دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 308094
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

علیرغم این در برابر اصرار زیاد پدر و مادرم و گریه و زاری ایشان بیش از یک سال با آنها در تهران زندگی نکردم .

در طول این مدت من با آنها خیلی اختلاف داشتم و حتی گاهی خود آنها هم شب مرا به خانه راه نمی دادند ، برادر بزرگم علی خیلی مخالف من بود ، در این ایام من در مغازه آقای حسین مصدقی (3)کاغذ فروش کار می کردم .

برادرم از روی سادگی و کم اطلاعی می گفت این مصدق همان مصدق نهضت نفت است ، من می روم به کلانتری و می گویم که تو پیش او کار می کنی تا دستگیرت کنند . بعد مرا از خانه بیرون می کرد .

هر چه که می گذشت اختلاف ما عمیق تر می شد ، تا این که در سال 43 مادرم فوت کرد ، هنوز چله اش فرا نرسیده بود که من خانه را ترک کردم و از آن به بعد تنهایی زندگی کردم و تا سال 49 در همان حول و حوش بازار بودم .

ورود به بازار سیاست :

بودن در محیط بازار برای من خیلی مغتنم بود و هر روز بیش از پیش بر سطح آگاهی های من نسبت به جامعه و حکومت و دنیای پیرامونم افزوده می شد ، سر و کار داشتن با آدم های گوناگون از طبقات اجتماعی متفاوت ، مردم را بهتر و بیشتر شناختم .

نمی شود که در بازار باشی و نسبت به آنچه که در پیرامونت می گذرد بی تفاوت بمانی و از کنار رنج ها و محنت های مردم آسوده خاطر بگذری و نسبت به آنچه که در اطرافت می گذرد بی تفاوت باشی .

محیط بازار برای من چنین محیطی بود و حساسیت مرا نسبت به مسائل سیاسی اجتماعی و اقتصادی مردم و مملکت افزایش می داد ، اولین بروز و ظهور ملموس این حساسیت در من مربوط به سال 1341 است که آقای خمینی به خاطر مخالفت هایش با " لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی "(4) پیشرو و پرچمدار مبارزه با رژیم شاه شدند .

البته پیش از آن در سال 40 و پس از فوت آیت الله بروجردی در بسیاری از محافل مذهبی از حاج آقا روح الله به عنوان مرجع نام برده می شد ، این در حالی بود که شاه تلاش می کرد با ارسال پیام تسلیت به آیت الله حکیم در نجف مرکز و پایگاه مرجعیت را از ایران دور کند .

در آن ایام آقایان دیگری چون خویی و شاهرودی برای امر مرجعیت مطرح بودند ، در خوانسار که بودم وقتی از امام مسجد محله مان پرسیدم : بعد از آقای بروجردی مرجع کیست ؟ گفت: آقای شیخ محمد علی اراکی و تا ایشان هستند به کسی دیگری نمی رسد .

اما تنها کسی که مطرح نشد آقای اراکی بود ، آقای خمینی نیز هیچ حرکتی برای طرح خود به عنوان مرجع صورت نمی دادند و حتی رساله نیز نداشتند ، بعدها وقتی که من در بازار و در نزد حسین مصدقی بودم او به عنوان اولین نفر داوطلبانه اقدام به چاپ رساله آقای خمینی کرد که قبلاً این کار را برای آقای بروجردی می کرد .

با عمیق تر شدن در فعالیت های سیاسی آتش مبارزه بیشتر و بیشتر در من زبانه می کشید ، به دنبال جایی می گشتم که روح سرکش و ناآرام مرا سیراب کند ، یکی از مراکز مهم فعالیت هیئت های مؤتلفه اسلامی بازار بود ، من از طریق تعدادی از دوستانم : میر هاشمی و لشکری به این تشکیلات راه یافتم .

پس از موفقیتی که در الغای مصوبه انجمن های ایالتی و ولایتی به دست آمد ، آقای خمینی به تعدادی از نیروهای مذهبی که سردمدار چند هیئت مذهبی در تهران بودند لزوم ایجاد تشکیلاتی را گوشزد کردند و گفتند که باید تشکیلاتی داشته باشید ، جمع باشید و متفرق نشوید .

