دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 438755
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

و من خوشحال هستم که خیلی به من سخت گرفتند تا من وارد این کار شوم و بعد هم چون توصیه ای نبود گفتند شما بروید به اداره افریقا و کارشناس آن بخش باشید. گو اینکه من باید با آفریقا شروع کنم و با آفریقا هم تمام کنم. چون الان هم به عنوان معاون عربی – آفریقایی در سال های پایانی کار من مشغول هستم.

می خواهم بگویم که از وضعیتی که من در این 25 سال داشتم ، خیلی راضی و خوشحال هستم و می بینید که خیلی هم با علاقه از آن تعریف می کنم. همیشه ، هم به بچه های خودم و هم به جوان ها می گویم که سعی کنید روی پای خود بایستید و به خدا توکل کنید.

تبیان: با توجه به اینکه قرار است این ویژه نامه در دهه فجر منتشر شود ، از میزان فعالیت های خودتان در دوران انقلاب همراه با حرکت های دانشجویی و آن طیفی که امام خط دهی آنرا به عهده داشتند برایمان بگوئید.

اگر بگویم که هر وقت این سوالات پیش می آید من احساس شرمندگی می کنم، شما آنرا به حساب تواضع من نگذارید. واقعیت این است که هر وقت این سوالات در مورد تلاش برای پیروزی انقلاب و حضور در جبهه های جنگ علیه صدام پیش می آید، من احساس شرمندگی می کنم ، اما خب با این مسائل بیگانه هم نبودم.

در روزهای آخر عمر رژیم شاه، گروه های مختلف از هر قشری فعال بودند که ما هم جزو آنها بودیم . حضور در انجمن اسلامی دانشگاه و کار با چهره های سیاسی و انقلابی پیرو خط امام که اکنون برخی از آنها در صحنه سیاسی کشور هستند که یک وقتی با هم، هم کلاس هم بودیم، این فرصت را برای من پیش می آورد که همگام با آنها بتوانم در بعضی فعالیت ها باشم. در روزهای آخرین رژیم گذشته من یادم هست که به عنوان معلم کودکان تیز هوش تازه می خواستم استخدام شوم و یک معلم آمریکایی آمده بود برای معلمین تیز هوشان کلاس و بحث و درس داشت که من با او بحثم شد و من را بیرون کردند و همان باعث شد که بعضا هم کلاس های من که بعدا معلمین همان سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان شدند بگویند که فلانی انقلابی است. یعنی آن درگیری که من با آن معلم امریکایی پیدا کردم و او مرا بیرون کرد مقدمه ای شد.

که مورد توجه دوستان و همکلاس هایم قرار بگیرم. لذا وقتی فعالیت ها و راهپیمایی ها به اوج خودش رسید، این موضوع باعث شد که من و چند تن دیگر سردمداران همکاران و دوستان دیگرمان باشیم.

یا در محله در تشویق و تحریک جوان ها و دوستانمان ، همان کاری که خیلی از افراد در آن زمان داشتند من داشتم.

من باید یاد کنم از مرحوم حاج عبدالحمید ایروانی که خیلی مشوق من بود. خدا رحمت کند این روحانی بزرگ را که خیلی زود فوت شد. (مهدیه تهران بعد از انقلاب زیر نظر ایشان بود) و همین طور مرحوم لاری که ایشان معلم من بود. ایشان و مرحوم ایروانی خیلی موثر بودند در اینکه من مقلد امام شوم. لذا من از هر دوی این عزیزان که فوت شده اند لازم است یادی بکنم. از همان دوران دبیرستان این دو بزرگوار در اینکه من مقلد امام شوم و رساله امام را داشته باشم خیلی موثر بودند. یادم هست که رساله امام را گاهی من زیر فرش  پنهان می کردم به دلیل اینکه گاهی دیگران پدر و مادرم را می ترساندند که این بچه شلوغ است و مشکل ایجاد می کند، و آنها متعرض من می شدند. من هم رساله امام را زیر فرش پنهان می کردم.

می خواهم عرض کنم که من متاسفانه کار بزرگی نکردم و خیلی عقب تر از دیگران بوده و هستم، اما خوشبختانه می توانم بگویم از همان دوران جوانی و نوجوانی بوی انقلاب و انقلابیون را از فاصله خیلی دور حس می کردم. با برخی شخصیت ها هم نزدیک شدم. زمان پیروزی انقلاب همانطور که عرض کردم در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان بودم. به دلیل همان سابقه بد، استخدام هم نشدم. بالاخره در 8/8/58 من استخدام این سازمان شدم.

یا در دوران سربازی در سال 54 که به خدمت وظیفه اعزام شدم . به دلیل اینکه شب اول حضورم در پادگان مصادف با 13 رجب بود ، من در آسایشگاه سخنرانی کردم. من را بردند و چند روز تنبیه کردند. یا در ایام عاشورا در سنندج که خدمت می کردم من هم سخنرانی کردم و هم نوحه خواندم. گاهی الان که سخنرانی خودم در آن زمان را گوش می کنم، خودم تعجب می کنم که این حرف ها را من سال 54 چطور نترسیدم و زدم. چون نوارش هنوز هست. من حرف های تندی در آن سخنرانی ها گفتم. بنابراین این زمینه خوشبختانه بود اما تکرار می کنم در مقابل کسانی که در زندان ها بودند، شکنجه شدند و همه چیزشان را در اختیار امام و انقلاب قرار دادند ما کاری نکردیم و چیزی نبودیم.

امیدوارم که خداوند به همه توفیق بدهد که بتوانند به قول امام حسین(ع) آزاده و حر باشند و برای خدا همه چیزشان را ارائه بدهند. آن وقت اگر چنین شد خدا همه چیز به آنها می دهد. مثلاً خدا شجاعت را به هر کسی نداده است اما به امام حسین داده است. عنوان سالار شهیدانی را به هر کسی نداده است اما به امام حسین داده است و خیلی چیزهای دیگر دلیلش این است که امام حسین همه چیزش را به خدا داده است.

خدا توفیق بدهد که ما قطره ای از آنچه می گوئیم، بتوانیم در زندگی شخصیمان بکار ببریم و پیاده کنیم.

 
ادامه دارد...

دسته ها :
پنج شنبه دهم 11 1387 20:29
X