دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 392435
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

آمریکایی ها اول سعی کردند که انقلاب را نگذارند شکل بگیرد، موفق نشدند و علی رغم تلاشی که کردند انقلاب پیروز شد. بعد فوری تلاش کردند انقلاب را از بین ببرند، اقداماتی که آن روزها کردند، بوسیله جریانات سیاسی و قومیت ها و اختلافات داخلی و گروهک منافقین. ترورها، ترور ائمه جمعه ، شخصیت ها، نخست وزیر ، رئیس جمهور، همه این تلاش ها را انجام دادند تا این انقلاب نوپا را از بین ببرند. وقتی شهید رجایی را ترور کردند، جالب بود که 40 ساعت کسی به ما تسلیت نگفت. یعنی همه فکر می کردند. انقلاب تمام شد. حتی دوستان اطراف ما احتیاط می کردند به ما تسلیت بگویند، فکر می کردند که الان رژیم عوض می شود و اگر تسلیت بگویند بعداً آمریکایی ها به آنها معترض می شوند یا رژیم جدید ایران بعداً رابطه اش با آنها خراب می شود. اینقدر باورشان بود که کار تمام شد.

جنگ را هم برای همین به راه انداختند، دیدند با جنگ هم نتوانستند انقلاب ایران را از بین ببرند. حال چند سالی است که می گویند سعی کنیم در داخل خودش این انقلاب را کنترل کنیم و نگذاریم از مرزهایش بیرون برود. اما در این سیاست هم موفق نبودند و انقلاب اسلامی آنسوی مرزها را هم تسخیر کرده است. الان می گویند لااقل نگذاریم الگو شود، هر کسی در هر کشور دور و نزدیک به ایران؛ کشور اسلامی یا غیر اسلامی می تواند فکر کند که ایران انقلاب کرد، آزاد شد موفق شد و امروز هم یک قدرت شده است. پس ما هم می توانیم، یعنی فلان کشور فکر می کند که ما هم امکاناتش را داریم، جوان هایمان هم هستند، پس ما چرا اینکار را نکنیم.

ببینید در زمینه فیلم سازی چقدر جلو رفتند، در زمینه صنعت چقدر جلو رفتند، در زمینه المپیادها چقدر جلو رفتند. در زمینه هسته ای چقدر پیش رفتند ، پس ما هم می توانیم.

