دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 42156
تعداد نوشته ها : 45
تعداد نظرات : 6
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


1- كليات و ويژگي‌ها


تعريف تالاب:

تا كنون بيش از 50 تعريف مختلف براي تالاب مورد استفاده قرار گرفته كه با وجود همه تعاريف و ديدگاههاي مختلف اولين تعريف علمي تالاب توسط كنوانسيون بين المللي رامسر ارائه شده. بر اساس اين تعريف تالاب شامل مناطق مردابي، آب مانند؛ نم زارهاي سياه و باتلاقي، بركه هاي مصنوعي يا طبيعي كه به طور دايم و يا موقت داراي آب ساكن يا روان، شيرين، شور يا نيمه شور هستند و يا مناطقي از سواحل دريا كه در هنگام جذر ارتفاع آب در آنها بيش از 6 متر نباشد، گفته مي شود .با توجه به ناقص بودن تعريف فوق كه بعضا" داراي نقاط مبهمي بود و فهم كامل آن براي همگان مشكل مي نمود كميسيون تالابهاي كشور در سال 1362 تعريف ديگري را به شرح ذيل از تالابها عنوان كرد كه نسبت به بقيه كامل تر و تا درك بهتري همراه است: " تالاب ناحيه اي از مظاهر طبيعي و خدادي است كه در روند پيدايش، خاك آن توسط آبهاي سطحي زير زميني به صورت اشباع شده درآمده و در طي يك دوره كافي و شرايط عادي محيطي تشكيل شده است و داراي توالي زيستي مي باشد. اين مجموعه داراي جوامعي از گياهان جمعيت هايي از جانوران ويژه است كه امكان سازگاري در چنين نقاطي را دارند."(1)
 

 

كليات:

تالاب گاوخوني در انتهايي ترين قسمت حوضه آبريز راينده رود واقع در زير حوضه گاوخوني قراردارد. وسعت آن بالغ بر 3616 كليومتر مربع كه حدود 2871 كيلومتر آن در استان اصفهان و مابقي در استان يزد قرار گرفته است . زير حوضه گاوخوني فقط داراي يك واحد هيدرولوژيك به نام واحد هيدرولوژيك گاوخوني مي باشد كه اين واحد در مختصات (52،21،23 ) تا (" 53،21،34) طول شرقي و (" 31،50،18تا"33،43،50 ) عرض شمالي قرار گرفته كه از شمال به واحد هيدرولوژيك كوهپايه- سگزي از شرق به حوضه كوير سياه كوه، از جنوب به واحد اسفنداران – دستجرد و از غرب به واحد هيدرولوژيك جرقويه محدود مي شود.اقليم منطقه براساس تقسيمات اقليمي سيليانينف داراي اقليم فرا خشك بوده و ميانگين بارندگي آن در طي يك دوره 24 ساله بين 50 تا 100 ميليمتر و متوسط دماي سالانه 15 درجه سانتيگراد و ميانگين تبخير سالانه بالغ بر 2800 ميلمتر گزازش گرديده است. در مركز اين واحد تالاب نسبتا" وسيع گاوخوني قرار دارد. اين تالاب يكي از ارزشمند ترين اكوسيستم هاي تالابي كشور است كه در تاريخ 23/6/1975ميلادي با كد zir.18 در ليست تالابهاي بين المللي كنوانسيون رامسر به ثبت رسيده است.

از 1220تالابي كه از سوي كنوانسيون رامسر تا كنون مورد شناسايي واقع گرديده 22مورد آن مربوط به ايران مي باشد كه گاوخوني يكي از آنها است.

از نظر موقعيت جغرافيايي در 32درجه و 08 دقيقه تا 30 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي و 52 درجه و 45 دقيقه تا 52 درجه و52 دقيقه طول شرقي و در فاصله 130 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان قرار دارد. اين تالاب در منتهي اليه رود خانه هاي زاينده رود ، زر چشمه و ايزد خواست قرار گرفته است كه منبع اصلي تغذيه كننده آن رودخانه زاينده رود است كه يكي از مهمترين رودخانه هاي فلات داخلي كشور است كه حوضه آب خيز زاينده رود را زهكشي و به تالاب گاوخوني ختم مي شود كه طول مسير رودخانه 405 كيلومترمي باشد و از دامنه هاي شرقي ارتفاعات زاگرس و كوههاي مرتفع زرد كوه بختياري سرچشمه مي گيرد و اختلاف ارتفاع تالاب نسبت به سرآب (زرد كوه بختياري) 2747 متر مي باشد و وسعت كل حوضه آب خيز زاينده رود 41371 كيلومتر مربع است كه /9/90% آن در استان اصفهان و مابقي در استانهاي چهار محال و بختياري و يزد و فارس قرار گرفته است (2) و به تدريج كه وارد جلگه اصفهان مي گردد از شيب آن كاسته و پس از مشروب نمودن اراضي مستعد و دشت هاي كشاورزي از شهرهاي اژيه و ورزنه عبور نموده و وارد تالاب گاوخوني مي شود. محيط پيرامون تالاب با ويژگي هاي خاص و متفاوت جغرافيايي همراه است.بخش هاي شمالي و شمال غربي آن مصب قرار گرفته كه آخرين حد جريان آب شيرين رودخانه است، مصب رودخانه انباشته از جلبك هاي سبز بوده و حركت آب در اين ناحيه كند است. ابتدا ي آن را نيزارها و گزستان انبوه فرا گرفته است. در كنار و اطراف مصب بركه ها آبگيرهاي زياد جود دارد كه به دليل شور بودن نسبي اراضي آب شور شده و در طول تابستان تبخير مي شود. در حاشيه جنوبي تالاب نمكزار وسيعي وجود دارد كه در اثر تبخير زياد آب و باقي ماندن و انباشته شدن كريستالهاي نمك بوجود آمده. نمك اين بخش استخراج شده و مورد بهره برداري قرار مي گيرد. در غرب و جنوب غربي منطقه تپه هاي ماسه اي بادي قرار دارد كه خود اكوسيستمي متفاوت با تالاب و مصب آن را بوجود آورده اند.اين تپه ها در اثر وزش بادهاي كويري شكل گرفته اند و عاري از پوشش گياهي طبيعي و خاصي هستند كه از نظر زيبايي شناسي جايگاه ويژه اي برا ي خود دارند و شكل گيري آنها بر حسب تعييرات جهت وزش باد متفاوت است ونهايتا" بخش شرقي تالاب را دشتي تپه ماهوري محاط در كوهستانهاي بلند و در طول محور اصفهان – نايين احاطه كرده است. كوه سياه در منتهي اليه شمال غربي اين دشت و در كناز مصب تالاب گاوخوني قرار گرفته است. رويش اين تپه ماهور ها و دشت ها را گياهان خشكي پسند استپي از انواع متعدد و متنوع درمنه دشتي، اشنان، جارو سفيد،خارشتر، انواع شورها، ارمك، گز،قيچ،پرند، سبد و افدرا فرا گرفته است.
 

