صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 556821
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

پس از آنکه سر از بدن جعفر برمکى جدا کردند، بدنش را به فرمان هارون به بغداد برده و بر سر جسر بغداد آویختند، تا وقتى که هارون عازم خراسان بود، دستور داد آنرا آتش زدند و سوزاندند.
از عجائب اینکه : یکى از کاتبان دولت هارون مى گوید:
روزى دفتر محاسبات هارون را بررسى مى کردم ورقى را دیدم که نوشته بود:
در این روز به موجب فرموده امیر، چندین زر و لباس و فرش و عطر به ابوالفضل جعفر بن یحیى داده شده است ، و چون آن را محاسبه کردم ، هزار هزار درهم بود، و بعد از آن در ورقى دیگر دیدم که قیمت نفت و بوریائى که جعفر را با آن سوزاندند، چهار دینار و نیم دانگ بود.
(78)

اى طفل دهر گر تو زپستان حرص و آز
روزى دو، شیر دولت و اقبال برمکى
در مهد عمر غره مشو از کمال خویش
یاآور از زمان بزرگان برمکى
جالب اینکه : آنهمه سر و صدا و بگیر و ببند برمکیان از اول تا آخر بیش از 17 سال و هفت ماه و پانزده روز نکشید، بسیارى از شعرا و اندیشمندان درباره برگشت اوضاع برمکیان ، سخنها و شعرها سرودند و خواندند، در میان آنها به این شعر على ابن ابى معاذ توجه کنید:
یا ایها المغتر بالدهر
والدهر ذو صرف و ذو غدر
لا تاءمن الدهر وصولاته
وکن من الدهر على حذر
ان کنت ذا جهل بتصریفه
فانظر الى المصلوب بالجسر
هان اى مغرور به روزگار، متوجه باش که این روزگار، فانى و نیرنگ باز است ، براى هیچکس ، امین و وفادار نیست ، از آن برحذر باش ، و گول آنرا نخور، اگر مى خواهى که به فنا و عدم ثبات روزگار یقین پیدا کنى ، به بدار آویخته روى جسر بغداد (بدن جعفر برمکى ) نگاه کن . (79)


دسته ها : داستان باستان
سه شنبه بیست و دوم 11 1387
X