جواب : ما برای عید نوروز جنبه ی شرعی قائل نیستیم بلکه یک قرارداد عرفی است که آثار مطلوبی دارد و از آثار نامطلوب آن نیز باید پرهیز گردد.

 

سوال : آیا گفتن لفظ «عید» برای سال نو و عید نوروز اشکال دارد؟

جواب : اشکالی ندارد

 

سوال : آیا نحس بودن عدد 13 مورد قبول فرهنگ شیعه است؟ جایگاه نوروز و شادی در فرهنگ شیعه چگونه است؟

  جواب: سیزده بدر ریشه شرعی ندارد و از خرافات است ولی تفریح سالم و خالی از گناه بدون اعتقاد به نحس بودن سیزده، اشکالی ندارد.

 

سوال : من شنیده بودم که شما گفته بودید نوروز بی اساس و سطحی است و مسلمانان را از آن بر حذر داشتهاید. من می خواستم بدانم که آیا این جمله را شما گفته اید یا نه و اینکه نظر شما درباره ی نوروز چیست؟

 

جواب : عید نوروز جنبه هایمثبت و منفی متعددی دارد. جنبه های مثبت آن نظافت، صله رحم، کمک به اقشار ضعیف و کم درآمد و مانند آن است و جنبه های منفی آن، مراسم خرافی چهارشنبه سوری، سیزده بدر، تشریفات کمرشکن، چشم و هم چشمی، مسافرت های گناه آلود، شکستن مرز محرمیت ها و امثال آن می باشد.

 

 حال اگر به جنبه های مثبت آن پرداخته شود و از جنبه های منفیآن اجتناب شود طبق روایت مزبور عید نوروز طبیعی، عید تشریعی هم می شود واگر خدای نکرده بر عکس شود از منظر حضرت علی (علیه السلام) چنین روزی عید نخواهد بود.

 

سوال : آیا برپایی «سفره ی هفت سین» به عنوان یک مراسم سنتی در کنار بقاع متبرکه جایز است؟

جواب : مانعی ندارد

 

نظرات درمورد نوروز:

آرتور کریستن سن، ایرانشناس نام‌دار دانمارکی نوشته‌است، سال ایرانیان باستان، به صورتی که آن را در سنگ‌نوشته‌های داریوش بزرگ در بیستون می‌یابیم، در پاییز آغاز می‌شد و جشن بسیار معروف مهرگان (بگیاد)، در اصل جشن اول سال ایرانیان بوده‌است. از جشن نوروز در اوستا و ادبیات اوستایی هیچ نام برده نشده‌، چنانکه از مهرگان نیز اشارتی نیست. در اواخر فرمانروایی داریوش بزرگ، ایرانیان که تحت تأثیر تمدن آسیای صغیر و سرزمین‌های مدیترانه ای قرار گرفته بودند، تقویم مصری را پذیرفتند که بر طبق آن سال به دوازده ماه سی روزه، به اضافه پنج روز اضافی (پنجه دزدیده یاخمسه مسترقه) تقسیم شده بود و در اعتدال بهاری آغاز می‌شد. این سال، یعنیسال اوستایی جدید، سال دینی زرتشتی گشت و تا امروز در نزد پارسیان حفظ گردیده‌است. روز اول سال در اعتدال بهاری، اول فروردین، عید نوروز است.

استاد مهرداد بهار با نظریه وامگیری عید نوروز ایرانیان، از بین النهرین موافق نیست و عقیده دارد، از سه هزار سال پیش از میلاد، در آسیای غربی دو عید، رواج داشته‌است، عید آفرینش در اوایل پاییز و عید رستاخیزی که در آغاز بهار، برگزار می‌شده‌است. بعدها دو عید پاییزی و بهاریبه یک عید تبدیل گردیده و سر بهار جشن گرفته می‌شده‌است. به اعتقاد مهردادبهار، احتمالاً نوروز در ایران قبل از هخامنشیان وجود داشته، در اوستا مطرح نمی‌شود، چون یک عید ملی محسوب می‌شده و اوستا یک کتاب دینی است و جشن‌های خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دین زرتشتی، هم جشن مهرگان را که در آغاز یک عید بومی بوده و هم نوروز را می‌پذیرد[60].

دکتر علی شریعتی:

سخن تازه از نوروز گفتن دشوار است. نوروز یک جشن ملی است،‌جشنملی را همه می‌شناسند که چیست، نوروز هر ساله برپا می‌شود و هر ساله از آنسخن می‌رود. بسیار گفته‌اند و بسیار شنیده‌اید؛ پس به تکرار نیازی نیست؟ چرا، هست. مگر نوروز را خود مکرر نمی‌کنید؟ پس سخن از نوروز را نیز مکرر بشنوید. در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و بیهوده؛ “عقل” تکرار را نمی‌پسندد؛ اما “احساس” تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.
نوروز که قرن‌های دراز است بر همة جشن‌های جهان فخر می‌فروشد، از آن رو “هست” که یک قرارداد مصنوعی اجتماعی و یا یک جشن تحمیلی سیاسی نیست، جشن جهان است و روز شادمانیزمین، آسمان و آفتاب، و جوشِ شکفتن‌ها و شور زادن‌ها و سرشار از هیجانِ هر“آغاز”.
جشن‌های دیگران، غالباً انسان‌ها را از کارگاه‌ها، مزرعه‌ها، دشت و صحرا، کوچه و بازار، باغ‌ها و کشتزارها، در میان اطاق‌ها و زیر سقف‌ها و پشت درهای بسته جمع می‌کند: کافه‌ها، کاباره‌ها، زیرزمینی‌ها، سالن‌ها، خانه‌ها … در فضایی گرم از نفت، روشن از چراغ، لرزان از دود، زیبااز رنگ و آراسته از گل‌های کاغذی، مقوایی، مومی، بوی کندر و عطر و … اما نوروز دست مردم را می‌گیرد و از زیر سقف‌ها، درهای بسته، فضاهای خفه، لای دیوارهای بلند و نزدیک شهرها و خانه‌ها،‌ به دامن آزاد و بیکرانة طبیعت می‌کشاند: گرم از بهار، روشن از آفتاب، لرزان از هیجانِ آفرینش و آفریدن، زیبا از هنرمندی باد و باران، آراسته با شکوفه، جوانه، سبزه و معطر از:
“بوی باران، بوی پونه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک” …
نوروز تجدید خاطرة بزرگی است: خاطرة خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال، این فرزند فراموشکار که،‌ سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته‌های پیچیدة خود، مادر خویش را از یاد می‌برد، با یادآوری‌های وسوسه‌آمیز نوروز، به دامن وی باز می‌گردد و با او، این بازگشت و تجدید دیدار را جشن می‌گیر: فرزند، در دامن مادر، خود را بازمی‌یابد و مادر،‌ در کنار فرزند، چهره‌اش از شادی می‌شکفد، اشک شوق می‌بارد، فریادهای شادی می‌کشد؛ جوان می‌شود، حیات دوبارهمی‌گیرد. با دیدار یوسفش بینا و بیدار می‌شود.
تمدن مصنوعی ما هر چه پیچیده‌تر و سنگین‌تر می‌گردد، نیاز به بازگشت و بازشناخت طبیعت را در انسان حیاتی‌تر می‌کند و بدینگونه است که نوروز، برخلاف سنت‌ها که پیر می‌شوند و فرسوده و گاه بیهوده، رو به توانایی می‌رود و در هر حال، آینده‌ای جوان‌تر و درخشان‌تر دارد، چه، نوروز راه سومی است که جنگ دیرینه‌ای را که از روزگار لائوتزو و کنفسیوس تا زمان روسو و ولتر درگیر است به آشتی می‌کشاند.
نوروز تنها فرصتی برای آسایش، تفریح و خوشگذرانینیست، نیاز ضروری جامعه، خوراک حیاتی یک ملت نیز هست. دنیایی که بر تغییر وتحول، گسیختن و زایل شدن، درهم ریختن و از دست رفتن بنا شده است،جایی که در آن، آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار،‌ تنها تغییر است و ناپایداری؛ چه چیز می‌تواند ملتی را، جامعه‌ای را، در برابر عرابة بی‌رحم زمان – که بر همه چیز می‌گذرد و له می‌کند و می‌رود، هر پایه‌ای را می‌شکندو شیرازه‌ای را میگسلد- از زوال مصون دارد؟
هیچ ملتی با یک نسل ودو نسل شکل نمی‌گیرد؛ ملت، مجموعة پیوستة نسل‌های متوالی بسیار است، اما زمان،این تیغ بی‌رحم، پیوند نسل‌ها را قطع می‌کند؛ میان ما و گذشتگانمان- آنها که روح جامعة‌ ما و ملت ما را ساخته‌اند- درة هولناک تاریخ حفر شده است؛ قرن‌های تهی ما را از آنان جدا ساخته‌اند؛ تنها سنت‌ها هستند که پنهان از چشم جلاد زمان، ما را از این درة هولناک گذر می‌دهند و با گذشتگانمان و با گذشته‌هایمان آشنا می‌سازند. در چهرة مقدس این سنت‌ها است که ما حضور آنان را در زمان خویش، کنار خویش و در “خودِ خویش”، احساس می‌کنیم؛ حضور خود را در میان آنان می‌بینیم و جشن نوروز یکی از استوارترین و زیباترین سنت‌ها است.
در آن هنگام که مراسم نوروز را به پا می‌داریم، گویی خود را در همة‌ نوروزهایی که هر ساله در این سرزمین برپا می‌کرده‌اند، حاضر می‌یابیم ودر این حال، صحنه‌های تاریک و روشن و صفحات سیاه و سفید تاریخ ملت کهن ما در برابر دیدگانمان ورق می‌خورد، رژه می‌رود. ایمان به اینکه نوروز را ملت ما هر ساله در این سرزمین بر پا می‌داشته است، این اندیشه‌های پرهیجان را در مغزمان بیدار می‌کند که: آری، هر ساله! حتی همان سالی که اسکندر چهرة این خاک را به خون ملت ما رنگین کرده بود، در کنار شعله‌های مهیبی که از تخت جمشید زبانه می‌کشید، همانجا، همان وقت، مردم مصیبت‌زدة ما نوروز را جدی‌تر و با ایمان بیشتری برپا می‌کردند؛ آری، هر ساله! حتی همان سال که سربازان قتیبه بر کنارة جیحون سرخ رنگ،‌ خیمه برافراشته بودند و مهلب خراسان را پیاپی قتل عام می‌کرد، در آرامش غمگین شهرهای مجروح و در کنار آتشکده‌های سرد و خاموش، نوروز را گرم و پرشور جشن می‌گرفتند.
تاریخ ازمردی در سیستان خبر می‌دهد که در آن هنگام که عرب سراسر این سرزمین را درزیر شمشیر خلیفة جاهلی آرام کرده بود، از قتل عام شهرها و ویرانی خانه‌ها وآوارگی سپاهیان می‌گفت و مردم را می‌گریاند و سپس، چنگ خویش را برمی‌گرفت ومی‌گفت: “اباتیمار، اندکی شادی باید”! نوروز در این سال‌ها و در همة سال‌های همانندش، شادی‌یی اینچنین بوده است، عیاشی و “بی‌خودی” نبوده است،‌اعلام ماندن و ادامه داشتن و بودن این ملت بوده و نشانة پیوند با گذشته‌ایکه زمان و حوادث ویران‌کنندة زمان همواره در گسستن آن می‌کوشیده‌ است.
نوروز همه وقت عزیز بوده است؛ در چشم مغان، در چشم موبدان، در چشم مسلمانان و در چشم شیعیان مسلمان، همه نوروز را عزیز شمرده‌اند و با زبان خویش، از آن سخن گفته‌اند. حتی فیلسوفان و دانشمندان که گفته‌اند: “نوروز روز نخستین آفرینش است که اورمزد دست به خلقت جهان زد و شش روز در این کار بود و ششمین روز، خلقت جهان پایان گرفت و از این رو است که نخستین روز فروردین را هورمزد نام داده‌اند و ششمین روز را مقدس شمرده‌اند”.
چه افسانة زیبایی؛ زیباتر از واقعیت! راستی مگر هر کس احساس نمی‌کند که نخستینروز بهار، گویی نخستین روز آفرینش است. اگر روزی خدا جهان را آغاز کرده است، مسلماً آن روز، این نوروز بوده است. مسلما بهار نخستین فصل و فروردین نخستین ماه و نوروز نخستین روز آفرینش است. هرگز خدا جهان را و طبیعت را باپاییز یا زمستان یا تابستان آغاز نکرده است. مسلما اولین روز بهار، سبزه‌ها روییدن آغاز کرده‌اند و رودها رفتن و شکوفه‌ها سرزدن و جوانه‌ها شکفتن، یعنی نوروز.
بی‌شک، روح در این فصل زاده است و عشق در این روز سر زده است و نخستین بار، آفتاب در نخستین روز نوروز طلوع کرده است و زمان با وی آغاز شده است.
اسلام که همة رنگ‌های قومیت را زدود و سنت‌ها را دگرگون کرد، نوروز را جلای بیشتری داد، شیرازه بست و آن را، با پشتوانه‌ای استوار، از خطر زوال در دوران مسلمانی ایرانیان، مصون داشت. انتخاب علی به خلافت و نیز انتخاب علی به وصایت، در غدیر خم، هر دو در این هنگام بوده استو چه تصادف شگفتی! آن همه خلوص و ایمان و عشقی که ایرانیان در اسلام به علی و حکومت علی داشتند پشتوانة نوروز شد. نوروز که با جان ملیت زنده بود، روح مذهب نیز گرفت؛ سنت ملی و نژادی، با ایمان مذهبی و عشق نیرومند تازه‌ایکه در دلهای مردم این سرزمین برپا شده بود پیوند خورد و محکم گشت، مقدس شدو، در دوران صفویه، رسما یک شعار شیعی گردید،‌ مملو از اخلاص و ایمان و همراه با دعاها و اوراد ویژة خویش. آنچنان که یکسال نوروز و عاشورا در یک روز افتاد و پادشاه صفوی، آن روز را عاشورا گرفت و روز بعد را نوروز!
نوروز- این پیری که غبار قرن‌های بسیار بر چهره‌اش نشسته است- در طول تاریخکهن خویش، روزگاری در کنار مغان، اوراد مهرپرستان را خطاب به خویش می‌شنیده است؛ پس از آن، در کنار آتشکده‌های زردشتی، سرود مقدس موبدان و زمزمة اوستا و سروش اهورامزدا را به گوشش می‌خوانده‌اند؛ از آن پس، با آیاتقرآن و زبان الله از او تجلیل می‌کرده‌اند و اکنون، علاوه بر آن، با نماز ودعای تشیع و عشق به حقیقت علی و حکومت علی، او را جان می‌بخشند و در همة این چهره‌های گوناگونش، این پیر روزگارآلود، که در همة قرن‌ها و با همة نسل‌ها و همة اجداد ما- از اکنون تا روزگار افسانه‌ای جمشید باستانی- زیستهاست و با همه‌مان بوده است، رسالت بزرگ خویش را، همه وقت، با قدرت و عشق ووفاداری و صمیمیت انجام داده است و آن، زدودن رنگ پژمردگی و اندوه از سیمای این ملت نومید و مجروح است و درآمیختن روح مردم این سرزمین بلاخیز باروح شاد و جانبخش طبیعت و، عظیم‌تر از همه، پیوند دادن نسل‌های متوالی اینقوم- که بر سر چهار راه حوادث تاریخ نشسته و همواره تیغ جلادان و غارتگرانو سازندگان کله منار‌ها بند بندش را از هم می‌گسسته است و نیز پیمان‌یگانگی بستن میان همة دل‌های خویشاوندی که دیوار عبوس و بیگانة دوران‌ها در میانه‌شان حائل می‌گشته و درة عمیق فراموشی میانشان جدایی می‌افکنده است.
و ما، در این لحظه، در این نخستین لحظات آغاز آفرینش، نخستین روز خلقت، روز اورمزد، آتش اهورایی نوروز را باز برمی‌افروزیم و در عمق وجدان خویش، به پایمردی خیال، از صحراهای سیاه و مرگ‌زدة قرون تهی می‌گذریم و در همة نوروزهایی که در زیر آسمان پاک و آفتاب روشن سرزمین ما برپا می‌شده است، با همة زنان و مردانی که خون آنان در رگ‌هایمان می‌دود و روح آنان در دلهایمان می‌زند شرکت می‌کنیم و بدینگونه، “بودن خویش” را، به عنوان یک ملت، در تندباد ریشه برانداز زمان‌ها و آشوبِ گسیختن‌ها و دگرگون شدن‌ها خلود می‌بخشیم و، در هجوم این قرن دشمنکامی که ما را با خود بیگانه ساخته و، “خالی از خویش”، بردة رام و طعمة زدوده از “شخصیت” این غرب غارتگرکرده است، در این میعادگاهی که همة نسل‌های تاریخ و اساطیر ملت ما حضور دارند، با آنان پیمان وفا می‌بندیم و “امانت عشق” را از آنان به ودیعه می‌گیریم که “هرگز نمیریم” و “دوام راستین” خویش را به نام ملتی که در این صحرای عظیم بشری، ریشه در عمق فرهنگی سرشار از غنی و قداست و جلال دارد و بر پایة “اصالت” خویش، در رهگذر تاریخ ایستاده است، “بر صحیفة عالم ثبت” کنیم[61].

یکی از شاهکارهای ویژه نوروز آن است که در پی تقسیم شادی نیست، بلکه اثرش افزایش شادی در میان انساها و پخش آن بین همه ، فارغ از رنگ ونژاد و باور و جنس است[62]

در مورد نوروز در بین علماء اختلافاتی نیز هست از آن جمله

عده ای  از ایشان  معتقدند:

نسبت بین نوروز و غدیر از باب تباین است و مقایسه آن قیاس مع الفارق

عده ای دیگراز علماء معتقدند:

قیاس غدیر با نوروز هم می تواند شباهت و هم تفارق داشته باشد، لذا از جهتی درستی و از جهتی نادرست است.

 

بهر حال همانطور که در ابتدای بحث آوردیم نوروز یک عید نیست بلکه یک جشن است، مقایسه بین این دو نمی تواند درست باشد ، جالب اینکه در بین ایرانیان قدیم مهمترین جشنها جشن مهرگان بوده و نه نوروز که البته همان هم با عید غدیر نمی تواند مقاسه شود ،اساس مقایسه دارای یکسری مقدمات و فرایضی است که بین یک مسئله ملی که صرفا متعلقیه یکی از ملل اسلامی است با یک عید مذهبی آنهم با اهمیت و جایگاه غدیر کهدر ما سوی الله از مهمترین اعیاد و به نظر شیعیان مهمترین مورد است،از اساس محل ایراد است و به نظر ما مقایسه به نوعی است که ظلم به غدیر و جایگاه آن است چراکه تعین جانشین برای رسول الله آنهم به اذن و فرمان الهی موردی نیست که بتواند رقیبی از جهت اهمیت و حادث شدن داشته باسد.نوروزدر حالی که نشان از یک جشن ملی دارد،اما هرگز مقایسه آن با عید غدیر،مبعث ،جمعه،..صحیح نبوده و نشان از عدم شناخت صحیح بی خبران از تفاوت جشنبا عید دارد.مقایسه این دو ابدا شرایط قیاس دو شی را ندارد، اهل منطق هرگزبرای مقایسه دو شی شرایط 9گانه را فراموش نمی کنند.بحث در این زمینه نیازمند مباحثه بین عالمان دینی را برای تبین جایگاه هر کدام از این دو موضوع کاملا مجزا و غیر قابل قیاس را می طلبد.

 

 

نتیجه گیری:

این مقاله هر چند بسیار فشرده تهیه گردید ،اما  دقت در آن نشان می دهد که ایرانیان قومی فرهیخته اند که با گذرزمان  با زیرکی خاصی آداب خود را حفظ نموده  و هرگز خود را با مسائل تعصبیمشغول نکرده اند ، و بیشتر بحثها بیشتر در بین خواص بوده  و عوام راه خود را بهتر و درستر پیموده اند.توجه به این نکته که مردم ابران زمین روش درست را برای زندگی دینی همراه با آداب باستانی یافته اند مارا در اعتراف به بزرگی این قوم مصمم تر  می کند.نوروز یا هر مراسم دیگری اگر باعت نزدیکی قلوب مومنین شود ، هیچ تضادی با اسلام نخواهد داشت ، البته باید توجه نمود که آنچه حضرات معصومین برای ما تبین نموده اند ،سعادت ما را تامیین خواهد کرد ، نه آنچه خود به سبب بعضی تمایلات نوعا نفسانی برای خود نیکو می دانیم.نوروز در حال حاضر یک عید جهانی است و این مطلب اگر چه بسیار مهم استاما تنها دلیل اهمیت آن نیست ، طبیعت مخلوق  خداوند و آغاز آن نشان از ادامه حیات و آغاز مجدد و امیدواری است، نیاز به طبیعت اثری عمیق و بی بدیلدر روح وجان آدمی دارد و این ارده الهی است و قاطعیت این معنا در روح بشر هویداست.