ويژگي هاي تالاب گاوخوني:

ارتفاع تالاب از سطح دريا 1475 متر و نوسانات آب در آن به نيم (5/. ) متر مي رسد، حد اكثر عمق اين تالاب در فصل پر آبي حدود 1 ( يك ) متر است. مساحت تالاب 470 كيلومتر مربع گرچه وسعت آن متغير و تا 719 كيلومتر مربع مي رسد. بيشترين عرض آن 15 كيلومتر و طول آن تقريبا" 25 كيلومتر مي باشد. منابع تامين آب تالاب رودخانه زاينده رود است كه ميزان آب ورود ي به تالاب بر حسب سال متغيير بوده و متاسفانه در سالهاي اخير از آب زاينده رود سهمي دريافت نمي كند وآبهاي ورودي به آن ناشي از شورآبها و زهكش هاي زمين هاي مجاور رود خانه است. ميزان آب درياچه بستگي زيادي به وضعيت آب وهواي هر سال داشته و بسيار متغيير است به طوريكه در سالهاي كم باران تقريبا" تمامي تالاب در فصل تابستان خشك مي شود و وسعت بخش دائمي تالاب در فصل تابستان تا 120 كيلومتر مربع كاهش مي يابد . اطراف تالاب را اراضي غير مزروعي فرا گرفته است . فقط در بخش شمال غربي آن آثار زراعت مشاهده مي شود كه به علت شوري آب كشاورزان دست از زراعت براشته اند و در حال حاضر تا شعاع حدود 15 كيلومتري اطراف تالاب زمين زراعتي ديده نمي شود و نيز آبادي وجود ندارد.

بطور كلي گياهان طبيعي اين منطقه را مي‌توان به سه نوع تقسيم كرد:
الف- گياهان مقاوم بشوري كه مخصوص سريهاي برخوار- زرنديد و گرگاب مي‌باشد. شامل:cresa-soaeda-cretica salsola- salicorhia
ب- گياهان مناطق مرطوب و شور مخصوص سريهاي برخوار و ژرنديد در حالت مرطوب شامل: juncos- glabra- agropyram- cyperus- rotundus
ج- گياهان نسبتاً مقاوم به شوري مخصوص سريهاي اصفهان- رنگيده- حاجي آباد و حالت شور آنها شامل:
Glycyrhisa- glabra- alhaji- cammelarum- peganum- cynodon- chenopodium- harmala- dactylon-atriplex- tataricum- conrolrolus- arvensis
 


بررسي مختصر وضعيت زمين شناسي تالاب گاوخوني

از تشكيلات زمين شناسي قابل توجه در منطقه مجموعه آتشفشاني نئوژن ( 12 ميليون سال قبل ) شمال تالاب گاوخوني است كه جزء زون زمين ساختي ايران مركزي است و توسط خدامي (1377) مورد مطالعه قرار گرفته است براساس بررسي مطالعه مذكور سنگهاي موجود در منطقه از نوع آندزي بازالت،داسيت،آندزيت و ريوداسيت نئوژن هستند كه به صورت جريان گدازه گنبد در ميان سنگهاي آتشفشاني ائوسن برونزد دارند. سنگهاي آندزي بازالتي از ذوب بخش گوشته متاسوماتيسم شده يا مذاب گوشته اي آلايش يافته با پوسته حاصل شده اند و دگرساني، ذخاير معدني مناسبي را بوجود آورده. آندزي بازالت ها به صورت جرياني از گدازه با ساخت توده اي حفره دار و بادامكي در كوه سياه تالاب بهترين رخنمون را دارند و از لحاظ سختي و رنگ كاملا" از سنگهاي اطراف خود مشخص هستند، وجود ساخت حفره دار نشان مي دهد كه ماگما داراي ميزان قابل توجهي گاز بوده است وبازالتهاي كوه سيا براي مصارف ساختماني و صنعتي واملاح تبخيري براي استخراج پتاس از اهميت اقتصادي برخودارند.مسير شرقي – غربي بخش مركزي حوضه زاينده رود از اصفهان تا گاوخوني خود دنباله گودال سراسري اروميه – دختر مي باشد كه در واحد زمين شناسي سنندج – سيرجان ( اسفندقه – مريوان) قرار دارد. همچنين ديوار شرقي گودال گاوخوني كه تماما" از مواد آتشفشاني تشكيل شده خود دنباله آتشفشان محوري ايران مي باشد وحوضه آبگير اصفهان –سيرجان را از اردستان – يزد جدا مي كند جزيي از تشكيلات ايران مركزي است.

حوضه آبگير اصفهان- سيرجان حدود 98 هزار كيلومتر مربع است كه بيش از 50000 كيلومتر مربع آن را دشت هاي كويري تشكيل مي دهند. اين دشت ها متشكل از دشت سيرجان و باتلاق نمك سيرجان، دشت شهر بابك و خاتون آباد، دشت هرات و مروست و كفه شور آن، دشت ابرقو با باتلاق نمك نسبتا" وسيع آن و بالاخره تالاب گاوخوني با كفه هاي شور اطراف تا دشت وسيع اصفهان مي باشد. در پايان فعاليت كوهزايي آلپ در 18 ميلويون سال قبل يك فاز كوهزايي بسيار وسيع، موثر و چهره ساز به نام آتيكان باعث راندگي تراست زاگرس در امتداد سد كوهرنگ باايجاد فرورفتگي گاوخوني و احتمالا" شكستگي آن خاستگاه نهايي زاينده رود را در كنار ديواره بلند شرقي جدا كننده حوضه اصفهان – سيرجان از حوضه اردستان – يزد شكل داده و تقريبا" به وضع امروز در آورده است.


نحوه
تشكيل و تدوين تالاب

ديدگاههاي مختلفي پيرامون نحوه تشكيل و تكوين تالاب گاوخوني به عنوان خواستگاه نهايي زاينده رود وجود دارد كه لطفعليان و مهريار(1364) سه فرضيه ذيل را در اين ارتباط پيشنهاد مي كنند:

1- ممكن است تالاب گاوخوني يك چاله زمين شناسي باشد. در آن زمان فلات داخلي ايران توسط دريا پوشيده شده و با اقيانوس هند و درياي عمان پيوستگي داشته كه با عقب نشيني تدريجي دريا فلات داخلي ايران از آب خارج شده اما چاله اي مذكور كه نقاط پر عمق آن درياي بزرگ بوده اند به صورت درياچه ها و باتلاقها يي كه بيشتر داراي آب شور و به صورت نمكزار هستند باقي مانده و در حالي كه بسياري از اين چاله ها مانند دشت كوير و لوت خشك شده اند ولي تالاب گاوخوني به علت تغذيه با زاينده رود هنوز باقي مانده است.

