حدود یک ماه پس از انتشار خبری مبنی بر متقاعد کردن خاتمی توسط هاشمی رفسنجانی برای کاندیداتوری در انتخابات و در حالی که این خبر از سوی دفتر هاشمی رد شده بود، این بار یکی از اعضاء ارشد حزب مشارکت تأکید کرد که خاتمی اگر بیاید، قطعاً مورد حمایت هاشمی است، چه رسمی و چه غیر رسمی.

علی شکوری راد که از متولیان اصلی مدارس مفید تهران است و سال 76 نیز تلاش ویژه ای برای به خط کردن مدارس تهران در حمایت از خاتمی انجام داده بود، در حالی که برخلاف نظر هاشمی که معتقد است، این اصلاح طلب ها هستند که با تغییر خط مشی خود نسبت به تخریب های گذشته علیه وی فاصله گرفته و به او پناه آورده اند، می گوید این هاشمی است که تغییر کرده.

وی در پاسخ به این پرسش که "فکر می‌کنید آقای هاشمی رفسنجانی با آقای خاتمی هست یا نه؟ بعضی می‌گویند کار گزارانی ها دو طرفه بازی می‌کنند؛ از یک طرف تعدادی از آنها اعلام می‌کنند، با آقای خاتمی هستند و از سوی دیگر، طیف دیگری از کارگزارانی ها از آقای کروبی حمایت می‌کنند"، گفت: فکر می‌کنم که چارچوب های کلی مورد قبول آقایان هاشمی و خاتمی در زمینه توسعه کشور خیلی به هم نزدیک است و مبرم ترین مسئله ای هم که الان با آن مواجه هستیم، وجود یک چالش جدی در مسیر توسعه کشور است. بنابراین، اینکه آقایان هاشمی و خاتمی به موضع مشترکی در زمینه توسعه کشور دست پیدا کنند، به راحتی قابل پذیرش است. این دو شخصیت، کمترین مشکل را با همدیگر دارند و اگر آقای خاتمی بیاید، قطعاً مورد حمایت آقای هاشمی خواهد بود چه رسماً و چه غیر رسمی.

علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، نماینده مجلس ششم و عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در گفتگو با فارس، در پاسخ به این سؤال که "در دوره‌های گذشته همیشه دوم خردادی ها سراغ میرحسین موسوی می‌رفتند، بعد او نمی‌آمد و اصلاح طلب ها به ناچار سراغ کاندیدای دیگری می‌رفتند. اما در این دوره، از قول آقای میر حسین موسوی تلویحاً اعلام کرده که می‌آید؛ با وجود این، گروه های اصلاح طلب رغبت چندانی به آمدن ایشان نشان نمی‌دهند و کماکان اعلام می‌کنند، کاندیدای آنها آقای خاتمی است. برخی معتقدند آمدن آقای میر حسین موسوی به منزله این است که ایشان آقای خاتمی را گزینه کاملی برای کاندیداتوری نمی داند، تحلیل شما چیست؟"، گفت: اطلاعات من منحصر به اخبار منتشر شده در رسانه ها نیست بلکه اطلاعات من از منابع نزدیکتر و مطمئن تر است. آنچه شما گفتید اصل و واقعیت ماجرا نیست. اصل قضیه این است که هم آقای خاتمی تمایل دارد، آقای موسوی بیاید تا او نیاید و هم آقای موسوی تمایل دارد، آقای خاتمی بیاید تا تکلیف از او رفع شود. اما در اینکه هر دو برای حضور در عرصه انتخابات احساس مسئولیت می‌کنند، شکی نیست. اگر تا به امروز هم آقای موسوی و هم آقای خاتمی کاندیداتوری خودشان را رد نکرده اند، به این دلیل است که رد کردن را شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن می‌دانند.

شکوری راد با بیان این که "بر اساس دریافت های خودم، تحلیلم این است که آقای خاتمی در نهایت خواهد آمد"، اظهار داشت: آمدن آقای خاتمی به منزله نیامدن آقای میر حسین موسوی است. آقای خاتمی برای آمدن آماده تر از آقای موسوی است اما این می‌تواند تغییر کند.

وی تصریح کرد: من مطمئنم که آقای خاتمی و آقای موسوی همزمان با هم کاندیدا نمی‌شوند.

عضو شورای مرکزی حزب مشارکت در پاسخ به موضع‌گیری‌های برخی گروه‌های اصلاح‌طلب علیه سید محمد خاتمی گفت: هر کسی که راجع به اصلاحات صحبت می‌کند و راه حلی برای پیشبرد اصلاحات ارائه می‌دهد، باید ابتدا تعریف خودش را از اصلاحات ارائه کند. بنابراین اصلاحات مورد نظر آقایان عبدی و قوچانی با اصلاحات مورد نظر آقای خاتمی لزوماً یکی نیست. از نظر من، اصلاحات همان چیزی است که خاتمی می‌گوید. یعنی تنها آقای خاتمی هست که رسماً اصلاحات را نمایندگی می‌کند. البته افراد دیگری هم هستند که از اصلاحات سخن می‌گویند اما سخنان آنها غیر رسمی است وآنچه می‌گویند صرفاً نظر آنها به شمار می‌آید.