 

 

 

 

 



[1] بحارالأنوار ج : 56 ص : 120/119

[2] لغت نامه دهخدا

[3] نوروز و فلسفه آن/سید محمد دادخواه/صفحه19

[4] نوروز و فلسفه آن/سید محمد دادخواه/صفحه155

[5] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص298

[6] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص314

[7] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص266

[8] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص266

[9] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص275

6ایرج محمدی/مقاله در مورد نوروز/سایت www.ido.ir

[11] التفهیم/صفحه 271-270

[12] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص322

[13] آثار الباقیه/صفحه320-319

[14] لغت نامه دهخدا/ نرم افزار

[15] تاریخ طبری

[16] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص340

[17] همان

[18] فلسفه نوروز/دکتر علی شریعتی

[19] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص267

[20] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص268

[21] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص275

[22] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص330

6ایرج محمدی/مقاله در مورد نوروز/سایت www.ido.ir

[24] التفهیم/صفحه 271-270

[25] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص322

[26] آثار الباقیه/صفحه320-319

[27] لغت نامه دهخدا/ نرم افزار

[28] تاریخ طبری

[29] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص340

[30] همان

[31] فلسفه نوروز/دکتر علی شریعتی

[32] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص267

[33] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص268

[34] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص275

[35] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص330

[36] رجوع به سایت http://3ali3.com

[37] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص318

[38] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص288

[39] همان/صفحه463

[40] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ص289و290

 

[41] به گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ صفحه 473

[42] ایرج محمدی/مقاله در مورد نوروز/سایت www.ido.ir

 

[43] خدمات متقابل اسلام وایرا ن /متفکر شهید استاد مرتضی مطهری/صفحه73

[44] همان

[45] رجوع شود به گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/ صفحه 419

[46] www.ido.ir

[47] مقاله سید محمد تقی میرزا ابو القاسمی ،با عنوان :نگاهی به معتقدات مردم گیل و دیلم ، در کتاب :جشن نوروز و چهارشنبه سوری ،صفحه 105

[48] مقاصد الاحان/صفحه83

[49] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه328

[50]رجوع به سایت http://3ali3.com

[51] یرج محمدی/مقاله در مورد نوروز/سایت www.ido.ir

[52] این روایت در تهذیب الاحکام طوسی جلد 6 ( ص 378، سطر 11 ) ثبت و ضبط شده است

[53] ( من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، جلد 3، ص 300، سطر4 )

[54] ( الکافی شیخ کلینی ، ج 5، ص141، سطر 6 )

[55] ( من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 13 )

[56] من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 3 )

[57] (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 4 )

[58] (من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج 3، ص300، سطر 5

[59]

 

[60] رجوع به سایت http://3ali3.com

 

[61] فلسفه نوروز از دیدگاه دکتر علی شریعتی/سایت http://3ali3.com

[62] نوروز و فلسفه آن/سید محمد دادخواه/صفحه21

دسته ها :

بسم رب الحسین علیه السلام

موضوع:چهار شنبه سوری

چکیده:در این پژوهش سعی شده چهارشنبه سوری و ریشه های تاریخی آن و همچنین مواردی که در سالهای اخیر  بر آن عارض شده و نا هنجاریهای حاصل از آنها در شرایط کنونی جامعه برای تامل بیشتر مورد تحقیق و نکته سنجی  بصورت مجمل و مختصر قرارگیرد.در این راستا سعی شد از مقالات صاحب نظرا ن این عرصه استفاده شود،تا بر غنای مطلب افزوده گردد.

کلید واژه:چهار شنبه، سور،جامعه، فرهنگ،روانشناسی،مذهب

واژه سور:

سور. (اِ) اوستا «سوئیریا»  (صبحگاهی ، روزانه )، پهلوی «سور»  (چاشت صبح ، طعام )، بلوچی عاریتی و دخیلی «سیر»  (عروسی ، نامزدی )، شغنی «سور»  (ضیافت جشن عروسی ). در لهجه زردشتیان ایران «سور» به معنی عروسی «مجله  پشوتن سال اول شماره  5 ص 16 ح 11». (از حاشیه برهان قاطع چ معین ).هنگامه . جشن . طوی . مهمانی . عروسی . (برهان ). مهمانی .(منتهی الارب ). مهمانی و جشن و عروسی و مانند آن . (فرهنگ رشیدی ). جشن . شادی . عروسی . (غیاث ) :
سوری تو جهان را بدل ماتم سوری
زیرا که جهان را بدل ماتم سوری [1].

 

چهار شنبه سوری:

چهارشنبه سوری .[ چ َ / چ ِ شَم ْ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) جشنی که در غروب سه شنبه  آخر سال شمسی برپا دارند و آتش افروزند و بر آن به جهیدن گذرند برای رسیدن به سعادت و سلامت درسال نو. کُلَه چهارشنبه . رجوع به چارشنبه سوری شود[2].
جشن چهار شنبه سوری که اینک در شب چهار شنبه آخر سال با مراسم و تشریفات وآداب  و سنن ویژه ای برگزار می شود، یکی از جشنهای بسار پر طول و تفصیل و سر شار از مراسم و شعایر است....[3]

این جشن عبارت بوده از جشن آغاز پنجه یا جشن پیشگامی در مورد ارواح در گذشتگان و فَرو شیان.[4]

 

اسناد تاریخی:

این جشن بسیار قدیم است برای اثبات این موضوع چند شاهد می آوریم:

 

 

 

در میان آریایی ها آتش مقام ارجمند داشت از مراسم دلپذیر جشن ها آتش افروزی و شادی در کنار توده های فروزان بود. برای بدرود با سالی که آخرین روزها را می گذراند و برای استقبال از مقدم سالی که در پیش است از دیر باز هموطنان ما مراسمی برگزار می کردند. که به جشن چهارشنبه ای آخر سال"چهارشنبه سوری" نام برده شده است. بدون شک چهارشنبه سوری از جشن های ملی ماست که از قرن ها پیش مراسم آن برگزار می شده و از سنت های باستانی ملت ایران بشمار می رود ولی بطور قطع نمی توان گفت که از چه تاریخی آیین چهارشنبه سوری برپا می شده است و مناسبت تاریخی آن چیست؟ آن چه ظاهراً استنباط می شود این است که این جشن به دنبال سده "که جشن آتش افروزان بوده"برگزار می شده و برای ابراز شادمانی از سالی که به خوشی گذشته و نیک بینی وامیدواری نسبت به  سالی که می آید اقوام آریایی به شادی و سرور و پای کوبیو دست افشانی برمی خواستند و از اضافه کلمه سور به چهارشنبه به روشنی پیداست که چهارشنبه سوری جشن عیش و نشاط و عشرت و شادمانی بوده است از همانزمانهای قدیم این جشن در میان کلیه ملل آریایی نژاد برپا می شده است ولی چون نژاد ایرانی در نگهبانی سنت های باستانی خود دلبستگی بیشتری نشان می داده است این جشن هم اکنون نیز در یان کلیه طوایف ایرانی و در سراسر خاک ایران برگزار می شود. اگر چه در بعضی ار نقاط کشور تشریفات خاصی دارد که باآیین دیگر جاها کم و بیش تفاوت دارد ولی آنچه در میان کلیه ساکنان این سرزمین وجود دارد آتش افروزی و جهیدن ازروی آن است. که  در همه جا یکسان عمل می شود. 

پیش از اسلام واژه های شنبه ، یک شنبه ، جمعه و هفته وجود نداشت و ایرانیان برای روزهای ماه از نام امشاسپندان و فرشته گان استفاده می کردند مثل هورمزد روز ، اسپندار مذ و زامیاد و غیره. اطلاق لفظ چهارشنبهبرای این جشن دقیقاً معلوم نیست. جشن سوری عبارت بود از روشن کردن آتش زیرآتش را مظهر پاکی می دانستند و آن را مقدس می شمردند. 

 

 

 

 آخرین سه شنبه آخرسال را شب چهارشنبه سوری می گویند شبی که در این روزگار فقط بوته سوزانی از آن باقی مانده است. قدیمی ها به شب چهارشنبه سوری اعتقاد بسیار داشتند و به جا آوردن سنت ها را لازم می دانستند بنابراین حرمت آن شب در میان ایرانیان ملحوظ بوده است.

از عصر آخرین سه شنبه سال شهر ها و روستاها برای برگزاری مراسم چهارشنبه سوری آماده می شوند. بوته فروشان با بارهای بوته برای فروش در گذرگاهها و کوچه ها مستقر می شوند تا بوته های خود را به مردمی که با شوق و شور آماده برگزاری این جشن هستند بفروشند.

شعله های آتش در شب چهارشنبه سوری باید حتماً از بوته های صحرایی بوده باشد زیرا بوته های بیابان گیاهان خودروئی با خواص درمانی و طبی هستند . بنابراین فلسفه انتخاب بوته و آتش زدن و پریدن از روی شعله آن برای میلیون ها ایرانی روشن می شود.

هنگامی که این بوته ها شعله می کشند بخور آن همراه با حرارت آتش به هوا می رود و شخص جهنده در معرض این بخور قرار می گیرد و معنی ورد بخصوص (سرخی تو از من - زردی من از تو) مصداق پیدا می کند و شخص مریض با پریدن از روی شعله بوته ها بخور شفا بخش را استنشاق می کند و با تلقین این که امروز چهارشنبه سوری است و این شعله خاصیت درمانی دارد حالش خوب می شود ورو به بهبودی می رود و دیگر خاصیت آن نشاط و شادمانی است که از جهیدن از روی شعله ایجاد می شود و بسیار لذت بخش می باشد.

استفاده از ترقه ، فشفشه ... نیز در آن شب به این شور و اشتیاق دامن میزند ولی قابل ذکر است که این گونه وسایل باید به وسیله اهل فن تهیه شده در اختیار مردم قرار گیرد تا خدای نخواسته موجبات ضرر و زیان های جبران ناپذیر برای مردم نباشد.

یکی دیگر از سنتهای چهارشنبه سوری که بسیار رایج است فال گوش ایستادن است. در آن شب برخی از مردم برای آگاهی از سرنوشت و پیش آمدهای سالآینده خود به فال گوش می ایستند و به شنیدن حرفهای رهگذران گوش می سپارند اگر صحبت از پول و سفر و زیارت و عروسی و مطالب دلنواز و امیدبخشی از این دست باشد آن را به فال نیک گرفته سال جدید را سالی پربرکت و پربار برای خودپیش بینی می کنند و اگر کلمات مایوس کننده و ناهنجاری بشنوند سال آتی را نحس و نامبارک تلقی می کنند.

یکی دیگر از سنت های شب چهارشنبه رفتن به در خان همسایه با پیاله مسی و قاشق چوبی و پراختن به قاشق زنی است. آتش افروزی ایرانیان در پیشاپیش نوروز از آیین های ایران باستان اسن. همه جشنهای باستانیبا آتش که فروغ ایزدی است استقبال می شود تا نحوست و پلیدی برکنار  شوند.