2- ممكن است بر اثر عوامل توپوگرافي و لغزشي بوجود آمده باشد. زردكوه بختياري به عنوان بلند ترين نقطه توپوگرافيك حوضه داراي 422 متر ارتفاع جنس خاك سخت وگاوخوني پست ترين نقطه 1474 متر ارتفاع و داراي خاك شني و سبك است و به اين ترتيب تالاب بوجود آمده باشد

3- ممكن است بر اثر گسل و حركات آن بوجود آمده باشد . گسل ها ممكن است باتوقف ناگهاني در جريان طبيعي آب زير زميني موجب تغييرات اساسي در ارتفاع سطوح ايستابي در دو طرف گسل شده به نحوي كه زمين هاي بالادست به صورت نقاط مردابي و ماندابي در آورده در حالي كه پايين دست گسل سفره هاي آب زير زمين عميق بوده و خشك هستند و ممكن است به صورت زمين هاي كويري فاقد هردگونه پوشش گياهي در آيند.(3)

سر انجام آبهاي ورودي به تالاب گاوخوني

در اين مورد برخي را عقيده بر اين است كه آبهاي وارده به گاوخوني در منطقه‌اي نزديك كرمان ظاهر مي‌شود اما افراد ديگري مانند دكتر حسن حسيني ابري استاديار گروه جغرافيا در دانشگاه اصفهان نظر ديگري دارند. وي در كتاب خود تحت عنوان "مرداب گاوخوني" چنين اظهار مي‌دارد:

«به طور كلي جلگه اصفهان و حوضه فرو رفته مرداب گاوخوني در محل يك چاله معرفه الارضي طويلي كه از شمال اصفهان تا سيرجان ادامه دارد، قرار گرفته است. اين چاله داراي چند حوضه پست بوده كه به صورت كويرهايي داراي جهت شمال غربي-جنوب شرقي در آمده و پست‌ترين نقطه آن مرداب گاوخوني است كه به طور متوسط از سطح عمومي درياها در حدود 1440 متر ارتفاع دارد و در سال‌هاي پر باران و فصول زمستان و بهار به صورت درياچه كم عمقي در مي‌آيد.

از حوضه‌هاي ديگري كه در چاله معرفه الارضي اصفهان-سيرجان قرار دارند، مي‌توان كوير ابرقو را با ارتفاع 1594 متر و كوير نمك سيرجان با ارتفاع 1710 متر از سطح درياها نام برد. با توجه به اختلاف ارتفاعي كه بين مرداب گاوخوني و مردابهاي جنوبي‌تر آن وجود دارد، در صورت ظاهر امكان جريان سطحي آب اين مرداب به مردابهاي جنوبي‌ وجود ندارد و در صورت نفوذ اين آبها در طبقات زيرين زمين نيز با توجه به خارج بودن حوضه‌هاي پائين دست از حوضه زمين شناسي گاوخوني دليل جغرافيايي آشكاري بر ارتباط زير زميني اين مردابها مشاهده نمي‌شود. (حسيني ابري، حسن. ص 14 و 12)


كليات خاك شناسي

با توجه به شكل ظاهري زمين در زير حوضه گاوخوني 7 تيپ اصلي شامل كوهها- تپه ها، فلاتها و تراسهاي فوقاني رسوبات آبرفتي رودخانه اي،اراضي پست، دشت هاي سيلابي و تيپ واريزه هاي باد بزني شكل سنگ ريزه دار و يك تيپ متفرقه مشخص گرديده است.با توجه به موقعيت تالاب گاوخوني كه در انتهايي ترين و پست ترين نقطه حوضه آب خيز زاينده رود است وضعيت خاك آن به طور مستقيم تحت تاثير رسوبات حمل شده از كل حوضه كه به طور عمده از آبرفتهاي دوران چهارم زمين شناسي مي باشد قرار دارد. علاوه بر آن فعاليت هاي مربوط به باد ، آب زير زميني شور، پوشش گياهي ، پستي و بلندي، تبخير شديدو شرايط اقليمي از عمده ترين عوامل موثر در تشكيل، تكوين و تكامل خاكهاي منطقه محسوب مي شوند كه اغلب در جهت افزايش شوري خاك تاثير گذار بود ه اند .در يك تقسيم بندي ساده اوليه خاكهاي منطقه را مي توان به دوگروه عمده تقسيم كرد:

1- گروه اول شامل خاكهاي نواحي حاشيه اي تالاب در بخشهاي شرقي و جنوبي است كه به علت بهره مندي از آبهاي زير زميني بالا و متاثر از آب شور درياچه ، تبخير شديد، خاصيت مويينگي و فعاليت باد و آبراهه هاي نمكي كه با خود نمك قابل ملاحظه اي را حمل مي كنند از درجه شوري فوق العاده اي برخودارند به طوري كه لايه اي از نمك سطح خاك را مي پوشاند و امكان رويش هر گونه گياهي حتي شور پسند را غير ممكن مي سازد.

2-خاكهاي بخش شمال و شمال غربي كه به اغلب در ارتفاعات مشرف و مجاور تالاب قرار دارند كه آقاي ميرزايي (1378) در بررسي منشاء شوري خاكهاي شمال غربي و غرب تالاب گاوخوني تكامل خاكهاي منطقه را تحت تاثير عواملي همچون سفره آبهاي زير زميني، مواد مادري ،فرسايش،و رواناب مي داند و خاك در ارتفاعات مجاور از جمله كوه سياه به علت پايين بودن سفره آب زير زميني كمتر تحت تاثير شوري درياچه قرار ميگيرد به نحوي كه پوشش گياهي متنوعي از گياهان يكساله عمده رويش آن را در سالهاي پر باران را تشكيل مي دهدو به علت الحاق آب زاينده رود موجب پوشش گياهي انبوه و متراكمي از گياهان شور پسند از جمله گز، گنگ ، و ... كه در اين بخش از تالاب جنگل گز را موجب شده است.

 

 

چگونگي شكل گيري تلماسه ها

به طور كلي با ستثناي رسوبات درياچه اي، دلتايي، مردابي، دوره كواترنري با يك فاز فرسايشي در تمام ايران مشخص است. در طي دوره كواترنر بسياري از حوضه هاي رسوبي قديمي همزمان با شكل گرفتن نهايي ارتفاعات ارتباط خود را با دريا از دست داده و به صورت زمين هاي وسيعي در آمده اند كه در آنها رسوبات تبخيري نظير گچ و نمك همراه با رس و مارن ته نشين شده است. اين سرزمين ها را كوير مي نامند كه كوير بزرگ نمك در ايران مركزي از مهمترين آنهاست و وسعتي در حدود 55000 كيلومتر مربع را اشغال نموده است و در آن رسوبات آبرفتي و كويري ديده مي شود .فرورفتگي گاوخوني نيز قسمتي از يك فرو رفتگي تكتونيكي طويل و با اهميتي است كه بيش از 600 كيلومتر از اصفهان تا سيرجان و كم و بيش به موازات روراندگي زاگرس گسترش دارد. اين حوضه از رسوبات نئوژن و كواترنر پر شده است و در حال حاضر نيز كم و بيش به صورت سرزمين كويري درآمده است.در اين كوير نمك به صورت پوسته هاي سفيد رنگ در سطح زمين مشاهده مي شود كه با گچ نيز مخلوط است .از رسوبات بادي كواترنر رسوبات لس و تپه هاي ماسه اي صحرايي و ساحلي قابل ذكر است. بيشترين تجمع ماسه هاي بادي در ايران در شرق دشت لوت ديده مي شود كه به صورت تپه هاي ماسه اي در وسعت تقريبي 15000 كيلومتر مربع گسترده شده اند. اين تپه هاي ماسه اي در نواحي ديگر ايران نظير شمال انارك، نخلك،نواحي جندق،خور،بيابانك،بافق،پشت بادام،كرمان،يزد،گاوخوني،اردستان،شمال كاشان،غرب بشرويه و غرب كوههاي كلمرد،گناباد،تربت حيدريه، جنوب سمنان و بمپور نيز مشاهده مي شود. به طور كلي تپه هاي ماسه اي صحرايي گاهي به شكل برخان ،سيف و قورد بوجود مي آيد كه اين تپه ها ارتفاع آنها تا 200 متر هم مي رسد.در خصوص علل ايجاد تپه هاي ماسه اي طباطبايي (1374) دو نظريه را اعلام نموده است:

