دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 166
تعداد نوشته ها : 1
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

همه ما کم و بیش شنیده‏ایم که سرانجام، روزى خواهد آمد که بشر، طعم شیرین عدالت را مى‏چشد و آن روز، عصر طلایى ظهور موعود است و ما در این نوشته، تصویرى از زیبایى عدالت را که توسط امام مهدى(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ، موعود اسلام وادیان توحیدى، در سراسر عالم اجرا مى‏شود، به نمایش مى‏گذاریم. البته بعد از بیان این که عدالت چیست و این که اصلاً مطلوب انسان هست یا نه.

چیستى عدالت

شاید اکثر شما معناى خاصى از عدالت در ذهن داشته باشید و به نظر مى‏آید هنگامى خوب مى‏توان عدالت را تصور کرد که ظلم و جورى دیده شود، مثلاً کسى به ناحق شما را از حق مسلّم خودتان محروم کرده است. این‏جاست که خوب مى‏توانید مفهوم عدالت را ـ که غایب است ـ بیابید. بنابراین براى تعریف عدالت، ابتدا ظلم را معنا مى‏کنیم. ظلم یعنى تجاوز از حریم حق، زیر پا نهادن حقوق دیگران، نابرابرى و تبعیض در برخوردارى از حقوقى که افراد، لایق آن هستند. بنابراین، عدالت یعنى دادن آن حقى که انسان‏ها مستحق آن هستند و آن استحقاق را به موجب خلقت خود یا کار و تلاش به دست آورده‏اند.(1)
آیا بشر، عدالتخواه است؟
این که بگوییم ظهور موعود، پاسخى است به نیاز عدالتخواهى انسان و آبى است گوارا که کام تشنه عدالتجویى انسان را سیراب مى‏کند، شاید سؤالى را در ذهن ایجاد کند که: اصلاً آیا انسان، خواهان عدالت است؟ یا برعکس، به زور باید عدالت را به او تزریق کنند (على‏رغم این که خودش تمایلى ندارد)؟ و اگر انسان، عدالتجوست، پس چرا این همه ظلم و فساد و استثمار و قتل و جنایت؟ خصوصا انسان‏هاى قوى و کشورهاى قدرتمند که مرتکب این همه جنایت مى‏شوند و هم اکنون نیز ما شاهد جنایت‏هایى هولناک در سطح کره زمین هستیم؟ اگر طبیعت بشر طورى است که خواهان عدالت است، پس چرا فرعون مصر این همه نوزاد را کشت تا موسى باقى نمانَد که تاج و تختش را بر باد دهد؟ چرا حَجّاج بن یوسف ثقفى در عراق ، بیست سال حکومت کرد و 120 هزار نفر زن و مرد را کشت؟(2) این چه عدالتخواهى است که در جنگ جهانى اوّل ، نزدیک بیست میلیون نفر هلاک شدند و در جنگ دوم جهانى این آمار به سه برابر رسید؟ آیا بمباران اتمى هیروشیما و ناکازاکى را حمل بر عدالتجویى انسان کنیم؟ این چه نوع عدالتخواهى در بشر است که در جریان اشغال الجزایر توسط فرانسویان، دو میلیون الجزایرى کشته مى‏شوند؟ و یا امریکا به ویتنام حمله مى‏کند و سه میلیون قربانى مى‏گیرد؟ و یا در فلسطین، هر روز، شاهد به خاک و خون کشیده شدن مردم مظلوم فلسطین هستیم؟ مردم مظلوم عراق و افغانستان آیا تاوان عدالتجویى انسان را پس مى‏دهند؟
و این ظلم و جنایت‏ها که در سطوح بین‏المللى ، منطقه‏اى ، کشورى، شهرى و حتى محله‏اى و... رخ مى‏دهد، و بى‏عدالتى‏هایى که همه ما در زندگى خود مشاهده مى‏کنیم ، چگونه با عدالتخواهى انسان جمع مى‏شوند؟
