صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 555606
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
قبل از انقلاب براى تبلیغ و کلاسدارى به شهرستان خوانسار رفتم ، از جلسات استقبالى نشد. یک روز در حمّام عمومى بودم که جوانى در زدن کیسه و صابون از من کمک خواست . (یک لحظه به ذهنم رسید که امام رضا علیه السلام هم در حمام چنین کارى کرد) بدون تاءمل کیسه و صابون را گرفته و کمک کردم .
من زودتر از او از حمّام بیرون آمده ولباسهایم را پوشیدم ، او وقتى مرا با لباس ‍ روحانیت دید جلو آمد و شروع به عذرخواهى کرد. گفتم : اشکالى ندارد، من به وظیفه ام عمل کرده ام . پول حمام او را هم حساب کردم .
از حمام که بیرون آمدیم گفت : حاج آقا! مرا خجالت داده اید، من هم باید براى شما کارى بکنم . گفتم : من احتیاجى ندارم ، ولى داستان آمدنم به خوانسار و استقبال نکردن از کلاس را برایش تعریف کرده و از هم جدا شدیم .
از آن به بعد دیدم جلسه شلوغ شد و عدّه زیادى جوان آمدند، متوجّه شدم که این به برکت تقلید از امام رضا علیه السلام و پى گیرى آن جوان بوده است .


شنبه بیست و ششم 11 1387
X