دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 6037
تعداد نوشته ها : 14
تعداد نظرات : 5
Rss
طراح قالب


همیشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهی به پشت سرت کن...! شاید کسی در پی تو می
دود و نامت را با صدای بی صدایی فریاد میزند...! و تو... هیچ وقت او را ندیده ای

 

دیاری که در آن نیست کسی یار کسی  یا رب ای کاش نیفتد به کسی کار کسی

 

 نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

 

این همه خونی که دنیا در دل ما می کند
جای ما هر کس که باشد ترک دنیا می کند
هر زمان گویم که فردا ترک دنیا می کنم
تا که فردا می رسد امروز و فردا می کنم


نمی دانم تا کدامین طلوع زنده خواهم ماند و در کدامین غروب خواهم رفت... اما دوست
دارم تا اخرین لحظه بودنم تو را سر کار بگذارم

 

هر وقت پیشم نیستی دلم برات تنگ می شه... هر وقت هم که پیشم هستی دلم برات تنگ می
شه...
ای مردشورتو ببرن که بود و نبودت یکیه!
 

 


چه زیباست نوشتن وقتی می دانی او می خواند چه زیباست سرودن وقتی می دانی او می شنود
و چه زیباست جنون وقتی می دانی او می بیند

 

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بیچاره از این عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اینست
پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

دسته ها :
شنبه دوازدهم 11 1387

شبی از پشت یک تنهایی نمنک و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم پس ازیک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی است رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و .غمگینت حریم چشمهایم را بروی اشکی


 یا یک دل غمگین به جهان شادی نیست تا یک ده ویـران بود آبــــــــــــادی نیست تا در همه جــــــــهان یکی زندان هست در هیچ کــــجای عالـــــــم آزادی نیست


میخواستم برات بمیرم اما خودت که می دونی پهلوانان هرگز نمی میرند


یادت باشه دنباله ? چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ? ـ مترو ? ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن?? دقیقه بعد یکی دیگه میاد

وقتی که بهم می رسیم ،3 نفریم ! ( من .تو. عشق ) ، از هم که جدا میشیم 4 نفریم ! ( تو و تنهایی ، منو عذاب

 

 به نام خدای عشق و محبت ........ انسان خوشبخت انسانی است که خداوند را در درون خود دارد. به بالای سرت نگاه کن..خدا هر کسی را بیشتر دوست داره سخت تر امتحان می کنه ولی هیچ وقت تنهاش نمی ذاره فقط کافی بهش اعتماد کنی. به جهان چشم گشودن در دست ما نیست و از آن چشم بستن هم در دست ما نیست ولی به جهان با چشم باز نگریستن چرا باهوش نباش عاقل باش چون همیشه باهوش ها دوست دارندتجربه کنند اما عاقل ها از تجارب دیگران استفاده میکنند ..... با آرزوی موفق

 

زندگی همچون بادکنکی در دستان کودکی است ،که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین می برد


 گفتم به گل زرد چرا رنگ منی افسرده و دلتنگ چرا مثل منی من عاشق اویم که رنگم شده زرد تو عاشق کیستی که هم رنگ منی


می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند ستایش کردم ، گفتند خرافات است عاشق شدم ، گفتند دروغ است گریستم ، گفتند بهانه است خندیدم ، گفتند دیوانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم

دسته ها :
شنبه دوم 9 1387

باز در کلبه ی عشق عکس تو مرا ابری کرد. عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک مرا جاری کرد

می ذاری بارون بیاد  از این چشای خسته؟می دونی مهرت عجیب به دل من نشسته؟ می ذاری بیام تو قلبت منو تو دلت را می دی؟دیگه غریبه نیستم به دیوونت جا می دی؟ می ذاری هر جا باشی منم بیام کنارت؟خواب تو رو ببینم بیام تو روزگارت؟ می ذاری من خیالم از همه راحت باشه؟با دیگرون بودنت قد یه صحبت باشه؟ می ذاری حسودی کنم حتی به فیلم و تصویر؟به کسی که دوستت داشت تو هم نداشتی تقصیر؟ می ذاری بگم نگات رنگین کمونو مات کرد؟قسمت چه جوری منو دیوونه چشات کرد؟ می ذاری بیشتر از من کسی برات نمیره؟قول می دی که تو قلبت جامو کسی نگیره؟ می ذاری بگم که کم کم تموم می شه طاقتم؟می خوام بیام کنارت منتظر فرصتم می ذاری بیام فدات شم می ذاری بگم دیوونم؟اگه لایق تو باشم می ذاری پیشت بمونم می ذاری کنار چشمه تو رو تو آب ببینم؟می ذاری تا دنیا دنیاس من تو رو خواب ببینم؟ مـــــــــــی ذاری رضـــــــــــا؟؟؟؟ 
وقتی سکوت می کنم تو فکر اینم که تا کی با من می مونی