پس با چنین استدلالی باید نگذارند این اتفاق در ایران بیفتد که در نهایت کشورهای دیگر به این نتیجه برسد که بگوید اینکه ایران بود و نفت داشت و قدرت داشت و امام خمینی داشت و جمعیت اینچنینی داشت و انقلابی بود، آخرش این است پس بنشین سرجایت و لازم نیست قیام کنی. این را می خواهند به وجود آورند. بنابراین در هر زمینه ای می خواهند ما را محدود کنند از جمله ما در زمینه هسته ای برای خیلی کشورها الگو نشویم. لذا آمدند و فشار به ما می آورند که ما دست برداریم و آمدند برای ما قطعنامه صادر کردند. این چیز خوبی نیست ما هم راضی نیستیم و به عنوان یک عضو وزارت خارجه می فهمیم که صدور قطعنامه کار سنگینی است و دلمان نمی خواست قطعنامه بگیریم. الان هم تهدید می شویم به اینکه قطعنامه دیگری صادر کنند. البته واقعیت این است که ما از اینکه دو تا قطعنامه تا به حال گرفتیم ناراحتیم، اما از این قطعنامه ها قبلاً هم به ما داده اند. الان ممکن است بگویند که شما معاملات و کارهای بانکیتان با برخی کشورها محدود می شود. بعضی سفرهایتان محدود می شود از این حد که بیشتر نمی روند و نمی توانند جلوتر بروند. ما این محدودیت ها را زمان جنگ هم داشتیم. ما به این فشارها عادت داریم. ببینید گفتم 1- مایل نبودیم . 2- الان که شده خوشحال نیستیم اما. 3- عزا هم نگرفته ایم. چون آن روزی که ما با تمام قوا با اینها می جنگیدیم، صدام عروسک اینها بود پشت صدام همه کسانی بودند که به او کمک می کردند و عضو این ماشین جنگی بودند و ما با اینها می جنگیدیم و همه چیزمان را در صحنه برده بودیم، محاصره هم بودیم، جنس هم به ما نمی فروختند، تبلیغات هم علیه ما می کردند اما الان جنگ که نداریم شرایط اقتصادیمان هم بهتر از زمان جنگ است. ضمن اینکه از این وضع خرسند نیستیم. اما عاجز هم نیستیم و عزا هم نگرفته ایم. ما باید بایستیم، تصمیم نظام هم این بود، ما هیچ راهی جز ایستادگی در برابر قضیه هسته ای نداریم. یک قدم عقب بیاییم آنها ده قدم می آیند جلو. فکر نکینم که اگر عقب نشینی کنیم مشکل حل می شود مثل اینکه اخیراً یکی از اساتید دانشگاه یک مقاله ای نوشته است که"ایران بماند یا هسته ای بشویم"آن آقای استاد دانشگاه که قبلاً هم متاسفانه حرف ها و نوشته های دل خالی کننده جوانان کم نزده است. ایشان بداند و بشنود این حرف من را، امروز که شما می گوئید که به خاطر اینکه ایران بماند پس دست برداریم از مسئله هسته ای شدن، بدان فردا می آیند و می گویند تو برای چه هلی کوپتر می سازی؟ تو حق نداری که در زمینه مخابرات فلان کار فیبر نوری را انجام دهی، این با فلان ماده مغایرت دارد. در یک کلمه به ما خواهند گفت تو چرخ گوشت درست کن، جارو برقی درست کن، اما بیش از این حق نداری. بنابراین ما به دنیا گفتیم و می گوئیم که شما اگر از ما اطمینان می خواهید ما به شما اطمینان می دهیم. البته ممکن است تبلیغات رسانه های خارجی بر مردم داخل هم اثر بگذارد مثل شایعات اخیر که در مورد مسئولین بلند مرتبه مملکت بود که مریض هستند و حالشان بد است و هر روز یک مسئله ای را می گویند و اثر می گذارند که حتی حرف من را مبنی بر اینکه من دیروز دیدمشان قبول نمی کنند. بنابراین بمب باران تبلیغات ممکن است روی مردم اثر بگذارد. اما اندیشمندان و صاحب نظران ما بدانند که اگر ما در موضوع هسته ای کوتاه بیاییم حتماً در همه ارکان جامعه حتی در تحقیقات دانشگاهی ما هم دخالت می کنند. حتی خواهند گفت در دانشگاه امیرکبیر کارهای خلافی انجام می شود و یا فلان فرمول شیمیایی را نباید بدست آورید پس ما باید یک نفر در دانشگاه شما مستقر کنیم تا شما را کنترل کند همان روش های قدیم به سبک جدید عزت ما را مخدوش می کند. لذا ما باید بایستیم، تجربه هم نشان داده است که اگر ایستادیم بردیم. شما ببینید یک سگ هاری نشسته شما اگر دیدی او به سمتت نیم خیز شد و شما فرار کردی دنبالت می کند و آنقدر دنبالت می کند تا پایت را بگیرد ولی اگر شما ایستادی و به خصوص یک سنگ هم برداشتی، حال سنگ یعنی قدرت، یعنی انرژی هسته ای، اهرم های سیاسی و از این نوع، نمی گویم سگ می ترسد، نه سگ هار از آدم نمی ترسد اما ملاحظه پیدا می کند. دیپلماسی ما اینجا شروع می شود.

ما باید هنر دیپلماسیمان را بکار بگیریم، از ملاحظه سگ هار که به ما نمی پرد استفاده کنیم و روابطمان را تنظیم کنیم. لذا تردید نکنید که امریکا و اسرائیل سگ هار هستند. ما مجبوریم که این سگ هار را کنترل کنیم و از ملاحظه اش، از احساس نگرانیش بهره برداری کنیم جز این هیچ چاره ای نداریم.

تبیان: از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید و در شرایط حساس فعلی فرصتی را به سایت تبیان دادید متشکریم.

 

من هم خوشحال شدم ، ان شاءالله موفق باشید.

پایان

دسته ها :
پنج شنبه دهم 11 1387 21:5
X