دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 306279
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

گفت : " آخه ، الان ساعت 5/1 نیمه شب است ."
گفتم : " من هنوز خانه نرفته ام و در خیابان هستم و باید همین امشب جواب من را بگویی و تکلیفم را مشخص کنی ."
پرسید : " آنجا مناسب است ؟ کسی مزاحم نیست ؟ "
گفتم که نه و او گفت : " پس خوب گوش بده !..."
او یکی یکی به شبهات بهایی ها پاسخ داد ، نزدیک به یک ساعت با تلفن صحبت کرد، هر چه او بیشتر صحبت می کرد من آرامش بیشتر می یافتم ، گویی که آب بر آتش می ریختند ، رفته رفته التهاب و عصبانیتم فروکش کرد ، سبک شدم ، احساس کردم که حالم بهتر و بدنم گرم شده است ، دیگر از آن عصبانیت و ناآرامی خبری نبود ، احساس آزادی و راحتی می کردم ...
آقای خدایی در آخر پرسید : " خب ، حالا حالت چطور است ؟ "
گفتم : " خوبم ، ولی شما باید اینها را از اول به ما می گفتید ، چرا نگفته بودید ؟ "
گفت : " من اشتباه کردم ، وقتش نبود که تو را به آن جلسه بفرستم ، مبلغ آن جلسه سالیان سال است که در ایران تبلیغ بهایی گری می کند و برای این جلسات باید امثال من و مینایی پور بروند ، تو هنوز کلاس های دوره اول را می گذرانی و ..."
آن شب ، شب خاطره انگیز و بسیار مهمی بود و به چشم دیدم که چطور یک شخص در یک لحظه همه چیز را از دست می دهد و در لحظه ای دیگر باز به آنها دست می یابد ، دریافتم که باید بیشتر مراقب خود باشم ، چرا که هر لحظه امکان فرو افتادن به پرتگاه های هولناک هست .
فهمیدم که چقدر از جهت شناخت ضعیفم و ظرفیت فهم و تجربه و تحلیلم محدود است ، با خود عهد کردم که در راستای ارتقای شناخت و بینش فکریم تلاش کنم .
از آن حادثه به بعد با علاقه وافر شروع به مطالعه کتب مذهبی و اعتقادی کردم ، با برخی اساتید چون مرتضی خدایی جلسات مفصل بحث و مباحثه گذاشتم و در کلاس های دکتر نگین و دکتر توانا شرکت کردم .
در سخنرانی ها و منابر وعظ و خطابه علما و روحانیون حاضر شدم و چنان اعتقاد راستین به اصول و فروع اسلام یافتم که بعدها همین بینش مرا از پرتگاه های هولناک دیگر نجات داد .
گریز از تحریم
هدف انجمن حجتیه ، مبارزه با بهاییت بود و برای نیل به این هدف از روش های خاص خود استفاده می کرد ، انجمن از سیاسی شدن افراد عضو به شدت جلوگیری می کرد و سعی داشت که موجبات ناراحتی حکومت را فراهم نسازد .
گرچه در آن روزها که فرقه ضاله بهاییت با سرعتی زیاد به اشاعه افکار انحرافی خود می پرداخت و مبارزه با آن یک ضرورت بود ، ولی این همه واقعیت نبود ، چرا که سر منشأ رشد و نمو این فرقه خود رژیم منحوس پهلوی بود و تا زمانی که چتر حمایتی رژیم بر سر این فرقه باز بود ، نمی شد از رشد آن جلوگیری کرد .
کار انجمن حجتیه هم مبارزه با معلول بود نه علت ، به همین دلیل موفقیت آن در رسیدن به هدفش محدود بود ، انجمن می پنداشت برای این که بتواند حیات یابد و به مبارزه خود ادامه دهد ، باید با رژیم شاه کنار آید یا دست کم کاری به کار آن نداشته باشد و می گفت پرداختن به امور سیاسی مانع تحقق اهداف انجمن است و آن را یک خط انحرافی می دانست .
از این رو تصمیم گرفت برای احتیاط از اعضای خود تعهد منع فعالیت های سیاسی بگیرد ، برخی نیز زیر بار این تعهد رفتند .(1)
انجمن از آنها می خواست که تضمین دهند به عضویت هیچ گروه و تشکیلات سیاسی در نیایند و هیچ نوع نشریه و کتاب سیاسی با خود به انجمن نیاورند ، هر کس این تعهد و تضمین را نمی پذیرفت باید انجمن را ترک می کرد ، اگر کسی حضور و فعالیت خود را از انجمن مخفی نگه می داشت در صورت افشا و لو رفتن دیگر او را به انجمن راه نمی دادند.
انجمنی ها برای اخذ و تضمین تحریم فعالیت های سیاسی به سراغ من آمدند ، ولی من از گردن نهادن به آن خودداری کردم و گفتم که تنها تعهد اخلاقی می دهم که هنگام حضور در جلسات انجمن فعالیت سیاسی نکنم و با خود مجله و نشریه سیاسی نیاورم ، آنها هم پذیرفتند ، به این ترتیب توانستم ضمن حضور در انجمن به فعالیت های سیاسی هم بپردازم .
