صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 553684
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
توفیقى بود چند عاشورا کربلا بودم ، روز عاشورا مردم کربلا عزادارى را زود تمام کرده و به استقبال هیئت طویریج (20) مى روند.
من علماى زیادى را دیدم که پابرهنه در این هیئت به سر و سینه مى زدند، از جمله شهید محراب آیت الله مدنى ، پرسیدم : راز این قصه چیست ؟
فرمودند: سیدبحرالعلوم که از علماى بزرگ نجف بود، براى زیارت به کربلا آمده بودند. در مسیر راه حرم ، به تماشاى هیئت عزاداراى طویریج مى ایستد. ناگهان مردم مى بینند سید بحرالعلوم عبا و عمامه را به کنارى گذارده وبه داخل جمعیت رفته و یاحسین ! یاحسین مى کند.
طلبه ها مى روند آقا را از داخل جمعیّت نجات دهند تا زیر دست و پا له نشود؛ امّا اجازه نمى دهند. بعد از عزادارى مى بینند سید در آستانه غش کردن است ، علّت این حرکت را مى پرسند؟ سید مى گوید: همین که مشغول تماشاى هیئت بودم ، حضرت مهدى علیه السلام را دیدم که با پاى برهنه و سر بدون عمامه ، در میان عزاداران به سر و سینه مى زند، من شرم کردم که تماشاچى باشم .


شنبه بیست و ششم 11 1387
X