در جواب باید گفت که عده اندکى معتقدند که اصلاً عدالت و میل به آن، در وجود انسان نیست ؛ چون انسان دنبال قدرت و لذت خویش است و هرچه مانع دستیابى او به لذت و قدرت، بیشتر باشد، مورد پذیرش نیست. سوغطائیان در قرون گذشته، چنین دیدگاهى داشته‏اند و افرادى در تاریخ جدیدِ غرب نیز همین دیدگاه را دارند،(3) از جمله نیچه فیلسوف آلمانى که عدالت را اختراع انسان‏هاى زبون و بیچاره مى‏داند و این گونه مى‏گوید که: «چه‏قدر زیاد اتفاق افتاده که من خندیده‏ام وقتى دیده‏ام ضُعفا دم از عدالت و عدالتخواهى مى‏زنند. نگاه مى‏کنم مى‏بینم اینها که مى‏گویند: عدالت، چون چنگال ندارند. مى‏گویم: اى بیچاره! تو اگر چنگال مى‏داشتى هرگز چنین حرفى را نمى‏زدى».(4)
اما اکثر مکتب‏هاى فلسفى و اجتماعى بر این باورند که میل به عدالت در وجود انسان هست و انسان‏ها نیز خودشان این را درک مى‏کنند. یعنى احساس مى‏کنند که نوع خلقتشان طورى است که میل به عدالت دارند؛ اما این که چرا برخى برخلاف آن میل رفتار مى‏کنند مى‏توان دو وجه برایش ذکر کرد:
1 . این که اصل میل به عدالت در وجود انسان هست؛ اما این که موارد و مصادیق عدالت، کدام است و چه کارى عادلانه است و چه کارى غیرعادلانه، در میان انسان‏ها اختلاف است. چون عقل ما گرچه به خوبىِ عدالت حکم مى‏کند اما این که مثلاً در روابط اجتماعى با دیگران چه کارى عادلانه است و چه کارى عادلانه نیست را معمولاً عقل نمى‏تواند بیان کند، لذا یکى از کارکردهاى دین و وحى همین‏جا روشن مى‏شود که دین، به انسان‏ها موارد عدالت را نشان مى‏دهد.(5)
2 . گرچه میل به عدالت، حکم عقل است و انسان‏ها قبول دارند، ولى گاهى اوقات، انگیزه‏هاى قوى و نیرومندى بر آن میل، غلبه مى‏یابند و برخلاف آن رفتار مى‏شود. مثلاً قدرت‏طلبى و روحیه استکبارى داشتن و... باعث مى‏شود که قدرتمندان، على رغم میل به عدالت، ظالمانه رفتار کنند(6) یا اغراض سیاسى و اقتصادى ، باعث زیر پا نهادن آن میل مى‏گردد. بنابراین، عشق به عدالت در گوهر وجود همه انسان‏ها به ودیعت نهاده شده است. از طرفى وقتى در آیات قرآن دقت مى‏کنیم مشاهده مى‏کنیم که دو هدف عمده در مورد ارسال پیامبران وجود دارد: یکى ارتباط انسان با خدا و منع بشر از پرستش غیر او (توحید) و دیگرى برقرارى روابط حسنه بین انسان‏ها بر اساس عدالت (پاسخ به عدالتخواهى انسان). در کلام الهى ، چنین آمده است:
«ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و همراه ایشان کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم، عدل و قسط را به پا دارند».(7)
نتیجه، این که گرچه عدالتخواهى در نهاد انسان نهفته است ـ بگذریم از این که برخى انسان‏ها روى آن را پوشانده‏اند ـ و پیامبران آمدند تا به این نیاز پاسخ دهند، ولى آماده نبودن انسان‏ها و جوامع، ضعف معرفتى و فساد عملى انسان‏ها مانع از تحقق آن هدف متعالى شده است؛ ولى از آن جا که انسان‏ها در طول تاریخ از ظلم و جنایت، خسته شده‏اند و روز به روز، بیشتر تشنه عدالت مى‏شوند ، لذا به سمتى مى‏روند که زمینه را جهت اجراى عدالت، فراهم کنند ؛ به طورى که در سال‏هاى اخیر ، نهضت گرایش به ظهور منجى نجات بخش ، حتى در ادیان دیگر نیز پر رنگ شده است.(8)
عصر ظهور و فراگیرى عدالت
از بارزترین ویژگى‏هاى حضرت ، عدالت‏گسترى اوست که در روایات زیادى به آن اشاره شده است. حتى در دعاى افتتاح که در شب‏هاى ماه مبارک رمضان خوانده مى‏شود حضرت را ملقب به «عدل» خطاب مى‏کنیم:
پروردگارا! بر ولىّ خویش، آن قیام کننده‏اى که آرزویش مى‏کنند و آن عدالتى که انتظارش را مى‏کشند، درود فرست.