شکوری راد افزود: مشکل این دوره اصلاحات این است که هر کسی از ظن خودش یار اصلاحات شده است. به غیر از خاتمی، هر کسی از اصلاحات سخن می‌گوید، غیر رسمی بوده و از زاویه ذهن خودش درباره اصلاحات حرف می‌زند. این افراد هیچ وقت مثل آقای خاتمی و به نام اصلاحات، 22 میلیون رأی نیاورده اند تا ما نظر آنها را نسبت به نظر خاتمی ارجح بدانیم. دوستانی مثل آقای عباس عبدی و محمد قوچانی نمی‌توانند، برای پیشبرد اصلاحات دستورالعمل صادر کنند، زیرا حرف آنها حرف رسمی اصلاحات نیست. بنابراین، نمی‌توانند بگویند چه کسی رهبر اصلاحات باشد یا نباشد. بر خلاف نظر این دوستان، معتقدم کسی می‌تواند دولت اصلاحات را تشکیل بدهد که با رأی مردم و تحت عنوان رئیس جمهور اصلاح طلب انتخاب شده باشد.

وی تصریح کرد: از نظر من، اصلاحات یعنی آقای خاتمی. چرا که آنچه دیگران بنام اصلاحات می‌گویند چه بسا از درونش انقلاب در می‌آید، مماشات در می‌آید و مسائل دیگری غیر از اصلاحات فهمیده می‌شود.

وی در پاسخ به اینکه "از حرف ها و مواضع کدام طیف از اصلاح طلب ها، انقلاب در می آید؟ از مواضع کدام گروه، مماشات در می‌آید"، گفت: در دوره اصلاحات بعضی از روزنامه های اصلاح طلب مطالبی را منتشر می‌کردند که اینها خواسته‌هایی را خارج از چارچوب قانون اساسی مطرح می‌کرد. این خواسته‌ها با اصلاحات ناسازگار بود. اما این روزنامه‌ها تحت عنوان اصلاحات این خواسته‌ها و مطالب را منتشر می‌کردند.

شکوری راد در ادامه با اشاره به این‌که "حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اشتراک مواضع زیادی دارند"، افزود: پیشینه همکاری سازمان مجاهدین و حزب مشارکت با همدیگر بسیار زیاد است، چه در دوران مجلس ششم چه بعد از آن. سازمان مجاهدین و حزب مشارکت به لحاظ تشکیلاتی مکمل همدیگر و نه رقیب یکدیگرند. نیروهایی که حزب مشارکت را تأسیس کردند و عضو سازمان مجاهدین هم نبودند، سابقه زیادی در فعالیت های سیاسی و جریانات انقلاب اسلامی داشتند. به علت ماهیت جبهه‌ای بودن حزب مشارکت، تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین از جمله آقای تاج زاده در ترکیب هیأت موسس حزب مشارکت حضور داشتند. به عبارت دیگر، آقای تاج زاده، هم عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین و هم عضو هیأت موسس حزب مشارکت است. از نظر طیف بندی نیروهای سازمان مجاهدین، آقای تاج زاده، مشارکتی ترین عضو سازمان مجاهدین است. البته نیروهای دیگری هم هستند که همزمان عضو حزب مشارکت و سازمان محاهدین هستند.

وی وجود اختلاف نظر بین سازمان مجاهدین و حزب مشارکت را طبیعی خواند و گفت: یک نمونه خیلی مشخص از اختلاف نظر بین جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین بعد از انتخابات سال 84 مشاهده می شود. آن زمان بعد از تشکیل جبهه دموکراسی خواهی، حزب مشارکت به این جبهه پیوست اما سازمان مجاهدین نپیوست و این به دلیل مشی سیاسی این دو بود که پیوندها را به کدام سمت هدایت کنند. سازمان مجاهدین بیشتر تمایل دارد که با نیروهای خط امامی پیوند برقرار کند اما مشارکت این قید را نداشته است، یعنی حزب مشارکت علاوه بر ایجاد پیوند با نیروهای خط امام، ارتباطاتش را مقید به قید خاصی نکرده و حتی با نیروهای ملی- مذهبی، نهضت آزادی و بعضاً ملی هم همکاری هایی را در برخی زمینه ها داشته است. بنابراین سطح ارتباطات جبهه مشارکت وسیع تر از سازمان مجاهدین است و همین، تأثیراتی در برخی موضع گیری‌های این دو تشکل بر جا می‌گذارد.

عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با بیان این‌که "آنچه که امروز به عنوان دفتر تحکیم وحدت وجود دارد، هویت شفافی ندارد و این هویت غیرشفاف باعث شده که کارآیی و توانمندی‌های تحکیم وحدت به شدت کاهش پیدا کند"، اظهار داشت: امروز اثر بخشی تحکیم وحدت در دانشگاه ها به حداقل طول حیاتش رسیده است. انتقاد من به تحکیم وحدت ناشی از همین گسست تاریخی و اندیشه ای بین پیشینه تحکیم وحدت با دفتر تحکیم وحدتی است که امروز وجود دارد.

شکوری راد در پاسخ این پرسش که "ایامی نه چندان دور، اصلاح طلب‌ها و رسانه‌های اصلاحات تند ترین حملات، انتقادها و تخریب‌ها را علیه آقای هاشمی رفسنجانی سازماندهی می‌کردند. فکر می‌کنید الآن چه اتفاقی افتاده که اصلاح طلب‌ها موضعی کاملاً بر عکس اتخاذ کرده اند و پشت سر آقای هاشمی قرار گرفته اند؟ اصلاح طلب ها تغییر کرده اند یا آقای هاشمی تغییر کرده؟ البته با توجه به این صحبت آقای هاشمی که گفته است، اصلاح طلب‌ها به آنچه من می‌گفتم، رسیده اند، فکر می‌کنم آقای هاشمی بدون تغییر ارزیابی شود"، گفت: من فکر می‌کنم که تحول در هر دو طرف حاصل شده، آقای هاشمی آن موقع به توسعه سیاسی بسیار بی توجه بود و از این بابت ما هزینه های زیادی دادیم و نهایتاً دولت آقای خاتمی وقتی با شعار توسعه سیاسی آمد، با استقبال مردم مواجه شد. اگر شعارهای زمان آقای هاشمی مورد انتقاد طیف چپ قرار می‌گرفت، به این خاطر بود که آنها می‌گفتند این شعارها به موقع و به درستی ارائه نشده است. آقای هاشمی خواهان توسعه همراه با سرعت زیاد بود. اما جناح چپ آن روزها خواستار توسعه با عنایت به عدالت اجتماعی و سرعت کمتر بودند تا مردم فشار کمتری را متحمل شوند. بنابراین، به نظر من انتقادهای جناح چپ به آقای هاشمی کاملاً وارد و به جا بود ولی این انتقادها زمانی که رنگ و بوی نفی کامل آقای هاشمی و تخریب ایشان را به خود می‌گرفت، غیرقابل قبول بود. آن دسته از جناح چپی‌ها که به طور کامل آقای هاشمی را نفی کردند، کاملاً اشتباه کردند.

وی ادامه داد: آقای هاشمی، سرعت توسعه را درست تنظیم نکرده بود، به همین خاطر در دوره دوم دولت خودش مجبور شد، در سیاست‌های تعدیل خودش تعدیل ایجاد کند و به یک عقلانیت جدیدی رسید که همین عقلانیت، به همراه برخی مواضع مردم گرایانه دیگر، بعدها بستر را برای قضاوت عادلانه چپی ها در مورد آقای هاشمی فراهم کرد. آقای هاشمی این نکته را فهمید که بدون توسعه سیاسی نمی شود، توسعی اقتصادی را عملی کرد. بنابراین، این رویکرد مثبتی نسبت به توسعه سیاسی از خودش بروز داد و اینجا بود که چپی‌ها و آقای هاشمی به هم رسیدند. به همین دلیل زمانی که خاتمی بر سر کار آمد، از بسیاری از سیاست‌ها و نیروهای دوران آقای هاشمی استفاده کرد.

وی در پاسخ به این سؤال که "آقای شکوری راد! از منظر افکار عمومی، غایت و نهایت اعتقاد به اصلاحات و جریان اصلاح طلبی رسیدن به نقطه‌ای است که اکبر گنجی به آن رسیده، افکار عمومی، حرف ها و رفتارهای اخیر آقای گنجی را اوج و غایت اصلاح طلبی می‌دانند. نظر شما درباره حرف‌های اخیر اکبر گنجی درخصوص همجنس‌بازی، عبور از دین و امام زمان چیست؟" که شکوری راد در پاسخ گفت: آقای گنجی کاراکترش از همان ابتدا یک کاراکتر انقلابی و خواهان تغییرات اساسی بود. در حقیقت او یک انقلابی بود که فقط لباس اصلاح طلبی پوشیده بود. سکوت و غفلت اصلاح طلبان از او، درد سرهای زیادی را برای جبهه اصلاحات رقم زد. من اساساً نه گذشته آقای گنجی و نه حال او را اصلاح طلب نمی‌دانم.

وی تصریح کرد: اکبر گنجی از آن دسته به اصطلاح اصلاح طلب‌هایی بود که در لباس اصلاح طلبی به دنبال انقلاب و تغییرات بنیادین در نظام سیاسی، اجتماعی و دینی کشور بود. اگر چه آقای گنجی از الفاظ و واژه‌های اصلاح طلبانه استفاده می‌کرد اما در بطن خودش انقلاب را پرورش می داد. اکبر گنجی را به هیج وجه یک اصلاح طلب نمی‌دانم.


X