صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 554564
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي
وقتى دوره سطح را در حوزه تمام کردم ، متحیّر مانده بودم که چه برنامه اى براى خودم داشته باشم . دوستانم به درس خارج فقه رفتند، امّا من سرگردان بودم . بالاخره تصمیم گرفتم جوان هاى محل را به خانه ام دعوت کنم وبراى آنان اصول دین بگویم . تخته سیاهى تهیه کردم ومقدارى هم میوه وشیرینى خریدم وشروع به دعوت کردم .
بعد دیدم کار خوبى است ولى یک دست صدا ندارد، طلبه ها مشغول درس ‍ هستند و جوانها رها و مفاسد بسیار، در فکر بودم که آیا کار من درست است یا کار دوستان ، من درس را رها کرده ام به سراغ جوانها رفته ام و آنها جوانها را رها کرده به سراغ درس رفته اند. تا اینکه یکى از فضلاى محترم روزى به من گفت : در خواب دیدم که به من گفتند: لباست را بپوش تا خدمت امام زمان علیه السلام برسى . به محضر آقا رسیدم ، امّا زبانم گرفت ، به شدّت ناراحت شدم تا اینکه زبانم باز شد. از آقا سؤ ال کردم : الا ن وظیفه چیست ؟ فرمودند: وظیفه شما این است که هر کدام تعدادى از جوانها را جمع کنید و به آنها دین بیاموزید.
امیدوار شدم و به کارم ادامه دادم .


جمعه بیست و پنجم 11 1387
X