آن چنان که در "اوستا" آمده فروردین "جشن نوروز" هنگامی است که فروهرهای نیاکان از برای سرکشی بازماندگان از آسمان فرود آیند و "ده شبانه روز" در خانمان پیشین خود به سربرند. این ده روز همان آخرین پنج روزاز آخرین ماه سال و پنج روزی است که به سال می افزودند تا سال خورشیدی درست دارای 365 روز باشذ با این حساب ملاحظه شد که سال کهنه تمام شده و سالجدید هم نیامده است و پنج روز در این میان معلق مانده . این پنج روز را م داخل جشن نوروز کرده عید می گرفتند.

این همان پنج روزی است که به آن پنجه یا پنجه دزدیده یا خمسه مسترقه یا اندرگاه می گفتند اما سوری که به جای جشن بکار رفته به این واژه چندین بار در اوستا بر می خوریم.

در آداب چهارشنبه سوری چنانکه گذشت در بیشتر مناطق عصر و پیش از غروب بوته های آتش راه می اندازند و می افروزند و ترانهمعروف زردی من ازتو ، سرخی تو از من  را می خوانند و خاکستر را در آب می ریزند و شب شام مفصلی می پزند و آجیل مخصوص می خورند و شادی می کنند.

 

 

 

اما در آذربایجان از سه چهارشنبه جلوتر به استقبال چهارشنبه سوری می روند و آداب صبح چهارشنبه سوری نیز شامل قیچی کردن آب ، چیدن ناخن ،آوردن آب چهارشنبه سوری در سبوها و کوزه های نو و پریدن از روی آب و... میباشد[5].

 

سعید نفیسی:

 

چهارشنبه سوری یعنی چهارشنبه عیش و عشرت و میرساند که این شب را برای جشن و سرور بنیاد گذاشته اند. این جشن ملی از قدیمترین زمانهای تاریخ در میان ایرانیان بوده است ... شب چهارشنبه سوری در ایران آئین خاص وتشریفات گوناگون دارد که هر یک از آنها را در ناحیه دیگر میتوان یافت .آئین چهارشنبه سوری یا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است یک قسمت از آن عمومی و مشترک میان تمام مردم ایران است که حتی بعضی از آنها را در ملل دیگر نژاد آریا میتوان یافت و قسمت دیگر آئین خصوصی است که مردم تهران بدعتگذاشته اند و از اینجا کم و بیش بشهرهای دیگر ایران رفته است . آن قسمت ازآئین این شب که درتمام ایران معمول است از کرمان گرفته تا آذربایجان و از خراسان تا خوزستان و از گیلان تا فارس یعنی تمام این دشت وسیع که ایران امروز را فراهم ساخته است و زیباترین بقایای ایران باستانی است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگی خاصی آشکار میشود تمام مردم آذربایجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتی هنوز در میان مردم قفقاز معمول است . ایرانیانی که از دیار خود دور افتاده اند نیز آن را فراموش نمیکنند و ایرانیان مقیم ترکیه و مصر و هندوستان نیز در جامعه خود این رسومو آداب را معمول میدارند.
توپ مروارید: در میدان ارک طهران توپ کهن سالی بود که مدت صد سال بر فراز صفه ای جاگرفته بود و چون پیران زمین گیر از جای خود نمی جنبید - شبهای چهارشنبه سوری زنان و دخترانی که حاجتی داشتند مخصوصاً آن زنانی که در آرزوی شوی بودند از آن توپ بالا میرفتند و بر فراز آن دمی می نشستند و از زیر آن میگذشتند و در برآورده شدن آرزوی خودشک نداشتند و بچه های شیرخوار را که به اصطلاح «نحسی » میکردند یا ریسه میرفتند از زیر توپ مروارید و سر در نقاره خانه میگذراندند. این توپ را توپمروارید مینامیدند و افسانه های گوناگون در حق آن میگفتند.
آتش افروختن : زیباترین و شاید قدیمترین آداب چهارشنبه سوری آتش افروختن و جستن از آن و شادی کردن در کنارآتش است ....
اینک تقریباً در تمام ایران شب چهارشنبه سوری توده هایی از بوته خودروی بیابانی فراهم می آورند و نزدیک یکدیگر قرار میدهند زن و مرد و پیر و جوان در صحن خانه یا در میدانهای عمومی و بر سر چهارسوها و چهارراههای شهر و ده از روی این اخگرهای افروخته یکی پس از دیگری جستن میکنند و در هر جستنی میگویند: «زردی من از تو سرخی تو از من » یعنی زردی بیماری و ناتوانی را ازمن بستان و سرخی و شادابی و تندرستی را که در خود داری بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستری را که از آتش میماند باید در خاک اندازی جمع کنند و از خانه بیرون برند ودر کنار دیوار بریزند و آنکس که بیرون ریخته است در بازگشت در میزند باید از درون خانه از او بپرسند: «کیست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گویند: «از کجاآمده ای ؟ » جواب دهد که : «از عروسی » بپرسند: «چه آورده ای ؟ » گوید: «تندرستی ».

کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پیش که از سر در نقاره خانه بالا میرفتند کوزه ای آب ندیده با خود میبردند و ازآنجا بزمین می افکندند و میشکستند و کسانی که بدانجادسترس نداشتند از بام خویش کوزه را بزمین می افکندنداینکار در بسیاری از نقاط ایران معمول است و عقیده دارند که بلاها و قضاهای بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آنبلا دفع شود...
آجیل : در شب چهارشنبه سوری آجیل خوردن از رسوم و آدابمخصوص است و مخصوصاً بایستی آجیل شور و شیرین باشد... در میان زنان ایران در شب چهارشنبه سوری و حتی مواقع دیگری که کسی را مشکلی در پیش باشد و استجابت مرادی را بخواهد آجیل مخصوصی با آداب و حضور قلب خاصی معمول است کهنذر میکنند و داستان شیرینی برای ابتکار آن میگویند...
آجیل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوری نیست ولی کسانی که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل میکنند شب چهارشنبه سوری نیز بهآداب آن میپردازند.
فالگوش : کسانی که حاجتی دارند شب چهارشنبه سوری نیت میکنند و بر سر چهارراهی یا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذری به فالگوش میایستند و نخستین عابری را که گذشت بسخن او توجه میکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نیک یا به فال بد میگیرند اگر آن نخستین سخن به اجابت آرزوی صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوی برآورده است و گرنه برآورده نیست . همین فال را ممکن است بر پشت در خانه ای یا در اطاقی گرفت و باید آهسته بپشت درآمد و بی آنکه کسانی که اندرون خانه یا اطاقند بدانند که کسی بر درایستاده است گوش فراداد و اولین سخنی را که گفته میشود در اجابت مقصود خود یا ناروا ماندن آن فال گرفت .
گره گشایی : کسانی کهبخت ایشان گره خورده و عقده ای در کارشان روی داده است چاره ای جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوری گوشه دستمالی یا چارقدی یا گوشه دیگر از جامه خود و یا پارچه ای را گره زنند و بر سر راهی بایستند و از اولین کسی که بر ایشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشاید ممکن است قفلی را برپارچه یا دستمال و یا گوشه ای از جامه بست و بر سر راه ایستاد و کلیدآن رابه نخستین کسی که از راه میگذرد داد که با آن کلید قفل را بگشاید و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.
دفع چشم زخم و بخت گشایی : برای بخت گشایی در شب چهارشنبه سوری تدابیری معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه میروند و از آب دباغ خانه اندکی برمیدارند و با خود بخانهمی آورند و برای گشوده شدن بخت بر سر میریزند.
کندر و خوشبو: یکی از آداب چهارشنبه سوری آن است که زنان بر در دکان عطاری میروند و از او «کندر وشابرای کارگشا» میخواهند و تا عطار برود بیاورد فرار میکنند این دکان بایدرو بقبله باشد سپس بدکان دیگری که رو بقبله باشد میروند و «خوشبو» میخواهند که مراد اسفند است و چون عطار پی آن برود باز میگریزند و سپس بدکان سومی که رو بقبله باشد میروند و مقداری کندر و اسفند میخرند و در خانه برای دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود میکنند.
قلیا سودن : یکی از وسایل دفع جادودر شب چهارشنبه سوری قلیا سودن است اندکی قلیای خشک در هاون برنجین کوچکی میریزند و هفت دختر نابالغ دسته میزنند و با آب میسایند و بر آن بول میکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه ای که آن را جادو کرده اندمیریزند و یقین دارند که بهمین تدبیر جادو باطل میشود.
آش بیمار: درخانه ای که بیماری باشد شب چهارشنبه سوری باید در شفای او کوشید که بیماریاو بسال دیگر نرسد برای این کار آشی میپزند که در میان زنان به اسم «آش بیمار» یا «آش امام زین العابدین بیمار» معروف است باید بادیه مسین بدست گرفت و با قاشق بدرخانه ای یا به در اطاق همسایه رفت و چنانکه او نداند که این خواهش از جانب کیست با آن قاشق بر آن ظرف مسین کوبید و صاحب خانه یا اطاق وجداناً مکلف است که چیزی که بتوان در آش ریخت مانند آرد یا برنج یا غلات و بنشن و پیاز و هر چه از این قبیل در خانه موجود باشد و اگر نیست چندشاهی پول در آن ظرف بریزد. هر چه در ظرف ریخته میشود باید در ترکیب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دریوزه گری ریختند با آن پول باید لوازم آش را تدارک دیده و از آن آش بیمار را داد و بازمانده آن رابه تهی دستان رهگذرداد و همین آش هر دردی را شفا می بخشد.
فال گرفتن با بولونی : یکی از شیرین ترین آداب چهارشنبه سوری که بیشتر جنبه بازی و تفریح گوارایی دارد فال گرفتن با بولونی است . بولونی کوزه دهان گشاد کوچکی است که درخانه های ما فراوان است و در آن ادویه خشک یا ترشی و مربا و غیره میریزند زنان و دختران جوان گرد یکدیگر جمع میشوند و کوزه ای را می آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه ای از او بشمار میرود در آن بولونی می اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه های کاغذ مینویسند و تا کرده در بولونی میاندازند سپس دختر نابالغی را میخوانند و اودست در بولونی میکند و پاره ای کاغذ را بیرون می آوردو یکی از حاضران شعری را که بر آن نوشته است میخواند سپس همان دختر یکی از آن اشیاء را بیرون می آورد و ارائه میدهد و آن شعر که خوانده شده است فالی است که در حقصاحب آن نشانی زده اند در اصفهان یک سرمه دان ویک آئینه کوچک نیز علاوه برآن اشیاء در بولونی میاندازند و با دیوان حافظ تفال میکنند یعنی هر چیزی که از بولونی بیرون آمد برای صاحب آن فالی از دیوان حافظ میزنند.