ایشان همچنین گفتند که اگر شما برای ده سال هم کار نکنید ولی بعد از ده سال کار اساسی بکنید بهتر است تا این که خودتان را مشغول یک سری کارهای جزئی بکنید . گول آدم های سیاسی را نخورید ، به اینها نزدیک نشوید ، تا خودتان را کاملاً تربیت نکرده اید و آماده نشده اید با سیاسی ها زیاد قاطی نشوید ، منظور ایشان بیشتر جبهه ملی و همفکران آنها بود .(5)

لذا هیئت های مؤتلفه فعالیت هایی را آغاز کردند و نشریه ای به نام بعثت (6) منتشر کردند که مسایل ایدئولوژیک در آن مطرح می شد ، تعدادی از روحانیون هم با آنها همکاری می کردند از جمله مرتضی مطهری و سید علی شاهچراغی . (7) من هم که در بازار بودم با بچه های مؤتلفه پیوند خوردم و در فعالیت ها و جلسات آنها شرکت می کردم .

________________________

1- حمل و نقل مسافر بین شهری در گذشته به صورت امروزی از طریق پایانه های مسافربری نبود ، بلکه چندین گاراژ و شرکت در مداخل ورودی شهر قرار داشتند که به این کار مبادرت می کردند .

2- به دنبال کشف تصادفی سه جسد عریان و سر بریده در چهار دیواریهای شترخان از خرابه های (بی سیم) نجف آباد ( از محله های قدیمی تهران) در روز یکشنبه 10 دی 1312 شهربانی و اداره آگاهی تهران در بهت و حیرت فرو رفت . پیگیری شبانه روزی مأمورین اداره آگاهی و تجسس برای یافتن قاتل نتیجه آنی در بر نداشت ، اما جسد دیگری در حوالی میدان جلالیه (پارک لاله) و بعد جسد بی سری در پاکند قنات امین آباد کشف گردید ، درج و نشر این جنایات در مطبوعات محدود آن روز موجب وحشت مردم تهران گردید .

سرانجام پس از دو ماه از کشف اولین اجساد ، مأمورین به مرد بامیه فروشی معروف به اصغر بامیه مظنون شده و پیگیری تحقیقات سبب افشای عمق جنایات او در تهران و بغداد شد . علی اصغر بروجردی فرزند علی میرزا ، چهل ساله اهل بروجرد در جریان محاکمات پر سر و صدا به هشت فقره قتل در تهران و 29 فقره قتل زنجیره ای در بغداد پس از لواط با اغلب مقتولین اعتراف کرد . انتشار اخبار دادگاه آرامش را از شهر گرفت و سبب وحشت مردم تهران گردید ، اصغر قاتل در جراید آن روز پایتخت ابوالهول جنایت نامیده شد .

سرانجام اصغر قاتل روز چهارشنبه 6 تیر 1313 در مقابل اداره کل نظمیه (واقع در میدان توپخانه) به دار مجازات آویخته شد و به وحشت شهروندان تهران پایان داده شد ، اما نام او و جنایاتش از ذهن و خاطر تهرانی ها حذف نگردید . ( سیفی فمی تفرشی ، 148 _ 154 )

3- حسین مصدقی فرزند محمد به سال 1282 در تهران به دنیا آمد ، او در بازار تهران به کاغذ فروشی اشتغال داشت و در سال 1341 در مخالفت با تصویب نامه انجمن های ایالتی و ولایتی بسیار کوشید . او حدود ده روز پس از قیام 15 خرداد 1342 به اتهام همکاری با روحانیون و چاپ و نشر اعلامیه دستگیر شد و هشت روز در زندان به سر برد ، بعد با سپردن تعهد آزاد گردید .

وی در 11 اسفند 1343 بار دیگر به اتهام عضویت در هیئت های مؤتلفه (پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت) دستگیر و به مدت شش روز بازجویی و پس از رفع سوءظن آزاد گردید ، او در آخرین روز بازجویی اعتراف کرده است که حدود سه ماه است با حضرت آیت الله خمینی مربوط هست و رساله ایشان را چاپ کرده .

