صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 554963
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
زمستان 57 بود و هوا بسیار سرد و نفت بسیار کم بود. شب عاشورا به مجلسى رفتم و خواستم روضه حضرت ابوالفضل را بخوانم ، با اینکه معمولا روضه نمى خوانم روضه را اینگونه بیان کردم و گفتم :
شما سالهاست که روضه ابوالفضل را شنیده اید، ابوالفضل دستهایش را زیر آب برد و خواست آب بنوشد، دید دیگران عطش بیشترى دارند، آب نخورد و به دیگران داد. شما هم که آمدى روضه ابوالفضل ، اگر نفت دارى و همسایه ها از سرما مى لرزند، نفت را در بخارى همسایه بریز.
مردم متحیّر بودند با این روضه من بخندند یا گریه کنند!

شنبه بیست و ششم 11 1387
X