دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 309104
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

ادامه از مطلب قبلی

واپسین روزها از زبان تهرانی
آخرین رئیس کمیته مشترک در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی هرمز آیرم115 بود. هنگامی که او رئیس کمیته مشترک شد، دیگر از کمیته چیزی باقی نمانده بود زیرا ساواک که به علت احساس خطر شدید، کلیه اسناد و مدارک را به پادگان سلطنت آباد منتقل کرده بود و این مکان تبدیل شده بود به محلی برای جمع شدن بازجوها و کارمندان که ضمن دنبال نمودن اخبار روز که خبر پیشروی لحظه به لحظه انقلابیون را در برداشت همچون پتکی برسرشان فرود می آمد و لذا به تصمیم گیری درباره فرار و به کجا پناهنده شدن پرداخته بودند.
پس از اعلام حکومت نظامی چند نفراز کارمندان ساواک مثل مصطفی هیراد (مصطفوی)، فرج الله سیفی کمانگر (کمالی) برای بازجویی از متهمین به فرمانداری نظامی در باغشاه مأمور شدند. (البته به اجبار) و کمیته مشترک نیز رکن دوم اطلاعات فرمانداری محسوب و اکیپ های کمیته برای دستگیری افراد مورد نظر در اختیار فرمانداری نظامی قرار گرفتند. در این اواخر نیز اداره کل سوم بعنوان آخرین راه چاره، لیست اسامی حدود 600 نفر از روحانیون، افراد سابقه دار که همچنان به فعالیت علیه رژیم می پرداختند، اعضای سازمان مبارز که در خارج از کشور فعالیت داشته و احتمال می دادند به ایران آمده باشند را تهیه و با آدرسهایی که در دست بود به کمیته مشترک داده بود تا آنها را دستگیر نمایند. چندین بار که برای تهیه لیست زندانیان که باید آزاد می شدند به اداره کل سوم رفته و در دفتر عطارپور در حالی هوشنگ ازغندی، محمدحسن ناصری، پرویز فرنژاد و همایون کاویانی نیز حضور داشتند همه از هم می پرسیدند، چه باید کرد که ناصری و عطارپور طرفدار خشونت و شدت عمل و حتی کشتارهای بزرگ بودند، ولی کاملاً احساس می شد که دیگر مانند گذشته حرفشان خریدار ندارد و حتی پرویز ثابتی نیز بدون اجازه سپهبد مقدم رأساً نمی توانست دستوری بدهد .
بعد از اعتصاب کارکنان صنعت نفت و مشکل نبودن بنزین، ساواک تقریباً تعطیل شد و کارمندان اداره به صورت یک سوم سر کار می آمدند. یعنی هر روز یک سوم کارمندان که آنهم عملی نشد و کارمندان نمی توانستند به موقع به اداره بیایند و اگر هم می رسیدند برای ساعت 10 یا 11 صبح بود که بهره خدمتی نداشتند. برای تعدادی از رؤسای بخش، رؤسای ادارات و کارمندانی که مسئول نوشتن بولتن ها بودند جیره بنزین تعیین تا با استفاده از بنزین بتوانند به موقع به اداره بیایند. سایر ادارت کل نیز تقریباً تعطیل بود.
تعداد زیادی از کارمندان شهرستانها به تهران آمده و تقاضای بازنشستگی کرده و یا استعفاء داده بودند. برخی از ساواک ها کلیه وسایل و مدارک اداری را به داخل پادگان ها برده و حتی کارمندان و همسرانشان نیز به داخل پادگان ها رفته بودند. عده ای به تهران آمده و حاضر به بازگشت به محل خدمت خود نبودند. بعد از انحلال ساواک و یا همزمان با انحلال ساواک اکثر کارمندان ساواک منتقله به شهرستانها، به تهران آمده و به علت نداشتن تأمین جانی به شهرستان نمی رفتند.
110 - سید سعید میرفخرایی فرزند سید نصراله در سال 1304 در تهران متولد شد. در سال 1337 با مدرک دیپلم در ساواک استخدام شد و در اداره کل سوم و در کسوت رئیس دایره و مسئول اقدام به کار مشغول شد. در مقطعی هم رئیس دایره و رهبر عملیات بود. در کمیته مشترک با عنوان رئیس تیم 1 بخش 5 به فعالیت اشتغال داشت. به زبان های فرانسه و انگلیسی تسلط نسبی داشت. میرفخرایی تا آخرین روزهای حیات رژیم شاه با ساواک همکاری داشته است. (پرونده شخصی).
111 - اعترافات تلویزیونی سال 1358.
112 - ر. ک: همین کتاب، ص 253
113 - روزنامه کیهان، مورخ 16 دی ماه 1357. (سند شماره 29)
114 - سرهنگ علی زیبایی دانشجوی دانشکده افسری بود که به دلیل فساد اخلاقی از دانشکده اخراج شد و بعدها دوباره به ارتش پیوست. وی در فرمانداری نظامی با تیمور بختیار همکاری می کرد و این همکاری در ساواک هم ادامه داشت. زیبایی در سال 1339 دبیر اول سفارت ایران در اتریش بود و کارهای ساواک در خصوص ارتباطات کمونیست ها در اروپا را که مرکز آن در اتریش بود انجام می داد. (به نقل از دکتر مهیار خلیلی، مؤلف کتاب های «تاریخ شکنجه» و «شکنجه در کمیته مشترک پهلوی».
115 - هرمز آیرم فرزند محمد صادق، متولد 1318، اهل تهران و دارای لیسانس در رشته حقوق قضائی از دانشکده افسری و فوق لیسانس در حقوق جزا بود. وی تا اواسط خرداد سال 50 در ارتش شاه با سمت های دادرس، دادیار، بازپرس شعبه 8 دادستانی و افسر قضایی در تبریز فعالیت کرد و در خرداد سال 1350 قبل از تشکیل کمیته مشترک به ساواک مأمور گردید. آیرم در سال 1351 به آمریکا رفت و دوره های پلیس بین الملل J.A.G و توجیه و حفاظت اطلاعات و ضد اطلاعات را آموزش دید و موفق شد دیپلم افتخاری از دادگاه عالی امریکا دریافت نماید.
مشاغل و پست های او در ساواک عبارتند از : رئیس بخش 321 امور دانشجویان دانشگاه تهران، معاون اداره عملیات و بررسی، رئیس کمیته اوین، معاون اداره کل نهم و ریاست کمیته مشترک ضد خرابکاری تا پیروزی انقلاب اسلامی.
- فاطمه امینی، علی رحیمی، خلیل رفیعی طباطبایی و ... در زمان ریاست او، در کمیته اوین زیر شکنجه یا بر اثر شکنجه در اوین کشته شده است.
- در عملیاتی که منجر به شهادت فتحعلی پناهیان و کشته شدن پرویز خدایاری شد، شرکت داشته است.
او در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی همسر و فرزندان خود را از کشور خارج نموده و به دنبال آن به همراه چند نفر از همکاران خود از کشور گریخت.
((پرونده شخصی و اعترافات تهرانی، سند شماره 30) (برای اطلاعات بیشتر ر. ک: به : اظهارات کمالی درباره آیرم؛ سند شماره 31)

ادامه دارد...

منبع:سایت سجاد


دسته ها :
جمعه چهارم 11 1387 16:41
X