وقتی توی چشمات خیره می شم می خوام که از چشمام حرفمو بخونی

وقتی سرمو روی سینه تو میزارم دوست دارم با صدای قلبت آروم بشم

وقتی دلم می گیره دوست دارم با آغوش گرمت تمومه دل تنگیام یادم بره

وقتی بهت می گم دوست دارم مطمئن باش از ته قلبم میگممی‌تونی این‌قدر خوش شانس باشی که... دوستت داشته باشم...می‌تونی این‌‌قدر خوش‌بخت باشی که... دوستت داشته باشم...ولی... مثل من هیچ وقت نمی‌تونی خوش بخت ترین آدم روی زمین باشی که عشقی مانند فرزانه گلم داشته باشیدر انتظار تو تا کی سحر شماره کنمورق ورق شب تقویم خویش پاره کنمنشانه های تو بر چوب خط  هفته زنمکه جمعه بگذرد و شنبه را شماره کنمبرای خواستن خیر مطلقی که توییز هر کتاب و زهر باب استخاره کنم.


در تاریک روشن لحظه های آشفته زندگی ام فریاد بودنت ،قفل در شاد قلبم را گشود   و واژگان خیال رنگ حقیقت به خود گرفتمی گویند : زندگی تعداد نفس هایی نیست که می کشیمبلکه تعداد لحظات خوبی است که در آن به سر می بریمو چه خوشبختم که با تو ، زندگی را زندگی می کنمبه تقدس لحظه شکفتن یک گلای سایه زیبای من در آفتاب جانسوز زمستانیای گل همیشه بهارم ای مهتاب و ستاره شب های تنهاییمای پرنده سعادت و خوشبختیدوستت دارم


از دل تنگم دگر آهی بیرون نمی آید ...                                 از چشمان خست ام دگر اشکی نمی بارد ... باز دلتنگم ... دلتنگ اون دوتا چشمای نازت ... دلتنگ نگاه مهربونت ... دلتنگ اون لبهای خوشگلت...                                                  باز دیوونه شدم ...                                                   از دوری تو! عشق من! دیگه توان تحمل این همه دوری رو ندادممی خوام با تو و در کنار تو به خوشبختی برسممی خوام وقتی که چشمام هوای دیدنت رو کرد ? کنارم باشی تا اون صورت خوشگلت رو سیر نگاه کنم


آرزومه که یه روزی توی کلبه مون من و تو  پای دل همدیگه پیر شیم فقط و فقط من و تو  آرزومه هر دو با هم سقف کلبه مون بسازیم  زیر سقف آرزو ها به همه مردم بنازیم


وقتی که می رفتیم با پای پیاده گفتی فقط یادت باشه یه دوستی سادههیچ حسی نباشه هیچ عشقی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی سادهاین بارون چشمام تمومی نداره آخه دلم برای تو یه بی قرارهگفتی نمی خوامت عاشقت نمیشم گریه هات هم دیگه برام فایده ندارهدیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردماین جوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردماما من واسه تو میمردم دوسم نداشتی غصه می خوردمآخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردمگفتی من رو می خوای چیکار تنها برو هر جا می خوای بروواسه تو میمردم غصه ات رو می خوردم یواشکی عکست رو با خودم میبردمتا صبح میشستم کناره عکست بیدار می موندم غصه ات رو می خوردمدیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردماین جوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردماما من واسه تو میمردم دوسم نداشتی غصه می خوردمآخرش دله تو رو بردم آخرش دله تو رو بردم