در زنجان : آتش افروختن ، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و درکوزه شکستن اختصاصی که مردم زنجان دارند این است که پولی با آب در کوزه میاندازند و ازبام زیر میافکنند. دیگر از خصوصیات مردم زنجان این است که دخترانی را که میخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار میبرند و هفت گره بر جامه ایشان میزنند و پسران نابالغ باید آن هفت گره را بگشایند. یکی از آدابدیگر مردم زنجان این است که از روزنه بخاریها یااجاقهای خانه طنابی داخل اطاق میکنند و بوسیله آن طناب چیزی طلب میکنند صاحب اطاق مکلف است اولین چیزی که در دسترس او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالا کشیدند بوسیله آن چیزی که بر طناب بسته اند فال میگیرند مثلاً اگر جاروبی بر طناب بسته باشند از آن فال بد میگیرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ایشان راجاروب خواهند کرد و اگر پاره نانی ببندند فالی نیک میگیرند که وفور نعمت خواهد بود و اگر شیرینی به طناب ببندند نشانه شیرین کامی است [6].

ابو منصور نَر شَحی(مورخ سده سوم):

 

((.... و چون امیر سدید  منصور ابن نوح به ملک بنشست اند ماه شوال سال سیصد پنجاه به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای ها  بار دیگر عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر آز آن به حاصل کردند. آنگاه امیر سدید به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شب سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. پارهای آتش بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت و امیر سدید هم در شب به جوی مولیان رفت...))[7]

در کرمان شب جهار شنبه سوری معروف است به شب چار شنبو .پسین سه شنبه آخر ماه صفر که شب چهار شنبه سور باشد ، چند نفر زن جمع می شوند و ظرف را از آب پر می کنند و هرکدام یک انگشتری درون آن می اندازند و زیر درخت سبزی می اندازنند ، و زیر درخت سبزی می گذارند . شب که شد دختری نا بالغ که عروس نشده باشد (باکره باشد)حاضر می کنند و ظرف را زیر لباس او می گیرند و صاحبان انگشتر ها دور او جمع می شوند. دختر یک انگشتر از توی ظرف در می اورد و دزر دستش پنهان می کند و شعری می کند و شعری می خواند و شعری می خواند. بعد دستش را باز می کند . انگشتر مال هر کس که باشد ، آن شعر فالمی شود و این برای همه انگشتر ها تکرار می شود، و این نوع فال در کرمان  بعنوان شب چهاز شنبو شناخته می شود.[8]
جایگاه جشن چهار شنبه سوری  نزد ایرانیان:

 

ذکر این نکته ضروری است که آتش نزد ایرانیان پاک کننده و محترم بوده است:

 

((آتش د رنظر ایرانیان  مظهر  روشنی ، پاکی ، طراوت ، سازندگی، زندگی ، سلامت و تندرستی و در نهایت مظهر خداوند است. بیماریها و بدی ها  و همه آفات  و بلایا در عرصه تاریکی و ظلمت مآوا و جای دارند .به همین جهت است که اهریمن مظهر تاریکی و ظلمت –و یا تیرگی و تاریکی است و جلوه گاهاهریمن است.به اعتقاد ایرانیان هرگاه آتش افروخته شود ، بیماری ، فقر، بد بختی ، ناکامی و همه بدیها  و زشتی ها محو و ناپدید می شوند..))[9]

همچنین:

(( .. در جشن چهار شنبه سوری از روی شعله آتش جستن و نا سزاییچون سرخی تو از من و زردی من از تو گفتن از روزگارانی است که دیگر ایرانیان مانند نیاکان خود آتش را نماینده فروغ ایزدی نمی دانستند[10]

((در ایران باستان خرید نوروزی همچو آینه، کوزه و اسپند را ازچهارشنبه بازار فراهم می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و خرید هر کدام هم آیین ویژه ای را نوید می داد. شاید جشن شب چهارشنبه سرچشمه از چهارشنبه بازار دارد.
نخستین و کهن ‌ترین نسکی (کتابی) که در آن نام چنین آتش ‌افروزی آورده شده است، "تاریخ بخارا" نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی است، ولی در آن نامی از زمان برگزاری جشن آورده نشده است، ولی گزاره "هنوز سال تمام نشده بود" و نیز "شب سوری" آمده است.
دومین نوشتار کهن که نام جشن چارشنبه ‌سوری رامی آورد، شاهنامه فردوسی در سرگذشت سردار دلیر ایران، بهرام چوبینه است. ولی چرا چهارشنبه؟

بشد چارشنبه هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
...
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند))[11]

 

مراسمات چهارشنبه سوری:

لورک یا آجیل مشکل گشا:

 یکی از مراسمات بسیار مورد توجه شب چهار شنبه سوری ، تشریفاتفراهم آوردن آجیل مشکل گشا می باشد.این آجیل وجهی تمثیلی دارد.هرکس که مشکل و گرفتاری داشته باشد باتشریفاتی این آجیل هفت مغز را تهیه و به عنواننذر و فدیه میان دیگران پخش می کند[12].

فال گوش یا فال کوزه:

فال کوزه و فالگوش ایستادن نیز امروزه ، جای پایی مشخص در گذشته دارد.........فال کوزه که در شب چهار شنبه سوری با مراسمو تشریفاتی برگزار شده و آن آگاه شدن از سرنوشت و آینده ، با تمسک به اشعار و تفأل است، هنوز به صورتی بسیار همانندمیان زرتشتیان مرسوم است.[13]

اهدای آجیل و شیرینی در شب جشن سوری:

در آذر بایجان رسم کجاوه اندازی و در رستاهای نزدیک تهران رسمشال اندازی در شب های نزدیک عید نوروز و در شب چهار شنبه سوری کنایه از نیاز و فدیه به فروهرهاست.....[14]

چهار شنبه سوری در سروستان:

در غروب آخرین چهارشنبه سال، مراسمی بسار ساده برپا می شود.بهاین ترتیب که توی کوچه ها،میدانها، و اغلب خانه ها خرمنهای خار و گون آماده رابا شعله آتش می افروزند و همه با سرور شادی از کوچک و بزرگ از روی آن می پرند و با هر پرسشی این شعر را می خوانن: ها جنگ شیر،ها جنگ شیر/بالابی شین،پایین بی شین،خود شیر اومد رسید

یا: سرخی تو از من زردی من از تو[15]

چهار شنبه سوری در کردستان:

از ظهر روز سه‌شنبه آخر سال جنب و جوشی که مقدمه اجرای مراسم است در میان زنان، دختران، اطفال و گاهی نیز تعدادی از مردهای جوان و میان سال بچشم میخورد. شیوه تدارک برای اجرای مراسم آنقدر گویا است که اگر کسی از تقویم روز هم بی اطلاع باشد، از قرائن می فهمد که شب چهارشنبه سوری است.

در حدود ساعت3 2بعد از ظهر از محله‌های شهر دسته دسته زنان و دختران و بچه‌ها که همه لباس‌های تازه و پر زرق و برق پوشیده و در حد متداول آرایش یا بهتر گفته شود سرخ آب سفید‌آبی کرده‌اند راهی دباغخانه ( بان دواخانه ) میشوند.دباغخانه در پائین شهر در محلی که یک نهر از کنار آن می گذدر ، واقعاست ( همانطور که از مفهومش پیداست دباغخانه کارگاهی است که چرم خام گوسفندان و حیوانات را در آنجا دباغی می کند. از قدیم مرسوم بوده است که این قبیل کارگاهها از جهت حفظ بهداشت عمومی در خارج از شهر باشد تا فاضل آبحاصل از کار دباغی در منطقه مسکونی جاری نشود).

هر کدام از زنان و دختران دم بخت یک تخم مرغ و یک شیشه خالی یا ظرف سفالی خای همراه میبرند و در منطقه وسیعی که اطراف آن را باغات (گریاشان) در بر گرفته و نهر بزرگی از وسط آن می گذرد پراکنده شده و بعد هر کسی سعی دارد خود را به مجرای خروجی فاضل آب دباغخانه ( البته فرض از فاضل آب: همان آب است که از حوضچه‌های مخصوص دباغی چرم خارج میشود) برساند که در نتیجه سر و صدا و بیا و برو و قیل و قال برپا میشود. وقتی اینسرو صدا و ازدحام با انواع چادرهای گل گلی در می آمیزد ، از دور منظره بسیار جالبی را به وجود می آورد.

هر یک از دختران بمحض رسیدن به محل مورد نظر و دسترسیبه آب خروجی دباغخانه تخم مرغی را که همراه آورده، سرشکن میکندو پس از ریختن سفیده و خوردن زردة خام آن ، با همان پوسته تخم مرغ که در حال بصورت یک فنجان کوچک قابل استفاده است، دو سه بار ( در حالی که زیر لب هر کس به فراخور آمالش نیت میکند) از آب مورد نظر بر میدارد به سر و صورت و موها و لباس‌هایش می پاشد. پس از آن شیشة خالی را که همراه آورده از همان آب دباغخانه پر و محل را برای دیگران که قیل و قالشان به هوا بلند است خالی میکنند.

تا اینجا کار دباغخانه این یکنفر یا چند نفر که با هم هستند خاتمه پیدا کرده ولی هنوز مراسم ادامه دارد.

دخترها در هیاهوی شادمانه‌ای بقول خودشان: « خوش و بش» که معادل اصطلاحی فارسی آن { گل بگو گل بشنو میشود( خوش بمعنای اصلی و بش مهمل آن است)} میکنند.

اگر کسی به صحبتهایشان گوش بدهد این کلمات را خواهد شنید: « خواهر بلا دور ، از نحوست بدور، بخت باز، دلت شاد، از چشم بد و جادوی بدان در امان، چشم حسود کور»‌و این زمزمه‌ها بصورت نجوای گنگ و پر طنینی در فضا به موج میافتد. هر چند نفر که با هم آمده‌اند جمع میشوند و دسته دسته بدون قاعده و بطور عادی راهی خانه‌هایشان میشوند. بر خلاف عرف مسلم در این روز هیچکس به دوستانش تعارف نمی کند که بمنزل او برود. چون همگی در جریان اند که در این روز نباید کسی نحوست چهارشنبه آخر سال را با خود به خانه دیگری ببرد.

