دسته
آدرس های دیگر این وبلاگ
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 210126
تعداد نوشته ها : 1708
تعداد نظرات : 23
Rss
طراح قالب

از محل جمع آوری این پول ها ، مواد اولیه و سایر اقلام مورد نیاز اعضا و زندانیان تهیه می شد ، در نوبتی که من و شهید عراقی در این هیئت انتخاب شدیم ، هیئت 1800 تومان بدهی داشت که ما توانستیم با به کارگیری برنامه ای سخت و ریاضتمندانه ظرف چهار ماه آن را پرداخته و بعد وضعیت غذا را بهبود دهیم .
مارکسیست ها مشتمل بر توده ای ها و گروه نیکخواه (5)بودند که در کمون کاری مشابه انجام داده بودند و به صورت هفتگی یا ماهیانه از اعضای خود مبالغی متفاوت تحت عناوین مختلف از جمله حق عضویت جمع کرده و صرف امور مربوط به اعضای خود می کردند .
مسلمان ها ، مارکسیست ها را نجس می دانستند و در روابط خود با آنها رعایت طهارت را می کردند ، این امر خوشایند مارکسیست ها نبود ، آنها نیز برای تلافی در مواقع گوناگون مسلمان ها را اذیت و آزار می کردند . در حمام به روی مسلمان ها آب می پاشیدند و یا رعایت بهداشت و نظافت را در توالت ها و دستشویی ها نمی کردند ، حتی به صورت ایستاده در آفتابه ادرار می کردند .
البته گاهی بین این دو طیف در بعضی حرکت ها و فعالیت ها ، هماهنگی و مشارکت بود ، به یاد دارم یک روز صبح آقای صنوبری که در حیاط زندان خوابیده بود توسط مأموری از خواب با حالت عصبانی بیدار شد . در نتیجه سیلی محکمی در گوش مأمور نواخت و بعد با هم درگیر شدند .
مأمورین دیگر نیز دخالت کردند ، نزاع بین بچه مسلمان ها و آنها بالا گرفت ، مارکسیست ها نیز به حمایت از مسلمان ها وارد عرصه شدند ، پس از شدت گرفتن دعوا کماندوها نیز وارد صحنه شدند ، مسلمان ها از چاقو (6) و مارکسیست ها از تیزی(7) استفاده کردند ، این ماجرا سرانجام با دستگیری چند نفر و فرستادن آنها به زندان انفرادی به پایان رسید .
برای حفظ امید و گریز از یکنواختی و پویایی و احیای روحیه زندانیان ، گاهی شایعه فرار از زندان می پراکندیم ، با این که فرار از زندان شماره 3 به خاطر وجود درهای متعدد ، دیوارهای بلند و کثرت نگهبانان امری محال بود ، ولی مسئولین و مأمورین زندان آن را جدی می گرفتند ، چند روزی نمی گذاشتند که بچه ها در حیاط بخوابند ، از اول غروب همه را به بندها می بردند .
روزی مارکسیست ها در کمون تصمیم گرفتند برای زندان تلویزیون بخرند ، آنها این تصمیم را با مسلمان ها در میان گذاشته و آنها را نیز به مشارکت در این کار ترغیب کردند ، هیئت اصلی جامعه اسلامی شروع کرد به جمع آوری پول از بچه ها ، برخی می پذیرفتند و کمک می کردند و برخی هم نه .
آنها که موافق با این امر نبودند استدلال می کردند که تلویزیون موجب اشتغال فکری و ذهنی کاذب برای بچه ها می شود ، آنها را از مطالعه و اندیشیدن باز می دارد ، آنها که موافق بودند می گفتند ما فقط برنامه های آموزنده را نگاه می کنیم و از پخش و تماشای برنامه های منفی و مخرب با کنترل و مراقبت جلوگیری می کنیم .

ادامه دارد...

منبع:سایت ساجد


دسته ها :
دوشنبه هفتم 11 1387 18:54
X