پس از مدتی ، حضور در انجمن را بدون فعالیت های خاص سیاسی بی ثمر دیدم و نتوانستم مشی انجمن مبنی بر عدم دخالت در فعالیت سیاسی را هضم کنم و آن را نوعی سازش با حکومت وقت دانستم ، به همین دلیل خیلی آرام خود را از جرگه انجمن بیرون کشیدم و با فراغ خاطر به فعالیت های سیاسی و مذهبی خود پرداختم .(2)
بعدها هنگامی که به خاطر فعالیت در حزب ملل اسلامی دستگیر و روانه زندان شدم ساواک به انجمن مراجعه و توضیح خواسته بود ، انجمن ضمن ادای توضیحات ، تعهدنامه مرا به عنوان سندی مبنی بر پرهیز از فعالیت های سیاسی ارائه و خود را از این جریان دور کرده بود .
______________________
1- " .... فعالیت های انجمن خواسته یا ناخواسته مطلوب ساواک بود ، مسلماً اسناد موجود در ساواک و عملکرد رهبران انجمن باید نشان دهنده همسویی و توافق های پنهانی باشد ، چه در انجمن ، انرژی و قدرت فعال جوانان که باید مقدار زیادی از بار مبارزه را بر دوش بکشند ، صرف آموزش نقاط ضعف فرقه ضاله بهاییت و آثار و نوشته های بهاییان می شد .
مسلماً در این گیر و دار معلول جای خود را به علت می داد و این انحراف را روش و منش اسلامیت بود ، این تشکیلات در طول فعالیتش از تعرض ساواک مصون ماند ، رد ماده 19 اساسنامه انجمن آمده است : " انجمن به هیچ وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت ." بر همین اساس از اعضای آن تعهد کتبی می گرفت . ر . ک سردار سرفراز شهید حجت الاسلام سید علی اندرزگو
مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات
آقای دکتر غلام علی حداد عادل که در نوجوانی به مدت کوتاهی ( سال های 45 _ 43 ) در این انجمن فعالیت داشته در خاطرات خود در این خصوص می گوید : " البته آنجا ( انجمن حجتیه ) توصیه می کردند که شما کار سیاسی نکنید ، استدلال شان هم این بود که می گفتند حالا هر کس باید یک کار بکند ، اما اگر بخواهیم وارد عالم سیاست شویم از این کار باز می مانیم ..... اگر ما بخواهیم مثلاً هم با بهاییت مبارزه کنیم ، هم با دستگاه مبارزه کنیم ، شکست می خوریم .
آرشیو واحد تاریخ شفاهی ، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی
2- افراد و اعضای زیادی از انجمن حجتیه به خاطر همین طرز تفکر بریدند و به فعالیت های سیاسی پرداختند ، انجمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی به شکل رسمی تر تحت عنوان " انجمن حجتیه مهدویه " شروع به فعالیت کرد ، ولی از همان ابتدا بین آنها اختلاف افتاد ، برخی طرفدار انقلاب شدند و برخی مخالف .
آقای دکتر غلام علی حداد عادل در خاطرات خود می گوید : آن عده که مخالف انقلاب بودند می گفتند در حدیث داریم که تا ظهور آقا امام زمان (عج) هر پرچمی به نام اسلام بلند شود آن پرچم سرنگون می شود ، یا مثلاً آن پرچم بر حق نیست و یک عده بر عکس می گفتند که ما در راه امام زمان (عج) خدمت می کردیم ، حالا هم نایب بر حق امام زمان قیام کرده باید برویم کمکش کنیم و اینها آمدند در انقلاب همراه شدند ، و اسم خودشان را گذاشتند " عباد صالح " ، یک عده هم اصلاً بدون این که در یک تشکل باشند پیوستند به انقلاب ، مثل قطره ای در دریای انقلاب گم شدند .
آرشیو واحد تاریخ شفاهی ، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی
گفتنی است انجمن حجتیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با انقلاب فاصله گرفت و در بعضی موارد نیز رویاروی آن ایستاد ، در جشن نیمه شعبان در استادیوم شیرودی و در اولین سال پیروزی ، انجمن عناد خود را نسبت به حضرت امام (ره) آشکار نمود و در اقدامی کینه توزانه تمثال مبارک معظم له را پس از آیات عظام دیگر نصب کرد و علیه انقلاب موضع گرفت ، سرانجام انجمن بر اثر مواضع صریح و شجاعانه حضرت امام خمینی (ره) تسلیم شد و فعالیت خود را تعطیل کرد .

پایان

منبع:سایت سجاد


دسته ها :
جمعه چهارم 11 1387 22:11
X