 

1- پلاياي گاوخوني گود ترين منطقه در حوضه آبريز بوده و نه فقط سطح اساس آبهاي منطقه است بلكه سطح اساس بادهاي منطقه نيز مي باشد و باد پس از رسيدن به پلاياي گاوخوني با كاهش سرعت مواجه شده و ناچار بار خود را نيز ته نشين مي كنند.
2- بادهاي ماسه اي كه در فصل تابستان از سمت شمال شرقي ورزنه مي وزند پس از برخورد با سطح درياچه و رودخانه مرطوب و سنگين ترشده و منجر به رسوب ماسه ها مي شوند.


نقش تالاب در تثبيت ماسه ها

1- وجود پوشش گياهي انبوه بويژه جنگل گز در بخشهايي از تالاب باعث كاهش سرعت باد و جلوگيري از حركت شن هاي روان مي شود.
2- به علت بالا بودن سفره آب زير زميني مناطق حاشيه اي و خاصيت مويينگي و افزايش رطوبت موجب تثبيت شن هاي روان مي شود.
3- رويش گياهان شور پسند و ماسه پسند در بخشهايي از تپه هاي شني به علت دسترسي به سفره هاي آبهاي زير زميني
4- بادهاي حامل شن و ماسه ضمن حركت از ميان درياچه تحت تاثير رطوبت آن قرار گرفته و ماسه خود را رسوب مي دهند.
5- پوشانده شدن بخشهايي از تپه هاي شني مجاور بوسيله رسوبات رودخانه زاينده رود و تالاب در ايام پرآبي.
6- خاصيت مويينگي آب شور باعث مي شود لايه هايي از نمك مانند سيمان روي ماسه ها قرار گرفته و از حركت آنها جلوگيري كند.


جنگل هاي گز

تالاب گاوخوني از لحاظ ويژگي هاي مرفولوژي از پلاياي مركزي ايران محسوب مي شود. اصطلاح پلايا براي اولين با ر توط روسل به كار رفت و همزمان باروسل،گيلبرت اولين زمين شناسي بود كه پلاياي گريت بيسين(playa( great basin را مورد مطالعه قرار داد .پلايا نواحي پست، لم يزرع، و بياباني است كه هرز آب مناطق مجاور در آن جمع مي شود و چون يك ناحيه بسته است درياچه موقتي را تشكيل مي دهد. كرينسلي (1970) ضمن مطالعاتي كه روي پلاياي ايران انجام داده 60 پلايا را شناسايي كرده كه پلاياي ورزنه( گاوخوني ) يكي از آنها مي باشد. طبق نظر وي پلاياي ورزنه حدود 550 كيلومتر مربع وسعت داشته كه 25% آن را جلگه رسي و 75%آن را درياچه فصلي تشكيل مي دهد كه به آن درياچه لجني يا باتلاق نيز مي گويند.

 

پتانسيل ها وارزش هاي تالاب

تالاب گاوخوني به عنوان يك پيكره بزرگ منحصر به فرد آبي داراي ارزشهاي متعددي است از جمله تغذيه آبهاي زير زميني، كنترل سيلابها،نگهداري و ترسيب مواد غذايي، زيستگاه مناسب حيات وحش، جلوگيري از نفوذ آبهاي شور به آبهاي سطحي و زير زمين، حفظ سيماي منطقه در برابر عوامل فرساينده طبيعي (باد و طوفان)، توليد توده زيستي (بيومس)،پاكسازي مواد سمي و آلوده، توليد فراورده طبيعي، حفظ فرايند هاي طبيعي توليد علوفه، ايجاد بانك ژن، جاذبه هاي گردشگري، حمل و نقل، اهميت اجتماعي – اقتصادي و مانند آن.

زيستگاههاي شناسايي شده عبارتند از: تالاب ،رودخانه،مصب و نيزار،تپه هاي شني،دشت هاي استپي،شنزار،تپه ماهور ها و كوهستان. وجود طيف گسترده زيستگاهي ضمن فراهم آوردن شرايط مناسب براي زيست حيات وحش و رستنيها بيانگر قابليت بالاي حفاظتي در اين تالاب است. اين تنوع در محيط مي تواند كاربريهاي متنوعي را در دستور كار منطقه قرار دهد0.(4)
 

كاربري ها

صيد و شكار ورزشي ،تفريح متمركز و گسترده،پژوهش آموزشي و همچنين حراست و حمايت از گونه هاي نادر و در معرض انقراض. از پنانسيل هاي تپه هاي ماسه اي مي توان ايجاد پايگاه پژوهشي ميراث فرهنگي و كاوش در شهر مدفون شده سباكه آثار سفالينه ها و ابزارهاي سنگي دوران نوسنگي تا كنون بدست آمده و وجود تمدني را اثبات مي كند، بررسي گونه هاي منحصر به فرد و نمك زارهاهمچنين محيط مناسبي است جهت پرواز با گلايدر، پاراموتور،پارا گلايدر، پاراموتور،كايت،سقوط آزاد، بيابان پيمايي،قدم زدن روي شن ها،موتورسواري،شتر سواري،چشم انداز و افق وسيع كوير،مشاهده بدون مانع ستارگان در شب هاي كويري، مطالعه علمي توان هاي نهفته تالاب از جمله خواص درماني لجن ها و ديگر منابع طبيعي دست نخورده، اولويت مطالعات كوير شناسي، قايق راني در محل بند شاخ كنار، در صورت تجديد حيات گاوخوني ماهي گيري، شنا،چشم انداز جنگل هاي گز در فصل بهار كه رنگهاي متنوعي دارند،فرهنگ دست نخورده مردم ورزنه و روستاهاي اطراف (مانند گويش دري و زنان چادر سفيد شهر ورزنه)، مشاهده آثار تاريخي ازقبيل مسجد جامع ورزنه و قلعه قورتان و پل تاريخي و ... چاههاي آرتزين در حاشيه رودخانه زاينده رودو ...
 

