رسول گرامی اسلام(ص) :

 میخواهی به تو صفاتی بیاموزم که خداوند با آنها تو را سود می رساند؟!

 دانش بیاموز، زیرا دانش، دوست مؤمن است،بردباری وزیر دانش، خرد راهنمای دانش، عمل، قیم آن، مدارا پدر آن، نرم خویی برادر آن و شکیبایی فرمانده سپاه دانش است.

  نهج الفصاحه،حدیث465.

***

 لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة*

ای مسلمانان، برای شما، رسول خدا، الگویی نیکو و برجسته است.

 شخصیت نبی مکرم اسلام و سیره نورانی و سراسر درس آن بزرگوار، از سوی خداوند تبارک و تعالی، فراراه بشریت قرار گرفت تا لطف و عنایت و هدایت خداوند بر انسانها تمام شود و نگاه و دل و جهت آنها، به این سوی دوخته شده و به اخلاق و عمل آن بزرگوار تأسی جویند.

 شخصیتی که به عصمت، طهارت یافته و با عبودیت کامل، الهی شده و با کردار و خُلق عظیم و پسندیده، ستایش حق تعالی را کسب کرده است، به توصیفِ بشر درنیاید و هر آنچه به گفته و نوشته آید، از نقصان و کاستی به دور نیست.

 اگرچه شخصیت و سیره رسول الله، نایافتنی و وصف ناشدنی است، اما از آن جهت که در لباس انسانی و در همین طبیعت انسانی و نیز جغرافیای زندگی زیسته اند و با دردها و مصیبتها و سختیها از یک سو و شادابی ها و امیدها و پیروزیها از دیگرسو، رو به رو بوده و با آنها گذران زندگی کرده اند، هر اشاره و حرکت و خواست و جهت گیری و سخن و رفتار آن حضرت برای درس گرفتن و تبعیت کردن و نسخه برداریِ عاقلان و عاشقان و عابدان و سعادت خواهان لازم و کافی است. چنانچه هرکس و هر جامعه ای که به این عروة الوثقی دست گرفت، نجات یافت.

***

فصل اول: پــدران و نــیــاکــان(بطور خلاصه)

1. ابراهیم خلیل علیه السلام

حضرت ابراهیم(ع) نیای بزرگ پیغمبر خاتم(ص) است.

ابراهیم در حدود سه هزار سال پیش از پیغمبر می زیسته و تقریباً صد پشت با حضرتش فاصله دارد.

ابراهیم نخستین کسی است که پس از طوفان نوح دعوت به توحید و یگانه پرستی را در جهان اغاز کرد و به هدایت بت پرستان پرداخت و  بت شکن لقب یافت. او در این راه رنجها برد و کوششها کرد تا جهان را بدرود گفت.

از کودکی به راهنمایی فطرتش دانسته بود که آورنده اش از نیستی به هستی، خودش نیست و دگران هم مانند خود او هستند

دانسته بود که آورنده همگان، دگری است و در پی شناخت او شد.

 شبی از شبهای دوران کودکی چشمش به ستاره ای افتاد و در آن نگریست و دانست که ستاره هم موجودی است ولی نه مانند خودش! ستاره، درخشندگی دارد، تابش دارد؛ پس از موجودات جهان برتر است.

با خود گفت:« آفریدگار من بایستی این ستاره باشد.»

هنگامی که غروب ستاره را دید با خود گفت:« این آفریدگار من نیست، چون من هستم و او نیست شد، آنچه که نیست و فانی شود خدا نیست.»1

پس چشمش به ماه افتاد که درخشش بیشتری داشت، گفت:« بایستی آفریدگار من، این باشد.»

غروب ماه این اندیشه را از مغز وی بیرون کرد و از آفریدگار خود هدایت طلبید.2 تاریکی شب به کنار رفت، آفتاب عرصه گیتی را روشن ساخت و جهان را از تاریکی بیرون آورد و نادیده ها را دیده کرد.

نیروی بی حساب خورشید در برابر چشم کودک اندیشمند جلوه گر گردید. با خود گفت :« این است آفریدگار من، این بزرگتر است.» ... غروب خورشید این اندیشه را نیز باطل ساخت،3 با خود گفت : « موجودی که نتواند نگهدار خود باشد، به دیگری محتاج است، چون هستیِ او از خودش نخواهد بود. آفریدگار کسی است که نیاز ندارد، موجود بی نیاز، جاودان و همیشه هست، ازلی است و ابدی، آغاز و انجام نخواهد داشت.»

 سیر فکری ابراهیم و تکامل معنوی و علمی او چنین بود. این یکی از مصادیق علم لدنی است؛ علمی که بدون استاد نصیب شود. وقتی دانست که خورشید بدان بزرگی که ساخته دست بشر نیست، آن هم خورشیدی که به بشر حیات می بخشد، آفریدگار بشر نباشد، پس بتی که ساخته دست بشر است و حیات ندارد و حیات بخش نیست آفریدگار بشر نخواهد بود. این جاست که ابراهیم در برابر بت قیام کرد.

ابراهیم در سرزمین خوزستان بدین جهان قدم گذارد و پس از تکامل روحی و جسمی به مقام پیامبری حضرت حق رسید. سپس بالاتر رفت و خلیل الله شد.

 

 ادامه دارد...

   پی نوشت :

* سوره مبارکه احزاب، آیه 21.

  1. سوره مبارکه انعام آیه 76.

  2. همان، آیه 77.

  3. همان، آیه 78.

 

 

تهیه شده در گروه اینترنتی انتظار یار

 

 


دسته ها :
شنبه 31 4 1385 5:47
X