هر کس پس از رسیدن بمنزل فوراً آب دباغخانه را که در بطری همراه آورده است ، در حاشیه اطاقها و کنار فرش و اثاثه منزل و مخصوصاًپاشنه درها می پاشد و نیت می کند که : تمام بلایا و نحوست اعم از فقر و مرض و پریشانی و بدشانسی و از خانه و کاشانه ما دور شود.[16]

 

مراسم چهارشنبه سوری در خراسان:

آتش افروزی:

در سراسر خطه پهناور خراسان ، با کم و بیش اختلاف ،مراسم چهارشنبه سوری برگزار می شود.البته در شهرها و روستاها اندک اختلافی در سنتها وعقائد و ترانه ها وجود دارد.[17]

کوزه شکنی:

پس از مراسم آتش افروزی ، برای دفع قضا و بلا ، مقداری ذغال (که نشانه سیاه بختی است) و اندکی نمک (که نشانه شور چشمی  است) و یک سکه کم بها در کوزه سفالینی گه پیش از آن برای این کار تهیه کرده اندو هر یک ازافراد خانواده یک بار کوزه را دور سر می چرخاند  و نفر آخر آن کوزه را به بالای بام می برد و از آنجا به میان کوچه پرتاب کرده و می گوید: درد و بلایخنه ره رختم به توی کوچه( درد و بلای خانه را ریختم توی کوچه)و به این طریق سیاه بختی و شور بختی و تنگدستی را از خانه خود دور می سازد[18].

آجیل مخصوص:

پس از مراسم کوزه شکنی ، اهل خانه گرد هم آمده و شادی می کنندو شیرینی  و تنقلات می خورند.آجیل شیرین ویژه مراسم مخصوص است که عبارت است از :انجیر ، کشمش ، خرما ، توت خشک ،فندق ، پسته ، بادم خام  و امثال آنها  و معتقدند که خوردن آجیل شیرین و بی نمک ، موجب شگون است.[19]

آش نذری:

این مراسم مخصوص خانمهاست[20]

این مراسم باستانی در تهران ، زنجان، تبریز ارومیه با آداب خاصی و مخصوص به آن شهرها انجام می شود[21]

گزارش باستانی در مورد چهار شنبه سوری:

او لئاریوس سفر نامه خود را به سال 1654(1074هجری قمری)در دوران شاه صفی از شاهان صفویه نوشته است.[22]

 

ارتباط با قیام مختار

 یکی دیگر از حدس هایی که برای چگونگی انتقال جشن سوری به شب چهار شنبه  می تواند ارتباط آن با مختار سردار شیعه عرب استکه به خون‌خواهی شهدای کربلا که به نا حق در کربلا توسط لشکر یزید با شهیدشده بودند، قیام می کند .

گفته شده مختار پس از واقعه عاشورا و پس از آنکه از زندان آزاد می شود ، به خون‌خواهی شهدای کربلا بر می خیزد .

آنگاه برای آنکه مخالف را از موافق تشخیص دهد وبر کفتار ها بتازد فرمان داد تا شیعیان راستین آن حضرت بر بام خانه ها آتشبیفروزند ، شب آن فرمان مصادف بوده با شب چهار شنبه  آخر سال .

یکی از حدس ها نیز این است که شاید به این دلیلبوده که از آن پس مردم ایران که دوستدار اهل بیت رسول اکرم (صلی الله علیهو آله) و حضرت سیدالشهدا هستند ، آن شب را پاس می دارند و به یاد آن شب چهار شنبه سوری را با جشن سوری همزمان جشن می گیرند ، که در آن شب دوستداران واقعی حضرت سید الشهدا شناخته شدند[23] .

 

سه حدس برای تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایران باستان

نخستین و کهن‌ترین کتابی که در آن به چنین آتش‌افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (۳۵۸- ۲۸۶ ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می‌شود، واقعه‌ای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است:

” . . . و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارتکردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره‌ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.[24]

 

آقای ابراهیم انواری مطلبی را در مورد تعیین زمان اصلی جشن سوری در ایام باستان در مقاله خود آورده اند که ما منابع آن را بررسی کردیم و به کتب دیگر هم رجوع کردیم  و آن راصحیح یافتیم که به همیمن دلیل آنرا در اینجا آوردیم[25]:



به طور تحقیق میتوان تاریخ برگزاری شب سوری را در ایران باستان از سه مرحله بیرون ندانست یا در شب بیست

و ششم از ماه اسفند ، یعنی در نخستین شب از پنجه کوچک (از بیست وششم اسفند تا سی ام می باشد ) یا نخستین شب از ده شب و روز فروردگان (شاید همان عید نوروز باشد ، این جشن پیش از زرتشت نیز در ایران شرقی رواج داشته هنگام اصلی آن پنج روز کبیسه یا پنجه دزیده یا اندرگاه است) قرار دارد ، یا در اولین شب پنجه بزرگ یا پنجه وه ( پنج روز آخر سال است ) که پنج روز کبیسه است و نخستین شب و روز جشن همسپتمدم Hamaspatmadam و آخرین گهنبار محسوب میشود دانست .

و یا در آخرین شب سال قرار دارد که جشن اصلی همسپتدم و‌آخرین گهنبار( در واقع گهنبار ها شش فصل نا متساوی و شش تقسیم سال به شمار می روند که بر اساس زندگی جوامع دامدار و کشاورز این چنین تقسیم به وجود آمده است )

البته این تقسیم بندی مختص به آیین زرتشتی نیست ، چه پیش از زرتشت نیز در ایران و هند چنین گاهنبار هایی وجود داشته که با خواندن سرود ها و ادعیه های ویژه مذهبی و نماز برگزار میشده )(14) و جشن آفرینش انسان است .

گهنبار مواقع آفرینش و خلقت زمین است در کل شش گهنبار عبارتند از :

1: میدیوزرم

Midyuzarm- 2: میدیوشم

 – Midyushcm 3: پیتی شهیم –

Pityshahim 4 : ایاترم

 – Ayathcrm 5: میدیارم

 – Midyarem 6 : همسپتمدم - Hamaspatmadam و این شش با احتساب تاریخ فعلی به ترتیب :


1 : از یازده تا پانزدهم اردیبهشت ماه


2: از یازدهم تا پانزدهم تیر ماه


3 : از بیست و شش تا سی شهریور ماه


4 : ازبیست و شش تا سی مهرماه


5 : از ده تا چهار ده دی ماه


6 : از بیست و پنج تا آخر اسفند ماه )

آیا پریدن از روی آتش عمل توهین‌آمیز به آتش نیست؟

پاسخ استاد رضا مرادی غیاث آبادی به این سئوال[26]

آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممکن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی می‌توان کاری را توهین‌آمیز خواند که مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هم‌میهنان ما هیچکدام از اینکار، چنین قصدی را ندارند و پریدن از روی آتش، بگونه‌ای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدی‌های هر شخص انجام می‌شود و مردمان خواسته‌اند تا با اینکار، آتش به آنان پاکی و تازگی هدیه کند. اما آنچه به گمان من نادرست‌تراست، کارهای ناهنجاری است که امروزه متداول شده و عملاً چارشنبه‌سوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها کشانده است. آیینی که نیاکان ما برای پاکیزگی زیست‌بوم خود انجام می‌داده‌اند، ما همان کار را برای تباهی و آلودگی آن انجام می‌دهیم. بویژه که اخیراً کسانی کوشش کرده‌اند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم کودکان و نوجوانان به استفاده فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن کهن و شادی‌بخش ایرانی وارد کنند.

چهار شنبه سوری در نظر علما ء و مراجع:

مطالبی در مقاله  جناب آقای عسگری در این باره آمده که بعلت مستند بودن  عینا می آوریم:

نظر فقها و مراجع معظم:

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای؛

 نظر جنابعالى درباره چهار شنبه سوری چیست؟ جواب: علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد، مستلزم ضرر و فساد زیادى است کهمناسب است از آنها اجتناب شود.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی:

 منفعت حاصل از خرید و فروش مواد محترقه حرام است.

 

حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی با تأکید براینکه چهار شنبه سوری یک مراسم خرافی برگرفته از آیین غلط گذشتگان است و در فرهنگ اسلامی هیچ جایگاهی ندارد، یادآور شد: باید سنت هایی چون دید و بازدید، صله رحم، کمک به دیگران ترویج شود و نباید تسلیم سنت های خرافی گذشتگان شویم. خرید و فروش، حمل و نقل مواد محترقه که به منجر به ایجاد حادثه و مصدوم شدن دیگران می‌شود جایز نبوده و منفعت حاصل از آن نیز حرام است.

 

آیت‌الله العظمی بهجت (ره) :

 این کارها مشروعیت ندارد.

تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و آن را منشأ لغزشهای بشر می داند و سخت انتقاد می کند.مثلا می گوید: آنها چنین می کویند:

«انا وجدنا آبائنا و جدنا آبائنا علی امه و اناعلی آثارهم مقتدون»؛ اینها می گویند: ما پدران خودمان را بر یک طریقه‌ای یافته‌ایم و ما هم همان طریقه پدران خودمان را می گیریم و می رویم ، و به تعبیر امروز سنت گرائی.

 

آیت‌الله العظمی سیستانی:

 اموری که به جامعه ضرر می‌زند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.

 

آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) :

 در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.

 

آیت‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره): هیچ یکاز این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور می‌کنند این امور مردم را به حفظ وطن وعزت وا می‌دارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت می‌رساند و به حفظ وطن وا می‌دارد ایمان است و بس.

 

آیت‌الله علوی‌ گرگانی: چهار شنبه سوری یکی از سنت‌های غلط است که از لحاظ عقلی و شرعی هیچگونه جایگاهی ندارد و از رسوم جاهلیت است و لذا لازم است که مؤمنین از برپایی اینگونه برنامه‌ها اجتناب کنند. مخصوصاً اگر مشتمل بر محرمات باشد و در صورتی که موجب وحشت مردم و زیان و ضرر شود، ضمانت هم دارد.

 

حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی: استفتاء جمعی ازمردم در خصوص استفاده از مواد محترقه در ایام نوروز: چنانچه این مواد موجبآزار مردم باشد، حرمت آن شدیدتر است و مراسم چهار شنبه سوری از این قبیل است و چون استفاده از این مواد،از مصادیق لهو و اسراف است ،جایز نمی باشد.

وی همچنین در پاسخ به استفتائی در خصوص شرکت درمجالس صوفیان و مدعیان عرفان ، بیان داشته است که افکار آنها انحرافی است وشرکت در مجالس آنان حرام و ترویج باطل است.

 

نظر علما و دانشمندان درباره حرمت پرداختن به خرافات:

 

آیت الله سبحانی در گفتگو با خبرگزاری مهر

:

آیت‌الله جعفر سبحانی در مورد چهار شنبه سوری می‌گوید: قرآن مجید می‌فرماید یکی از اهداف بعثت پیامبر این است که غل و زنجیری که بر افکار مردم بسته شده بود را باز کند.