بازديد گروههاي مختلف از جاذبه هاي تالاب گاوخوني


عوامل تهديد كننده تالاب

1-بهره برداري بيش از حد از آب زاينده رود كه موجب كاهش آب ورودي و عدم تغذيه تالاب شده است. و در حال حاضر پيوند رودخانه با تالاب قطع گرديده است.
2-احداث سد بر روي رودخانه ايزد خواست كه از سال 1377 پيوند آن با تالاب قطع شده است.
3- بوته كني و تخريب پوشش گياهي
4- چراي مفرط و بي رويه دام
5- بروز آلودگي توسط شهرها و صنايع حاشيه زاينده رود.
6- شكار بي رويه و غير مجاز
7- تردد اتوموبيل و موتور سيكلت واثرات تخريبي آن بر خاك و پوشش گياهي.
8- شرايط اقليمي كاهش نزولات جوي و خشكي گرايي منطقه باعث كاهش آب ورودي تالاب از طريق زاينده رود و از طرف ديگر تبخير زياد موجب افزايش شوري و كاهش وسعت تالاب شده است.
9- آتش سوزي در جنگل گز در سالهاي متعدد.
10- حركت ماسه هاي روان توسط باد كه در دراز مدت موجب پر شدن درياچه مي شوند.

متاسفانه از سال 1376 تا كنون به دلايل مختلف از جمله رشد روز افزون جمعيت،توسعه كشاورزي و مصرف فراوان آب ناهماهنگي بين دستگاههاي اجرايي استان- پايين بودن بينش زيست محيطي بعضي از مسئولين استان، عدم وجود مديريت جامع سيستمي بر منابع آب، عدم اعمال مديريت و حفاظت از تالاب، معظل گرم شدن هوا،كاهش نزولات جوي در سالهاي 78 تا 81 (خشكسالي) در تخريب رو به افزايش اين زيستگاه سهم بسزايي داشته اند و در حال حاضر تالاب گاوخوني خشك گرديده است .تالابي كه هر ساله ميزبان صدهاهزار پرندگان از گونه هاي باارزش حفاظتي بوده است هم اكنون به دشتي پوشيده از نمك مبدل گرديده است كه لانه هاي پرندگان و بعضا" تخم پرندگاني را كه براي جوجه آوري و زمستان گذراني مهاجرت كرده اند را در نمك ها مي توان يافت و متاسفانه چون پيوند رودخانه و تالاب گسسته شده است اين تالاب كه به عنوان خاستگاه حيات و تعديل كننده شرايط نامساعد محيطي مي ميرد و اين مرگي است كه در منطقه اصفهان يكي از گنجينه هاي و ميراث هاي بزرگ طبيعي يعني تالاب بين المللي گاوخوني شاهد آن بوده است. همچنين خشكسالي هاي اخير مرگ اين مجموعه اكوسيستمي بسيار ارزشمند را به صورت موردي از يك واقعيت تاسف بار ( ناپايداري كامل) نمايان ساخته است و به دليل تغييرات اكولوژيكي ايجاد شده در نظر مي باشد اين تالاب در ليست مونتروثبت نمود، فهرست مونترو شامل سايت هايي مي باشد كه در نتيجه توسعه تكنولوژيكي آلودگي و يا ديگر فعاليت هاي انساني دستخوش تغييرات اكولوژيكي شده اند و بايستي برنامه هاي پايش و بهسازي در آنها انجام گردد.

ناگفته پيداست كه هر گونه تغيير در كم و كيف آب اين رودخانه مي‌تواند در اكوسيستم منطقه تأثير گذار باشد.

متأسفانه در طي سال‌هاي اخير و در نتيجه افزايش بي رويه استفاده از آب زاينده رود بارها جريان آب اين رودخانه در حد فاصل شهر اصفهان تا گاوخوني قطع گرديده است. چنين تغييراتي در صورت تكرار مي‌تواند سلامت اين مجموعه را به مخاطره اندازد.

كارشناسان محيطي مي‌گويند افزايش آلاينده‌هاي زيست محيطي مانند فاضلابهاي صنعتي، كشاورزي، شهري و روستايي در رودخانه زاينده رود كه به عنوان تنها منبع تغذيه براي موجودات زنده گاوخوني است از جمله خطرات و عوامل تهديد اين منطقه بين المللي و توريستي است و شاهد بر مدعا كمبود ماهيها يا مرگ دسته جمعي آنها در سطحي گسترده در حاشيه رودخانه و اطراف تالاب گاوخوني است.


تغيير كاربري اراضي كشاورزي ، ناپايداري و تهديدات زيست بوم گاوخوني
( حميد قيومي- بهمن اميري )(5)

توسعه نامتوازن در اصفهان، سرازير شدن كاربريها و اشتغالات ناسازگار با شرايط و توانمنديها ي اكولوژيك منطقه باعث رشد بعضي كاربريها ( توسعه شهري –صنعت و خدمات و ...) و تضعيف و تهديد ديگر كاربري ها ( كشاورزي، اكوتوريسم، صنايع دستي) شده است. نتيجه آنكه طي 80 سال اخير 2/38 هزار هكتار از بهترين اراضي كشاورزي اصفهان تغيير كاربري يافته اند و از چرخه توليد كشاورزي خارج شده اند كه اين رخداد علاوه بر تبعات اقتصادي،اجتماعي آن باعث لطمات جبران ناپذيري بر تمامي اكوسيستم زاينده رود مي باشد. زيرا اين اراضي به مثابه ستون فقرات اين زيست بوم نقش اساسي وتعيين كننده در ايجاد ارتباط و اتصال اكولوژيك بين سرآب حوضه وپايان آن تالاب گاوخوني دارا مي باشد. به اعتقاد صاحب نظران اين انفصال اكولوژيك پيامد هاي جبران ناپذير زيست محيطي و اكولوژيكي براي رژيم رودخانه و اكوسيستم پيرامون آن انبوه جمعيت ساكن بر حاشيه اين رودخانه خواهد داشت. از همه مهمتر اينكه متاسفانه عمده تخريب ها و تبديل ها بر روي تراس آبرفتي رودخانه صورت گرفته است كه اهميت موضوع را دو چندان مي كند، زيرا اين تراس ارزشمندي و بي بديل آبرفتي ميراث كهن زمين شناسي و خاك شناسي اين اكوسيستم بوده و هزاران سال طول كشيده تا بوجود آمده ومهمترين سرمايه استان اصفهان مي باشد. سرمايه گرانسنگي كه فلسفه وجودي شكل گيري اصفهان به خاطر وبهانه آن بوده است. بررسي آمار واطلاعات كشاورزي اصفهان نشان مي دهد كه خاكها و اراضي تراس آبرفتي رودخانه داراي بالاترين پتانسيل توليد بوده و در مواردي مهمترين ركوردهاي ملي را به نام خود ثبت نموده است. عملكرد هاي خيره كننده ده تن ماده خشك (گندم و برنج) و بيشتر و نيز صد تن ماده تر ( ذرت،پياز،سيب زميني) در اراضي مجاور مشابه نشانگر استعداد خوب اراضي مزبور براي كشاورزي است.

لازم به ياد آوري است با وجود تخريب و دگرگوني هاي وسيعي كه در زيست گاههاي تالاب بوقوع پيوسته هنوز توان بالقوه اكولوژيك تالاب در صورت تامين آب و اعمال مديريت صحيح در جهت بهره برداري معقول و نيز تجديد حيات پايدار تالاب گاوخوني و حفاظت از اين منابع قادر برقراري تعادل ديناميك و قدرت خود تنظيمي و در نتيجه بهبود شرايط اكولوژيك زيستگاهي خود خواهد بود و قبل از هر نوع دخل و تصرف عجولانه و مطالعه نشده يكسويه.