از سیّد الشهدا حسین بن على(ع) نقل شده است که: «اگر از عمر دنیا باقى نمانَد مگر یک روز، خداوند، آن روز را آن قدر طولانى مى‏کند تا این که مردى از فرزندانم خروج کند، سپس زمین را پر از عدل و قسط سازد همچنان که از ستم پر شده باشد. شنیدم که پیغمبر این را مى‏فرمود».(9)
در دعاى ندبه که سفارش شده هر صبح جمعه خوانده شود خطاب به خداوند، مناجات مى‏کنیم که: کجاست کسى که ریشه ظلم را قطع مى‏کند؟ کجاست کسى که با آمدنش اختلاف‏ها و گرفتارى‏ها رفع مى‏گردد؟ آن امید بزرگ براى زدن ریشه ستم، تبعیض و تجاوز در دنیا کجاست؟
بنابراین در این شکى نیست که شعار محورى حضرت، اجراى عدالت است آن هم در تمام زمینه‏ها و در سطح جهان و حتى تمام علماى اسلامى اعم از شیعه و سنى نیز بر این مطالب تأکید دارند.(10)

تصاویرى زیبا از عصر ظهور بر محور عدالت

امام رضا(علیه السلام) در ارائه تصویرى از آن دوران مى‏فرماید:
قائم، زمین را از هر ظلم و ستمى پاک مى‏کند و آن‏گونه عدالت حاکم مى‏شود که هیچ شخص به دیگرى ظلم نمى‏کند.(11)
در برخى روایات، وارد شده است که حضرت که بیاید حتى در عبادت نیز رعایت عدالت جارى مى‏گردد به این نحو که کسانى از جانب حضرت ندا مى‏دهند که: آنان که در نزدیک حجرالأسود و خانه خدا مشغول نافله (نماز مستحبى) هستند، به کنارى روند تا کسانى که نماز واجبشان را نخوانده‏اند آن جا نماز بخوانند.(12)
بنابراین در آن زمان نمى‏گذارند کسى که نماز واجب (نماز طواف) خود را خوانده است براى نماز مستحبى، مانع از حق عبادت دیگران شود.
در زمان ظهور، دیگر کسى حق ندارد آب فاضلاب خویش را در کوچه رها کند و حق دیگران را ضایع نماید؛ لذا در محیط زیست نیز عدالت رعایت مى‏شود. راه‏هاى وسیع (بزرگ‏راه‏ها) را گسترش مى‏دهد و مساجدى که در مسیر جاده‏هاى عمومى باشند را خراب مى‏کند (رعایت مصالح عمومى) و هر پنجره‏اى که به بیرون باز شده و مزاحم دیگران است و حق دیگران را ضایع مى‏کند، مى‏بندد و فاضلاب‏ها و ناودان‏هایى که به بیرون ریخته مى‏شوند را مانع مى‏گردد.(13)
البته بحث، فقط این نیست که جلوى فاضلاب خانه‏اى را که آب آن مزاحم حق حیات دیگران است را بگیرد؛ بلکه در سطح جهانى که این همه کارخانه‏هاى سرمایه‏داران، محیط زیستى براى بشر باقى نگذاشته‏اند را نیز جلوگیرى مى‏کند.
چنانچه کارگزاران او دست از پا خطا کنند آنها را مؤاخذه و عزل مى‏کند.(14)
در عصر ظهور، دروغ و کبر و حرص که سرمنشأ بسیارى از ظلم‏ها و ستم‏ها هستند، از بین مى‏روند .(15)
کینه‏ها از دل بیرون مى‏روند و انسان‏ها در صفا و صمیمیت زندگى مى‏کنند.(16)
حضرت اموال و سرمایه‏ها را آن‏چنان تقسیم مى‏کند که همه مردم از زندگى خوب و ضرورت‏هاى زندگى، برخوردار مى‏شوند.
در عصر ظهور، آنچنان مردم غنى مى‏شوند و عدالت اقتصادى حاکم مى‏شود که طبق روایات اگر کسى بخواهد صدقه‏اى بدهد، محتاجى را پیدا نمى‏کند.