مراد از غل و زنجیر آداب و رسوم جاهلی است که هیچ اثری در اخلاقیات و زندگی انسان ندارد. از این رو پیامبر اسلام تمام رسوم جاهلیت که به ضرر انسان بود را لغو کرد. چهار شنبه سوری به نحوی که درایران رسم شده جهل است و ضررهای آن برای همه مشهود است.متاسفانه به خاطر همین رسوم غلط، جوانان زیادی زخمی و کشته می‌شوند و پدران و مادران آنها درسوگ آنها می‌نشینند.

آیت‌الله سبحانی با بیان اینکه عقل و شرع به هیچ وجه این آداب غلط را نمی‌پسندد تصریح کرد: همه انبیا و اولیای الهی آمدند تا با خرافات مبارزه کنند و چهار شنبه سوری هم نوعی خرافه است. باید از اصالتهایی که موجب پیشرفت ملت ما می‌شود محافظت کرد.

آیت‌الله سبحانی با اشاره به برخی اعمالی که درچهار شنبه سوری انجام می‌شود تصریح کرد: پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و... به هیچ وجه درست نیست.

ایشان از همه مردم خواست که در روز چهار شنبه آخر سال مراقب اعمالشان باشند و دچار مسائل خلاف شرع و عقل نشوند.6

عاشورائیان و صاحب الزمانیان ! شما که همیشه و در فرصت هائی مثل تقارن عاشورا و نوروز هویت اسلامی خود را به نمایش گذارده و نشان داده اید آنچه پیش شما اصل است و همه هدفها و حرکتها وافتخارات و برنامه ها و شعارها باید به سوی آن و برای آن و بر گرفته از آنباشد ، اسلام و ولایت اهل بیت علیهم السلام است روی سخن و عرائضم با شما است با آن عده ای که در عوالم معلومی سیر می کنند و می خواهند با کارهائی مثل پریدن از روی آتش ، سنت های مرده را زنده کنند حرفی نداریم ، «ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون».

استاد شهید مطهری

قرآن منشأهایی برای فکرهای بی ریشه که آنها را به درختان بی ریشه تشبیه می کند ذکر می کند. یکی از آنها تقلید است. البته قرآن با کلمه تقلید مطلب را بیان نکرده است با تعبیر دیگر بیان بیان کرده است.

تعبیر قرآن تبعیت کورکورانه از گذشتگان، از پدران، مادران، آباء و اجداد است. این هم از موضوعاتی است که قرآن روی آن زیاد تکیه کرده است و آن را منشأ لغزش های بشر می داند و سخت انتقاد می کند. مثلا می گوید: آنها چنین می گویند:

«انا وجدنا آبائنا و جدنا آبائنا علی امه و انا علی آثارهم مقتدون»

اینها می گویند: ما پدران خودمان را بر یک طریقه‌ای یافته‌ایم و ما هم همان طریقه پدران خودمان را می گیریم و می رویم، و به تعبیر امروز سنت گرائی.

حالا این تعبیر صحیح است یا غلط، و بهتر از اینهم می توانستیم تعبیر پیدا کنیم . به هر حال این کلمه امروز رایج شده است.قرآن سنت گرائی را محکوم می کند اما اشتباه نشود! ضد سنت گرائی را هم قرآنمحکوم می کند هر دو را محکوم می کند چطور؟

قرآن فقط عقل گرائی و منطق گرائی را تأئید می کند. قرآن می گوید: هر امر به اصطلاح قدیمی و هر سنت قدیمی را به دلیل آن که گذشتگان ما چنین می کرده اند ، نیاکان ما این چنین بوده اند و ما باید راه نیاکان خودمان را برویم انجام دادن آن محکوم است ، چرا؟ می گوید ممکن است نیاکان اشتباه کرده باشند ممکن است نیاکان عقل و شعور نداشتهباشند آن که دلیل نمی شود.

نیاکان ما در گذشته چنین می کرده اند ، ما هم چنین می کنیم ، چهار شنبه سوری آخر اسفند می شود بسیاری از خانواده ها (که باید بگوئیم: خانواده های نادان) آتشی و هیزمی روشن می کنند، بعد آدم های سر و مر و گنده از روی آتش می پرند : ای آتش زردی من از تو ، سرخی تو از من! این چقدر حماقت است، که می پرسیم: چرا چنین می کنید؟

 می گویند: یک سنتی است میان مردم ، از قدیم پدران چنین می کرده اند. قرآن می گوید: «او لو کان آباءوهم لا یعقلون شیئا»

اگر هم از پدران گذشته تان چنین کاری می کردند شما وقتی می بینید یک کار احمقانه است و دلیل حماقت پدران شماست رویش را بپوشانید. چرا این سند حماقت را سال به سال تجدید می کنید؟ این فقط یک سند حماقت است که کوشش می کنید این سند حماقت را همیشه زنده نگه دارید مائیم کهچنین پدر و مادرهای احمقی داشته ایم. او لو کان آباءوهم لا یعقلون شیئا.

 

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی

امت بزرگ و مسلمان ایران، شیعیان و جوانان متعهد و مخلص! فرزندان قرآن و نهج البلاغه، امت توحید، امت حق و عدل و صدق وصلح ! امت محمد صلی الله علیه و آله و شیعه حضرت علی علیه السلام! برادرانو خواهرانی که اسلامیت را ملیت، هویت و افتخار خود می دانید و در میدان های مختلف، همواره با آن ابراز وجود و اعلام موجودیت می کنید و سر افراز و بلند به اسلام، به شعائر اسلام، به التزام و احکام اسلام و مدنیت اسلامی میبالید! عاشورائیان و صاحب الزمانیان! شما که همیشه و در فرصت هائی مثل تقارن عاشورا و نوروز هویت اسلامی خود را به نمایش گذارده و نشان داده اید آنچه پیش شما اصل است و همه هدف ها و حرکت ها و افتخارات و برنامه ها و شعارها باید به سوی آن و برای آن و بر گرفته از آن باشد، اسلام و ولایت اهلبیت علیهم السلام است روی سخن و عرائضم با شما است با آن عده ای که در عوالم معلومی سیر می کنند و می خواهند با کارهائی مثل پریدن از روی آتش، سنت های مرده را زنده کنند حرفی نداریم، «ذرهم یأکلوا و یتمتعوا و یلههم الامل فسوف یعلمون».

روی سخن با شما برادران فرزندان علی علیه السلام و خواهران دختران فاطمه زهرا سلام الله علیها است- و البته مراسم خرافی مثل چهار شنبه سوری، مناسب با شأن و مقام ، درک ، بصیرت و معرفت مردم شریف و مسلمان ایران نیست و کسانی که در این مراسم شرکت می کنند اکثرا نا آگاه و بی اطلاعمی باشند و گروهی غرضشان ضربه زدن به هویت اسلامی جامعه است ، در پشت ترویج این هویت زدائی روشنفکر نماها و برخی نویسندگان و مطبوعات ملی گرا ، شعار و دستگاههای تبلیغاتی بیگانه قرار دارند.

اینها در گوشه و کنار دنیای اسلام، به اسم میراث و سنت های باستانی فرهنگ های جاهلی آنها را مطرح می کنند. مثلا در ایران در عصرهای قبل از اسلام، در مصر دوره های فرعون ها و زمان هائی که عروسی فیل و آن خرافات عجیب و غریب رائج بود و در این سو و آن سوء و هر جا دستشان برسد برای کم رنگ کردن فرهنگ اسلام و مدنیت اسلامی تلاش می کنند.

هم اکنون مسأله حجاب در فرانسه و ضدیت با حقوق اولیه زن های مسلمان، عمق این توطئه ها را نشان می دهد. فرهنگ ، فرهنگ ضد حجاب، فرهنگ به اصطلاح ملی گرائی، مبارزه با مدارس دینی، فشار شدید آمریکا بر حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران اسلامی، اوضاع مسلمین و افغانستان و عراق و ده ها مسائل دیگر، همه حرکت در خط استیلا بر عالم اسلامو محو مدنیت آن می باشد و همه در یک مسیر قرار دارد.

مسلمانان در چنین شرائطی باید اتحاد و آگاهی و ایستادگی و هوشیاری خود را حفظ کنند و از مواضع و سنت های خود عقب نروند هدف دشمن را از احیای عادت کهن و مرده که چهار شنبه سوری در ایران نمونه ایاز آن است ترک نمائید.

در خاتمه لازم به تذکر است که شنیده شد بعضی مسئولین به عنوان کنترل و دفع افسد به فساد در مقام رسمیت دادن به مراسم چهار شنبه سوری بر آمده اند.

حقیر این اقدام را که حکایت از ضعف نیروهای کنترل کننده ی نظم می باشد خلاف مصلحت و حرکت در مسیر همان برنامه‌ی چهار شنبه سوری و رسمیت دادن به آن می دانم[27].

چهار شنبه سوری و نکات ایمنی:

دکتر علیرضا نوری:

این سالها شب چهارشنبه سوری تقریبا از یک ماه قبل آغاز می شودو می رود تا کم کم سنت دیرین ایرانی در هیاهوی انفجار ها از بین برود. بیائید نگذاریم در اثر هیجانات متفاوت اصالت تاریخی آن از بین برود. در حقیقت دو خطر چهار شنبه سوری را تهدید می کند یکی خطرات جانی در اثر انفجارو یکی خطر از بین رفتن این سنت تاریخی.

 مهم ترین ویژگی سنی نوجوانان و جوانان قرار گیری افراد در حالات هیجانی بوده به طوری که این حالات یکی از نیازهای این سنین است و باید به نحو صحیح ارضاء شود بنابراین به جای نفی برگزاری مراسم چهارشنبه آخر سال ، باید فرصتی جدید برای تخلیه هیجانات روحی بچه ها فراهم کرد.

جشن های همراه با آتشبازی در سایر ملل و فرهنگها نیز وجود دارد ؛ مثل جشن روز چهارم ژولای در آمریکا ولی با رعایت نکات ایمنی می تواناز خطرات بالقوه آن کاست.

بر اساس گزارشات موجود هیچ فردی و هیچ گروه سنی از خطرات حوادث ناشی از این آتشبازی ها در امان نیستتند ولی پسران زیر 16 سال بیشتر در معرض خطر هستند.

 

با رعایت نکات ایمنی زیر هم از شادی جشن دیرینه چهارشنبه سوری لذت ببرید و هم از خطرات احتمالی آن اجتناب کنید:

از نزدیک شدن به افرادی که مسائل ایمنی را رعایت نمی کنند، جدا بپرهیزید.