از گاوخوني تا كرمان

هنرفر، لطف‌الله. "زاينده رود در گذرگاه تاريخ".


باتلاق گاو خوني زميني است ناهموار كه نزديك به 30 كيلومتر طول و عرض آنست و وسعت آن ب افزايش و نقصان آب رودخانه تغيير مي كند. اين باتلاق از طرف جنوب و مشرق محدود ميشود به تپه‌هاي از ماسه و شن كه بلندي آنها متجاوز از 200 متر است، بالاي آن تپه ابندا جرقويه علياست كه از چشمه‌هاي زاينده رود مشروب ميشود و بعد دشت وسيعي است به طول چندين فرسخ ازماسه و شن بسمت ابرقو. زاينده رود در 140 كيلومتري جنوب شرقي اصفهان پس از مشروب كردن وزرنه كه آخرين آبادي مهم در مسير زاينده رود است در 12 كيلومتري اين آبادي درباتلاق فرو مي رود. مولف كتاب « اصفهان» مينويسد: « تپه هاي مرتفع ماسه و شني اطراف گاوخاني بسبب منافذ و لوله‌هاي شعريه، آب گاوخاني را جذب ميكند مانند قند كه از فنجان، چاي را بالا مي كشد. در اراضي جرقويه عليا كه بالاي آن تپه‌هاست هر جا ته باشد از دامنه تپه، آبي را كه گاوخاني جدذب مي كند و جوفش مملو از آنست بصورت چشمه خارج ميسازد و تمام جرقويه عليا از آب آنست اسن نوع چشمه ها مشروب مي شود. گاهي از اثرباد كه ماسه جابجا مي شود درزير ماسه جابجا مي شود،‌ سكنه آن حدود را عقيده بر اينست كه در آنجا شهرب بوده است اسمش «‌سمبا» و از غضب الهب ماسه آنرا فرو گرفته است».

مولف «جغرافيايي اصفهان» مي نويسد:
«گاوخوني زميني است و سيع و محيطش دو سه فرسنگ، كنارش گزستان و ميانش را كسي نديده».

گياهان اطراف گاوخوني از نوع اشنو و چوبك وني و بويژه انواع و اقسام گز است كه در گذشته بصورت بيشه‌هاي پر درخت بوده است و در نتيجه قطع درختان و بكار بردن در سوخت و همچنين تهيه زغال از بين رفته، وجود گدالهاي بيشمار كه جهت تهيه زغال ايجاد شده و در اغلب نقاط گاو خوني مشاهده ميشود شاهد براين موضوع است، درختان گز امروز بصورت بوته‌هاي كوتاه قامت درآمده و ديگر پناهگاه مناسبي براي گورخرهايي كه در اين حوضه فرو رفته زندگي مي كرده‌اند نيست.

در گفته‌هاي پيشينيان چنين آمده اسيت كه زاينده رود پس از آنكه درباتلاق گاو خوني به انتهاي جرين خود مي رسد و از حركت باز مي ماند در زمين فرو ميرود و در كرمان ظاهر ميشود. ابن رسته در « اعلاق النفسيه» ضمن توصيف زرين رود مطالب خود را با جملات زير پايان مي دهد:

… و آنچه از آب زرين رود از روستاي رويدشت كه آخرين منطقه‌ايست كه از آن مشروب ميگردد ميگذرد در سرزميني فرو ميرود و ميگويند همين آب در منطقه كرمان ظاهر مي شود و در آنجا مورد استفاده قرار ميگيردو ابن خردادبه كه در قرن سوم مي زيست نيز مي نويسد كه اين رودخانه پس از فرو رفتن در باتلاق گاو خوني دوباره در 60 فسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر مي شود.

ابن حوقل بغدادي نيز ذدر كتاب خود « صوره الارض» در توصيف «زرن رود» يعني زاينده رود به اين مطلب اشاره ميكند و مي نويسد كه آب زاينده رود سرانجام به روستاي برزند مي رسد كه خاص زردشتيان است و ميان برزند و قوطارن كه در آنجا بساط (فرش زيلو) تهيه ميكنند به زمين فرو مي نشيند و گفته‌اند اين آب دردياچه اي بنام طهفيروز واقع در كرمان فرو مي رود.

مفضل بن سعد بن حسين ما فروخي در رسالعه محاسن اصفهان در حديث گاو خوني و خصايص و نوادر نواحي اصفهان ضمن توصيف بلوك « رويدشت » كه آخرين بلوك آبخورذ زاينده رود است نيز بله اين مطلب اشارهي بشرح زير دارد:

« في الجملاه ولايتي به انواع عمارت وزراعت پيراسته و اهالي به اصناف مروت و فتوت آراسته. به اقصي آن زميني هست مبسوط بر مسافتي مضبوط كه آن هجده فرسنگ است در دو فرسنگ و بر آنجا مغيضي معروف به گاو خوني خاصيت آن ابتلاع فواضل آبهاي زنده رود اصفهان واراقت آن بر هشتاد فرسنگي زمينها و صحراهاي كرمان به حيثيتي كه معظم بلاد و معتبر امهات ماوضع آن در تكثر ارتفاعات و توفر زراعات و غرس ساير اشجار ميوه‌دار از گل و سرو و ييد و چنار و نباتات و رياحين بهار كلي اعتماد اعتبار مد و جزر آن را استظهار دادر و هر گاه كه خبر غزارت آب گاو خوني و ايام مد آن بحد كرمان صورت انتشار يابد تمامت اهالي آن حدود چون ايام عيذد نوروز و مراسم تفرج و تماشا رخت طرب بدوش نشاط به بساط شاد كا مي كشند و مژدگاني آن حال در اميدواري آن سال از فراخ نعمتي و خوش عيشي و شادكامي به يكديگر دهند و آن سال به خوشدلي و آسايش و رفاهيت گذرانند».

ياقوت حموي نيز در مجم البلدان در اين مورد اشاراتي بشرح زير دارد:

رزنرود:

بفتح اول و ثاني و نو ساكن نام نهر اصفهان است و رودي است كشهور به گوارائي و صحت آب كه از « بناكان» بيرون ميايد و به ده « دريم» ميگذرد و سپس به ده ديگري بنام « دنبا» و در اين ده آبهاي زيادي جمع ميشود كه اهميت پيدا ميكند و بوستانها و روستاها را سيراب مبكند تا بشهر مي رسد و سپس در ريگزراي فرو ميرود به فاصله 6 فرسخ و در كرمان ظاهر ميشود و جاهائي را در كرمان سيراب مبكند و سپس بدرياي هند ميريزد و اينطور ياد كرده‌اند كه يك ساقه ني را علامت گذاري كرده و در آن موضع كه آب فرو ميرود، ( يعني گاو خوني) ني را به آب سپرده‌اند و پس از آن، آن ني را در محل خروج آب در كرامن يافته‌اند و از اين جهت گفته‌اند كه اين آب همان زاينده رود اصفهان است كه از كرمان بيرون ميايد.

