صفحه ها
دسته
وبلاگ من در بلاگفا
عکس من
وبلاگهاي دوستان
ورودي هاي پنجره اميد
معرفي وب سايت هاي پرطرفدار
سايتهاي دوستان
لينك هاي دسترسي سريع
مطالب من در ثبت مطالب روزانه
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 553277
تعداد نوشته ها : 1492
تعداد نظرات : 394
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

یکى از بناهاى نمونه و بسیار پر شکوه ایران قدیم ، ((ایوان مدائن )) است ، که امروز خرابه آن نزدیک بغداد قرار دارد و از قلمرو حکومت ایرانیان خارج شده است .
این ایوان و تالار عظیم و بى نظیر، نمایانگر عظمت تمدن شهر مدائن پایتخت ایران قدیم مى باشد، که بر اثر استحکام و استوارى ساختمان آن ، تاکنون در وسط خرابه هاى شهر مدائن باقى مانده و قرنها در برابر باد و باران و عوامل ویرانى ، همچنان ایستادگى کرده است .
به عقیده جمعى از مورخین این بناى عظیم را شاپور دوم (نهمین پادشاه ساسانى ) در حدود قرن چهارم میلادى ساخته است و مدت بیست و اندى سال ، ساختن آن طول کشیده است .
(60)
ولى بنابر معروف ، در زمان شاهان ساسانى ، به عظمت و آبادى شهر تیسفون (مدائن ) افزوده گشت ، به طورى که یکى از شهرهاى بزرگ جهان گردید، خسرو اول انوشیروان (61) در این شهر کاخى بزرگ ساخت ، این کاخ ((کاخ سفید)) نام داشت ، ایوان مدائن یا طاق کسرى خرابه همان کاخ بزرگ است ، اما ایوان شاپور ایوان دیگرى بوده که منصور عباسى آن را خراب کرده است .
سبک ساختمان پر شکوه این ایوان ، از نظر معمارى و مهندسى به قدرى جالب و چشمگیر است که با آن همه قدمت و عدم توجه در نگاه دارى آن ، هنوز با تالارهاى مهم فعلى جهان از نظر استحکام برابرى مى کند.
(62)
نماى خارجى این کاخ را با آجر ساخته بودند ولى ستونها و کنگره هاى آن پوشیده از ورقهاى مس بود که به طلا و نقره اندود شده بود.
در داخل کاخ تخت سلطنتى ساسانى قرار داشت ، در بالاى تخت تاج شاهى آویخته شده بود.
فرش این بارگاه قالى بزرگى بود که بیش از 350 متر طول داشت و قالى بافان ایرانى ، آن را از ابریشم و گلابتون و تارهاى طلا و نقره بافته بودند، این قالى را مورخان ، ((بهارستان کسرى )) نامیده اند.
پس از 700 سال که تیسفون ، پایتخت ایران بود، این شهر در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد، در این زمان آن قالى نفیس پاره پاره شد، از آن پس ‍ مقدمات ویرانى شهر تیسفون و ایوان کسرى شروع شد و امروز، جز خرابه طاق کسرى اثرى از آن شهر بزرگ و تاریخى بجاى نمانده است .
مطابق تحقیقات دانشمندان و مورخان ، دیوارهاى ایوان و کتیبه هاى آن با ظریف ترین نقاشى ها مزین بوده و مقدار طلاى خالصى را که براى طلاکارى این ایوان در آنزمان به کار برده اند، اگر با پول امروز حساب کنیم از چند میلیون تومان تجاوز مى کند، نقاشى هائى که در داخل ایوان ترسیم گردیده است ، صورت انوشیروان همراه سپاه ایران است که به شهر انطاکیه یورش ‍ برده و آنجا را از دست سپاه روم گرفته و پرچم ایران را در آنجا باهتزاز در آورده اند.
جالب اینکه این ایوان در وسط شهر عظیم مدائن واقع بوده و در جلو ایوان ، میدان وسیعى بوده است و از آخر ایوان تا لب دجله ، باغها و بوستانهاى شهر مدائن به یکدیگر اتصال داشته و این امر نمایانگر یک منظره رویائى معطرى بوده است .
در دو طرف ایوان دو رشته عمارتهاى چند طبقه ، شبیه یکدیگر ساخته شده که بواسطه غرفه ها به هم متصل مى شده و همه ستونهاى آن از سنگهاى مرمر نفیس و برنز بوده است .
(63)
از هنگامى که این ایوان پر شکوه ساکنان سرمست خود را از دست داده و جاى آن مغروران جاه و جلال و مال خالى مانده است ، کمتر کسى است که از کنار آن گذشته و کلمات عبرت انگیزى نگفته باشد منتهى هر قدر هشیارتر به همان نسبت کلماتش هم حکمت آمیزتر و عبرت انگیزتر بوده است .
روزى امیر مؤ منان (ع ) به قصد سرزمین تاریخ ساز ((صفین )) براى مبارزه با قهرمانان ظلم و جنایت معاویه ، از کنار این ایوان گذشت .
بقایاى عظیم ساختمانهاى ساسانیان را مشاهده کرد، یکى از همراهان از روى عبرت این شعر را خواند:

جرت الریاح على رسوم دیارهم
فکانهم کانوا على میعاد
یعنى : باد بر ویرانه هاى خانه هایشان مى وزد، گویا آنها فقط چند روزى نوبت داشتند که در این تالار بنشینند و نشستند و گذاشتند و گذشتند.على (ع ) فرمود چرا این آیات را نخواندى :
((کم ترکوا من جنات و عیون و زروع و مقام کریم و نعمة کانوا فیها فاکهین کذلک و اورثناها قوما آخرین فما بکت علیهم السماء والارض و ما کانوا منظرین .))
((چه بسیار باغها و چشمه سارها و کشتزارها و جایگاهى ارجمند و نعمتى که در آن شادمان بودند، بجا گذاشتند، این چنین است رسم روزگار که ما آنها را به قومى دیگر میراث دادیم ، آنگاه آسمان و زمین بر آنها نگریست و از مهلت دادگان نبودند))
(64)
سپس فرمود:
براستى که اینها وارث پیشینیان بودند، ولى طولى نکشید که دیگران وارث آنها شدند، نعمتهاى الهى را سپاسگزارى نکردند، در حال معصیت ، دنیا از آنان ربوده شد، اى مردم ! کفران نعمت نکنید تا مبادا بر شما نقمت (و بلا) فرود آید.
(65)
از جمله کسانى که هنگام عبور از کنار این ایوان خاطره عبرت آمیز خود را در ضمن قصیده اى مجسم ساخته است ، حکیم خاقانى شروانى شاعر معروف قرن ششم است ، وى همراه کاروان حج ، هنگام مراجعت از کعبه به شروان ، وقت عبور از مدائن این قصیده را در وقت مشاهده این ایوان سروده است :
هان اى دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آئینه عبرت دان
یکره زره دجله منزل به مدائن کن
وز دیده دم دجله بر خاک مدائن ران
از آتش حسرت بین بریان جگر دجله
خود آب شنیدستى کآتش کندش بریان
گه گه به زبان اشگ ، آواز ده ایوان را
تا آنکه بگوش دل پاسخ شنوى زایوان
دندانه هر قصرى پندى دهدت نونو
پند سر دندانه ، بشنو زبن دندان
گوید که تو از خاکى ما خاک توایم اکنون
گامى دو سه بر ما نه اشکى دو سه هم بفشان
از نوحه جغد الحق مائیم بدردسر
از دیده گلابى کن دردسر ما بنشان
آرى چه عجب دارى کاندر چمن گیتى
جغد است پى بلبل نوحه است پس از الحان
این است همان درگه کو راز شهان بودى
حاجب ملک بابل هند و شه ترکستان
این است همان ایوان کز نقش رخ مردم
خاک در او بودى ایوان نگارستان
از است پیاده شو بر نطع زمین رخ نه
زیر پى پیلش بین شه مات شده نعمان
مستست زمین زیرا که خورده است بجاى مى
در کاءس سر هرمز خون دل نوشروان
کسرى و ترنج زر، پرویز و به زرین
بر باد شده یکسر با خاک شده یکسان
پرویز به هر بزمى زرین تره گستردى
کردى زبساط خود زرین تره را بستان
پرویز کنون گمشد زان گمشده کمتر گوى
زرین تره کو بر گور رو ((کم ترکوا)) برخوان
گوئى که کجا رفتند این تاجوران یکیک
زایشان شکم خاکست آبستن جاویدان
خون دل شیرین است آن مى که دهد رزبان
زآب و گل پرویز است آن خم که نهد دهقان
از خون دل طفلان سرخاب ، رخ آمیزد
این زال سفید ابرو وین بام سیه پستان


دسته ها : داستان باستان
سه شنبه بیست و دوم 11 1387
X