  1. تماشاچیان (ناظرین بیگناه) معمولا در خطر اصابت ترکش های ترقه ها و مواد منفجره هستند . سعی کنید در تیر رس ترکش ها نباشید و هیچگاه این مواد را به سمت افراد دیگر پرت نکنید.
  2. از پرتاب فشفشه، موشک و سایر مواد آتش زا روی شاخه درختان، پشت بام و بالکن منازل خودداری کنید.
  3. فقط در فضای باز اقدام به استفاده از فشفشه و ترقه نمائید و هیچگاه آن را در فضای بسته استفاده نکنید.
  4. از آتش زدن لاستیک، هیزم و کارتن خالی در واحدهای مسکونی یا در معابر، کوچه و خیابان خودداری کنید؛ چرا که ضمن آلودگی شدید هوا، سایر خطرات را همدر بر دارد.
  5. آتش بازی در نزدیکی پمپ بنزین ها، وسایل نقلیه که حامل بنزین و مواد سوختی هستند، در صورت کمترین نشت از وسایل نقلیه،  و حتی در شرایط عادی اینوسایل را به بمبی تبدیل می کند که ماشه انفجار آن کشیده شده باشد.
  6. در صورت روشن کردن آتش توصیه می شود که آتش در حجم کم باشد و از ریختن مواد سریع الاشتعال نظیر نفت، بنزین و الکل روی آتش جدا خودداری کنید. 
  7. هنگام استفاده از اینگونه مواد، حضور یک فرد بالغ و آشنا به نکات ایمنی ضروری است و  این مواد را در اختیار بچه های کوچک قرار ندهید.
  8. از مواد محترقه و منفجره  و ترقه و فشفشه دست ساز استفاده نکنید.
  9. ترقه ها و فشفشه و دیگر و اسباب آتش بازی را از فروشنده های مجاز و معتبر تهیه کنید و به برچسب آن توجه کنید.
  10. در هر زمان فقط یکی از مواد محترقه و منفجره را روشن کنید و همزمان تعداد زیادی از آنها را با هم آتش نزنید.
  11. ترقه ها و فشفشه های عمل نکرده  را مجددا روشن نکنید.
  12. هرگز مواد سوختنی و ترقه را در مقادیر کم  یا انبوه در منزل نگهداری نکنید.
  13. مواد محترقه و منفجره را در محلی مطمئن دور از دسترس کودکان، در مکان خشک  و خنک نگهداری کنید.
  14. از حمل مواد محترقه و منفجره در جیب هایتان اجتناب کنید. بسیاری از کودکان به دور از چشم والدین مواد را خریداری و در جیب، کیف و یا کمد نگهداری می کنند که به علت درجه آتشگیری پایین بزودی مشتعل و خسارات جانی ومالی فراوانی را ببارمی آورند. 
  15. هنگام استفاده از فشفشه، دستتان را باز نگهداشته و از جلوی صورتتان دور نگهدارید تا دچار سوختگی نشوید.  
  16.  این مواد را در داخل وسایل با پوشش شیشه ای و یا قوطی های فلزی منفجر نکنید.
  17. از انداختن مواد تحت فشار( مانند کپسولها ، اسپری حشره کش و ....) و وسایل شیشه ای (مانند شیشه آب، آمپول،... ) و قوطی های فلزی (مانند قوطی های اسپری و کنسرو )  به درون آتش جدا بپرهیزید؛ زیرا به علت دارا بودن خاصیت انفجاری، ذرات آن پرتاب  و وارد چشم می شود.
  18. حتما از عینک و دستکش محافظ استفاده کنید.
  19. وجود یک کپسول خاموش کننده آتش نشانی پودری در نزدیک محوطه آتش ضروری است.
  20. قبل از ترک محل روشن کردن آتش، حتما از خاموش بودن آن مطمئن شده و باقیمانده آنرا حتما توسط آب سرد کرده و جمع آوری کنید.
  21. در صورت بروز هر گونه حریق یا حادثه، ضمن حفظ خونسردی در اسرع وقت با شماره تلفن 125 ستاد فرماندهی آتش نشانی تماس گرفته و مراتب را با ذکر نوع حادثه و نشانی دقیق اطلاع دهید.  

بیائید با رعایت مسائل ایمنی و استفاده از عینک محافظ همواره خاطره خوشی از این جشن فرخنده ایران باستان داشته باشیم[28].

 

نظر کار شناسان:

 چهارشنبه‌کوری؛ چرا؟!
چهره‌های سوخته مصدومان و جسدهای بیجان حادثه‌دیدگان، تصویر تکراری رسانه‌ها در فردای روز چهارشنبه پایانی سال است؛ عکس‌های که حتی تماشا کردنشان خارج از تحمل است. اما انگار همه آنهایی که به بازی‌های خطرناک این چهارشنبه علاقه‌مندند، نوعی مصونیت از این حوادث را در خود احساس می‌کنند.
علی کمالجو، روانشناس و استاد دانشگاه درباره دلایل سوانح چهارشنبه پایانی سال به «جوان» می‌گوید: جمعیت زیادی از کشور ما در سنین کودکی، نوجوانی و جوانی بهسر می‌برند که شاخصه اصلی‌شان هیجان‌طلبی و خطرپذیری است. اینها به دنبال تفریحاتی پرخطر و هیجان‌انگیزند. از سوی دیگر دردسترس بودن مواد محترقه و سود فراوانی که عاید سوداگران این مواد می‌شود گرایش بیشتر به رفتارهای خطرناک چهارشنبه‌های آخر سال را به دنبال دارد.
برخی والدین آتش‌بیار معرکه می‌شوند
کمالجو همچنین می‌افزاید: جایگزین نکردن تفریحات سالم به جای تفریحات خطرناک چهارشنبه‌های آخر سال و ضعف کنترل و نظارت والدین در چنین روزهایی نیز باعث چنین سوانح مرگباری می‌شود. برخی از والدین از سر بی‌اطلاعی پول تهیه این مواد خطرآفرین را نیز در اختیار فرزندانشان می‌گذارند.
شادی‌های جایگزین
کمالجو در خصوص راهکارهای جلوگیری از پیامدهای خطرناک چهارشنبه سوری می‌گوید: جایگزینی تفریحات پرهیجان سالم به جاری شادی‌های پرخطر چهارشنبه سوری یکی از مهم‌ترین راهکارهاست. از سوی دیگر، کنترل و نظارت خانواده‌ها در این روز باید بیشتر شود و در این میان نهادها متولی باید به آموزش خانواده‌ها در این زمینه بپردازند.
رسانه ملی جذاب ظاهر شود
تلویزیون در روز‌های آخر سال باید با پخش برنامه‌های مختلف پیامدهای خطرناک چهارشنبه آخرسال را در اذهان عمومی به خصوص کودکان و نوجوانان به تصویر بکشد.
کمالجو در این باره می‌افزاید: در شب چهارشنبه پایانی سالرسانه ملی می‌تواند با پخش فیلم‌هایی که مورد علاقه نوجوانان است، آنها راپای گیرنده‌ها نگاه دارد و احتمال شرکت آنها را در آتشبازی‌های خطرناک کاهش دهد.
واگذاری این چهارشنبه به خانواده‌ها
سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیز در گفت‌وگو با «جوان» درباره روش‌های پیشگیری از حوادث این چهارشنبه جنجالی و مرگبار می‌گوید: چهارشنبه آخرسال مدت‌هاست که به جای اخبار فرهنگی در اخبار حوادث مطرح شده است.
برای اینکه چهارشنبه آرامی داشته باشیم باید کنترل این روز را بر عهده خود خانواده‌ها قرار دهیم از طرف دیگر، اطلاع رسانی بیشتر رسانه‌ها درباره پیامدهای منفی حوادث چهارشنبه آخر سال می‌تواند به برگزاریآرام آن کمک کند[29].

 

 

 

 

نتیجه گیری:

چهارشنبه سوری سنتی باستانی یا سنتی متعلق به بعد از حمله اعراب ، بهر صورت امروز جزئی از آداب و رسوم ملت ایران است، نه متعلق به گروه سیاسی خاصی است ،نه یک حربه شیطانی و امثال آن ،بلکه تحریفات و شیطنتهایی درآن شده که به علت برخورد انفعالی و نسنجیده تبدیل به یک واکنش سیاسی و فرهنگی شده ، بهتر است دلسوزان متخصص راهکاری برای آن بیابند ، تا دشمن نتواند مردم را روبروی یکدیگر قرار دهد.ملت ایران خود بهترین قاضی برای شناخت موضوعات اجتماعی هستند و در میان ایشان  افراد آگاه می توانند نقش تاریخی خود را در این موضوع و موضوعات مشابه ایفا نمایند.

 

 

 



[1] لغت نامه دهخدا/نرم افزار

[2] همان

[3] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه 229

[4] همان

[5]نقل از http://www.hdabir.com/

[6]سعید نفیسی استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوری » /نقل از http://www.portal-zn.ir

[7] تاریخ بخارا/ص37

[8] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه 666

[9] همان/صفحه232

[10] آناهیتا، پنجاه گفتار پور داوود/ص75

[11] نقل از http://nourooz.com

[12] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه 235

[13] همان

[14] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه 237

[15] همان/صفحه247

[16]نقل از http://www.ichodoc.ir/ فریقی، احمد. "مراسم چهارشنبه سوری و اعتقادات مردم کردستان". دوره 16،‌ش 184 و 185 (بهمن و اسفند 56): 116-120.

 

[17] عقاید و رسوم مردم خراسان/صفحه 79 به بعد.

[18] گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحه 249

[19] همان/صفحه 251

[20] همان

[21] رجوع به گاه شماری و جشن های ایران باستان/هاشم رضی/صفحات 251تا259

[22] رجوع کنید به سفرنامه او لئاریوس ،بخش ایران، ترجمه احمد بهپور ، تهران1363/صفحه77-79

20بخش ادبیات تبیان /امیر هادی انواری

[24] نرشخی، ابوبکر محمد بن جعفر، تاریخ (مزارات) بخارا، ترجمه ابونصر قبادی، به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۱، ص ۳۷٫

[25] نقل از سایت http://www.asriran.com/ امیر هادی انواری/

 

[26] نقل از سایت http://ghiasabadi.com/

[27] مقاله دکتر عسگری در مورد چهارشنبه سوری/ سایت تبیان

[28] نقل از http://dr-naderi.com

[29] نقل از http://www.javanonline.ir/گزارشگر سپیده آماده

دسته ها :

بسم رب الحسین علیه السلام

از کلیه دوستان دعوت می شود تا از سایت

 

http://nahj-albalagheh.vcp.ir/

دیدن نمایند.

دسته ها :

بسم رب الحسین(ع)

سلام دوستان:

سلام بر دوستان اهل البیت علیهم السلام

به اطلاع شما دوستان میرسانیم که مدتیست در صدد نگارش یک  کتاب در مورد مسائل متنوع از قبیل تاریخ وفلسفه و همچنین علوم مادی و معنوی و......هستیم .در این ارتباط به کمک جدی شما نیازمندیم .

دسته ها :
X