مصدقی برای بار سوم در 2 آبان 1346 مورد سوءظن قرار گرفت و دستگیر شد ، اما زندانی نگردید ، سرانجام در اول مرداد 1350 به دلیل سکته قلبی در گذشت . ( شهید سید اسدالله لاجوردی ، 224 و 225 )

4- لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در چهاردهم مهر ماه 1341 توسط امیر اسدالله علم نخست وزیر وقت در نبود مجلسین ( شورای ملی و سنا) در هیئت دولت طرح شد و به تصویب رسید ، به موجب این تصویب نامه 1 _ شرط اسلام و مسلمانی از شرایط نمایندگی حذف شد ، 2 . منتخبین می توانستند در مراسم تحلیف به کتاب آسمانی خود سوگند یاد کنند . 3 . به زنان حق رأی داده می شد ، پس از آن خبر تصویب لایحه در 16 مهر 41 در جراید اعلام شد و از آنجا که این لایحه در دل خود مفاسدی داشت و مقاصد سیاسی را دنبال می کرد موج مخالفت با آن بالا گرفت ، گسترده ترین مقاومت ها و مخالفت ها از سوی روحانیون از طریق تحصن ، صدور اعلامیه و سخنرانی بود .

امام خمینی طلایه دار این مخالفت ها به عنوان چهره ای روحانی و مبارز نزد مردم شناخته شدند ، نهضت آزادی و دانشجویان دانشگاه تهران نیز به جرگه مخالفین با این لایحه پیوستند و با برگزاری میتینگ (دمونستراسیون) و صدور اعلامیه و بیانیه مخالفت خود را ابراز داشتند . این فشارها و مخالفت ها سرانجام دولت را وادار به عقب نشینی کرد و اسدالله علم روز شنبه دهم آذر ماه طی مصاحبه ای مطبوعاتی الغای تصویب نامه را اعلام کرد .

5- شهید مهدی عراقی در خاطرات خود چنین می گوید : از بدو حرکتی که روحانیت راجع به انجمن ایالتی و ولایتی شروع می کنند در تهران سه گروه بودند که با همدیگر کار می کردند ، کارهای مذهبی داشتند ... البته دو گروهش تقریباً این شکلی بودند ، یک گروهش هم که مال شهرستان بودند و به خصوص بیشترشان مال اصفهان بودند که به نام بچه های اصفهان معروف بودند توی بازار .

از بدو حرکت حاج آقا خمینی یعنی روحانیت خرده خرده این سه گروه هر کدام مجزا از همدیگر با روحانیت یک تماسکی پیدا کرده بود ، کار می کردند ... یک مقدار که کار بیشتر شده بود و مبارزات هم حادتر شده بود اینها افتادند بیشتر روی جنبه رقابت ، هم می خواستند کار بیشتری کنند ....

به دعوت مرحوم حاج صادق امانی برای کاستن ضررهای رقابت به صورت یک ائتلاف در آمدیم و حالا باید تأییدیه حاج آقا خمینی را هم بگیریم ، حاج آقا باید موافقت خویش را اعلام بکند ، خوب وقتی آمدیم خدمت حاج آقا ، جریان را برای ایشان گفتم ، ایشان هم تأیید فرمودند و هر کسی هم که می رفت از حاج آقا سؤال می کرد ، ایشان می فرمودند که مسلمان باید تشکیلاتی باشد ، مسلمان بدون تشکیلات ارزشی ندارد . (عراقی ، 166 و 165)

6- نشریه برون گروهی مؤتلفه نشریه بعثت بود که توسط عده ای از روحانیون عضو و یا وابسته به مؤتلفه در قم تهیه و توسط افراد مؤتلفه چاپ و توزیع می گردید و در روشن کردن اذهان مردم بسیار مؤثر بود . اولین شماره بعثت در ماه رجب 1383 ( آبان و آذر 1342) انتشار یافت . (بادامچیان و دیگران ، هیئت های مؤتلفه اسلامی ، 285)

7- سید علی شاهچراغی امام جماعت حسینیه ارشاد در خرداد 1349 فوت کرد .

پایان

منبع:سایت سجاد


دسته ها :
جمعه چهارم 11 1387 19:47
X