حمدالله مستوفي در قرن هشتم هجري موضوع فرو رفتن آب زاينده رود را در باتلاق گاو خوني متذكر ميشود ولي برآمدن آن آب را در كرمان بعيد ميداند و چنين است نوشته وي:

« رودخانه اصفهان امروز به زنده رود موسوم است و مصنفين مختلف آن را « زاينده رود» و « زرين رود» نيز نوشته‌اند. زرين رود اكنون به يكي از از شعب اين رودخانه اطلاق ميشود. قسمت علياي شاه اصلي اين رود « جوي سرد» نام دارد و از زردكوه سرچشمه ميگيرد. اين كوه كه هنوز به مناسب سنگهاي آهكي زردرنگ خود به اين نام خوانده ميشود در سي فرسخي باختر اصفهان نزديك سرچشمه رود« دجيل» يعني كارون واقع است.»

پايين سهر و فيروزان واقع در خان لنجان يكي از شعب زاينده رود كه از حيث بزرگي با خود رودخناه همسري مي كند و از حدود گلپايگان سرچشمه ميگيرد به طزاينده رود ميريزد، آن گا پس از عبور از اصفهان و سيراب كردن نواحي هشت گانه آن ادنكي به سمت خاور رودشت پيچيده بالاخره در باتلاق گاوخاني كه در حاشيه كوير واقع است فرو مي رود. طبق يك عقيده عمومي كه ابن خرداذبه در قرن سوم نيز آن ذكر كرده است اين رودخانه پس از فرو رفت در باتلاق گاوخاني دوباره درشصت فرسخي آن باتلاق در كرمان ظاهر مي شود و آن گاه به دريا مي ريزد، اما اين روايت ضعيف مي نمايد زيرا كه از گاو خوني تا كرمان زمينهاي سخت و جبال محكم در ميان است و ممري در زير زمين كه چندان آب در آن روان تواند شد متعذر مي نمايدو زمين كرمان بلندتر از زمين گاو خاني است.

منابع:
(1)- حبيب ا... نجاري ، 1382، تالاب بين المللي گاوخوني اصفهان، انتشارات سازمان حفاظت از محيط زيست.
(2)- جعفر ذوفن ، قدرت ا... نوروزي ،1382، تالاب گاوخوني،فرمانداري اصفهان.
(3)- سازمان خدمات طراحي شهرداريهاي استان اصفهان،1384، طرح راهبردي احياء بافت قديمي و تاريخي شهر ورزنه، شهرداري ورزنه.
(4)-خلاصه مقالات اولين همايش منطقه اي حوضه زاينده رود ، تالاب گاوخوني و توسعه پايدار،ارديبهشت 1383، سازمان عمران زاينده رود.
(5)- ملايري ورزنه نعمت اله ، 1379، مونوگرافي شهر ورزنه،پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي در رشته مطالعات اجتماعي، مركز آموزش عالي ضمن خدمت فرهنگيان شهيد رجايي اصفهان.
 

 

2- حـيــات وحــش

مجموعه تالاب گاوخوني شامل تنوع قابل ملاحظه اي از زيستگاه ها و رويشگاه ها مركب از آب شور و نمكزار، رودخانه، مصب، نيزار،آبگيرهاي فصلي، تپه هاي ماسه اي بادي و كوهستان در شمال غربي و شرق است. اين منطقه در گذشته زيستگاه مناسبي براي آهو، منش، قوچ، گورخر و يوز پلنگ بوده است. در اين ناحيه خزندگان از جمله بز مجه، مامورلك و انواع مار و قور باغه باتلاقي فراوان بوده است. اين تالاب ساليان متمادي ميزبان صدها هزار پرندگان آبزي و كنار آبزي بوده است. يكي از جالب ترين و جذاب ترين ويژگي هاي تالاب زمستان گذراني پرندگان مهاجر مي باشد. در سال 1373 جمعيتي از فلامينگو ها كه تعداد آنها را حدود 150000 قطعه برآورد كرده اند سطح تالاب را به طور زيبايي سفيد پوش كرد. مهمترين پرندگاني كه فهرست آنها به عنوان پرندگان تالاب گاوخوني ثبت رسيده است عبارتند از: كشيم، فلامينگو، غاز خاكستري، آنقوت، بوتيماركوچك، حواصيل زرد، اگرت، اردك سبز، اردك مرمري، اردك سرحنايي، خوتكا، چگر، سرسبز،خروس كولي، قوي گنگ،عقاب مار خور، منقر،كبك،تيهو،دال ،عقاب دو برادر،وتعداد ديگري از پرندگان.ازاين موارد فقط تعداد اندكي باقي مانده و بقيه گروههاي حيات وحش آن به طور كلي از بين رفته است. در هر حال اين منطقه از قابليت احيا برخوردار است و مي توان با عودت دادن جانوران يادشده و حفظ كامل آنها منطقه اي از نظر حفاظتي و تفريگاهي بوجود آورد به شرط آنكه آب مورد نياز تامين گردد.

 

تالاب گاوخوني مامن فلامينگوهاي مهاجر در فصل بهار و زمستان

منابع:

(1)- حبيب ا... نجاري ، 1382، تالاب بين المللي گاوخوني اصفهان، انتشارات سازمان حفاظت از محيط زيست.
(2)- جعفر ذوفن ، قدرت ا... نوروزي ،1382، تالاب گاوخوني،فرمانداري اصفهان.
(3)- سازمان خدمات طراحي شهرداريهاي استان اصفهان،1384، طرح راهبردي احياء بافت قديمي و تاريخي شهر ورزنه، شهرداري ورزنه.
(4)-خلاصه مقالات اولين همايش منطقه اي حوضه زاينده رود ، تالاب گاوخوني و توسعه پايدار،ارديبهشت 1383، سازمان عمران زاينده رود.
(5)- ملايري ورزنه نعمت اله ، 1379، مونوگرافي شهر ورزنه،پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي در رشته مطالعات اجتماعي، مركز آموزش عالي ضمن خدمت فرهنگيان شهيد رجايي اصفهان.
 

 

 

3- پوشـــش گـــيـــاهي

پوشش گياهي تالاب( جنگل گز و نيزارها)

ابتدا مصب رودخانه را نيزارها و گزستان وسيع و انبوه فرا گرفته و نيز مملو از جلبك هاي هاي سبز مي باشد. بخش كوچكي از حاشيه شمالي زاينده رود از مصب به طرف ورزنه داراي پوشش هالوفيت وبوته كاري آتريپلكس صورت گرفته است و در در بخش شمال غربي تالاب كوه سياه واقع شده است كه بلندترين ارتفاع منطقه محسوب مي شود در قسمت شرقي پوشش گياهي بيشتري است.