در زمان ظهور، عدالت آنچنان فراگیر مى‏شود که حتى در داخل خانه‏ها نیز رعایت عدل بین افراد، جارى مى‏گردد. لذا مى‏فرماید: همان‏طور که گرما و سرما وارد خانه‏هایتان مى‏شود، عدالت نیز فراگیر مى‏شود و داخل خانه‏ها مى‏رود. دیگر فرزندى بر پدر و مادرى یا بالعکس و... ظلم نمى‏کند و پدران، بین فرزندان خود به عدالت رفتار مى‏کنند.(17)
پیامبر گرامى نیز در توصیف آن عصر زیبا مى‏فرماید:
مهدى در شرایطى مى‏آید که اختلاف در میان بشر، شدید است. بعد از این که پیمانه ظلم و جور پر شد، جهان را پر از عدل و داد مى‏کند، هم خداى آسمان و هم اهل زمین از او راضى‏اند، ثروت را به طور صحیح تقسیم مى‏کند و...(18)
امام متقیان على(علیه السلام) نیز در وصف آن دوران مى‏فرماید:
اوّل کارى که آن ولى الهى مى‏کند این است که کارگزاران و مأموران خود را یک به یک، اصلاح مى‏کند و به تبع آن، دنیا اصلاح مى‏شود. در نتیجه، زمین، هر موهبتى را که در خود دارد و هر معدنى داشته باشد، همه را بیرون مى‏ریزد. زمین، تسلیم انسان‏ها مى‏گردد و آن وقت، معنا و مزه عدالت واقعى را به شما نشان خواهد داد. در ایام او دیگر جور و ظلمى نیست. تمام راه‏ها (زمینى ، دریایى و هوایى) امن مى‏شوند. ناراحتى مردمِ آن روزگار ، این است که دنبال کسى مى‏گردند تا به او صدقه بدهند ولى پیدا نمى‏کنند.(19)
در روایات دیگرى در این زمینه این گونه زمان ظهور تصویر شده است:
مهدى که بیاید... انسان بدهکارى نمى‏ماند جز این که بدهى او پرداخت مى‏شود،
حق بر گردن کسى نمى‏ماند جز این که به صاحب حق بازگردانده مى‏شود، کسى کشته نمى‏شود مگر این که دیه او را مى‏پردازند،(20) و...
پی نوشت :
1 . سیرى در سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) ، مرتضى مطهرى، تهران: صدرا، 1367، ص 261 .
2 . انتظار، شماره 4، ص 114 به نقل از: مروج الذهب، مسعودى، ج 3، ص 166 .
3 . اخلاق در قرآن، محمدتقى مصباح یزدى، قم: مؤسسه امام خمینى، 1378، ج 3، ص 121 .
4 . سیرى در سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) ، ص 261 .
5 و 4 . اخلاق در قرآن، ج 3، ص 131.
6 . همان‏جا.
7 . سوره حدید، آیه 25 .
8 . مهدى ـ ده انقلاب در یک انقلاب، حسن رحیم‏پور ازغدى، تهران: سروش، ص 85 .
9 . مکیال المکارم، سیّد محمدتقى موسوى اصفهانى، تهران: ایران نگین، ج 1، ص 190 .
10 . براى اطلاع آنان که دنبال پژوهش بیشتر در این زمینه هستند، کتاب عربى مُنْتَخَبُ الأثر از [آیة‏اللّه‏] لطف اللّه‏ صافى گلپایگانى معرفى مى‏گردد که حدود 123 حدیث در مورد این که حضرت مهدى(ع) زمین را پر از عدل و داد مى‏کنند، از منابع اهل سنّت ذکر کرده است.
11 . کمال الدین تمام النعمة، شیخ صدوق، ج 2، ص 60 .
12 . الکافى، ج 4، ص 427 .
13 . همان، ص 46 .
14 . نهج البلاغه، خطبه 138 .
15 . عصر زندگى، محمّد حکیمى، ص 56 .
16 . همان‏جا.
17 . همان، ص 44 .
18 . همان ص 47 به بعد.
19 . همان‏جا.
20 . همان، ص 45 .

منبع : موسسه جهانی سبطین الف
دسته ها :
پنج شنبه اول 5 1388
X