خیلی وقته میخوام بنویسم  خیلی وقته میخوام از دلتنگی هام بگم خیلی وقته میخوام بهت بگم که دلتنگی هامو اون قدر زیاد شده که حتی  گاهی اوقاتاز گفتنش خودمو منع میکنم  می ترسم با گفتنش تو هم نتونی دلتنگیتو تحمل کنی این چند روزه خیلی دوست داشتم بنویسم خیلی دوست داشتم بگم رضا دلم برات تنگ شده ولی دنبال یه سری کلمه ی جدید می گشتم میخواستم گفتن دلتنگی هام مثل همیشه نباشه می خواستم یه جور دیگه بهت بگم که دل کوچولوی فرزانه یه ذره شده واست ولی هر چی گشتم هیچ کلمه ای رو پیدا نکردم که راحت بهت بگم که بدون هیچ سختی بهت بگم بهت بگم رضا دلم تنگیده برات حتی الان که فقط چند ساعت از دیدارمون میگذره دلم واسه دیدن خنده هات یه ذره شده حتی الان که هنوز صدای خنده ات تو گوشمه رضا این روزا خیلی بی قرارم واسه بودنت تو همه ی لحظه های عمرم


تو لحظه های بیکسی وقتـی اسیــــــرم همــه آرزوم اینه تــــــــــــو را ببینم دستت  را بازم توی دستــــــــام بگیرم تو گوشت یواش بگم  بــرات میمیرم      تو خنده هام و گریه هام جای تو خالی      من دارم بی تو میمیرم. باور نداری؟

 

دسته ها :
شنبه هجدهم 8 1387

سخن مثل زنبور عسل است؛ هم عسل دارد هم نیش.

برای دشمنانت، کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند!

انسان هر چه بالاتر رود احتمال دیده شدن وصله شلوارش بیشتر می شود.

دروغ مثل برف است، هر چه آنرا بغلتانید بزرگتر می شود.  

تجربه همیشه به نفع انسان نیست چون هیچ حادثه ای دو بار به یک شکل رخ نمی دهد.

همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشد نه تشنه ی عشق . زیرا تشنه ی عشق روزی سیراب می شود.  * از زندگی هر آنچه لیاقتش را داریم به ما می رسد نه آنچه آرزویش را داریم. * می گویند: هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم  . * بازنده ها در هرجوابی مشکلی را می بینند ولی برنده ها در هر مشکلی جوابی را می بینند . سعی کنید مثل برنده ها فکر کنید. * بخشش آن نیست که چیزی به من بدهی که من از تو بیشتر به آن نیاز دارم، بلکه آن است که چیزی را به من ببخشی که خودت بیشتر از من به آن احتیاج داری.  * از گذشتگان پند گیرید پیش از آنکه آیندگان از شما پند گیرند، و دنیای *

 

دسته ها :
چهارشنبه پانزدهم 8 1387
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است . بیا ره توشه بر داریم و قدم در راه بی برگشت بگذاریم . ببینیم آسمان آیا " هر جا " همین رنگ است
دسته ها :
سه شنبه جهاردهم 8 1387
چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره... . تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه... . تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده... . تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد... . و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه
دسته ها :
سه شنبه جهاردهم 8 1387
بـی تـو مـهـتـاب شـبـی بـاز از ان کـوچـه گـذشتـم                               هـمه تـن چـشـم شـدم خـیـره بـه دنـبالـه تـو گـشـتـم                               شـوق دیـدار تـو لـبـریـز شـد از جـام وجـودم                                   شـدم ان عـاشـق دیـوانه کة بـودم
دسته ها :
يکشنبه دوازدهم 8 1387
جز تو از هیچ کسی پی ام نمیخوام! بی تو من یاهو مسنجر نمیخوام! تو که نیستی سیستممو نمیخوام! یکی پرسید اگه آی دی ات هک بشه؟ حتی این خیال زشتو نمیخوام!
دسته ها :
يکشنبه دوازدهم 8 1387

 نابینا به ماه گفت : دوستت دارم . ــ ماه گفت : چه طوری ؟ تو که نمی بینی . ــ نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم . ــ ماه گفت : چرا ؟ ــ نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم
دسته ها :
يکشنبه دوازدهم 8 1387
عاشق نبودی تو من عاشقت بودم در قبله گاه عشق بودی تو معبودم آرام و آسوده در خواب خوش بودی یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم عشق تو چون برگی در دست طوفان بود !!! دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود !!! روزی به من گفتی : دیگر نمی مانم گفتم : که میمیرم گفتی : که میدانم .
دسته ها :
شنبه یازدهم 8 1387
X