گاوخوني داراي گياهان نمك دوستي است كه از گونه‌هاي معروف آن مي‌توان از اسپند، شيرين بيان، ساليكورنيا، اشنو، چوبك و ني به ويژه انواع و اقسام گز را نام برد كه در گذشته به صورت بيشه‌هاي پر درختي بوده است كه در نتيجه قطع درختان و به كار بردن آن در سوخت و همچنين تهيه زغال از بين رفته‌اند وجود چاله‌هاي بيشماري كه جهت تهيه زغال ايجاد گرديده و در اغلب نقاط گاوخوني مشاهده مي‌گردد معرف اين امر است. درختان گز بواسطه از بين رفتن، امروزه به صورت بوته‌هاي پاي كوتاه درآمده است و ديگر پناهگاه مناسبي براي گورخرهايي كه در اين حوضه فرو رفته زندگي مي‌كنند نيست. قسمت عمد‌اي از اراضي به غلت شوري و قليائيت زياد فاقد هرگونه رستني است.

در تاريخ اصفهان نوشته حاج شيخ حسن خان جابري آمده است: حجاج نايت اصفهان را گفت تورا به شهري مي‌فرستم كه سنگش سرمه و گياهش زعفران است و اشعار عرب در وصف اصفهان محقق مي‌شود كه زارعين در آنجا زعفران به عمل مي‌آورده‌اند و مخصوصاً در حدود ورزنه و رويدشت محلي است كه آنرا شهر سبا گفته و امروزه معدومه است و گلرنگ هم شبيه به زعفران به نواحي آنجا بسيار يافت مي‌شود.

بطور كلي گياهان طبيعي اين منطقه را مي‌توان به سه نوع تقسيم كرد:

الف- گياهان مقاوم بشوري كه مخصوص سريهاي برخوار- زرنديد و گرگاب مي‌باشد. شامل:cresa-soaeda-cretica salsola- salicorhia
ب- گياهان مناطق مرطوب و شور مخصوص سريهاي برخوار و ژرنديد در حالت مرطوب شامل: juncos- glabra- agropyram- cyperus- rotundus
ج- گياهان نسبتاً مقاوم به شوري مخصوص سريهاي اصفهان- رنگينده- حاجي آباد و حالت شور آنها شامل:
Glycyrhisa- glabra- alhaji- cammelarum- peganum- cynodon- chenopodium- harmala- dactylon-atriplex- tataricum- conrolrolus- arvensis


 

گل مريم نخودي

منابع:
(1)- حبيب ا... نجاري ، 1382، تالاب بين المللي گاوخوني اصفهان، انتشارات سازمان حفاظت از محيط زيست.
(2)- جعفر ذوفن ، قدرت ا... نوروزي ،1382، تالاب گاوخوني، فرمانداري اصفهان.
(3)- سازمان خدمات طراحي شهرداريهاي استان اصفهان،1384، طرح راهبردي احياء بافت قديمي و تاريخي شهر ورزنه، شهرداري ورزنه.
(4)-خلاصه مقالات اولين همايش منطقه اي حوضه زاينده رود، تالاب گاوخوني و توسعه پايدار،ارديبهشت 1383، سازمان عمران زاينده رود.
(5)- ملايري ورزنه نعمت اله ، 1379، مونوگرافي شهر ورزنه،پايان نامه جهت اخذ درجه كارشناسي در رشته مطالعات اجتماعي، مركز آموزش عالي ضمن خدمت فرهنگيان شهيد رجايي اصفهان. 
 

 

4- وجــــه تـسمــيــه

در نوشته هاي مختلف گذشته و حتي حال به صورت هاي گوناگوني يافت شده است از جمله گاوخوني، گود خوني، گور خوني، گاوخانه، گاوخاني، گاوخواني و آخر آب كه در زبان محلي ساكنين شهر ورزنه گاخٌني و دريا نيز گفته مي شود. كه مهمترين وجه تسميه آن به شرح زير است:

1- در فرهنگ دهخدا در توضيح واژه ي گاوخوني آمده است در فرهنگ آنندراج آمده است از دو كلمه گاو و خاني تركيب شده است كه گاو به معني بزرگ و خاني به معني چاه و مركبا به معني چاه بزرگ افاده مي كند.
2- تعريف ديگري نيز واژه ي گاوخوني مركب از (گابه gabae يا ( gavae و كلمه خاني (="خانيكxanic" پهلوي ) كه قسمت اول گاو بعدا به گبي جي و گي تبديل شده است به معني اصفهان. خاني نيز به معني چشمه و حوضه ي آبگير و مركبا به معني آبگير اصفهان برداشت مي شود.
3- همچنين بعضي ها اعتقاد بر اين است كه در گذشته گور خر هاي بسياري در اين تالاب زندگي مي كردندو اكوسيستم منطقه خيلي مرطوب تراز زمان فعلي بوده كه موجب جذب شكارچي مي شده است و حتي در حكايت ها آمده است بهرام گور در حين شكار گور خر در اين باتلاق فرو رفته است و ممكن است يكي از وجه تسميه هاي آن گورخوني بوده است كه بعدا" به گاوخوني تبديل شده است

 

منبع:حبيب ا... نجاري، 1382، تالاب بين المللي گاوخوني اصفهان، انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست.
 

5- تصاوير ماهواره‌اي

تصوير مربوط به حوضه آبخيز زاينده رود از بالادست حوضه - درياچه پشت سد زاينده رود تاپايين دست – تالاب گاوخوني. كل مسيررودخانه از سرچشمه تا پاياب حدود 300 كيلومتر است كه در صورت بزرگ نمايي تصوير درياچه پشت سد زاينده رود (دايره سفيد) به صورت سياه رنگ و بعد از سد مسير رودخانه به صورت كمربند قرمز رنگ با پيچ و خم هاي زياد دنبال مي شود و در غرب و شرق شهر اصفهان با ايجاد منطقه قرمز وسيعتري كه توسط ارتفاعات اطراف احاطه شده است از اصفهان مي گذرد. شهر اصفهان در تصوير به رنگ تيره تري (مربع سفيد) مشاهده مي شود كه منطقه قرمز رنگ آن را فرا گرفته است، سپس دره زاينده رود با ايجاد كمربند قرمز از دل كوير تا تالاب گاوخوني ادامه مي يابد، كوير سگزي به رنگ سفيد كوچكي (مستطيل آبي) در نزديك اصفهان مشاهده مي شود و تالاب گاوخوني به شكل گلابي سفيد رنگي مشاهده مي شود،نقطه سياه رنگ كنار تالاب كوه سياه كه از نوع آذرين بيروني مي باشد مشاهده مي شود و گزستان و نيزارهاي گاوخوني به رنگ قرمز(دايره آبي) در مصب زاينده رود به گاوخوني مشاهده مي شود. در سمت غرب تالاب رنگ خاكستري(بيضي قرمز) كه از شمال به جنوب امتداد داردو در قسمت شمالي داراي ضخامت بيشتري است (نزديك شهر ورزنه) تلماسه هاي حاشيه تالاب است كه داراي عرض حدود 10 كيلومتر و طول حدود 45 كيلومتر تا جرقويه عليا (حسن آباد) ادامه دارد بخش جرقويه عليا (شهر حسن آباد و روستاي دستگردو...) به رنگ قرمز كوچكي در جنوب غربي تالاب مشاهده مي شود.و درشمال تصوير در صورت بزرگ نمايي شهر نايين مشاهده مي شود كه بعد از كوههاي گردنه ملااحمد كه به رنگ تيره مشاهده مي شوند قرار دارد.
 


X