آیا شخص شریف امام مهدی(عج)از نظر پنهان است؟

 یا جسم و شخص حضرت دیده می شود

ولی کسی ایشان را نمی شناسد ؟

***

« پنهان بودن یا نامرئی بودن؟! »

قسمت اول مقدمه

 

 پرسش : آیا شخص شریف امام مهدی(عج) از نظر پنهان است؟ یا جسم و شخص حضرت دیده می شود ولی کسی ایشان را نمی شناسد؟

   پاسخ :

 مقدمه : باید دانست که غیبت جسم شخص یا اشیاء دیگر و مخفی ماندن فعل و عمل انسان از انظار حاضرین در تاریخ معجزات و کرامات انبیاء و اولیاء و خواص مؤمنین بی سابقه نیست، و مکرر اتفاق افتاده است.

 از جمله، در تفسیر آیه کریمه «و چون تو قرآن تلاوت می کنی، ما میان تو و آنها که از جهل و عناد به خدا و آخرات ایمان ندارند، حجابی بداریم، که آنها از فهم حقایق مستور مانند.» علاوه بر آنکه ظاهرا آیه دلالت بر اینکه خدا رسول اعظم(ص) را در هنگامی که قرائت قرآن می نمود، از کفاری که قصد آزار و اذیت آن حضرت را داشتند، مستور می دارد؛ در بعضی از تفاسیر نیز آمده که خداوند پیغمبر(ص)، را در هنگام قرائت قرآن، از ابوسفیان و نفربن حارث و ابوجهل و حمالة الحطب، مستور می فرمود، و آنان می آمدند و از نزد آن حضرت می گذشتند، اما او را نمی دیدند.1 

  در وقت هجرت از مکه معظمه به مدینه طیبه نیز بر حسب تواریخ معتبر، مشرکین که بر در خانه پیغمبر(ص) برای کشتن او اجتماع کرده بودند، شخص آن حضرت را ندیدند، پیغمبر بعد از آن که علی(ع) را مأمور فرمود در بستر او بخوابد، بیرون آمد و مشتی خاک برگرفت و بر سر آنها گذارد.«یس، و القرآن الحکیم» را تا «فهم لا یبصرون» قرائت کرد و از آنها گذشت و کسی او را ندید.2

 و نیز در تفسیر آیه کریمه: «و جعلنا من بین ایدیهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون» در کتابهای تفسیر، روایاتی است که دلالت بر این موضوع دارند.3

 در تاریخ زندگی امامان علیهم السلام نیز شواهد بسیاری بر این موضوع است، مانند، غایب شدن حضرت زین العابدین(ع) از نظر مأموران عبدالملک مروان که علاوه بر علمای شیعه، علمای اهل سنت مثل ابن حجر نیز آن را روایت کرده اند.

 بنابراین، مسأله غایب شدن شخص، مسأله ای است واقع شده و سابقه دار، و اما ناشناخته ماندن با غایب نشدن شخص، بسیار ساده است و در بسیاری از موارد محتاج به اعجاز و خرق عادت نمی باشد و همواره اشخاص را می بینیم که جسم آنها در نظر ماست، ولی آنها را نمی شناسیم.

 

 ادامه دارد...

 پی نوشت :

 1 ـ تفسیر مجمع البیان، علامه طبرسی، ج 3، ص645.

 2 ـ  سیره ابن هشام،ج2،ص95. طبقات ابن سعد،ص228. کامل ابن اثیر،ج2،ص103..

 3 ـ التبیان، شیخ طوسی،ج8،ص445. مجمع البیان، علامه طبرسی،ج4، ص652.

 

 

تهیه شده در واحــد مــهــدویـــت

 گروه اینترنتی انـــتــــظــــار یــــار

 

 

برای دسترسی به مطالب مرتبط قبلی می توانید به ایــنــجــا مراجعه فرمائید ...

 

 

 


دسته ها :
پنج شنبه 15 4 1385 5:10
X